کد QR مطلبدریافت صفحه با کد QR

مقصود از «مولا» در حدیث غدیر چیست؟

مولا؛ دوست یا رهبر؟

مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم , 25 سرطان 1401 ساعت 14:48


آنچه مسلم است این است که در خطبه غدیر پیامبر اکرم - صلی الله علیه و آله- این جمله مشهور را ایراد فرمودند: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» یعنی هر که من مولای اویم، این- علی بن ابی طالب نیز مولای اوست. مسلمانان جملگی این حدیث را به نحو متواتر نقل کرده‌اند امّا در دلالت آن بر امامت اختلاف کرده‌اند. در این مختصر می‌کوشیم تا زوایای معنایی «مولا» بررسی شود تا ابهام آن برطرف و حقیقت امر روشن شود، امّا پیش از آن بیان مقدمه‌ای ضروری است و آن اینکه باید دانست همان طوری که در زمان رسول‌الله امور امت و رتق و فتق آن به دست آن جناب اداره می‌شد، به‌طور مسلم و بدون هیچ ابهامی پس از درگذشت انسان نیز شخصی لازم است که این امر مهم را عهده‌دار باشد. هیچ عاقلی به خود اجازه نمی‌دهد که توهم کند دینی چنین وسیع و عالم‌گیر، دینی که از طرف خدای جهان، جهانی و ابدی اعلام و معرفی شده‌است… احتیاج به حافظ و کسی که بتواند آن طور که شاید و باید آن را نگهداری کند ندارد؛ یا توهم کند که جامعه اسلامی استثناء و بر خلاف همه جوامع انسانی بی‌نیاز از والی و حاکمی است که امور آن را تدبیر و اداره کند، کیست که چنین توهمی بکند؟! حال اگر کسی چنین توهمی کرد، جواب کسی را که از سیره رسول‌الله بپرسد چه می‌گوید؟! زیرا رسول‌الله سیره اش بر این بود که هر وقت به عزم جنگ از شهر بیرون می‌رفتند کسی را به جانشینی خود و به منظور اداره امور اجتماعی مسلمانان جای خود می‌گذاشتند؛ کما اینکه علی بن ابی طالب (ع) را در جنگ تبوک جانشین خود در مدینه قرار دادند… و همچنین آن حضرت در شهرهایی که آن روز به دست مسلمانان فتح شده بود مانند مکه و طائف و یمن و امثال آنها جانشینان و حکامی نصب می‌فرمود و نیز بر لشکرها چه کوچک و چه بزرگ که به اطراف می‌فرستادند اُمرا و پرچمدارانی می‌گماردند. این رفتار رسول‌الله در ایام حیات خود بود و چون در این مسئله یعنی اهتمام به حفظ نظم و تدبیر جامعه اسلامی فرقی بین آن زمان و زمان پس از رحلت آن جناب نیست، از این رو باید برای زمان غیبت خود هم فکری بکند و شخصی را برای اداره امور امت تعیین بفرماید، بلکه احتیاج مردم به والی در زمان غیبت آن جناب بیشتر از زمان حضورش است؛ و با این حال چگونه می‌توان تصور کرد که آن جناب برای آن روز مردم هیچ فکری نکرده باشد؟!(۱) با بیان این نکته، حال می‌پردازیم به تبیین معنای «مولا». گرچه بسیاری از نویسندگان اهل سنت اصرار دارند که «مولا» را در اینجا به معنی «دوست و یار و یاور» تفسیر کنند زیرا یکی از معانی معروف مولا همین است، ما هم قبول داریم که یکی از معانی مولا دوست و یار و یاور است. ولی قرائن متعددی در کار است که نشان می‌دهد «مولا» در حدیث مذکور به معنی «ولی» و «سرپرست» و «رهبر» می‌باشد؛ این قرائن به‌طور فشرده چنین است:
۱. مسئله دوستی علی (ع) با همه مؤمنان، مطلب پنهان و پیچیده‌ای نبود که نیاز به این همه تأکید و بیان داشته باشد و احتیاج به متوقف ساختن آن قافله عظیم در وسط بیابان خشک و سوزان و خطبه خواندن و گرفتن اعتراف‌های پی‌درپی از جمعیت داشته باشد. قرآن با صراحت می‌گوید: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ…». (۲) مؤمنان با همدیگر برادرند. خلاصه اینکه اخوت اسلامی و دوستی مسلمانان با یکدیگر از بدیهی‌ترین مسائل اسلامی است که از آغاز اسلام وجود داشت و پیامبر بارها آن را تبلیغ و بر آن تأکید کرد؛ به علاوه مسئله اخوت مسئله‌ای نبوده که با این لحن داغ در آیه بیان شود و پیامبر از افشای آن خطری احساس کند.
۲. جمله «الست اولی بکم من انفسکم» آیا من نسبت به شما از خود شما سزاوارتر نیستم! که در بسیاری متون این روایت آمده هیچ تناسبی با بیان یک دوستی ساده ندارد، بلکه می‌خواهد بگوید: همان اولویت و اختیاری که من نسبت به شما دارم و پیشوا و سرپرست شما هستم برای علی (ع) ثابت است و هر گونه تفسیری برای این جمله، غیراز آنچه گفته شد، دور از انصاف و واقع‌بینی است، مخصوصاً با توجه به تعبیر «بکم من انفسکم» از شما نسبت به شما اولی هستم.
۳. تبریک‌هایی که از سوی مردم در این واقعه تاریخی به علی (ع) گفته شد، مخصوصاً تبریکی که عمر و ابوبکر به او گفتند، نشان می‌دهد مسئله، چیزی جز مسئله نصب خلافت نبوده‌است که در خور تبریک و تهنیت باشد، زیرا اعلام دوستی که برای همه مسلمانان به‌طور عموم ثابت است، تبریک ندارد. (۳)
علامه حلی (ره) در این حدیث در تبیین لفظ «مولا» می‌فرماید:
«وجه استدلال به این حدیث آن است که لفظ «مولا» بیانگر نوعی اولویت و سزاواری است؛ چون مقدمه حدیث بر این امر دلالت دارد و چون عرف لغت و نیز استعمال، همین را اقتضا دارد، به خاطر سخن خداوند: «... النَّارُ هِیَ مَوْلَاکمْ…». (۴) یعنی آتش سزاوارتر به ایشان است و سخن أخطل که گفت: «أصبحت مولاها من الناس کلهم؛ از میان همه مردم، من به او سزاوارتر شدم». «مولای بنده» یعنی کسی که به تدبیر امور بنده و تصرّف در آن سزاوارتر است و به خاطر آنکه مولا دارای معانی متعددی است که هیچ‌یک از آنها در اینجا مراد نیست، جز معنای» سزاوارتر» و به خاطر آنکه «سزاوارتر» یا همه مراد از لفظ «مولا» است یا بخشی از آن است و نمی‌توان پذیرفت که این معنا به هیچ وجه مراد نباشد، زیرا مولا، حقیقت در این معناست و اراده غیر این معنا ثابت نشده‌است.»(۵)
از آنچه گفته شد می‌توان نتیجه گرفت که رسول‌الله (ص) به جهت اهمیت مسئله ولایت از همان ابتدا سرپرستی امت را مهمل نگذاشته، آنچنان‌که نه تنها در غدیر بلکه در طول بیست و سه سال بعثت خود در موقعیت‌های گوناگون مسئله ولایت و جانشینی امام علی (ع) را به گونه‌های مختلف به مسلمانان گوشزد کرده بود که از جمله آنها حدیث یوم‌الدار، حدیث منزلت، حدیث سفینة نوح، حدیث جابر و صدها حدیث دیگر است که حدیث غدیر در آن اجتماع عظیم حسن ختام این انتصاب بود؛ بنابراین منظور پیامبر اکرم ازمولا، ولی و سرپرست امت اسلامی است و با توجه به شواهد و قرائنی که گفته شد جز این معنا، معنای دیگری برداشت نمی‌شود.
 
پی‌نوشت‌ها:
۱. طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ترجمه محمد باقر موسوی همدانی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۸۳ش، ج۶، ص۶۹ و ۷۰.
۲. حجرات / ۱۰.
۳. مکارم شیرازی، ناصر، آیات ولایت در قرآن، قم، انتشارات نسل جوان، ۱۳۸۱ش، صص۴۲–۴۴.
۴. حدید / ۱۵.
۵. حلّی، حسن بن یوسف، کشف المراد، ترجمه علی شیروانی، قم، انتشارات دارالعلم، ۱۳۸۳ش، ج۲، ص۸۰.

***

برخی از منابع و مآخذ شیعی و اهل سنت که اسناد غدیر در آن ذکر شده‌است عبارتند از:

منابع شیعه:
۱. اثبات الهداه شیخ حر عاملی، ج۲، ص۲۰۰–۲۵۰.
۲. الطرائف سید بن طاووس، ص۳۳.
۳. عوالم العلوم، شیخ عبدالله بحرانی.
۴. الغدیر، علامه امینی.

کتاب‌های اهل تسنن:
۱. صحیح مسلم، ج۴۵، ص۱۸۷۳.
۲. تفسیر فخر رازی، ج۳، ص۶۳۶.
۳. الارشاد، ص۴۲۰.
۴. سنن، ابن ماجد.


کد مطلب: 100595

آدرس مطلب :
https://www.payam-aftab.com/fa/news/100595/مولا-دوست-یا-رهبر

پیام آفتاب
  https://www.payam-aftab.com