تاریخ انتشار :پنجشنبه ۲۳ سرطان ۱۴۰۱ ساعت ۰۹:۴۷
کد مطلب : 100573
تکمیل دین با غدیر علی (ع)
وجه تسمیه و محل غدیر خم

غدیر گودال آب است که بعد از گذشتن سیل بر جای می‌ماند و به‌زودی خشک می‌شود. غدیر خم نام واحه‌ای در سه میلی جحفه است که قبایل خزاعه و کنانه در زمان جاهلیت در آنجا منزل می‌کردند. خم به معنی بدبوست. گویند هوای غدیر خم آن‌قدر ناسازگار است که هیچ کودکی در آن تا سن بلوغ زنده نمی‌ماند مگر آنکه به جای دیگر برود. جحفه بر وزن غرفه، آبادی‌ای است در اراضی ساحلی حجاز در جنوب شرقی رابغ بین مکه و مدینه (بین خلیص و بدر) که به بدی آب و هوا شهرت دارد. این محل، میقات حاجیان شام و مصر و عراق بود که از راه دریا به حجاز می‌رسیدند. ولی امروز متروک است و حاجیان در منزل رابغ احرام می‌بندند (قاموس؛ مجمع‌البحرین؛ المنجد؛ تهذیب الصحاح؛ اخبار مکه، ازرقی، ۲/۳۱۰؛ حواشی سیره ابن‌هشام، ۱/۹).

حجهً‌الوداع رسول خدا (ص)

رسول‌الله (ص) در اواخر سال دهم هجری که دوران غزوات سپری شده و اکثر قبایل عرب به اسلام گراییده بودند عازم حج شد. این تنها حج او بعد از هجرت به مدینه بود ـ فریضه حج در سال نهم هجری واجب شد ـ
از این رو آن را حجهً‌الاسلام و حجهً‌الوداع نامیدند. به علاوه چون به حکم وحی الهی ولایت علی (ع) را ابلاغ و در نتیجه دین را کامل و نعمت را تمام فرمود، آن را حجهً‌الوداع و حجهً‌الکمال و حجهً‌التمام گفتند. در این سفر همسران و اهل‌بیت پیغمبر (ص) و وجوه مهاجرین و انصار و تعداد بسیاری از اهالی مدینه و حومه آن همراه بودند. رسول‌الله (ص) در مدینه به جامه احرام درآمد و روز پنجشنبه پنج روز مانده از ذی‌قعده بعد از نماز ظهر از شهر بیرون آمد و به ذوالحلیفه بیرون مدینه منتقل شد. چون امر شده بود که هر کس بتواند باید که در این سفر همراه باشد. با آنکه بیماری حصبه (یا آبله) در منطقه مدینه شیوع داشت و عده ای بیمار بودند لااقل ۹۰ هزار ـ یا ۱۱۴ یا ۱۲۴ هزار ـ نفر به معیت رسول‌الله (ص) عزیمت کردند. تعدادی هم بین مدینه و مکه ملحق شدند مانند عشایر سر راه و آنان که همراه امیرالمؤمنین (ع) و ابوموسی اشعری از یمن بازمی‌گشتند. سفر به مکه ده روز و به قولی هشت روز طول کشید و رسول‌الله (ص) روز یکشنبه چهارم یا سه‌شنبه ششم ذیحجه وارد مکه شد و مناسک حج را به شرحی که در کتاب‌های سیره آمده به جای آورد (طبقات الکبیر، ابن سعد، ۳/۲۵۵؛ امتاع الاسماع، مقریزی، ۴/۵۱۰؛ الغدیر، امینی، ۱/۹؛ سیره ابن هشام، ۲/۶۰۱؛ السیرهً الحلبیهً، حلبی، ۳/۲۸۳؛ درر الفوائد، جزایری، ۷۳).

خطبه غدیر

در راه بازگشت به مدینه (روز ۱۸ ذیحجه سال دهم هجرت) وقتی رسول خدا (ص) به منزل غدیر خم رسید، فرشته خدا بر او نازل شد و این آیه را در شأن امیرالمؤمنین علی (ع) ابلاغ کرد:ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده‌است، کاملاً (به مردم) برسان! و اگر نکنی، رسالت او را انجام نداده‌ای! خداوند تو را از (خطرات احتمالی) مردم، نگاه می‌دارد؛ و خداوند، جمعیّت کافران (لجوج) را هدایت نمی‌کند… (مائده، ۶۷)
برای اجرای امر الهی رسول خدا دستور داد حاجیانی که از پیش رفته بودند و آنان که هنوز حرکت نکرده بودند توقف کنند، سپس فرمود در محل غدیر خم، محوطه‌ای را که پنج درخت سمره (خارین) در اطراف آن بود از خس و خاشاک ستردند و روی درختها سایبان گستردند. روز پنجشنبه هجدهم ذی‌حجهً رسول‌الله (ص)، نماز ظهر را پیشاپیش مسلمانان در آن محل بگزارد. آفتاب به‌قدری سوزنده بود که مردم قسمتی از ردای خود را زیر پا می‌افکندند و قسمتی را روی سر می‌کشیدند. بعد از نماز بر منبری از جهاز شتران که در وسط جمعیت آماده شده بود بالا رفت و خطبه مبسوطی در شرح وظائف مسلمانان و مناقب اهل بیت ایراد کرد. در پایان خطبه، رسول‌الله (ص) دو بازوی علی را گرفته برافراشت به طوری که زیر بغل هر دو پیدا شد، آنگاه فرمود: ایها الناس من اولی الناس بالمؤمنین من انفسهم؟ ای مردم چه کسی نسبت به مؤمنان از خودشان (نزدیک‌تر) و سزاوارتر است؟ همه گفتند: خدا و رسول او بهتر می‌دانند. پیغمبر فرمود: ان الله مولای و انا مولی المؤمنین و انا اولی بهم من انفسهم، فمن کنت مولاه فعلی مولاه (یقولها ثلاث مرات و فی لفظ احمد اربع مرات) ثم قال: اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و احب من احبه و ابعض من ابغضه و انصر من نصره و اخذل من خذله و ادر الحق معه حیث دار. الا فیبلع الشاهد الغایب» یعنی خداوند مولا و سرور من است و من مولا و سرور مؤمنانم و بر مؤمنان از جانشان به خودشان سزاوارترم. هر که را من مولا و سرورم، پس علی نیز مولا و سرور او است (این سخن را سه بار و به قول امام احمد بن حنبل چهار بار مکرر فرمود) سپس گفت: خدایا طرفدار کسی باش که طرفدار علی باشد و خصم آن باش که با او بستیزد. دوست بدار هر که او را دوست دارد و دشمن بدار هر که او را دشمن دارد و یاری کن هر که او را یاری کند و خوار بدار هر که او را خوار بدارد و بگردان حق را با او هر جا که او می‌گردد، به هوش باشید باید هر کس در اینجا حاضر است این سخن را به غایبان برساند (اسباب النزول، واحدی، ۱۵۰؛ فضائل الخمسهً، فیروزآبادی، ۱/۳۸۸؛ تفسیر کشف‌الاسرار، میبدی، ۳/۱۸۱؛ و عموم تفاسیر شیعه مانند تفسیر ابوالفتوح و مجمع‌البیان، وافی، مجمع‌الزوائد، هیثمی، ۹/۱۵۶؛ ثمار القلوب، ثعالبی، ۵۱۱).
 به محض اینکه خطبه و ابلاغ رسول‌الله (ص) به پایان رسید هنوز مردم متفرق نشده بودند که این آیه نازل شد: «... امروز دین شما را برای شما به کمال رساندم و نعمت خود را بر شما تمام کردم و از اینکه اسلام دین شما است خشنود گشتم.» (مائده، ۳). پیغمبر (ص) پس از دریافت این وحی، فرمود: «الله اکبر علی اکمال الدین و اتمام النعمهً و رضی الرب برسالتی و الولایهً لعلی بعدی» از همه بزرگ‌تر است آن خدایی که دین را کامل و نعمت را تمام فرمود و از رسالت من و ولایت علی بعد از من خشنود است. سپس سراپرده ویژه‌ای برافراشتند و به امر رسول‌الله (ص) مردان و زنان، از جمله زنان پیغمبر (ص) در محضر او با علی بیعت کردند. بعد از این مراسم به دست خود عمامه‌ای بر سر علی نهاد و دنباله آن را پشت سرش مرتب کرد. این تکریم را که در موارد استثنائی و هنگام انتصاب به امارت انجام می‌شد «تتویج» یا تاجگذاری می‌گفتند. بعد از این مراسم، بزرگان صحابه برای تهنیت علی پیش آمدند. مقدم بر همه ابوبکر و عمر بودند که گفتند: «هنیئا لک (به قولی بخ بخ لک) یا ابن ابی‌طالب، اصحبت مولی کل مؤمن و مومنة» گوارا باد تو را ای پسر ابوطالب. به به از این نعمت، مولای همه مردان و زنان با ایمان شدی. ابن‌عباس گفت: به خدا سوگند که اکنون پیمان تو بر گردن همه واجب گردید. حسان بن ثابت شاعر خاص رسول‌الله (ص) نیز قصیده‌ای در تهنیت مراسم غدیر از جایگاهی رفیع با صدای بلند انشاء کرد که مورد تحسین و استقبال آن حضرت واقع شد. (فیض القدیر، ۶/۲۱۷؛ کنزالعمال، ۸/۶۰؛ الریاض النضرهً، ۲/۱۷۰، ۲۱۷؛ المسند، احمد بن حنبل، ۴/۲۸۱؛ ذخائر العقبی، طبری، ۶۸؛ تاریخ بغداد، خطیب بغدادی، ۸/۲۹۰؛ اعیان الشیعه، ۱/۲۹۰ به بعد؛ الغدیر، ۲/۴۳ به روایت از مرزبانی و ابن مردویه اصفهانی و ابونعیم اصفهانی و جلال‌الدین سیوطی و هشت محدث دیگر سنی و بیست‌وشش محدث شیعی).

اهمیت حدیث

بعضی دلائل اهمیت حدیث غدیر به شرح ذیل است:
۱) هیچ‌یک از احادیث نبوی در صحت و تواتر به پایه حدیث غدیر نمی‌رسد. سخنان رسول‌الله (ص) و بیعت مسلمانان با علی (ع) در بزرگ‌ترین اجتماع اسلامی که تا آن روز نظیر نداشت و در محضر بزرگان صحابه برگرار گردید. امیرالمؤمنین (ع) در دوران خلافت واقعه غدیر را مکرراً در محاجه با مخالفان در محضر مسلمانان یادآوری کرد و هر بار جمعی از صحابه که در غدیر حضور داشتند برخاستند و شهادت دادند (المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، ۳/۳۷۱؛ مسند، ابن‌حنبل، ۱/۱۱۸، ۵/۳۶۶؛ خصائص امیرالمؤمنین (ع)، نسائی، ۹۳؛ البدایهً و النهایهً، ابن کثیر شامی، ۵/۲۰۸)؛
۲) حدیث غدیر بزرگ‌ترین حجت و مستند شیعه امامیه بر ولایت مطلقه علی (ع) است. به استناد همین حدیث است که خلافت را موهبتی الهی می‌دانند نه مقامی که مردم انتخاب کنند؛
۳) به شهادت دو آیه سوره مائده که گذشت تشکیل کنگره اسلامی غدیر بزرگ‌ترین و مهم‌ترین و حساس‌ترین قسمت از وظائف رسالت پیامبر (ص) بود. به دستور او همه مسلمانان که توانایی سفر داشتند در حجهً‌الوداع همراه شده بودند و معلوم بود برنامه مهمی در پیش است که باید در آن کنگره اجرا شود. زمان و مکان آن نیز بهترین و مناسب‌ترین بود، چون بعد از حج همه از جحفه می‌گذشتند و با اشاراتی که پیغمبر فرموده بود برای بیشتر آنان آخرین فرصتی بود که سعادت دیدار رسول‌الله (ص) دست می‌داد. نزول وحی در آن محل و وصیت رسول‌الله (ص) در آخر خطبه که باید این پیام را حاضران به غایبان و نسل‌ها به یکدیگر ابلاغ کنند همه گویای اهمیت فوق‌العاده حدیث غدیر است؛
۴) اسناد حدیث غدیر براهمیت آن می‌افزاید. بیش از صد و ده تن از اصحاب پیغمبر و هشتاد و چهار تن از تابعین و سیصد و شصت تن از ثقات محدثین آن را روایت کرده‌اند (الغدیر، ۱/۱۴). راویان مشهور غدیر از صحابه: امیرالمؤمنین علی، فاطمه زهرا، حسن بن علی، حسین بن علی، عباس بن عبدالمطلب، عبدالله بن عباس، عایشه و ام‌سلمه همسران پیغمبر، اسماء بنت عمیس همسر ابوبکر و سپس ابوبکر، عمر، عثمان، طلحه، زبیر، سعد بن ابی وقاص، عبدالرحمن بن عوف، ابوهریره، اسامهً بن زید، ابی بن کعب، جابر بن عبدالله، ابوذر غفاری، سلمان فارسی، خالد بن الولید، عمار بن یاسر و عمر بن العاص… بودند. نام تمامی ایشان و نام تابعین و راویانی که حدیث غدیر را روایت کرده‌اند با ترجمه احوال و روایات ایشان در دو مجلد کتاب عبقات‌الانوار، تألیف محققانه میر حامد حسین لکنهویی نیشابوری در ۱۰۰۸ صفحه همراه با صد و پنجاه تن از محدثین و علمای مشهور که این حدیث را روایت کرده‌اند مسطور است. منهج اول و منهج دوم این اثر بی‌نظیر و مجلدات دوازده‌گانه منهج دوم که در شرح حدیث غدیر و یازده حدیث متواتر دیگر شیعه تألیف شده‌است اثر بی‌نظیری است که اهمیت حدیث غدیر را نشان می‌دهد (الذریعهً الی تصانیف الشیعهً، آقا بزرگ تهرانی، ۱۵/۲۱۴)؛
۵) علاوه‌بر علمای شیعی که از عهد شیخ صدوق و شیخ مفید و شیخ طوسی گرفته تا زمان حاضر کتابهای بسیار در اثبات صحت و تواتر سند و وضوح دلالت آن بر ولایت و خلافت علی تألیف کرده‌اند، بسیاری از علمای اهل سنت نیز کتاب‌ها و رساله‌های ویژه‌ای به مسئله ولایت و حدیث غدیر اختصاص داده‌اند که علامه امینی در الغدیر از بیست‌وشش تن ایشان نام برده‌است (۱/۱۵۲)

ادبیات غدیر و غدیریه‌ها

واقعه غدیر خم علاوه‌بر آنکه سرفصل کتاب‌های تفسیر و حدیث و کلام و فقه و تاریخ شیعه است در ادبیات و هنر و عادات و آداب اجتماعی و سنن ملی شیعه نیز تأثیر سازنده داشته‌است و مخصوصاً در شعر عربی و بعد فارسی جایگاه ممتازی دارد. علاوه‌بر حسان بن ثابت که نخستین شاعر غدیریه سرا بود سایر صحابه مانند امیرالمؤمنین علی (ع)، عمرو بن العاص و قیس بن سعد بن عباده این حدیث را در اشعار خود جاویدان ساختند. بعد از ایشان بزرگان شعرای عرب مانند کمیت بن زید اسدی، سید اسماعیل حمیری، ابوتمام، دعبل خزاعی، شریف رضی، شریف مرتضی، مهیار دیلمی، صاحب بن عباد، ابوفراس، حسین بن حجاج، کشاجم، ابن منیر طرابلسی، و صفی‌الدین حلی… غدیریه‌های پرمغز و عالی سرودند و این هنر را در ادب عرب و بین شیعیان رواج دادند. نمونه اشعار ایشان در کتاب اعیان الشیعة و الغدیر به چاپ رسیده‌است. شرح احوال شاعران شیعی عرب در کتاب اخبار شعراء الشیعهً تألیف ابوعبدالله مرزبانی و ادب الطف تألیف سید جواد شبر و سایر تراجم شعراء و تواریخ ادب عرب مسطور است.
در زبان فارسی قدیمی‌ترین غدیریه از منوچهری دامغانی (م ۴۳۲ ق) در دست است. از آن پس شاعران شیعی در ایران و سایر بلاد آسیا به غدیریه‌سازی پرداختند و از عهد صفویه رسم شد که در مجالس رسمی عید غدیر قصائد غدیریه خوانده شود. از مشاهیر شاعران پارسی غدیر باید از ناصر خسرو قبادیانی، سنائی غزنوی، ابن یمین فریومدی، وحشی بافقی، قأآنی شیرازی، شمس‌الشعراء سروش، ملک‌الشعراء صبوری، غالب دهلوی، ادیب الممالک فراهانی، شیخ‌الرئیس حیرت و ملک‌الشعراء بهار… نام برد (یادنامه علامه امینی، ۱/۴۱۴ تا ۴۳۰ مقاله دکتر سجادی، تهران ۱۳۵۲ ش) به علاوه مثنوی‌ها و حماسه‌های بسیار پیرامون حدیث غدیر سروده شده و موضوع را از جنبه‌های مختلف مورد بحث قرار داده‌اند. مشهورترین مثنوی‌های عرفانی که به نام ولایت نامه معروف است، اثر طبع‌هاشم ذهبی، محمدهاشم درویش زنجانی، صدر کاشف دزفولی، ضمیر حلوایی، عبدالواحد ناظم، فارغ گیلانی، آخوند ملاسلطان علی گنابادی و سلیم تونی است. (الذریعهً، ۲۵/۱۴۴ و ۱۴۵).

دیدگاه برخی مخالفان حدیث غدیر و پاسخ آنها

غالب علمای اهل سنت مانند شیعیان در صحت حدیث غدیر تردید نمی‌کنند. نام چهل تن از ایشان را علامه امینی در الغدیر (۱/۲۹۴) با اقوال و ترجمه احوالشان ثبت کرده‌است. ولی به دلایلی که در کتب خود آورده و بیشتر آنها تقلیدی است این حدیث را برای اثبات ولایت مطلقه و خلافت بلافصل کافی نمی‌دانند. برای روشن شدن موارد اختلاف نکاتی بیان می‌شود:

۱) از قرن پنجم هجری که تعصبات مذهبی شدت یافت بعضی مانند ابن حزم‌اندلسی (م ۴۳۸ ق) و بعد از او ابن تیمیه (م ۶۲۲ ق) به دلیل آنکه حدیث غدیر در صحیح بخاری و صحیح مسلم مذکور نیست و از طرق اهل سنت روایت نشده و جز در مسند ابن حنبل در سایر صحاح نیامده است آن را ضعیف شمردند. ملا سعد تفتازانی و قاضی عضد ایجی و ملا علی قوشچی و میر سید شریف جرجانی و نظایر ایشان نیز همین سخنان را تکرار و برای نظر خود شاهد آوردند که ابوداوود و ابوحاتم سجستانی نیز صحت این حدیث را مورد طعن قرار داده‌اند. شیعیان در پاسخ ایشان می‌گویند:
اولا) احادیث صحیح به مندرجات دو کتاب بخاری و مسلم منحصر نیست. به همین سبب حاکم نیشابوری (م ۴۰۵ ق) کتاب المستدرک علی الصحیحین را نوشته بود تا احادیث صحیح از قلم افتاده را در آن جمع کند و حدیث غدیر از آن جمله است؛
 ثانیا) حدیث غدیر در صحیح ترمذی و سنن ابن ماجه و سنن دارقطنی و مسند ابن حنبل که هر چهار تا از اصول موفق اهل سنت به‌شمار می‌رود مسطور است. (فضائل الخمسه، ۳۴۹)؛
ثالثا) در طرق حدیث غدیر سی تن از مشایخ بخاری و مسلم (الغدیر، ۱/۳۲۰) مذکورند که اگر در اعتبار ایشان شکی باشد اعتبار احادیث بخاری و مسلم نیز زیر سؤال می‌رود؛
رابعا) حدیث غدیر را صد و ده تن از صحابه و هشتاد و چهار تن از تابعین و سیصد و ده محدث روایت کرده‌اند. چنین حدیث متواتری را ضعیف چگونه توان گفت؛
خامسا) حدیث من کنت مولاه فعلی مولاه که در حدیث غدیر آمده در سایر احادیث صحیح نیز آمده‌است. مانند حدیث بریدهً بن الحصیب و حدیث اعمش و حدیث ابن‌عباس (المستدرک علی الصحیحین، ۳/۱۱۰؛ فیض القدیر، ۶/۲۱۸؛ حلیهً الاولیاء، ۶/۴ و ۲۳؛ مسند، ابن حنبل، ۵/۳۵۸؛ کنز العمال، ۶/۱۵۲؛ ذخائر العقبی، ۱، ۸۶؛ مجمع الزوائد، ۹/۱۱۹).

۲) در دلالت حدیث غدیر بر ولایت و امارت علی بر همه مؤمنان و امامت و خلافت او، همه علمای شیعی اتفاق نظر و اجماع دارند. شواهد بسیار از کلام بزرگان شعراء و لغویین عرب که قولشان در عربیت حجت است ثابت می‌کند که مولی به معنی «اولی به نفس» و ولی واجب الاطاعهً است و چنان‌که گذشت ابوبکر و عمر و علی را «مولی کل مؤمن و مؤمنه» خواندند که معلوم است به معنی ولی واجب الاطاعهً است؛

۳) در فرهنگ‌های عربی مولا به بیست‌وهفت معنی آمده‌است: پروردگار، انعام‌دهنده، انعام‌داده‌شده، آزادکننده، آزادشده، پسر، عمو، پسر عمو، خواهرزاده، شریک، بنده، مالک بنده، هم سوگند، یار، تابع، همسایه، مهمان، ولی، ناصر، داماد، عهده‌دار امر، سزاوارتر، خویشاوند، آقا، متولی، فقید و دوستدار. علمای اهل سنت به دلائلی که در کتب حدیث و کلام ذکر کرده‌اند مولا را در حدیث غدیر دوستدار و یاور معنی می‌کنند. چنان‌که مولانا جلال‌الدین رومی حدیث غدیر را در مثنوی معنوی چنین ترجمه کرده‌است:
زین سبب پیغمبر با اجتهاد
نام خود وان علی مولا نهاد
گفت هر کس را منم مولا و دوست
ابن عم من علی مولای اوست
و می‌گویند مولا به معنی اولی یا ولی نیست چون وزن مفعل در زبان عرب به معنی افعل یا فعیل نیامده است؛ بنابراین به این حدیث بر ولایت مطلقه و خلافت علی نمی‌شود استناد کرد. شیعیان این استدلال را نادرست می‌دانند و شواهد بسیار اقامه می‌کنند که مفعل به معنی افعل و فعیل هر دو آمده‌است (فضائل الخمسهً، ۱/۳۹۱ به بعد؛ الغدیر، ۱/۳۴۴ به بعد). به علاوه یاری کردن و دوست داشتن پیغمبر به حکم قرآن بر هر مسلمان واجب است. توصیه یاری کردن و محبت علی هم مسئله چنان مهمی نبود که به خاطر آن کنگره اسلامی تشکیل شود. این امر در ده‌ها حدیث دیگر ابلاغ شده بود و تشریفات و بیعت کردن و تاج پوشی لازم نداشت؛

۴) احمد بن حنبل و سایر ائمه حدیث آورده‌اند که چند تن از انصار از جمله ابو ایوب انصاری در رحبه (کوفه) نزد علی آمدند و هنگام سخن گفتن او را مولا خطاب کردند. علی (ع) فرمود چرا به من مولا می‌گویید، شما عربید و من مولای شما چگونه توانم بود؟ گفتند: ما در روز غدیر خم حضور داشتیم و شنیدیم که رسول‌الله تو را مولای ما خواند، از این رو بر خود لازم می‌بینیم تو را مولا خطاب کنیم (الغدیر، ۱/۱۸۷). این حدیث دلیل است بر آنکه معنی مولا در حدیث غدیر بالاتر از دوست و یاور و به معنی ولی امر است؛

۵) ابن کثیر شامی در تاریخ دمشق (به روایت اعیان الشیعهً) آورده‌است که اجتماع غدیر خم و حدیث غدیر در شأن علی بدان سبب بود که پس از بازگشت وی از فتح یمن چند تن از ناراضیان نسبت خشونت و عدم رعایت عدالت در تقسیم غنایم به او دادند، آن حضرت برای اثبات برائت و بی‌تقصیری علی و رفع شبهه، اجتماع غدیر را ترتیب داد و آن سخنان را در فضائل علی بیان کرد. علمای شیعی این قصه را نیز نامناسب و بی‌دلیل می‌دانند زیرا به اتفاق مورخین شکایت ناراضیان و پاسخ قاطع رسول‌الله در مکه در حضور حاجیان بود و حدیث غدیر مربوط به روز هجدهم ذیحجه بعد از خروج از مکه و بعد از مناسک حج است. با توجه به اینکه سبب خاصی پیش نیامد که در فاصله چند روز شاکیان تجدید شکایت کنند و لازم باشد رسول‌الله (ص) چنان کنگره عظیمی را برای پاسخگویی ترتیب دهد.
منبع : مرکز مطالعات و پاسخ‌گوئی به شبهات حوزه علمیه قم
https://www.payam-aftab.com/vdcd5z0fsyt0zk6.2a2y.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما

0