پایگاه خبری پیام آفتاب 20 جدی 1399 ساعت 11:07 http://www.payam-aftab.com/fa/doc/article/95228/چهار-ضلع-صلح-افغانستان -------------------------------------------------- عنوان : چهار ضلع صلح در افغانستان -------------------------------------------------- آنچه هویدا است این است که برقراری صلح در افغانستان تنها به خواست مردم و دولت افغانستان بستگی ندارد و روند صلح افغانستان حد اقل چهار طرف و چهار ضلع دارد که هرکدام به نوبۀ خود می تواند نقش سازنده یا مخرب در روند صلح و جریان گفتگوها ایفا نماید. متن : با آغاز دور دوم گفتگوهای صلح افغانستان در دوحه چشم ها به این مذاکرات دوخته شده اند و منتظر اند تا نتایج این مذاکرات به کجا خواهد رسید؟ و آیا این دور از مذاکرات به نتایج دلخواه مردم افغانستان خواهد انجامید یا خیر؟ آنچه هویدا است این است که برقراری صلح در افغانستان تنها به خواست مردم و دولت افغانستان بستگی ندارد و روند صلح افغانستان حد اقل چهار طرف و چهار ضلع دارد که هرکدام به نوبۀ خود می تواند نقش سازنده یا مخرب در روند صلح و جریان گفتگوها ایفا نماید. این چهار ضع عبارت اند از: 1. دولت افغانستان دولت افغانستان ارادۀ جدی برای برقراری صلح در افغانستان دارد و طی سالیان گذشته در این راه تلاشهای زیادی نموده و بهای آن را نیز پرداخت نموده است. بنابراین خواست دولت افغانستان آوردن صلح و ثبات دایمی در کشور است و هیچ مانعی از طرف دولت افغانستان در مسیر صلح وجود ندارد. دولت افغانستان صلح را در چهارچوب قانون اساسی، حفظ ارزشها و دستاوردهای 20سال گذشته و حفظ جمهوریت نظام و نیروهای امنیتی افغانستان که حافظ این کشور است می خواهد. 2. طالبان یک طرف و ضلع دوم مناقشه گروه طالبان است. رفتار طالبان در طول دوران پس از شروع گفتگوهای صلح نشان داده است که آنها ارادۀ جدی برای صلح ندارند. طالبان فقط می خواهد در مذاکرات صلح آنچه را که در 20 سال گذشته نتوانسته از طریق نظامی به آن برسد از طریق مذاکره به آن دست پیدا کند و آن هم در اختیارگرفتن تمام قدرت سیاسی و نظامی در افغانستان است که چنین چیزی ناممکن است. متاسفانه زیادی خواهی طالبان و نادیده گرفتن واقعیتهای موجود افغانستان و تغییرات به وجود آمده پس از 11 سبتامبر 2001 از سوی طالبان یکی از موانع بزرگ بر سر راه صلح است. طالبان اگر صلح می خواهد و ارادۀ جدی برای صلح دارد اول باید به درخواست دولت افغانستان مبنی بر آتش بس و قطع جنگ و کشتارهای کورکورانه مردم در کوچه خیابانهای شهرها پایان دهد و حس نیت خویش را نشان بدهد تا مذاکرات صلح روال عادی خود را طی نماید. مسأله دیگر عدم استقلال طالبان است آنها به عنوان یک ضلع صلح استقلال تصمیم گیری ندارند تا به طور جداگانه و مستقلانه از اسلام آباد تصمیم بگیرند این مسأله هم روند پیشترفت درگفتگوهای صلح را کند می کند. 3. کشورهای همسایه ضلع سوم روند صلح افغانستان کشورهای منطقه و همسایه است. متاسفانه شرایط داخلی افغانستان بگونه ای است که کشورهای همسایه به راحتی به خود اجازه دخالت در مسایل داخلی افغانستان را می دهند و رسما در مذاکرات با دولت افغانستان شرط و شروط تعیین می کنند. کشورهای همسایه بویژه پاکستان از نفوذ بالای در افغانستان برخوردار است. پاکستان از زمان شروع جهاد و پناه گرفتن سران تنظیم های جهادی در آن کشور، به گسترش دامنۀ نفوذ سیاسی خود در افغانستان پرداخت و با حمایت از برخی احزاب جهادی و در اختیار دادن قسمت هنگفتی از کمک های بین المللی به حزب تحت حمایت خود نفوذ خود را در افغانستان مستحکم نمود. پاکستان امیدوار بود که با سرنگونی دولت دکترنجیب الله در کابل و به قدرت رسیدن جریان سیاسی مورد حمایت اسلام آباد، یکه تاز میدان شده و دست بالایی در معادلات سیاسی افغانستان داشته باشد. اما سقوط زود هنگام و غیر منتظره حکومت دکتر نجیب به دست نیروهای جمعیت اسلامی، حزب وحدت اسلامی و جنبش ملی پاکستان را غافلگیر نمود زیرا نیروهای سیاسی و نظامی مورد نظر و حمایت پاکستان پس از سقوط حکومت دکتر نجیب الله در موقعیت ضعیف و دشواری قرار گرفت و کنترل کابل به دست نیرهای شورای نظار به رهبری احمدشاه مسعود فرمانده حزب جمعیت اسلامی و حزب و حدت اسلامی به رهبری عبدالعلی مزاری و جنبش ملی به رهبری ژنرال دوستم افتاد و نقش اصلی را این نیروها در حکومت موقت پس از سقوط دولت کمونیستی ایفا می نمودند. پاکستان که قافیه را باخته می دید سعی نمود با تحریک و تشویق حزب اسلامی به جنگ داخلی و به قدرت رساندن آن از طریق نظامی شکست خویش را جبران نموده و بازیگر اصلی در مسائل افغانستان باشد. اما زور حزب اسلامی به دولت و نیروهای احمدشاه مسعود نمی رسید و قدرت گرفتن کابل از طریق نظامی را نداشت از این رو پاکستان به فکر نیروی تازه نفس و جایگزین افتاد که در نتیجه طالبان را تأسیس و وارد منازعه افغانستان کرد تا جنگ نیابتی پاکستان را در افغانستان به پیش ببرد. هم اکنون نیز اسلام آباد دست از زیاده خواهی خویش برنداشته و به فکر به قدرت رساندن ایادی خود در افغانستان است و با لابی گری سعی در اقناع دولت امریکا دارد تا دوباره طالبان را در افغانستان به قدرت برساند که این مسأله باعث رنجش دولت افغانستان گردیده و می تواند مانع بزرگ در راه صلح ایجاد نماید. 4. قدرتهای جهانی و فرامنطقه ای قدرتهای جهانی همچون ایالات متحده امریکا، اتحادیه اروپا، روسیه و چین نیز در افغانستان به دنبال منافع خود هستند و هرکدام سعی دارند سهم بیشتری در آینده سیاسی و اقتصادی افغانستان داشته باشند از این رو آنها هم با اهرم هایی که در اختیار دارند سعی می نمایند تا خود سهم بیشتری گرفته و مانع سهم گیری رقیب شود. اما متاسفانه نتایج منفی این رقابتها دامنگیر مردم افغانستان است و مانعی برسر راه صلح. از این رو برای استقرار صلح و برقراری ثبات در افغانستان اتفاق نظر هرچهار ضلع صلح لازم است و این کاری است بسیار دشوار.