تاریخ انتشار :پنجشنبه ۲۰ اسد ۱۴۰۱ ساعت ۱۷:۴۱
کد مطلب : 100856
آقای غنی در این مصاحبه به جز خود همه را در سقوط نظام جمهوری مقصر دانست و در مورد عملکرد دیگران صحبت کرد. اما ناگفته‌های آقای غنی مهم تر از گفته‌های اوست که نقش اصلی را در سقوط نظام ایفا نمود.
گفته‌ها و ناگفته‌های اشرف غنی یکسال پس از فرار
محمداشرف غنی رئیس جمهور سابق افغانستان یکسال پس از فرار از کابل و سقوط نظام جمهوری و بازگشت مجدد طالبان به قدرت، در گفتگو با تلویزیون تازه تأسیسABN  به دلایل سقوط نظام جمهوری و فرار خود از کابل پرداخته است.
اشرف غنی در این مصاحبه سعی کرد که همه تقصیرات را گردن دیگران انداخته و خود را تبرئه نماید

محور سخنان آقای غنی در این گفتگو را چند چیز تشکیل می‌دهد

الف: مقصر دانستن امریکا و خلیل زاد
آقای غنی در پاسخ به این سوال که چرا تا پای مرگ نایستاد و تصمیم به خروج از کشور گرفت گفت:«من موقفم را تغییر ندادم؛ من تا مرگ ایستادگی می‌کردم. ساعت نُه صبح تصمیم شد که جلسه کابینه ساعت سه برگزار شود. اکثریت مطلق مقامات در کشور وجود نداشتند. وزیر دفاع کشور قبل از این‌که من بیرون شوم، در هواپیما نشسته بود. بعد از آن وزارت دفاع تخلیه شده بود».
او می‌گوید که در روز سقوط کابل، می‌خواست به وزارت دفاع برود، اما این وزارت تخلیه شده بود و در آنجا «پشه پر نمی‌زد».

اشرف غنی گفت که طالبان برخلاف وعده‌ی‌شان، وارد کابل شده بودند و سفارت امریکا نیز ساعت نُه صبح تخلیه شده و اسناد خود را به آتش کشیده بود.
او می‌گوید که امریکا هزاران نفر از نیروهای امنیتی به‌ویژه قطعات صفردار امنیت ملی را نیز تخلیه کرده بودند. غنی می‌افزاید که اگر امریکا تصمیم حمایت از جمهوریت را داشت، چرا این نیروها را تخلیه می‌کرد؟

آقای غنی در توجیه فرارش از کابل و خروج از افغانستان گفت که نخواست تا به یک کودتا مشروعیت دهد. غنی گفت که با خروجش از کشور «امانت ملت» افغانستان را حفظ کرده و ثابت ساخت که یک کودتا است و به جبر صورت گرفته است.

آقای غنی در بخشی از سخنان خود زلمی خلیل زاد نماینده پیشین امریکا را به عنوان عامل دیگر تضعیف و سقوط نظام جمهوری معرفی کرده و معتقد است که مذاکرات خلیل زاد با طالبان در دوحه که منجر به معاهده دوحه شد موجب تضعیف روحیه نیروهای امنیتی و تشدید جنگ در افغانستان شد و در این زمینه گفت: «داکتر خلیل‌زاد دو رو ندارد، نُه رو دارد؛ واضح شد. من به بلینکن گفتم که این شخص (خلیل‌زاد) منفور شده و مورد اعتماد اقشار مردم و خاصتا جمهوری‌خواه قرار نمی‌گیرد. [بلینکن] وعده کرد که سلمان احمد، رئیس بخش پالیسی‌شان مسئولیت را به دوش خواهد گرفت؛ وقتی که اعلامیه‌ی‌شان نشر شد این موضوع نیامد و از این جهت بی‌اعتمادی شد».
اشرف غنی در بخشی از مصاحبه خود می‌گوید که خلیل‌زاد با او مشکل داشت: «مشکل خلیل‌زاد با من این بود که من افغان بودم و مسلمان بودم. این (خلیل‌زاد) از افغانیت خود هم انکار کرده و از هویت خود هم. این مفسد است و غیر از آن بی‌کفایت ]هم[ است».

غنی از مدیریت مذاکرات صلح قطر توسط خلیل‌زاد نیز انتقاد کرد و مدیریت او را «فاجعه»بار خواند. او گفت که خلیل‌زاد به‌اندازه‌ی سری رفتار می‌کرد که حتا مشاور امنیت ملی امریکا را در جریان نمی‌گذاشت.

متهم کردن حامد کرزی به کودتا
آقای غنی در ادامه گفتکو حامد کرزی رئیس جمهور اسبق را نیز متهم به کارشکنی و توطئه علیه خود متهم کرده و  او را یکی از مقصران سقوط نظام جمهوری قلمداد کرد.

مقصر دانستن دکتر عبدالله عبدالله
یکی دیگر از مقصران تضعیف دولت و سقوط نظام جمهوری از نظر آقای غنی دکتر عبدالله عبدالله است. آقای غنی در این زمینه می‌گوید: در هفت سال حکومت او، عبدالله شریک ۵۰ درصدی در قدرت و مانع اقدامات مثبت او برای اصلاح امور بود.
او همچنین دکتر عبدالله را متهم به جعل در انتخابات 2014 و نادیده گرفتن رأی مردم افغانستان و خیانت ملی به دلیل تحلیف موازی کرد.

آقای غنی در این مصاحبه به جز خود همه را در سقوط نظام جمهوری مقصر دانست و در مورد  عملکرد دیگران صحبت کرد. اما ناگفته‌های آقای غنی مهم تر از گفته‌های اوست که نقش اصلی را در سقوط نظام ایفا نمود.

یکی از ناگفته‌های آقای غنی ماجرای انتخابات 2014 بود که خود به آن اشاره کرده و عبدالله را متهم به جعل و نادیده گرفتن رأی مردم کرد درحالیکه به اعتراف ریاست امنیت ملی پیشین و برخی دیگر دکتر عبدالله پیشتاز انتخابات 2014 بوده و در دور اول برنده شده بود اما به دلیل فشار خارجی‌ها نتایج برخی حوزه‌ها باطل اعلام شده و انتخابات به دور دوم کشیده شد.

آقای غنی یادش رفته که با حمایت امریکا، انگلیس و ... به قدرت رسید و آنها دکتر عبدالله و متحدان اورا تهدید و مجبور به پذیرش نتیجه انتخابات نمود که در نتیجه دولت وحدت ملی تشکیل شد.

یکی از مهمترین ناگفته‌های آقای غنی نقش او در تضعیف نیروهای امنیتی و بازنشست اجباری افسران و جنرالان باتجربه وزارت دفاع و ارتش و پلیس ملی و جایگزینی افراد کم تجربه و نالایق در صفوف ارتش و پلیس ملی بود که به دلیل ترس آقای غنی از کودتا و در اختیار گرفتن ارتش و پلیس بود.

آقای غنی با این کارش پیش از تشدید جنگ ضربه مهلک را به پیکره اردو و پلیس وارد نمود. همچنین تمام صلاحیت امور دفاعی و امنیتی را از وزارت‌های دفاع، داخله و ریاست امنیت ملی گرفته و به مشاور امنیت ملی حمدالله محب واگذار نموده بود و دست ارگانهای امنیتی را عملا بسته بود.

یکی دیگر از اقدامات غنی در طول هفت سال زمامداری وی ایجاد تنش و حاشیه آفرینی بود که وقت و انرژی زیادی را از دولت و پارلمان گرفت که به طور مثال مسأله ثبت کلمه افغان در تذکره الکتریکی بود که هیچ لزومی نداشت اما آقای غنی با صدرو فرمان تقنینی خود در این مورد موجب ایجاد تنش بزرگ در سطح ملی گردید که در تضعیف روحیه نیروهای امنیتی بی‌تاثیر نبود.

جا داشت آقای غنی به عنوان فرمانده کل نیروهای مسلح از مردم به خاطر ضعف مدیریت و سقوط نظام به دست طالبان عذرخواهی کند و از مردم بخشش بطلبد اما متأسفانه آقای غنی این فرصت را هم از دست داد.
 
https://payam-aftab.com/vdchmvnz-23nv6d.tft2.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما

0