کد QR مطلبدریافت صفحه با کد QR

عاشورا در نگاه استاد شهید مرتضی مطهری

حسین (ع) شهید فریضتین

10 اسد 1401 ساعت 10:58


عامل سوم (قیام امام حسین) عامل امر به معروف و نهی از منکر است که اباعبدالله علیه‌السلام صریحاً به این عامل استناد می‌کند. امام در این زمینه به احادیث پیغمبر و هدف خود استناد می‌کند و مکرر نام امر به معروف و نهی از منکر را می‌برد، بدون اینکه اسمی از بیعت و دعوت مردم کوفه ببرد. این عامل ارزش بسیار بسیار بیشتری از ۲ عامل دیگر (دعوت مردم کوفه و تقاضای بیعت توسط یزید) به نهضت حسینی می‌دهد. به موجب همین عامل است که این نهضت شایستگی پیدا کرده‌است که برای همیشه زنده بماند، برای همیشه یادآوری شود و آموزنده باشد. البته همه عوامل آموزنده هستند ولی این عامل آموزندگی بیشتری دارد، زیرا نه متکی به دعوت است و نه متکی به تقاضای بیعت؛ یعنی اگر دعوتی از امام نمی‌شد، حسین بن علی علیه‌السلام به موجب قانون امر به معروف و نهی از منکر نهضت می‌کرد. اگر هم تقاضای بیعت از او نمی‌کردند، باز ساکت نمی‌نشست. موضوع خیلی فرق می‌کند و تفاوت پیدا می‌شود.
به موجب عامل اول، چون مردم کوفه دعوت کردند و زمینه پیروزی صدی پنجاه یا کمتر آماده شده‌است، امام حرکت می‌کند؛ یعنی اگر تنها این عامل در شکل‌دادن نهضت حسینی مؤثر بود، چنانچه مردم کوفه دعوت نمی‌کردند، حسین علیه‌السلام از جای خود تکان نمی‌خورد. به موجب عامل دوم، از امام بیعت می‌خواهند و می‌فرماید با شما بیعت نمی‌کنم؛ یعنی اگر تنها این عامل می‌بود، چنانچه حکومت وقت از حسین علیه‌السلام بیعت نمی‌خواست، او با آنها کاری نداشت، می‌گفت شما با من کار دارید، من که با شما کاری ندارم؛ شما از من بیعت نخواهید، مطلب تمام است. پس به موجب این عامل، اگر آنها تقاضای بیعت نمی‌کردند، اباعبدالله هم آسوده و راحت بود، سر جای خود نشسته بود، حادثه و غائله‌ای به وجود نمی‌آمد. اما به موجب عامل سوم، حسین یک مرد معترض و منتقد است، مردی است انقلابی و قیام‌کننده، یک مرد مثبت است. دیگر انگیزه دیگری لازم نیست. همه جا را فساد گرفته، حلال خدا حرام، و حرام خدا حلال شده‌است، بیت‌المال مسلمین در اختیار افراد ناشایسته قرار گرفته و در غیر راه رضای خدا مصرف می‌شود. پیغمبر اکرم فرمود: هر کس چنین اوضاع و احوالی را ببیند «فَلَمْ یغَیرْ عَلَیهِ بِفِعْلٍ وَ لا قَوْلٍ» و درصدد دگرگونی آن نباشد، در مقام اعتراض برنیاید «کانَ حَقّاً عَلَی‌الله انْ یدْخِلَهُ مُدْخَلَهُ» شایسته‌است (ثابت است در قانون الهی) که خدا چنین کسی را به آنجا ببرد که ظالمان، جابران، ستمکاران و تغییردهندگان دین خدا می‌روند، و سرنوشت مشترک با آنها دارد. امام به گفته جدش استناد می‌کند که در چنین شرایطی کسی که می‌داند و می‌فهمد و اعتراض نمی‌کند، با جامعه گنهکار خود سرنوشت مشترک دارد. تنها این حدیث نیست، احادیث دیگری از شخص پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله در این زمینه هست.
حدیثی داریم که امام رضا علیه‌السلام از پیغمبر اکرم نقل می‌کند و آن این است: «اذا تَواکلَتِ النّاسُ الْامْرَ بِالْمَعْروفِ وَ النَّهْی عَنِ الْمُنْکرِ» هرگاه مردم امر به معروف و نهی از منکر را به عهده همدیگر بگذارند (یعنی هر کس سکوت کند به انتظار اینکه دیگری امر به معروف و نهی از منکر کند و درنتیجه هیچ‌کس قیام نکند) «فَلْیأْذَنوا بِوِقاعٍ مِنَ اللهِ» پس برای عذاب الهی منتظر و آماده باشند. چه عذابی؟ سنگ از آسمان بیاید؟ نه! عذاب الهی در آیه قرآن چنین تفسیر شده‌است:
قُلْ هُوَ الْقادِرُ عَلی انْ یبْعَثَ عَلَیکم عَذاباً مِنْ فَوْقِکمْ اوْ مِنْ تَحْتِ ارْجُلِکمْ اوْ یلْبِسَکمْ شِیعاً وَ یذیقَ بَعْضَکمْ بَأْسَ بَعْضٍ‏؛ (از عذاب خدا بترسید) بگو خدا قادر است که از بالای سر شما بر شما عذاب بفرستد یا از زیر پای شما عذاب را بجوشاند یا شما را دسته دسته کند، یا اینکه زیان خود شما را به خود شما برساند (یعنی خودتان را به جان یکدیگر بیندازد).
اهل بیت در روایات خود چنین معنی می‌کنند: عذاب بالای سر یعنی شما از مافوق‌ها عذاب می‌بینید، عذاب از زیر پا یعنی از طبقه مادون عذاب می‌بینید. پیغمبر اکرم فرمود: وقتی مردم امر به معروف و نهی از منکر را رها کنند، منتظر و مطمئن باشند پشت سر آن عذاب الهی می‌آید.
حدیث دیگری از پیغمبر اکرم است که آن را، هم علمای شیعه در کتب معتبر خود مثل اصول کافی روایت کرده‌اند و هم علمای اهل تسنن. غزالی این حدیث را در احیاءالعلوم نقل می‌کند و سند آن در کتب حدیث اهل تسنن هست:
لَتَأْمُرُنَّ بِالْمَعْروفِ وَ لَتَنْهُنَّ عَنِ الْمُنْکرِ اوْیسَلِّطَنَّ‌الله عَلَیکمْ شِرارَکمْ فَیدْعوا خِیارُکمْ فَلا یسْتَجابُ لَهُمْ‏.
یعنی باید امر به معروف و نهی از منکر را داشته باشید، این دو باید وجود داشته باشند، اگرنه بدان شما بر شما مسلط می‌شوند، بعد خوبان شما می‌خوانند و به آنها جوابی داده نمی‌شود. اکثر اینطور معنی می‌کنند که بعد از آنکه بدان شما بر شما مسلط شدند، نیکان شما به درگاه الهی می‌نالند و خداوند دعای آنها را مستجاب نمی‌کند؛ یعنی قومی که امر به معروف و نهی از منکر را رها کنند، خاصیتش این است که خداوند رحمت خود را از آنها می‌گیرد؛ هر قدر خدا را بخوانند، دعای آنها به موجب این گناه مستجاب نمی‌شود. غزالی معنی لطیفی برای این آیه کرده‌است- با اینکه مرد به اصطلاح درویشی است و در مسائل اجتماعی دیده نمی‌شود- می‌گوید معنی این جمله‏ (فَیدْعوا خِیارُکمْ فَلایسْتَجابُ لَهُمْ) این نیست که خدا را می‌خوانند و خدا دعای آنها را مستجاب نمی‌کند، معنایش این است که وقتی امر به معروف و نهی از منکر را ترک کنند، آنقدر پست می‌شوند، آنقدر رعب‌شان، مهابت‌شان، عزت‌شان و کرامت‌شان از بین می‌رود که وقتی به درگاه همان ظَلَمه می‌روند، هرچه ندا می‌کنند، به آنها اعتنا نمی‌شود؛ یعنی پیغمبر فرمود: اگر می‌خواهید عزت داشته باشید و دیگران روی شما حساب کنند، امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید. اگر امر به معروف و نهی از منکر نداشته باشید، نخستین خاصیت آن ضعف شماست، پستی و ذلت شماست، دشمن هم روی شما حساب نمی‌کند.

بر در ارباب بی‌مروت دنیا 
چند نشینی که خواجه کی به در آید

آن وقت مثل یک برده و بنده، هر چه التماس کنید، کسی جواب‌تان را نخواهد داد. معنی بسیار لطیفی است. ما چنین اصل قطعی‌ای در اسلام داریم و وجود مقدس اباعبدالله علیه‌السلام به این اصل استناد کرده‌است و چنین می‌فهماند که فرضاً مردم کوفه مرا دعوت نمی‌کردند، فرضاً دستگاه یزید از من بیعت نمی‌خواست، من به موجب اصل امر به معروف و نهی از منکر ساکت نمی‌نشستم.
عمده سبب و علتی که به این نهضت آن شایستگی را داده‌است که برای همیشه در پیشانی تاریخ بدرخشد، برای همیشه زنده بماند، یک درس جاویدان و یک نهضت بی‌نظیر در دنیا باشد، همین جهت است.
این عامل ارزش نهضت را بسیار بالا می‌برد و به همین دلیل ما باید امر به معروف و نهی از منکر را از نظر اسلام بشناسیم که این چه اصلی است؟ این چیست که آنچنان اصالت و قدرت دارد و آنچنان از نظر اسلام اهمیت دارد که مردی مانند حسین بن علی علیه‌السلام را وادار می‌کند در راه خودش، جان خویش را از دست بدهد، خون خود را بریزد، خون عزیزان خود را بریزد، خون یاران خود را بریزد و تن به فاجعه‌ای بدهد که واقعاً در دنیا کم‌نظیر است. آن وقت ما بعد از هزار و ۳۰۰ سال در مقابل امام بایستیم و اینطور گواهی بدهیم: «اشْهَدُ انَّک قَدْ اقَمْتَ الصَّلوهَ وَ اتَیتَ الزَّکوهَ و امَرْتَ بِالْمَعْروفِ وَ نَهَیتَ عَنِ الْمُنْکرِ وَ جاهَدْتَ فِی‌الله حَقَّ جِهادِهِ حَتّی اتیک الْیقینُ». در مفهوم این شهادت و گواهی درست فکر کنید: ما گواهی می‌دهیم تو نماز را بپا داشتی، تو زکات و انفاق را به همه مراتبش ادا کردی‏، تو آمر به معروف و ناهی از منکر هستی، تو امر به معروف و نهی از منکر کردی، یعنی تمام نهضت تو امر به معروف و نهی از منکر است، در راه خدا کوشیدی، آن حد اعلای کوشش، آن کوششی که سزاوار است یک بشر در راه حق از خود بروز دهد.
در اینجا شهادت معنایش اعتراف است؛ «من گواهی می‌دهم» یعنی من هم مثل هر آدم فهمیده و محققی به این حقیقت اعتراف می‌کنم، من معترفم یا اباعبدالله که نهضت تو، نهضت امر به معروف و نهی از منکر بود؛ یعنی من این را می‌فهمم که تو تنها به خاطر دعوت اهل کوفه قیام نکردی. قبل از اینکه دعوت اهل کوفه‌ای پیدا شود، قیام کردی.
تو اول قیام کردی، بعد مردم کوفه تو را دعوت کردند. من گواهی می‌دهم و اعتراف می‌کنم نهضت تو تنها این نبود که من بیعت نمی‌کنم؛ نهضت تو شامل مطلب دیگری بود، اصل دیگری در اسلام را اجرا کردی و آن اصل امر به معروف و نهی از منکر است.


کد مطلب: 100755

آدرس مطلب :
https://www.payam-aftab.com/fa/news/100755/عاشورا-نگاه-استاد-شهید-مرتضی-مطهری

پیام آفتاب
  https://www.payam-aftab.com