تاریخ انتشار :جمعه ۲ حمل ۱۳۸۷ ساعت ۱۰:۰۲
کد مطلب : 2167
آقای شیخ محسن ساجدی که در هرات بیشتر به عنوان «شیخ محسن» معروف هستند در روز بیست و چهارم حوت/اسفند سال ۱۳۵۷ همراه قیام کنندگان هراتی بودند که مجروح شدند و سپس در پنج حمل/فروردین ۱۳۵۸ به زندان هرات برده شدند و تا کنون از سرنوشت شان خبری دردست نیست.
شهید شیخ محسن ساجدی
شهید شیخ محسن ساجدی
آقای شیخ محسن ساجدی که در هرات بیشتر به عنوان «شیخ محسن» معروف هستند در روز بیست و چهارم حوت/اسفند سال ۱۳۵۷ همراه قیام کنندگان هراتی بودند که مجروح شدند و سپس در پنج حمل/فروردین ۱۳۵۸ به زندان هرات برده شدند و تا کنون از سرنوشت شان خبری دردست نیست.
راحله حسینی هروی: آقای شیخ محسن ساجدی که در هرات بیشتر به عنوان «شیخ محسن» معروف هستند در روز بیست و چهارم حوت/اسفند سال ۱۳۵۷ همراه قیام کنندگان هراتی بودند که مجروح شدند و سپس در پنج حمل/فروردین ۱۳۵۸ به زندان هرات برده شدند و تا کنون از سرنوشت شان خبری دردست نیست.
خانوادهٔ آقای ساجدی در مشهد زندگی می‌کنند و مهاجر می‌باشند. پس از هماهنگی برای مصاحبه در تاریخ ۲۴ حوت/اسفند ۱۳۸۶ به حضور همسر و فرزندان حاج آقا شیخ محسن ساجدی رسیدم. خانمی مهربان، صمیمی، خندان، صبور و مقاوم که چندین سال با تحمل رنج و مشقت‌های فراوان فرزندانی با سواد، با معرفت و با ایمان تحویل جامعه داده‌است. همسر آقای حاج شیخ محسن از طرفداران با سوادی زنان افغان می‌باشد، زنانی که باید تحصیل کنند و برای افغانستان جنگ زده مثمر ثمر واقع شوند.
جو صمیمی خانواده باعث شد که کمی دیرتر مصاحبه را شروع کنم. بعد از پذیرایی سراغ اولین سؤال از همسر آقای شیخ محسن ساجدی رفتم و پرسش‌هایم را آغاز کردم.

پانا: لطفاً در مورد قیام ۲۴ حوت سال ۱۳۵۷ آنچه در خاطر دارید بگویید؟
خانم ساجدی: خاطرات ۲۴ حوت هر سال با آغاز سال نو برایم تجدید می‌شود. در روز بیست و چهارم حوت بیشتر مردم که از دهات آمده بودند همراه با مردم شهر هرات با چوب و سنگ و شمشیر به سربازان خلقی حمله می‌کردند و آن‌ها با توپ و تانک و مسلسل از زمین و هوا مردم را قتل‌عام می‌کردند. مردم شعار الله اکبر می‌دادند و مرگ بر تره کی می‌گفتند. بسیاری از جنازه ها آن شب بر کف سرک‌ها ماندند.

پانا: درمورد دستگیری حاج آقا توضیح دهید که چگونه اتفاق افتاد؟
خانم ساجدی: در روز بیست و پنجم حوت حاج آقا همراه با چند نفر دیگر بیرون رفتند، هر چند که بعضی ازدوستان اصرار داشتند که به بیرون نروند ولی حاج آقا بیرون رفتند و بعد از چند دقیقه دیدم چند نفر در حیاط هستند. پسرم «ظاهر» گفت که یکی از دوستان مرمی خورده‌است. تا بعد از ظهر نفهمیدیم که حاج آقا گلوله خورده، بعد کم‌کم متوجه شدیم که حاج آقا هستند، گریه کردیم که حاج آقا ما را آرام کردند و گفتند چیزی نیست انشاءالله که حالم خوب شد باید علیه این جنایت کاران جهاد کنیم. آن شب تا صبح روی زخم را دستمال می‌گذاشتیم که خون بند بیاید، نزدیک‌های صبح بود که خون بند آمد. تا هشت روز بعد ازقیام تمام دکان‌ها بسته بود. تا این که در روز پنج حمل پنچاه و هشت دیدیم ماشین خلقی‌ها درب خانهٔ «حیدر شاه» ایستاده شده‌است. حاج آقا قبلاً خمس و زکاتی که دستشان بود بین مردم پخش کردند. گفتند ظاهر هم که بزرگ شده می‌تواند از شما محافظت کند. گویا به حاج آقا الهام شده بود که قرار است اتفاقی بیفتد.
خلقی‌ها بعد از این که حیدر شاه را به ماشین انداختند به سمت خانهٔ ما آمدند، چند تن از دوستان نیز در منزل بودند، وارد خانه شدند و گفتند شیخ محسن باید همراه ما بیاید. گفتیم شیخ محسن مریض هستند. به عسکری که همراهش بود گفت بردار و بیار داخل ماشین. بدون کفش و لباس مناسب آنها را داخل ماشین انداختند و چشمانشان را بستند. من همراه با دختران گریه می‌کردیم. من محمد آقا را هم هفت‌ ماهه حامله بودم. خیلی سخت گذشت. عسکر گفت گریه نکنید تا شب برمی‌گردانیم، فقط چند تا سؤال می‌کنیم. بعد از دستگیری حاج آقا به درب خانهٔ «حاج آقای تاجدار» و «حاجی سید تقی» رفتند و آنها را نیز همراه خود بردند. شب منتظر بودیم که حاج آقا را برگردانند اما خبری نشد. سه چهار روز بعد عریضه نوشتیم اما خبری نشد. درب تک تک خانه‌ها توسط گزارش‌های جاسوسان و خود فروخته‌های پول و ثروت و مقام زده می‌شد و بسیاری پیر و جوان به زندان برده می‌شدند. تا امروز هم خبری نشد.
البته چند روز بعد پسر بچهٔ پانزده ساله ای که از زندان آزاد شده بود گفت که آن شب اسم حاج آقا و آقای تاجدار و آقای سید تقی را خوانده و آن‌ها را با خود برده‌اند. بعضی‌ها هم می‌گویند همان شب آنها را به رگبار بسته و در [زیارتگاه] «سید عبدالله مختار» زنده زنده به خاک سپرده بودند.

پانا: می‌دانید که دولت کمونیستی تره کی درآن زمان برادران ایرانی را متهم به دست داشتن در قیام ۲۴ حوت نمود، آیا شما از این که کمکی از ایرانی‌ها رسیده باشد یا ایرانی‌ها در این قیام دخالت داشته باشند اطلا عاتی دارید؟
خانم ساجدی: در قیام بیست و چهارم حوت بیشتر کشاورزان و مردم دهات بودند و مردمی که در شهر بودند نیز همراه آنان بودند. از ایرانی‌ها کسی در این قیام نبود و اگر قیام از طرف ایرانی‌ها رهبری می‌شد لااقل به مردم اسلحه می‌رسید که این قدر کشته ندهند.

پانا: خانم ساجدی گفتید جنازه‌ها بر سرک‌ها بود آیا می‌دانید که جنازه‌ها را چه کار کردند؟
خانم ساجدی: چند روز بعد از قیام از زمین و هوا بر مردم گلوله می‌ریختند. جنازه‌ها را برروی هم در قوماندانی گذاشته بودند و بعد در یک جایی دور از شهر ریختند.

پانا: خانم ساجدی بعد از این که از حاج آقا خبری نشد چه احساسی داشتید؟
خانم ساجدی: شب و روز گریه می‌کردم، اشک چشمم نمی‌ایستاد، اوضاع خراب بود و تا صبح نمی‌خوابیدم، راه می‌رفتم و مواظب دخترها بودم و بعد در سال ۵۸ به ایران آمدیم.

پانا: درمورد رفتار وکردارحاج آقا توضیح دهید؟
خانم ساجدی: مهربان و صمیمی بودند و می‌گفتند دل به این دنیا نبند خدا هرچه بخواهی در آن دنیا به تو می‌دهد. ایمان کامل داشتند، به موسیقی‌های مبتذل گوش نمی‌دادند و می‌گفتند که حرام است.

پانا: خانم ساجدی برای زنان و مردم افغانستان چه پیامی دارید؟
خانم ساجدی: هرچه که آدم رنج ببیند خداوند اجر و مزد می‌دهد. مسلمان باید این روزها را ببیند. مردم باید وحدت داشته باشند این سختی‌ها تمام می‌شود. هر رنجی که ببینیم به خاک پای حضرت زینب (س) نمی‌رسد.

پانا: خانم ساجدی واقعیت‌های تلخی را از زبان مادر مهربان و صمیمی شما شنیدیم اگر صحبت و پیامی دارید بفرمایید.
خانم ساجدی: ما مردم باید بیشترمقاومت می‌کردیم و درهمان ابتدا تسلیم نمی‌شدیم. اگر چه که بعدها مردم افغانستان در جنگ با شوروی‌ها از جان و مال خود گذشتند، اما مجاهدین به خاطر پست و چوکی ومقام با هم درگیر شدند و نگذاشتند ما طعم پیروزی را بچشیم. خون همهٔ شهدا را پایمال کردند و شهیدان این کشور را به باد فراموشی سپردند. کشور را اداره و آباد نکردند، بلکه آن را دو دستی تقدیم امپراتور بزرگ آقای جورج بوش کردند که درحال حاضربه جای مطرح کردن مسائل فرهنگی، علمی و آموزشی، فساد و فحشا و مود ترویج می‌شود.

پانا: ازاین که در این مصاحبه شرکت کردید کمال سپاس وتشکر را دارم واین را همیشه در ذهن داشته باشید که تاریخ هیچ‌گاه فریاد و قیام آزاد اندیشان را ازیاد نخواهد برد.
https://www.payam-aftab.com/vdch.-nit23nzqftd2.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما

0