پایگاه خبری پیام آفتاب 15 جدی 1392 ساعت 14:47 http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/25785/حامدکرزی-آمریکا-سیلاب-فساد-افغانستان-راه-انداخته-مانند-استعمارگران-رفتار-می-کند -------------------------------------------------- عنوان : حامدکرزی:آمریکا سیلاب فساد در افغانستان به راه انداخته است/ آمریکا در افغانستان مانند استعمارگران رفتار می کند -------------------------------------------------- متن : اشاره : اشاره: جنگ افغانستان تبدیل به یکی از طولانی ترین جنگ های تاریخ معاصر شده است و بسیاری از ناظران سیاسی بر این باورند که خروج نیروهای خارجی از این کشور نیز نمی تواند به بحران عمیق و دامنه دار افغانستان پایان دهد. تروریسم طالبان، فقر نهادینه شده، فقدان ساختارهای محکم اقتصادی، فساد حکومتی، مداخلات خارجی، سوءمدیریت در سطوح سیاسی، اقتصادی، نظامی، اجتماعی، فرهنگی و پیامدهای ریز و درشت سالیان طولانی جنگ برای مردم افغانستان که بحران آموزش، یکی از آنهاست، افق ها را برای پایان دادن به ناملایمات این کشور در کوتاه مدت، بسیار تیره کرده است. در این رهگذر، شاید هیچ کس به اندازه حامد کرزی، رئیس جمهوری افغانستان، از عمق فاجعه آگاهی نداشته باشد. او در ۱۰ سال گذشته، نزدیکترین فرد به رأس هرم قدرت و مدیریت کشور بوده و مسلماً دیدگاهش برای تجزیه و تحلیل اوضاع افغانستان، نزد دوست و دشمن، از اهمیت برخوردار است. حامد کرزی، رییس جمهوری افغانستان در گفتگویی با خبرنگار روزنامه فرانسوی لوموند، ایالات متحده آمریکا را متهم ساخت که مثل قدرت های دوران استعمار با افغانستان رفتار می کند و می خواهد کابل را مجبور کند که پیمان امنیتی با آمریکا را به امضا برساند. مطابق این پیمان، آمریکا ملزم به تامین نیازمندی های نظامی افغانستان در سال های بعد از ۲۰۱۴ است. آقای کرزی می گوید مادام که برخی اقتضائات فراهم نشده، تن به امضای این پیمان نخواهد داد. برگردان متن کامل این گفتگو ،درپی ازنظرخوانندگان گرامی می گذرد. *** *(روزنامه لوموند) : ایالات متحده و همپیمانان آن کشور در ناتو آغاز به خروج از افغانستان کرده اند. از طرفی حجم عظیمی از نگرانی بر جو پیمان دو جانبه امنیتی سایه افکنده است که در تاریخ ۲۰ نوامبر بر سر کلیات آن بین شما و ایالات متحده توافق شد.اما چرا شما حاضر به امضای این پیمان نمی شوید تا نیازهای نظامی افغانستان بعد از ۲۰۱۴ تامین شود؟ ** (کرزی): موضع من در طول هشت سال گذشته تغییر نکرده است. جنگ با دهشت افکنان و تروریسم ، نباید در دهات افغانستان، در منزل افغان ها پی گرفته می شد. اگر قرار است جنگی با دهشت افکنان دربگیرد، باید در پناهگاه های آنان باشد، در هر جایی که آنها تربیت می شوند و از آنجا سرچشمه می گیرند.این موضع دائم من بوده و همین موضع هم سرچشمه مناقشه دائمی بین شخص من و ایالات متحده بوده است. مسائل دیگری هم بین ما بوده، اما تا جایی که به شخص من مربوط است، خسارت هایی که بر افغان های غیر نظامی وارد می شود، مساله اصلی بوده و هست.مساله دیگر این است که آمریکا به راستی قدمی برنمی دارد که در جهت روند صلح به ما کمک کند. نه من و نه مردم افغانستان اشکالی نمی بینیم که با آمریکا یا با ناتو روابط حسنه داشته باشیم. در لویه جرگه اخیر بود که مردم افغانستان بر پیمان دو جانبه با آمریکا صحه گذاشتند. خود من هم طرفدار پیمانم. اما خواسته من این است که این پیمان برای افغانستان صلح و آرامش به ارمغان آورد و به حمله هایی که به منزل های مردم می شود، نقطه پایان بگذارد؛ به صورتی که افغان ها خودشان هم متوجه شوند که حمله به منزل های ایشان خاتمه یافته است. *: شما به تازگی( پنجم دسامبر) با جیمز دابینز فرستاده ویژه آمریکا به افغانستان و پاکستان در کابل دیدار کردید. فحوای سخنان او در باره پیمان امنیتی چه بود؟ ** : با آقای دابینز گفتگوی مفصلی کردم. ۱۰ سال است که او را می شناسم. حرف ایشان این بود که اگر پیمان امنیتی امضا نشود، صلح در افغانستان معنا و مصداقی نخواهد داشت. سخنان ایشان را می توان به چند راه معنی کرد. از راه مثبت که بنگریم، معنایش این است که صرف امضای پیمان، کافی است تا صلح برقرار شود. حال چنانچه آمریکایی ها بتوانند اطمینان خاطر ما را از هر حیث تامین کنند، یعنی آنچه را از اعتماد و اطمینان که ما لازم داریم به ما بدهند، خوب، این خیلی هم خوب است. اما این را از راه دیگر هم می توان تعبیر کرد: اگر پیمان را امضا نکنیم به دردسر خواهیم افتاد و ناامنی مملکت را فراخواهد گرفت.حال، از هر راهی که به قضیه بنگرید، افغانستان باید به دنبال تامین نیازهای خودش برود. این پیمان هم باید صلح و آرامش برای افغانستان به همراه بیاورد و پیش از آن که پیمان امضا شود، باید نشانه های صلح و آرامش در افغانستان رویت شود. یک نشانه اش این است که مذاکرات صلح بین شورای عالی صلح با طالبان به راه بیفتد. به عقیده من صلح چیزی نیست که ظرف دو- سه ماه برقرار شود. چیزی که من طالب آنم، راه افتادن روند عینی و واقعی صلح است. * : عقیده شما در باره موقعیت آمریکا چیست؟ یعنی آمریکا باید در کجای میدان صلح، بازی کند؟ ** : با تجربه و اطلاعاتی که من دارم، عقیده ام این است که آمریکا باید هر چه از دستش برمی آید برای آغاز فرایند صلح انجام دهد. پارسال که در واشنگتن بودم تا برای مقدمات صلح با آمریکایی ها گفتگو کنم، متوجه شدم که آنها بیشتر دنبال طالبان می گردند. *: یعنی منظورتان این است که آمریکایی ها محرمانه با طالبان گفتگوهایی کرده اند؟ ** : بله، تماس های محرمانه ای در جریان بوده است، اما من وقتی می گویم آمریکا هر چه از دستش برآید را باید برای صلح انجام دهد، منظورم این است که آمریکایی ها راه های دسترسی دیگری هم دارند. آمریکایی ها میانه خوبی با پاکستان دارند و مسجل است که پاکستان با طالبان ارتباط وثیق دارد. ایالات متحده آمریکا، چه به خودی خود و چه از طریق پاکستان، از عهده استقرار صلح و ثبات در افغانستان برمی آید. *: سخنان شما را اگر خلاصه کنم این است که می خواهید پایان حمله به منازل مردم و درگرفتن فرایند صلح را به عینه رویت کنید؟ **: اگر این طور شود، با کمال میل پیمان را امضا خواهم کرد. *: یعنی به نظر شما چنین چیزی تا قبل از اردیبهشت سال آینده که موعد انتخابات ریاست جمهوری افغانستان است، ممکن خواهد شد؟ ** : اگرممکن شود که چه بهتر! اگر هم نشود که امضای پیمان می افتد به دوش رییس جمهور بعدی. من بر عهده خودم می بینم تا هر آنچه را که می توانم برای عقد پیمانی مهیا کنم که خیر مردم افغان در آن باشد و تا وقتی یقین نکنم که این چیزها مهیا شده، پیمان را امضا نمی کنم. چون این پیمان به همان اندازه که به خیر و صلاح آمریکا و ناتو است، بایستی به خیر و صلاح افغان ها هم باشد. من پیش از امضای این پیمان باید یقین کامل حاصل کنم که این سند برای ما افغان ها امنیت، ثبات و صلح به بار خواهد آورد. حرفی که افغان ها در لویه جرگه به آمریکا گفتند، این بود: ما دوست داریم روابط حسنه با شما داشته باشیم، اما شما باید رفتارتان را تغییر دهید. باید طوری رفتار کنید که نه افغانستان را ضعیف کند و نه به افغانستان آسیب بزند. شما از بابت دوستی ما خیالتان راحت شده است. درعوض بایستی با ما مثل دوست رفتار کنید، نه مثل خصم. *: یعنی شده که آمریکا با شما رفتار خصمانه کرده باشد؟ **: وقتی به خانه و کاشانه افغان ها حمله می شود، عمل خصمانه صورت گرفته. وقتی جنگ روانی بر ضد افغان ها بر پا می شود، عمل خصمانه صورت گرفته. *: جنگ روانی که گفتید یعنی چی؟ ** : جنگ روانی، جنگی است با اقتصاد ما. جنگی که در نتیجه آن، شرکت ها مبادرت به ترک افغانستان می کنند. جنگی که در نتیجه آن پول ها از افغانستان خارج می شود. جنگی که افغان ها را از خروج آمریکا از مملکت ما هراسان می کند. اینها که برای شما برشمردم، جنگ روانی نیست؟ *: شما وقوع این مسائل را نتیجه اقدام و تدبیر آمریکایی ها می شمارید؟ ** : قطعا، اینها نتیجه اقدامات دولت آمریکاست. تردیدی در این نیست. اگر به این چیزهایی که گفتم به طور حتم باور نداشتم که دلیلی نداشت چنین حرف هایی طرح کنم. *: در بعضی از بیانیه های دولت شما، آمریکا و طالبان یکی انگاشته می شوند. طوری که گویی هر دو به اتفاق، دشمنان شما هستند. این بیانیه ها مردم را در ایالات متحده به شگفتی واداشته، چون مردم آمریکا می دانند که چه تعداد از سربازان آمریکا در افغانستان جان خود را از دست داده اند و دولت آمریکا چه مبالغ سنگینی به شما کمک کرده است. ** : من چنین حرفی نزده ام. از این بابت من و مردم افغان قدردان آمریکایی ها هستیم. قدردان کمک هایی که به افغانستان کرده اند و این حق شناسی و قدردانی خودمان را مکرر بر زبان می آوریم. اما آمریکا چه موقع و در کجا رفتارهایی کرد که به خیر و صلاح ما نبود؟ هر چه هم تحذیر کردیم، ثمر نداد؟ حرف من همین است. حالا برای شما این ها را می گویم.وقتی طالبان، افغان ها را می کشند، من کارشان را محکوم می کنم، اما در ضمن، آنها را برادران خودمان خطاب می کنم. چون هر چه باشد، آنها هم افغان هستند و خواهش من این است که آنها به سر خانه و کاشانه های خود بازگردند و با مملکت خودشان از در آشتی درآیند. به آمریکایی ها هم گفته ام: شما به منظور نبرد با افراط و دهشت افکنی است که در افغانستان هستید. چرا افغان ها بایستی هزینه نبرد با دهشت افکنان را بپردازند؟ چرا شما آمریکایی ها بایستی به خانه یک افغانی حمله و ادعا کنید که داشتید یک طالب را تعقیب می کردید؟ در افغانستان هزارها طالب هست، اما در نتیجه این کارهای شما، زن ها و بچه های مردم هستند که کشته می شوند یا آسیب می بینند. آیا آمریکا حاضر است خانه های مردم خودش را به موشک ببندد و بعد بگوید که مامورانش داشته اند یک نفر قاتل یا تروریست را تعقیب می کردند؟ البته که نه. پس چرا در افغانستان دست به این کارها می زند؟ معنایش این نمی شود که قیمت جان یک افغان از قیمت جان یک آمریکایی کمتر است؟ توقع من از دولت آمریکا این است که همان احترامی را به یک بچه افغان بگذارد که به بچه های آمریکایی می گذارد. ارزش ما از ارزش آنها کمتر نیست. *: پاره ای ازصاحب منصبان آمریکایی می گوینداگرپیمان امنیتی تا پایان امسال امضا نشود، دیگرهرگز امضا نخواهد شد ونظامیان آمریکا هم بعد از سال ۲۰۱۴ در افغانستان نخواهند بود.این مساله پیامدهای امنیتی ومالی سنگینی برای افغانستان خواهد داشت. به عقیده شما این حرف صاحب منصبان آمریکایی پایه و اساس دارد یا فقط لاف است؟ ** : حرف آنها اگر هم صحت داشته باشد، اگر لاف نباشد، باز هم دلیلی ندارد که ما را مجبور به امضای پیمان کنند و تازه شرط و شروط ما را هم به حساب نیاورند. اگر حرف آنها اساسی دارد هم دلیلی ندارد که ما را در کُنجی گیر بیندازند. آمریکا اگر می خواهد متحد ما باشد، باید متحدی باشد اهل رعایت حرمت، نه این که در صدد بهره کشی از ما باشد. حرف هایی که این ایام و قبل تر از این به گوشم خورده و اکنون هم می خورد، چیزی است از جنس بهره کشی های استعمار قدیم. افغان ها هم اهل این نیستند که جلو کسی تعظیم کنند. افغان ها در گذشته ها هم قدرت های استعماری را در هم شکسته اند. مطلوب افغان ها روابط مبتنی بر احترامات است. افغان ها مردمانی حرمت گذارند و به هر کس که با ایشان رفیق باشد، حرمت می گذ ارند. *: پس به عقیده شما رفتار آمریکایی ها مثل رفتارهای استعمارگران است؟ ** : صد در صد. آمریکایی ها می آیند و مثلا می گویند: ببینید، دیگر حقوق شماها را نخواهیم داد و سروکار شما به جنگ داخلی می افتد. این حرف ها تهدید نیست؟ اگر می خواهید متحد ما باشید، بایستی با ما دوست و رفیق باشید. این حرف ها لاف زنی باشد یا هر چیز دیگری ، مطلوب ما پایبندی به تامین امنیت زندگانی افغان ها و پایبندی به برقراری صلح در افغانستان است. * پس می گویید که اگر پیمان را امضا نکنید برای افغانستان نتایج ناگواری در بر نخواهد داشت؟ ** اگربنا باشد نتیجه ناگواری هم به بارآید،ما که اززندگانی خودمان دست نخواهیم کشید. روزگارمان شاید دشوارتر شود، شاید گرفتارتر شویم،اما روال کار و روزگار خودمان را دنبال خواهیم کرد و ملت افغان و دولت افغانستان، هر یک سر جاهای خود خواهند بود. اگر ایالات متحده آمریکا در اینجا بماند، ناتوهم بماندودرکنارماباشند، با آن امکاناتی که دارند،اگراین امکانات درست وبه جاصرف شود،هدر نرودوتباه نشود،اگربه خانه وزندگی مابه چشم احترام نگاه کنند،اگرصلح برقرارباشد،بودن آمریکایی ها درافغانستان به صرف وصلاح ماست وبرای آن احترام قائلیم. اما چنانچه بودن آنهابه قیمت ویرانی خانه و کاشانه افغان ها باشد،به قیمت هدررفتن امنیت وشخصیت افغان ها باشد،اگر بودن آنها به معنی ادامه جنگ باشد وبمباران وکشتار،خوب معلوم است که چنان بودنی،ارزشی نزدما ندارد. * نواز شریف،نخست وزیر پاکستان در اواخر نوامبر به کابل آمد. انتظاراین است که دولت جدید اوبیشتردرجهت صلح در افغانستان حرکت کند. ازطرفی صاحب منصبان پاکستانی اخیراملا برادریکی از سران طالبان را که در سال ۲۰۱۰ در کراچی توقیف شده بود، آزاد کرده اند. شنیده ایم که شما از ملابرادرخواسته اید که دراستقرار صلح در افغانستان ایفای نقش بکند. نواز شریف چه ضمانتی در باره ملا برادر به شما داد؟ اشاره: جنگ افغانستان تبدیل به یکی از طولانی ترین جنگ های تاریخ معاصر شده است و بسیاری از ناظران سیاسی بر این باورند که خروج نیروهای خارجی از این کشور نیز نمی تواند به بحران عمیق و دامنه دار افغانستان پایان دهد. تروریسم طالبان، فقر نهادینه شده، فقدان ساختارهای محکم اقتصادی، فساد حکومتی، مداخلات خارجی، سوءمدیریت در سطوح سیاسی، اقتصادی، نظامی، اجتماعی، فرهنگی و پیامدهای ریز و درشت سالیان طولانی جنگ برای مردم افغانستان که بحران آموزش، یکی از آنهاست، افق ها را برای پایان دادن به ناملایمات این کشور در کوتاه مدت، بسیار تیره کرده است. در این رهگذر، شاید هیچ کس به اندازه حامد کرزی، رئیس جمهوری افغانستان، از عمق فاجعه آگاهی نداشته باشد. او در ۱۰ سال گذشته، نزدیکترین فرد به رأس هرم قدرت و مدیریت کشور بوده و مسلماً دیدگاهش برای تجزیه و تحلیل اوضاع افغانستان، نزد دوست و دشمن، از اهمیت برخوردار است. در پی، بخش پایانی مصاحبه او با نشریه فرانسوی لوموند از نظر خوانندگان گرامی می گذرد. *** ** من جناب شریف را سه چهاربار،هم قبل وهم بعد از این که نخست وزیر شوند، ملاقات کرده ام. اوخیلی درآرزوی تامین خیروصلاح پاکستان است.اصلا یک پاکستانی میهن دوست است.درسرش هوای سعادت پاکستان دارد.بنده حتم دارم وقتی آقای شریف می گوید که درپی توسعه روابط باهمسایه ها،هم هندوستان و هم افغانستان است، راست می گوید.تا به امروزهم هرچه توانسته در جهت انجام تعهداتش به ماوبه ملا برادرکوتاهی نکرده است.وقتی ایشان به کابل آمدندهم با یکدیگربه تفاهم دست یافتیم؛ تفاهمی که امیدوارم هم از جانب ما و هم با کمک امریکایی ها به اجرا درآید. * برای ما می گویید موضوع تفاهم چه بود؟ ** فعلا نه. موقعی که به اجرا درآمد خواهید دانست چه بوده است. * پس یعنی این که در انتظار وقوع تحول مهمی ظرف هفته های آینده باشیم؟ ** درست نیست بگوییم تحول مهم یامعمولی.درستش این است بگوییم که شاهدخواهیم بودقدم هایی به سمت استقرارصلح درافغانستان برداشته شود. * ماه ژوئن که دفترنمایندگی طالبان دردوحه قطرافتتاح شد،واقعاحادثه شومی بودکه رخ داد.وقتی نشان رسمی امارت افغانستان،نام رسمی رژیم سرنگون شده طالبان، به اهتزاز درآمد،شما اعتراض شدیداللحنی کردید.اگردفتری که دردوحه بازشد، در کشور دیگری هم تاسیس شود،چه می کنید؟ ** دوحه را ما نتخاب نکردیم. دوحه را امریکایی ها انتخاب کردند و طرحش مال امریکایی ها بود. ما طالب آنیم که امور مربوط به صلح،درافغانستان پا بگیرد.اگردرافغانستان نشد،درعربستان باشدیادر ترکیه. اما امریکایی ها اصرار داشتند که محل آغاز و اجرای امور صلح در قطر باشد. ما هم دست از شروط خودمان کشیدیم.امریکایی هاشروط ماراقبول کرده بودند. رییس جمهوری امریکا برایم نامه ای فرستادکه متضمن اعتمادواطمینان بود.اماروزی که دفترقطربازشد،کسی به آن شروط وبه آن اطمینان محلی نگذاشت. این است که می گویم ما را با قطر کاری نیست. * یعنی دوست ندارید که این دفتر دوباره باز شود و کارش را از سر بگیرد؟ ** به آن ترتیب، نه. ما خواهان مذاکره با طالبان هستیم. به برادران طالب خودمان هم گفته ام: شما مملکتی دارید که همین افغانستان است.آزاد هستید وارد این مملکت شوید و بیایید که باهم صحبت کنیم.قبل ازهرچیزی باید خیروصلاح افغانستان را در نظر بگیرید. اما اگر طالبان بگویند که دوست دارند مذاکرات صلح در محل دیگری برگزار شود ما باز هم بنا به ملاحظه صلح، آن را می پذیریم. * اما طالبان نمی خواهند با شما گفت و گو کنند. ** این سخن درست نیست. * دست کم، رسما که دنبال گفت و گو با شما نیستند. ** این سخن درست نیست. * دربیانیه ای که در دوحه صادرشد،اعلام کردند که ممکن است بابعضی افغان ها گفتگوکنند.امااسمی ازدولت شما نیاورده بودند. ** آن بیانیه مال طالبان نبود. بیانیه ای بود که به اسم طالبان منتشرشد.ازمملکت های دیگری هم نشر یافت. ما حتی خبرداریم که نگارنده بیانیه چه کسی بوده است. * بیانیه را طالبان منتشر نکرد؟ پس ممکن است کار پاکستانی ها و آمریکایی ها بوده باشد؟ ** فعلا لزومی ندارد در این باره صحبتی بکنم،اما خبرداریم که طالبان آن بیانیه راننوشته.خبرش را هم داریم که نویسنده اش چه کسی بوده است. * اماطالبان شمارابه رسمیت نمی شناسد.شماراآلت دست یک ارباب می شناسد و می گوید اگر قرار بر مذاکره باشد،فقط باآن ارباب مذاکره خواهد کرد. می خواهید چه کنید تا به رسمیت شناخته شوید؟ ** گفتم که آن حرف ها، حرف طالبان نبود. ناشران آن بیانیه می خواستند جوی درافغانستان حاکم شود که صلحی پا نگیرد. * پس به عقیده شمااستنکاف ازمذاکره،کار طالبان نیست. ممکن است کارکشوردیگری بوده باشد؟ ** بله. * یکی از کشورهای همسایه؟ ** همسایه یا غیر همسایه. ما خبر داریم که طالبان مذاکره با ما را می خواهد. با آنها در تماس هستیم. * یکی از گرفتاری های اساسی افغانستان، مساله فساد است. شما شخص خود را مسئول این گرفتاری نمی شمرید؟ ** تردیدی نیست که در افغانستان گرفتار فساد هستیم. تردیدی نیست که نظام حاکم دچار فساد است. البته جامعه بین الملل هم دچار فساد است، مخصوصا در پیمانکاری های امریکایی ها و نحوه اجرای آن پیمانکاری ها. نمونه اش اینکه شرکت هایی که امریکایی ها برای تامین امنیت درافغانستان به کار گرفته اند، یکی ازبزرگ ترین سرچشمه های فساد،بی قانونی وناامنی هستند. بدترازهرچیزاینکه عامل تشکیل دستگاه موازی با دستگاه امنیتی افغانستان هستند. اینها درست دولتی را در دل دولت افغانستان تشکیل داده اند وچه دولت فاسدی هم. پنج- شش سال است که من جهدمی کنم تاجلواین دولت رابگیرم، اما ممکن نیست مانع اینها شد. امریکا اصرار دارد که اینها ، همین شرکت های امنیتی خصوصی، باید کارشان ادامه داشته باشد. یک کلام بگویم و ختم کلام، این ایالات متحده و جامعه بین الملل هستند که سیلاب فساد را درافغانستان به راه انداخته اند. برای من امکان داشت که دست به اقدامات شدیدتربزنم، اما هرکاری بکنم،فساد به پایانش نمی رسد.اگردست به اقدامات دیگربزنم،احتمال داردکه شکست های بیشتری برپیکرافغانستان وارد شود. * بارها گفته اید که ایالات متحده و برخی ها در غرب، می خواهند افغانستان را تجزیه کنند. امکان دارد روشن تر در این باره صحبت کنید؟ ** بعضی کشورها و بعد از آن، بعضی افراد این حرف ها را به من رساندند که برای طالبان کارمی کردند. به من گفتند که اگر جایی در خاک افغانستان به طالبان داده شود، یعنی طالبان اجازه داشته باشند رسما در خاک افغانستان مستقر شوند وحکومت خود را بر پا کنند،کارصلح خیلی خوب پیش خواهدرفت. من دیدم که این راهی است مقرون به هلاک که دریک کشوردودولت حکمفرما باشد.چند نفری راصدازدم که درجنبش طالبان بروبیایی دارند و چند نفری را هم از آنهایی که با طالبان سروسری دارند.ازآنها در این باره استفسار کردم. تایید کردند که بله. چنین خبری را ما هم شنیده ایم،اما تکذیب کردند که طالبان چنین خواهشی داشته باشند. این طور که شد، دیدم که نظرما درست است. یعنی برخی کارهای خاص که به اسم طالبان انجام می گیرد، کارنیروهاوجریان های خاصی درغرب است که نمی خواهند مذاکره بین شورای عالی صلح با طالبان پا بگیردومیل دارندطالبان با یک مشت ازگروه های قومی دیگر در افغانستان طرف مذاکره شود.خیلی هم کارکردند تامذاکراتی رابین فرماندهان جنگی وگروه های قومی سامان دهند و روند مذاکرات را قومیتی کنند. اینها که به شما می گویم، برای ما به اثبات رسیده است. اماکاراینهابه ثمرنرسید،چون مردم واکنش سختی نشان دادند.حالاطرحش چه صورتی داشت،نمی دانم. امااین رامی دانم که غرب توسط برخی بنیادها و به کمک چند چهره خاص از اعضای کنگره امریکا، درصددبود درافغانستان حکومت فدرالیستی سرکاربیاورد.خبرداریم که کارهای دقیقی درجریان بودتا ازطریق تضعیف افغانستان،این مملکت را به تعدادی خان نشین تبدیل کنند.علت این که امریکاوبعضی کشورهای اروپایی می خواستندانتخابات ریاست جمهوری افغانستان درسال۲۰۰۹سرنگیرد هم همین بود که دوست داشتند دولت مرکزی، ضعیف و فاقد وجاهت باشد. * موعد برگزاری انتخابات آتی ریاست جمهوری افغانستان در تاریخ ۵ آوریل ۲۰۱۴ است. به نظر شما در موعد خودش برگزار خواهد شد؟ ** حتما بایستی در موعد مقرر برگزار شود. من مسئول اجرای درست این امرم. * شما که نخواهید گذاشت انتخابات با تاخیر برگزار شود؟ ** بستگی داردبه تصمیم هیات اجرایی.وظیفه من ایجاب می کندکه درتصمیمات هیات اجرایی مداخله نکنم.اگرآنهاتصمیم بگیرندکه انتخابات درهمان پنجم آوریل برگزار شود،من چه مخالفتی می توانم بکنم. * برادر شماقیوم کرزی یکی از ۱۱ نامزد انتخابات آتی ریاست جمهوری است. ایشان نامزد مطلوب شما هم هستند؟ ** من به صراحت به برادرم گفتم: اگر تو نامزد شوی، راه این اتهام به من که درانتخابات دستکاری کرده ام،بازمی شود. بنا براین بهتراست که تو نامزد نشوی، اما این حرف به خرجش نرفت و گفت که حتما مصمم است نامزد شود.هرچه باشد اوتبعه این مملکت است واین از حقوق اوست. امامن هم حق دارم که نظر و سلیقه مخصوص خودم را داشته باشم.