پایگاه خبری پیام آفتاب 25 حمل 1387 ساعت 9:12 http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/2483/استاد-پیرزاد -------------------------------------------------- عنوان : استاد پیرزاد -------------------------------------------------- متن : زندگی نامه استاد پیرزاد هروی نویسنده : بصیر احمدحسین زاده دریکی از روز های زمستان سال ۱۳۲۰ در ناحیه اول شهر کهنه هرات خداوند به میرزا حبیب الله پیرزاد هروی فرزندی عنایت می کند که نامش را امین الله می گذارد وی دوران کودکی خود را در همین خانه و در دامن پدر و مادر می سپری می کند. هنوز هفت ساله نشده بود که پدرش او را به مکتب خانه می فرستد و وی در اندک زمانی صرف میر و زنجانی را به پایان می رساند او هم زمان با درس در مکتب خانه، به دکان عطاری پدرش نیز می رود تا در کار عطاری به وی کمک نماید. از آن جا که میرزا حبیب الله پیرزاد خط ریز را زیبا می نوشت و امین الله پیرزاد هم که خط پدر را می بیند سخت به هنر خشنویسی علاقمند می شود پدرش او را تشویق می کند که با جدیت این علاقه را دنبال کند. در ۱۴ سالگی پدرش او را به دکان فرزانه روزگار آخوند عطار می برد پیرزاد نوجوان در محضر استاد محمد علی عطار هروی زانو می زند و از او سر مشق می گیرد و تمرین می کند او در محضر استاد عطار نه تنها هنر خشنویسی را فرا می گیرد بلکه تواضع و اخلاق را نیز می آموزد. شاگردی در نزد استاد عطار از نظر اجتماعی در روحیه استاد پیرزاد تاثیر به سزایی داشت چون که علاوه بر مشتریان معمولی بزرگانی هم به مغازه استاد عطار رفت و آمد داشتند. "... دکان استاد در اواسط بازار قندهار واقع بود ظاهرش هیچ فرقی با دیگر عطاری های هرات نداشت شاید هم محقر تر از برخی عطاری ها بود اما خصوصیهاتی در این دکان بودند که آنرا ممتاز می ساختند. وجود استاد که هراتیان "آخوند صاحب" خطابش می کردند با جذبه ولطف ومحبتی که برای همه داشت برای استاد فرقی نمی کرد که طرفش شخص روستای وبه گفته هراتیان مالداری است که آمده است چای و دیگراجناس عطاری بخرد یا کودکی است که قلمش رابرای تراشیدن و به اصطلاح برای سرکردن نزد استاد آورده است یا شهردار هرات که آمده است تا لحظاتی با استاد درمورد کتیبه های مسجد جامع و مسایل هنری دیگر مشورت کند.با همه میهربان وصمیمی بر خورد می کرد..." استاد پیرزاد در سال ۱۳۳۷ ازدواج می کند و بعد از آن برای مدتی از خط و خوشنویسی دور می افتد، تا این که در سال ۱۳۴۳ به کابل می رود تا خدمت عسکری را به پایان برساند. وقتی که مسولین چاپخانه اردو پی می برند که استاد خوشنویس است از او می خواهند که خدمت عسگری خود را در چاپخانه به کار خوشنویسی بپردازد. بعد ازعسکری، استا د به هرات بر می گردد و چند سال بعد در سال ۱۳۵۳خورشیدی یک کانون هنری را در این شهر می گشاید و هنر جویان را به صورت رایگان تعلیم می دهد. در سال ۱۳۵۹خورشیدی،پیرزاد، به کابل می رود و در موسسه غلام محمد میمنگی که از طرف وزارت اطلاعات وکلتور اداره می شود به عنوان استاد خط به کار مشغول می شود. با بحرانی شدن اوضاع در افغانستان استاد پیرزاد در سال۱۳۶۳ خ به ایران مهاجرت می کند ودر بنیاد پژوهشهای آستان قدس رضوی مشغول به کار می شود. حاصل همکاری استاد با این بنیاد نوشتن چهار جلد مرقع است که همه آنها در ایران به چاپ رسیده است. مرقع رضوی، در دو جلد از سخنان امام رضا (ع). مرقع زیور آسمانها با ترجمه ایات قرآن کریم. مرقع اقتصاد اسلامی، آیات قرآن کریم با ترجمه فارسی. و مرقع مقام زن در اسلام اثاری هستند که توسط پیرزاد کتابت شده است. علاو بر اینها "تجلیگاه هنر خط" و "هشت قلم هنر خط " نیز از آثار دیگر استاد است که در مشهد به چاپ رسیده است. همچنین آثار پراکنده دیگری نیز از استاد به جا مانده است که از مهمترین آنها می توان از کتیبه۳۴ متری مسجد صادقیه در هرات، کتیبه ها و تابلوهای حسینیه هراتیها در مشهد، و کتیبه شهدای حرم رضوی نام برد. استاد پیرزاد که در سالهای آخر عمر خود از بنیاد پژوهشها بیرون شده بود، بیشتر به کارهی ذوقی برای مجامع فرهنگی مهاجرین مشغول بود. استاد در واپسین روزهای عمر خود سفری به خانه خدا رفت و بعد از بازگشت از آنجا رخ در نقاب خاک کشید و در۱۹حوت ۱۳۸۱ خورشیدی در مشهد به خاک سپرده شد.