تاریخ انتشار :سه شنبه ۲۸ جدی ۱۳۹۵ ساعت ۱۲:۰۷
کد مطلب : 62964
تاکنون از سوی منابع رسمی و پژوهشگران و تاریخ نویسان افغانستانی نه تنها به صورت هدفمند توجه نشده، بلکه آن را مغرضانه افسانه و بی اعتبار نیز قلمداد کرده اند. مردم وردک نیز متأسفانه حسّاسیت شان را در این زمینه به مرور زمان از دست داه اند و تنها عدۀ کمی از آن‌ها بر سیادت شان اصرار داشته و مقاومت کرده اند که هنوز سیّد نامیده می‌شوند.
کوثر پیامبر در سلیمان کوه؛ طوایف سادات پشتون (قسمت ۱)
در مطالعات مختصر، اما جامعی که در رابطه با پیشینۀ تاریخی و تبار قوم پشتون، به عنوان قوم بزرگی که در افغانستان و پاکستان سکونت دارند و حتی شاخه‌هایی از آن‌ها در هند و ایران نیز وجود دارند، انجام شد، نظریۀ تعلق پشتون‌ها به نژاد سامی مورد توجه قرار گرفت. نظریات اسرائیلی تباری و عرب تباری پشتون‌ها بیشتر از نظریۀ آریایی تباری شان طرفدار داشته و برمبنای مستحکم‌تری استوار است.
بعد از مطالعۀ مختصر در مورد پشتون‌ها در جریان پژوهش موردی در رابطه با ولایت وردک و مردمان آن، متوجه شدم که ادعایی مبنی بر سیادت پشتون‌های وردک وجود دارد و این موضوع را سال‌ها قبل در دورۀ جوانی از مردم وردک شنیده بودم. به موضوعی به این مهمّی تاکنون از سوی منابع رسمی و پژوهشگران و تاریخ نویسان افغانستانی نه تنها به صورت هدفمند توجه نشده، بلکه آن را مغرضانه افسانه و بی اعتبار نیز قلمداد کرده اند. مردم وردک نیز متأسفانه حسّاسیت شان را در این زمینه به مرور زمان از دست داه اند و تنها عدۀ کمی از آن‌ها بر سیادت شان اصرار داشته و مقاومت کرده اند که هنوز سیّد نامیده می‌شوند.
برای روشن شدن موضوع سیادت قوم وردک به جستجوی منابع به زبان‌های فارسی، پشتو، عربی و انگلیسی پرداختم تا این که به منبع اصلی  و معتبری بنام « تاریخ جهان‌خانی و مخزن افغانی» تألیف خواجه نعمت الله هروی، دست یافتم. این کتاب که حدود 401 سال قبل محققانه و تاحدی مطابق معیارهای امروزین تحقیق نگاشته شده است بطور مشروحی به معرفی قبایل سادات پشتون پرداخته و نسبنامه های آن ها را ذکر کرده است که اسناد معتبر و واقعی برای اثبات سیادت آنها به شمار می رود. نویسندۀ کتاب «تواریخ خورشید جهان» و دیگر کتاب‌های مربوط به حسب و نسب پشتون ها که شجره نامه‌های قبایل پشتون را مفصل تر نگاشته اند از کتاب مخزن افغانی، به عنوان منبع اصلی استفاده کرده اند. در واقع مخزن افغانی کتاب مادر در این زمینه محسوب می‌شود.
  در کتاب مخزن افغانی و کتاب تواریخ خورشید جهان از یازده قبیله سادات در میان پشتون‌ها و چگونگی حضور و گسترش شان ذکر شده و نسبنامه‌های آن‌ها نیز ثبت شده است. مهمتر از همه، خواجه نعمت الله هروی با قاطعیت نوشته است که غلزایی‌ها و بنی اعمام شان از اولادۀ  شاه‌حسین (سیّد سرمست علی) نیز سیّد و از نسل امام جعفر صادق علیه السلام هستند.
  قبیلۀ «متی» که متشکل از فرزندان سیّد سرمست علی، از دو زن پشتون، یکی دختر شیخ متی بنام «بی بی متو» و دیگری از قبیلۀ کرلانی بنام « مهی» یا «ماهی» می باشد، بزرگترین قبیلۀ سادات پشتون به شمار می‌رود که هوتکی‌ها، لودی‌ها و سوری‌ها، مربوط به این قبیله بوده و همه در اصل سیّد و عرب‌تبارند.
 
طوایف سادات پشتون
مطالعۀ تفصیلی تاریخ و چگونگی ورود سادات در میان قبایل پشتون و رشد و گسترش آن‌ها در مناطق مختلف نیاز به تحقیقات جامع و زمان‌بر دارد که به صورت یک پروژه باید اجرا شود. شناسایی دقیق قبایل سادات در میان پشتون‌ها در حال حاضر کار دشوار اما شدنی است که باید آن را  پژوهشگران، بخصوص پژوهشگران تاریخ، مردم شناسی و امور دینی و مذهبی انجام دهند. اینک به معرفی مختصر سر سلسله‌های قبایل کوچک و بزرگ سادات در میان پشتون‌ها پرداخته می‌شود ‌تا آغازی باشد برای پژوهشگران علاقمند در این زمینه.
در این بخش سیّدطاهر، سرسلسلۀ قوم تارن، سیّدحسن، سرسلسلۀ قوم خوندی، سیّداسحاق، سرسلسلۀ قوم بختیاری، سیّدمحمد گیسو دراز، سرسلسلۀ سادات اشترانی، سیّدسرمست علی(شاه حسین) سرسلسلۀ قوم متی، سیّدشریف از قوم کوتی، سیّدزایی از قوم ترین، سیّدمعالی و نواب علی محمدخان معرفی می‌شوند.  
  قابل ذکر است که در رابطه با قوم وردک که از اولادۀ سیدمحمد گیسو دراز هستند قبلا مطلبی مفصلی نوشته شده و در سایت پانا منتشر شده است. ضرورت است که در مورد همه قبایل سادات پشتون تحقیقات جداگانه صورت گرفته و به تفصیل معرفی شوند، ولیکن این جانب فرصت آن را ندارم.
مطالب مرتبط: وردک، برگ دیگری از تاریخ تحریف شدۀ اقوام در افغانستان+عکس

تارن
«تارن» که نام اصلی اش سیّدطاهر، است پسر وصلی(پسر خوانده) کاکر، از نو‌ه‌های غرغشی،فرزند قیس عبدالرشید، جدّ بزرگ پشتون‌ها بود. تارن را کاکر، از کودکی به فرزندی گرفته و بزرگ کرده بود. شجره یا پُشتنامه تارن بدین شرح است:
سیّدطاهر تارن، فرزند سیّدناصر، فرزند سیّدعلاءالدین، فرزند سیّدقطب الدین، فرزند سیّدداوود، فرزند سیّد سلطان کبیر، فرزند سیّد شمس الدین، فرزند سیّد احمد، فرزند سیّدعلی رفاعی، فرزند سیّدحسن، فرزند سیّدمحمد، فرزند سیّدجواد، فرزند امام علی ابن موسی الرضا علیه السلام، ابن امام موسی الکاظم علیه السلام، ابن امام جعفر الصادق علیه السلام، ابن امام محمدباقر علیه السلام، ابن امام زین العابدین علیه السلام، ابن سیّدالشهداء امام حسین علیه السلام، ابن امیرالمؤمنین علی ابن ابی طالب علیه السلام. (1)

ادامه دارد
گزارشگر : سید محمدباقر مصباح‌زاده
https://www.payam-aftab.com/vdcgty93.ak9x34prra.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما

سادات خو معلموم است که سادات است، اما بګویید که ایماق چطور سالها در خراسان تاجیک شمرده شده و تا تذکره الکترونیکی تاجیکان نیم ملت را تاجیک ساخته بود! ایا اولاد زنیکه طلاق شده از سوی فرد یک قوم دوباره با فرد قوم دیګر ازدواج کند! فرزندیکه میزاید بکدام قوم مربوط می شود؟ پس زبان فارسی قوم نیست بلکه زبان است! طوریکه تاجیکان انرا با زبان به تاجیکان می چسپنند! چرا!
0