تاریخ انتشار :سه شنبه ۱۷ جوزا ۱۴۰۱ ساعت ۱۶:۰۶
کد مطلب : 100124
در این نوشتار مروری کوتاه خواهیم داشت بر کتاب «الاماره الإسلامیة و نظامها» تألیف مولوی عبدالحکیم حقانی.
معرفی کامل کتاب «الاماره الإسلامیة و نظامها»
این کتاب که در شبکه‌های اجتماعی به عنوان مانیفست طالبان معرفی شده مورد توجه مردم قرار گرفته‌است؛ بنابراین ما هم به معرفی این کتاب به شما می‌پردازیم.

۱. کتاب نظام امارت اسلامی «الاماره الإسلامیة و نظامها» توسط قاضی القضات طالبان؛ مولوی عبدالحکیم حقانی تألیف و با مقدمه یک صفحه ای ملا هبه الله آخندزاده به تازگی چاپ و منتشر شده‌است. کتاب دارای سیصد و دوازده صفحه و به زبان عربی است که توسط انتشارات دارالعلوم الشرعیه منتشر گردیده‌است.

۲. ملا هبه الله قسمت‌هایی از کتاب را خوانده و بعد از تعدادی از علماء خواسته آن را مطالعه و نظریات خود را بیان دارند که در نتیجه مورد تأیید قرار گرفته و آن را ستوده‌است.
 
۴. در پشت جلد کتاب ساختمان ارگ همراه با پرچم سفید طالبان دیده می‌شود که شماره تلفن همراه و آدرس ایمیل بر روی آن به چشم می‌خورد.

۳. بعد از ملا هبه الله، مولوی عمار المدنی برای کتاب مقدمه و تقریظ نوشته‌است و در مقدمه روی دو موضوع تمرکز کرده‌است یکی علم و قلم برای هدایت و تبیین سیاست و دیگری شمشیر و تفنگ برای تحقق قدرت و پیروزی. همچینن در آن از جامعیت اسلام سخن گفته شده‌است و از مروجان و سیاست مداران اسلامی که برای تحقق نظام دینی کوشیده‌اند تمجید صورت گرفته‌است.

۵. در بخش دیگری از کتاب زندگی‌نامه عبدالحکیم حقانی نویسنده کتاب با قلم عبدالغنی میوندی آمده‌است که در آن آورده‌است: مؤلف کتاب در مدرسه حقانی در پیشاور و بلوچستان در نزد علمای اهل سنت ادبیات عرب، فقه، تفسیر و حدیث را فراگرفته است و در سال ۱۴۰۰ قمری معادل ۱۹۸۰ میلادی فارغ‌التحصیل شده‌است و سالها در افغانستان و کویته پاکستان تدریس داشته‌است. مؤلف کتاب در کنار تدریس در رشته‌های فقه و حدیث کتاب‌های را تألیف کرده‌است که آداب اکل و شرب؛ آداب معلم و متعلم، آداب قضاء حاجت، آداب مفتی و مستفتی از جمله آثار دیگر مؤلف است.

۶. مؤلف در فصل آغازین هدف اساسی امارت اسلامی بعد از پیروزی طالبان و شکست و خروج آمریکا و همپیمانان شان را بیان داشته‌است که عبارت است از تطبیق قانون الله در سرزمین افغانستان و تشکیل دولت اسلامی بر مبنای شریعت غرای اسلامی که در قالب فقه حنفی تبلور پیدا می‌کند.

۷. مؤلف دولت را به دو قسم جبایت (جمع مالیات) و هدایت تقسیم کرده‌است که از اولی انتقاد و دومی را تأیید کرده و بیان داشته‌است که دولت اسلامی باید دولت هدایت باشد نه دولتی که از خون فقراء بمکد تا دولت مردان به نان و نوا برسند. حکومت هدایت حکومتی اسلامی است که در آن فقط به قانون الهی توجه می‌شود و قانون وضعی و مردمی در آن جای ندارد.

۸. مؤلف در بخش دیگر از کتاب خود به مصادر شریعت و دولت اسلامی پرداخته و از قرآن، حدیث، قیاس، استحسان، اجماع و… نام برده‌است.

۹. در بخش از کتاب به مذهب و قضاوت پرداخته شده‌است که قضاوت فقط طبق مذهب رسمی حنفی صورت گیرد و سایر اقلیت‌ها هیچ جایگاهی در قضاوت ندارد، و «لابد فی الدوله من عدم الإذن للامتیازات القضائیة للاقلیات» دولت نباید برای اقلیت‌های مذهبی امتیاز قضائی بدهد و اگر اقلیت‌ها در قضاوت جایگاه پیدا کند باعث شکست نظام دینی می‌شود همانگونه که در حکومت عثمانی چنین شد. مؤلف همچنین در بخش مذهب بیان می‌دارد که غیر از حنفی سایر مذاهب «یعد عارا فی دیار افغانستان خصوصا بین عوام الناس» یعنی سایر مذاهب در افغانستان مایه ننگ و عار شمرده می‌شود که ازدواج یک دختر حنفی از باب ننگ و عار با فرد غیر حنفی در عرف مردم افغانستان جایز نیست.

۱۰. مؤلف در بخش دیگر کتاب خود به عرف پشتون والی اشاره کرده و آن را مهم شمرده و اهتمام آن را در پوشیدن لباس افغانی، برقع، عمامه و… لازم دانسته‌است.

۱۱. در بخش دیگر کتاب به استقلال و آزادی بیان و عقیده مطابق شریعت اسلامی پرداخته شده‌است. و از میان القاب دینی برای رئیس دولت اسلامی، «امیرالمومنین» را برگزیده و اطاعت از وی را برای امت اسلامی واجب دانسته و مخالفت با وی را مستحق مرگ دانسته‌است. کتاب آمیخته با حدیث و آیات قرآنی است و مصداق «اولو الامر» هم امیرالمؤمنین دانسته شده‌است. به رایت و لواء در دولت اسلامی هم اشاره شده‌است که باید رایت سیاء و پرچم سفید باشد چون «کانت رایه رسول الله سودا و لوائه ابیض».

۱۲. مؤلف به انتخاب امیرالمؤمنین هم اشاره کرده که باید طبق روایه خلفاء راشدین باشد که از طریق بیعت، تسلط و غالب شدن و تشکیل شورای اهل حل و عقد ممکن است و انتخاب خلیفه با اجماع در سقیفه بنی ساعده شروع شد. مؤلف به تشکیل شورای اهل حل و عقد عنایت خاص داشته و در جاهای مختلف بدان اشاره کرده‌است. مؤلف دموکراسی و انتخابات را غیر اسلامی و فساد آور دانسته‌است که برای مسلمانان شایسته نیست بدان عمل کند.

۱۳. شرایط أمیرالمؤمنین بحثی دیگری است که در کتاب آورده شده و به مرد بودن و زن نبودن بصورت مفصل تر پرداخته شده‌است. روایاتی نقل شده‌است که در آن آمده‌است زنان باید در خانه بنشینند و به سیاست کار نداشته باشد و الا کار خراب می‌شود.

۱۴. بخش مهم کتاب به وظایف امیرالمؤمنین و سیاست خلفاء راشدین پرداخته‌است و به ترتیب از خلیفه اول گرفته تا خلیفه چهارم را آورده و ده وظیفه مهم امیر را در کتاب نظام امارت اسلامی برشمرده است.

۱۵. بخش دیگری از کتاب دربارهٔ وزارت‌های مختلف است که از وزارت دفاع شروع کرده و شرایط و وظایف لشکر نظام امارت اسلامی را توضیح داده‌است. وزارت داخله، قضاء و شورا بصورت مشروح بحث شده‌است. نویسنده تشکیل شورای اسلامی را با دلایل شرعی اثبات و از آن حمایت و برای اعضاء آن شرایطی را بیان داشته‌است که یکی از آن شرایط مرد بودن است و زن در شورای اسلامی جای ندارد.

۱۶. بخش دیگر کتاب به آموزش جدید پرداخته و آمده‌است که نظام آموزشی باید دینی باشد و علوم غیر دینی اسلام و مسلمانان را ضعیف کرده و می‌کند. به اعتقاد نویسنده بسیاری از مشکلات در افغانستان توسط علوم عصری صورت گرفته‌است. بابی هم به آموزش زنان اختصاص یافته که نفس آموزش زنان مشکل ندارد اما کیفیت آن باید مطابق شریعت اسلامی باشد که فساد به بار نیاورد و زنان باید از محارم خود در درون خانه آموزش ببینند. زنان بدون ضرورت نباید از خانه خارج گردد که در قرآن آمده‌است و قرن فی بیوتکن. و شعری را هم به فارسی از کتاب روح البیان آورده‌است که «ز بیگانگان چشم زن کور باد چو بیرون شد از خانه در گور باد.»

۱۷. در کتاب نظام امارت اسلامی به آموزش مختلط پرداخته و آن را بدون شک حرام دانسته‌است «اما تعلیم المختلط بین النساء و الرجال فلاشک فی تحریمه» و با غیرت افغانی هم سازگاری ندارد.

۱۸. کتاب نظام امارت اسلامی از منابع مختلف استفاده کرده‌است اما کمتر رفرنس داده‌است و از سوی دیگر کتاب دارای فهرست مطالب است اما منابع استفاده شده در آن فهرست نشده‌است.
https://www.payam-aftab.com/vdcf0xdyjw6dxya.igiw.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما

0