تاریخ انتشار :سه شنبه ۲۲ سنبله ۱۴۰۱ ساعت ۱۶:۰۳
کد مطلب : 101190
کودتای۲۳ سنبله قیام اسارت شکن یا زخم ناسور بر قلب جامعه تشیع؟
هرچند که طرفداران آقای مزاری این جنگ را قیام اسارت شکن و نقطه عطف برای شروع دوباره نامیدند اما واقعیت این است که این جنگ زخم ناسوری بود که با خنجر خودی به قلب جامعه شیعه افغانستان نواخته شد.
دهه ۷۰ شمسی یک دهه خونبار با فجایع دردناک برای مردم افغانستان بود. یکی از دردناکترین فجایعی در این دهه به وقوع پیوست جنایت خونین ۲۳ سنبله/شهریور ۱۳۷۳ در مناطق مسکونی و شیعه نشین غرب کابل به وقوع پیوست.

جنگ ۲۳ سنبله/شهریور ۱۳۷۳، برخلاف جنگهای دیگر، با نقشه و طرح قبلی به راه افتاد؛ امّا، عمق این فاجعه، گذشته از تشدید اختلاف میان مردم شیعه، از نظر وسعت، کیفیت و کمیت نیز بی‌سابقه بود. این جنگ که نزدیک یک ماه طول کشید شدت تلفات و خسارات آن بسیار وسیع بود؛ زیرا در این جنگ برای اولین بار بود که طرفهای درگیر با اهداف متفاوت بالای یک نقطه آتش می‌گشودند. دوست و دشمن با تمام توان بر سر مردم غرب کابل آتش می‌ریختند. نیروهای جنبش ملی به رهبری جنرال دوستم از یک سو و حزب اسلامی حکمتیار از سوی دیگر، جمعیت و اتحاد اسلامی سیاف از سوی سوم، آقای مزاری و حرکت اسلامی از سوی چهارم.

آقای مزاری با این عمل شگفت انگیزش برای دوست و دشمن فرصت طلایی داد تا مناطق محروم شیعه را با بهانه‌های متفاوت بکوبند. از آنجا که آقای مزاری قادر نبود به تنهایی این جنگ فاجعه آمیز را به نفع خود پایان دهد؛ دست به دامن حکمتیار و حزب اسلامی شد و تهاجم بی‌هنگام حزب اسلامی از پشت مواضع حرکت اسلامی سبب شد که تپه اسکاد را از دست آنان بیرون آورده و خاطر مزاری را از نتایج این جنگ آسوده ساخت.

خسارات کودتای ۲۳ سنبله/شهریور

اقدام انتحارگونه و حیرت‌آور مزاری خسارات و زیان‌های زیاد و جبران ناپذیری را متوجه جامعه شیعه افغانستان نمود که می‌توان به امور ذیل خلاصه کرد:

۱- ایجاد شکاف در جامعه شیعه
آقای مزاری در ۲۳ سنبله/شهریور، افرادی را طرد و حذف نمود که در جامعه شیعه دارای سابقه مبارزاتی و جهادی بودند و نفوذ قابل توجهی در سطح هزاره‌جات داشتند. مسلم است که فرایند موضعگیری علیه این افراد و متهم نمودن آنان به خیانت و معامله، قابل قبول برای همگان نبود. طبیعی است که در مقابل این اقدامات، باید عکس العملهای را منتظر بود و کمترین عکس العمل آن عدم اعزام نیرو از هزاره جات به کمک مزاری بود و به تدریج جامعه هزاره در اختلافات عمیق فرورفت.

۲- فروپاشی حزب وحدت
حزب وحدت که پس از سالها جنگ داخلی و تلاش‌های افراد دلسوز برای ختم جنگ و اتحاد جامعه شیعه در سال ۱۳۶۸ پایه‌گذاری گردیده بود تا هم از جنگ‌های خانمانسوز داخلی جلوگیری شود و هم جامعه شیعه یک دست و مقتدر شده و با وحدت و همدلی از موضع قدرتمندتر در برابر اتحاد هفتگانه احزاب مقیم پیشاور ظاهر گردیده و حقوق جامعه شیعه را مطالبه نماید در نتیجه این کودتا از هم پاشید و دوپارچه گردید.
ایجاد شکاف میان حزب و حدت و دو پارچه شدن آن به تضعیف حزب وحدت انجامیده و آقای مزاری را در حد یک قومندان حزب اسلامی حکمتیار تنزل داد.

۳- خسارات مالی
از آنجا که جنگ ۲۳ سنبله/شهریور، در مناطق مسکونی و پرازدحام غرب شهرکابل روی داد و از زهمین هوا گلوله‌باران و بمباران می‌شد هزاران منزل مسکونی ویران و هزارن مغازه و ملک شخصی مردم دچار حریق و طمعه آتش گردید که خسارات هنگفت و جبران ناپذیری را به مردم فقیر غرب کابل تحمیل کرد.

۴- آوارگی مردم
در نتیجه جنگ خونین و کودتای ننگین ۲۳ سنبله/شهریور، ده‌ها هزار نفر مجبور به ترک خانه و دیار خود شده و آواره گردید. هرچند که آمار دقیقی از تعداد آوارگان این جنگ وجود ندارد اما براساس برخی گزارش‌ها بیش از صدهزار نفر از مردم غرب کابل آواره گردیدند.

۵- تلفات جانی
بعد از عبدالرحمن که در سالهای ۱۸۹۲ دست به قتل‌عام تشیع افغانستان زد و ده‌ها هزار از مردم ما را قتل‌عام کرد؛ دومین؛ خونین‌ترین و فجیع‌ترین قتل‌عام تشیع در تاریخ افغانستان در کودتای ۲۳ سنبله/شهریور ۱۳۷۳، بود که به فرمان عبدالعلی مزاری صورت گرفت.
در این روز؛ هزاره توسط هزاره کشته شد؛ ناموس هزاره (تپه اسکاد) توسط هزاره‌ای که خود را حافظ ناموس هزاره می‌گفت به دشمن هزاره؛ یعنی گلبدین حکمتیار؛ اهدا گردید.
از تعداد تلفات، کشته و زخمی‌های این جنگ آمار دقیقی در دست نیست و از آنجا که جنگ در یک منطقه مسکونی با تراکم جمعیت بالا اتفاق افتاد مردم متحمل تلفات بی‌شماری گردیدند و طبق برآورد صلیب سرخ حدود ۳۰ هزار نفر در این جنگ کشته و زخمی شدند.
عزیز رویش از یاران نزدیک مزاری و از مسئولان فرهنگی و رسانه‌ای حزب وحدت در کتاب بگذار نفس بکشم تعداد شهدای ۲۳ سنبله را ۸۵۰۰ نفر ذکر می‌کند که عمدتاً غیرنظامی و از افراد کم سواد و بی‌سواد جامعه بودند.
هرچند که طرفداران آقای مزاری این جنگ را قیام اسارت شکن و نقطه عطف برای شروع دوباره نامیدند اما واقعیت این است که این جنگ زخم ناسوری بود که با خنجر خودی به قلب جامعه شیعه افغانستان نواخته شد.
https://payam-aftab.com/vdcjhvevyuqeyvz.fsfu.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما

نویسنده وتحلیل گر و راوی محترم کودتا سیاه ۲۳ سنبله از همه یی نیروهای متخاصم وهکذا نیروهای مورد کودتا نام برده ولی از جناح آقای اکبری و ‌نیروهایش نام نمیبرد مثلیکه آنها شامل ماجرا نبوده باشد واز پارچه شدن حزب وحدت؟! نام می‌گیرد ولی بازهم از شاخه اکبری نام نمیگیرد که من یکی دلیل انرا نفهمیدم ؛ اگر قصد تبریه در میان باشد بازهم نمیتواند انکار کند که کودتا هم بالای جناح اکبری واکثریت اعضای شورای عالی نظارت حزب وحدت نبوده است .لذا میباید وقایع مطابق آنچه بوده درج شود نه به سبک طرفداران مزاری وفرافکنی های آنها .
متاسفانه سراسر این نوشته غرض آلود، ادعاهای بدون دلیل، یک جانبه و از روی حب و بغض است. از اصل توطئه خطرناک که توسط اکبری تاجیک تبار و به تحریک دشمنان تشیع برنامه ریزی شده بود، هیچ سخنی به میان نمی آورید!؟
از اسکاد که به ناموس شیعه یاد می کنید، وقتی بر ضد مردم هزاره و شیعه استفاده شود، چه فرقی می کند که به دست کی باشد؟
0