تاریخ انتشار :يکشنبه ۱۶ جوزا ۱۳۸۹ ساعت ۰۹:۲۵
کد مطلب : 11028
دستاورد جرگه مشورتی صلح؛ تأیید جنگ و تجاوز / مصباح زاده
ماه‏ها قبل از برگزاری جرگه‏ی به اصطلاح ملی و مشورتی صلح، تلاش‏های کرزی در کنفرانس لندن و شاخ و شانه کشیدن بعدی او در برابر تحقیرها و خودسری‏های نیروهای خارجی به ویژه
ماه‏ها قبل از برگزاری جرگه‏ی به اصطلاح ملی و مشورتی صلح، تلاش‏های کرزی در کنفرانس لندن و شاخ و شانه کشیدن بعدی او در برابر تحقیرها و خودسری‏های نیروهای خارجی به ویژه نیروهای امریکایی و مداخلات بی شرمانه‏ی آنان در انتخابات، به خصوص انتخابات ریاست جمهوری دور گذشته و نمایش مضحکِ تشدید اختلافات میان کاخ سفید و حامد کرزی و ... چنین القا می‌شد که جرگه‏ی مشورتی صلح یک جرگه‌ی مستقل از نفوذ مداخله گران خارجی و عوامل ادامه بحران خواهد بود. انتظار می‌رفت این جرگه از امریکا و متحدان آن بخواهد که به مداخلات خود در امور حاکمیت ملی و بخصوص تعیین وزرا و مدیران ارشد کشور پایان داده و با توقف کشتار غیر نظامیان و بمباران مناطق مسکونی و آزار و اذیت شهروندان افغان، تاریخی برای خروج نیروهای‏شان از افغانستان تعیین کنند. همچنین انتظار می‏رفت از کشورهایی که امریکا و دولت کرزی آنان را حامیان مخالفان مسلح می‏دانند، خواسته شود که از مداخله در امور افغانستان دست بردارند و از گروه‏ها و افرادی که عملیات تروریستی در این کشور انجام می‏دهند بیشتر از این حمایت نکنند. از سوی دیگر انتظار می‏رفت که در این جرگه خواسته‏های کسانی که آنان را ناراضیان عنوان کرده است نیز مورد توجه قرار گیرد تا چارچوب مشترکی برای مذاکره و تفاهم ایجاد شود.
و اما، در قطعنامه پایانی جرگه مشورتی صلح کاملا بر خلاف آن چه که انتظار می‏رفت عمل شده و به وضعیت بحرانی موجود و دخالت و اشغالگری خارجی‏ها نه تنها مهر تأیید زده شده است، بلکه از آن‏ها خواسته شده که به دخالت‏شان در افغانستان ادامه دهند تا منافع یک مشت گروه‏ها و افراد به اصطلاح روشنفکرِ وابسته که منافع شخصی و ایدئولوژیک‏شان را تنها در سایه‏ی سلطه‏ی نظامی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی غرب برآورده می‏بیند حفظ شود.
در این قطعنامه ذلیلانه از کشورهای اشغالگر که آنان را «جامعه‏ی جهانی»، می‏خوانند، تحت عنوان «تعهدات دراز مدت» خواسته شده است که به سلطه‏ی دراز مدت‏شان در افغانستان ادامه دهند تا «افغانستان، به میدان کشمکش‏ها و رقابت‏های منطقوی مبدل نگردد». در عین حال از مداخلات پادشاه عربستان سعودی و ترکیه در امور افغانستان حمایت شده و از آنها خواسته شده است که به دخالت‏های‏شان ادامه دهند. گو این‌که عربستان و ترکیه از کشور های منطقه به شمار نمی‌روند و در امور افغانستان دخالت نکرده اند. در این رابطه این سؤال مطرح می‏شود که اگر عربستان به عنوان رستنگاه تروریست‏های القاعده و حامی طالبان و ترکیه به عنوان عضو ناتو و حامی اشغالگران - که برای سرکوب طالبان به کشور ما نیرو فرستاده است - مشکل گشای افغانستان هستند، امریکا و دیگر سلطه‌جویان غربی هم دوست و نجات‏دهنده‏ی افغانستان و طالبان نیز فقط ناراضیان‏اند، نه جنگ کنندگانی که تاکنون آنها را تروریست خوانده‏اند، پس طرف‏های ذیربط  و کسانی که کشمکش‏های منطقه‏ای را دامن می‏زنند چه کسانی هستند؟ آیا عربستان و ترکیه که طرف‏های ذیربط منطقه‏ای در بحران هستند می‏توانند میانجی هم باشند؟ اگر چنین است چه دلیلی وجود دارد که پاکستان هم به عنوان طرف ذیربط منطقه‏ای و متحد امریکا میانجی نباشد؟
وانگهی اگر کشور های منطقه بخاطر دخالت‌ها و رقابت های شان مورد اطمینان نیستند، چه دلیلی دارد که کشورهای مداخله‌گر و رقیب خارج از منطقه و به اصطلاح «جامعه جهانی» مورد اطمینان بوده و افغانستان را نجات دهند؟ اگر آن ها نجات دهنده هستند پس چرا در طی حدود ۹ سال نه تنها کشور را نجات ندادند بلکه بیشتز از پیش در لجن زار نا امنی، تروریسم و تولید و قاچاق مواد مخدر فرو برده اند؟
بسیار مضحک است که در قطعنامه پایانی جرگه مشورتی از حامد کرزی که دولت او ضعیف وغرق در فساد از سوی غربی‏ها معرفی شده و یکی از عوامل اصلی بحران به شمار می‏رود حمایت شده است، از ایالات متحده امریکا که نه تنها مخالفان حتی خود کرزی به صورت تلویحی آن را اشغالگر معرفی کرد و تهدید نمود که اگر بیشتر از این تحقیر شود به طالبان خواهد پیوست، حمایت و قدردانی شده، از غاصب حرمین شریفین که برای سرکوب مدافعان مسجدالاقصی با اسرائیل در یک صف قرار گرفته حمایت و قدردانی شده، اما از ناراضیان و مخالفان مسلح دولت کرزی خواسته شده است که دولت و وضعیت موجودی را که اشغالگران بوجود آورده اند به رسمیت شناخته و صلح کنند. چنین صلحی چیزی جز تسلیم شدن معنا ندارد و طالبان در شرایطی قرار ندارد که تن به چنین تسلیمی بدهد.
 و مضحک‌ تر از همه این که ۹۹ در صد اعضای شرکت کننده در جرگه‌ی مشورتی صلح از نمایندگان پارلمان و اعضای دولت گرفته تا انجوها و جامعه‌ی به اصطلاح مدنی حقوق بگیر امریکا و کشورهای خارجی هستند؛ آیا مزدبگیران خارجی می توانند منافع ملی را خارج از چارچوب منافع خارجی های مسلط تأمین کنند و برخلاف دستور ارباب عمل نمایند؟
طالبان از ابتدا این جرگه‌ی فرمایشی را محکوم کرد و جرگه نیز طرح قابل قبول نه تنها برای طالبان بلکه برای کل ملت افغانستان نتوانست ارائه دهد و همان حرف‏ها و شعارهای تبلیغاتی کرزی را که بارها تکرار شده و هیچ کس به آن توجه ندارد به شکل قطعنامه درآورده است. حالا که معلوم شد جرگه مشورتی صلح دستاوردی نداشته و نمی‏توانست داشته باشد چرا این همه هیاهو به راه افتاده و این همه هزینه شد؟
دو دلیل عمده را برای راه اندازی جرگه‌ مشورتی صلح می توان بر شمرد:
۱- اعتبار و مشروعیت حکومت آقای حامد کرزی در طی حدود ۹ سال حکومت ناموفق و وابستگی صد درصد به امریکا و انگلیس و دست و پا زدن در منجلاب فساد و تقلب  هم در افکار عمومی مردم افغانستان و هم در محافل بین المللی زیر سؤال رفته است. برای سرپوش گزاری بر این بی اعتباری و فراهم شدن زمینه‌ی مانور تبلیغاتی در داخل و خارج از کشورنیاز به یک تحرک سیاسی- اجتماعی بود که جرگه‌ی مشورتی صلح می تواند در این راستا تشکیل شده باشد.
۲- ایالات متحده‌ی امریکا و متحدانش در طی چند سال گذشته در افکار عمومی مردم افغانستان به عنوان اشغالگر ظهور کرده و اعتراض وسیعی را برانگیخته است. اکثریت مردم افغانستان خواستار خروج نیروهای خارجی از افغانستان و تعیین جدول زمانی برای این خروج هستند. به دلیل این که حاکمیت ملی افغانستان مخدوش شده است چنین خواستی در دولت و پارلمان نیز تا حدی تسری یافته است. امریکا برای مشروعیت بخشیدن به ادامه‌ی حضور خود در افغانستان نیاز به یک سند توجیهی جدید داشت که آن را از جرگه‌ مشورتی صلح به شکل  تأییدیه و تقدیرنامه دریافت کرد.  
https://payam-aftab.com/vdcbwgb8.rhb85piuur.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما

برارد گرامي مصباح زاده!
لا تَحزَن إنَّ الله مَعَنَا (الآيه)

ما برين باوریم که (انجام روسها در انتظار امريکاست)

با احترام
برادر بزرگوار مصباح زاده صاحب بعد از عرض سلام. در پناه و عصمت ایزد لایزال باشید. واقعا درک تان ازین جرگه فرمایشی عالی بود. به امید اینکه ناجی یی کشتی ناامیدی و غرق شده این ملت بیچاره را به ساحل نجات برساند.(نصر من الله و فتح قریب)

با عرض حرمت
0