پایگاه خبری پیام آفتاب 22 جدی 1399 ساعت 10:33 http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/95245/خلیلزاد-ملابرادر-سر-دولت-موقت-توافق-کرده-اند-افغانستان-یا-تجزیه-می-شود-سمت-نظام-فدرالی-می-رود -------------------------------------------------- پیرمحمد ملازهی: عنوان : خلیلزاد و ملابرادر بر سر دولت موقت توافق کرده‌اند / افغانستان یا تجزیه می‌شود یا سمت نظام فدرالی می‌رود -------------------------------------------------- پیرمحمد ملازهی می‌گوید: «پیش روی طالبان دو راه حل وجود دارد؛ یکی فدرالی شدن حکومت در افغانستان که طی آن این کشور به چهار ایالت مستقل با یک سیستم مرکزی تقسیم‌بندی شود و دیگری تجزیه افغانستان که راه دوم بسیار خطرناک و مترادف با آغاز جنگ‌های قومی قبیله ای، دراز مدت و ویران‌کننده است.» متن : یک کارشناس مسائل افغانستان ضمن اشاره به این موضوع مهم که: طالبان در مورد ایجاد یک دولت موقت به طور رسمی اظهار نظری نکرده است. اما برخی از مقام های پیشین طالبان اخیراً نوعی متفاوت از نظام سیاسی را مطرح کرده اند که بدون انتخابات، شورای علما زعیم کشور را تعیین کنند. می گوید: حتی اگر این ادعا ـ تشکیل دولت موقت ـ از سوی طالبان تکذیب شود در اصلِ موضوع، تردیدی وجود ندارد که طالبان تمام قدرت را می خواهد و نه بخشی از قدرت را! پیرمحمد ملازهی می افزاید: پیش روی طالبان دو راه حل وجود دارد؛ یکی فدرالی شدن حکومت در افغانستان که طی آن این کشور به چهار ایالت مستقل با یک سیستم مرکزی تقسیم بندی شود و دیگری تجزیه افغانستان که راه دوم بسیار خطرناک و مترادف با آغاز جنگ های قومی قبیله ای، دراز مدت و ویران کننده است. محمد اشرف غنی، رئیس جمهوری افغانستان گفته: وظیفه او این است که به اساس اراده مردم، دولت را به شکل قانونی به جانشین اش بسپارد و با طرح این پرسش که اگر این کار نشود آیا شما انقطاع حکومت را می پذیرید، احتمال به میان آمدن حکومت موقت را رد کرده است. آقای غنی که در ولایت ننگرهار در شرق افغانستان صحبت می کرد، افزود که اینجا مسئله شخصی مطرح نیست، بحث نظام و آینده مردم افغانستان است. ظاهراً این اظهارات در واکنش به زمزمه ها و بحث ها روی ایجاد یک اداره موقت به عنوان بخشی از گفتگوهای صلح دوحه مطرح شده است. آقای غنی در این سخنرانی گفت: طالبان باید درک کند که افغانستان امروز افغانستان دهه ۹۰ میلادی نیست. او افزود: افغانستان بیشتر از آب و هوا به صلح نیاز دارد. امرالله صالح، معاون اول رئیس جمهوری که در سفر غنی به ننگرهار او را همراهی می کرد، نیز در این محفل گفت که در روند مذاکرات صلح، دولت افغانستان تنها یک شرط دارد و آن رسیدن به قدرت از طریق انتخابات است. صالح با اشاره به مذاکرات صلح گفت که در مذاکرات صلح بر سر جمهوریت و حقوق زنان معامله صورت نمی گیرد. او افزود: شرط ما این است که زعامت با رای مردم تعیین شود. توافق بر سر دولت موقت پیرمحمد ملازهی ضمن اشاره به این موضوع مهم که: طالبان در یکی دو روز اخیر تشکیل دولت موقت را رد کرده اند. خاطرنشان می کند: اما واقعیت این است که به دنبال آن هستند. چون دولت ترکیبی از دو داوطلب قدرت است. جهادی های شمال که عبدالله عبدالله نمایندگی آن را در اختیار دارد و گروه دیگر لیبرال دموکرات ها هستند که اشرف غنی رهبری آن را بر عهده دارد که نمایندگی آن قبلاً بر عهده حامد کرزی بود. ملازهی می افزاید: اختلاف بسیار زیادی بین این دو داوطلب قدرت وجود دارد و یکی از ضعف های اصلی دولت مرکزی همین اختلافی است که بین این دو جریان وجود دارد و طالبان از این مسئله استفاده مطلوب را کردند. یعنی به گونه ای رفتار کردند که تقریباً ثابت شده این دولت حتی در صورت توافق طالبان با آن باز هم صلح در افغانستان را نمی توانند تأمین کنند. زیرا در افغانستان تفرقه به لحاظ قومی، مذهبی، نژادی، ناحیه ای و محلی بسیار بالا است؛ بنابراین این فرصت برای طالبان است که شراکت در قدرت را مطرح کنند و به عنوان جبهه سوم در کنار دو جریان دیگر قرار گیرند و سپس سهم هر جریان را قدرت مشخص کنند. این کارشناس شبه قاره می گوید: پس اینطور به نظر می آید که طالبان این فضا را طراحی کردند و بیان می کنند برای جلوگیری از بروز مشکلات بعدی بهتر است که این دولت کنار رود و دولت موقتی ایجاد شود که این سه جریان یعنی جریان جهادی، جریان لیبرال ها و جریان طالبان هر سه حضور داشته باشند و در آنجا توازنی از قدرت ایجاد شود که توافق بعدی طالبان با آن، بتواند به صلح و ثبات در افغانستان کمک کند. این استدلال ظاهراً کم کم دارد مورد قبول قرار می گیرد و خارج از توافق آقای خلیلزاد و آقای ملابرادر نیست. یعنی در پشت پرده آنها به یک جمع بندی رسیدند که برای به سرانجام رساندن مذاکرات و پایان دادن جنگ شرایطی باید ایجاد شود که یک قدرت متوازن قومی و مذهبی شکل گیرد که البته طالبان با دیدگاه امارت اسلامی که دارند به سادگی زیر بار نمی روند و پله پله جلو می روند. به سوی نظام فدرالی پیرمحمد ملازهی با اشاره به برخی ملاحظات سیاسی در افعانستان می گوید: در هر صورت واقعیت دیگری هم شکل گرفته و آن این است که لیبرال ها از پایگاه قومی و اجتماعی قدرتمندی برخوردار نیستند اما جریان جهادی هم از پشتوانه قومی و مذهبی برخوردار است و هم توان دست بردن به سلاح را دارد و می تواند مقاومت مسلحانه کند. در حالی که لیبرال ها از این امتیازات برخوردار نیستند؛ بنابراین طالبان و این جریان باید بتوانند به تفاهم برسند و تقسیم قدرت بین این دو ـ سه جریان پیش آید. ظاهراً مسئله ای که اکنون اندک اندک مطرح می شود این است که ساختار اداری افغانستان را تغییر دهند و نظام قدرت متمرکز به سمت نظام فدرالی رود که حداقل چهار ایالت شود که هر ایالت دولت محلی خود را داشته باشد و در دولت مرکزی هم سهم توافق شده ای را داشته باشند و قانون اساسی که عوض می شود آن را تنظیم کند. نه تنها قانون اساسی در سطح داخل بلکه باید در سطح بین الملل و سطح منطقه ای هم تنظیم شود. این بحثی است که آقای خلیلزاد به نظر آن را در پشت پرده پیش می برد اما موانع در این زمینه بسیار زیاد است. انحصار طلبی طالبان ملازهی در ادامه در پاسخ به اینکه آیا طالبان مخالف برگزاری انتخابات آزاد هستند خاطرنشان می کند: اینکه انتخابات کاملاً آزاد برگزار شود ممکن است طالبان در موضع مسلط قرار گیرند اما انتخابات فقط ریاست جمهوری نیست انتخابات در قانون اساسی افغانستان در سه سطح وجود دارد. یکی در سطح ولایت ها (استان) است، شورای ولایتی، شورای ولسوالی (شهرستان) و شورای قریهکه بسیار گسترده است. دیگری مجلس سنا و مجلس نمایندگان است. طالبان در دو منطقه تحت پوشش پشتون ها ممکن است برنده اصلی باشند ولی قطعاً در مناطق ازبک نشین، تاجیک نشین و هزاره نشین رای کافی نخواهند داشت که قدرت را در محل به دست گیرند. در ریاست جمهوری این شانس را دارند اما در دو نهاد دیگر ـ شوراهای محلی و ولایتی و مجالس ـ این امکان که آنها مسلط شوند وجود ندارد؛ بنابراین این مسئله قدرت آن ها را تعدیل خواهد کرد یعنی ممکن است ریاست جمهوری را به دست گیرند اما شوراهای محلی را نه. ملازهی معتقد است: این که انتخابات کاملاً آزاد برگزار شود اتفاق اتفاق بدی نیست اما لازمه اش این است که قانون اساسی اصلاح شود و ساختار متمرکز قدرت تغییر کند و بتوانند نظام قدرت فدرالی را پیاده کنند. مشکل اینجا است که طالبان تمامی قدرت را می خواهند یک نوع انحصار طلبی است و باعث بروز مقاومت در گروه های دیگر می شود و آن مقاومت است که تعیین کننده خواهد بود. ملازهی تأکید دارد: شکل نهایی افغانستان از دو حالت خارج نیست؛ یا یک نظام فدرالی کامل را طالبان می پذیرند و همین طور دیگر گروه ها که به نفع شان خواهد بود یا اینکه افغانستان به دو کشور تجزیه شود کشور پشتونستان و کشور خراسان. جهادی های شمالی موافق تجزیه افغانستان هستند. سیاست بین الملل هم وقتی ناامید شود که هیچ راهی وجود ندارد و طالبان هم تحت هیچ شرایطی راضی نمی شوند با گروه های دیگر کنار آیند ممکن است با تجزیه موافقت کند. این کارشناس مسائل افغانستان دربارهٔ تشکیل حکومتی در افغانستان مشابه حکومتی که در عراق است می گوید: در عراق هم هنوز تکلیف مشخص نیست و چالش های آن بسیار زیاد است و هنوز قدرت تثبیت شده ای در هیچ کدام از گروه ها به وجود نیامده و به نظر بنده تجربه عراق در افغانستان قابل تکرار نخواهد بود. آن چیزی که با شرایط افغانستان مناسب تر است، توافق قومی مذهبی بر اساس نوعی تقسیم قدرت بر مبنای قانون اساسی است که اگر اتفاق افتد بحث فدرالی عاقلانه ترین خواهد بود که حداقل چهار قومیت مهم اگر در این بحث به توافق برسند می توان راه حل سیاسی برای افغانستان پیدا کرد و می تواند تجربه ای برای کشورهای دیگر که در شرایط مشابه افغانستان قرار دارند باشد. توافقخلیلزاد و ملابرادر ملازهی در پایان دربارهٔ درستی یا نادرستی نظر اشرف غنی که می گوید شیوه طالبان صلح در گورستان است اظهار می دارد: فکر نمی کنم این استراتژی در تمامی ابعاد بتواند جواب دهد حداقل به لحاظ ذهنی یک توازن قدرت در افغانستان است که بخشی از این توازن، توازن قومی است که در این چهار قومیت یک نوع نگاه وجود دارد که منافع همه این قومیت ها در حفظ وحدت ملی و ارضی افغانستان تأمین می شود. مسئله دیگر این است که طالبان یک گروه ایدئولوژیک است که این گروه ها طبیعتاً حداکثر امتیاز و قدرت را می خواهند. همان چیزی که آقای غنی می گوید حالت قبرستانی است یعنی که کسی نفس نکشد. باتوجه به اینکه گروه های دیگر امکان دست بردن به سلاح دارند این عملی نیست و اگر این اتفاق بیفتد جغرافیای جنگ عوض می شود و الان همه به این نتیجه رسیدند که جنگ نباید ادامه پیدا کند بنابراین آنچه که مهم است و در پشت پرده بین آقای خلیلزاد و آقای ملابرادر توافق شده و نمی دانیم چیست اما حداقل این است که طالبان یک سطحی از توزیع قدرت را پذیرفتند درست است که آنها می گویند می خواهیم امارت اسلامی را برپا کنیم اما این امارت اسلامی هدفش این بود تا بر کل افغانستان تسلط داشته باشد و هیچ قدرتی را با خود شریک نکند اکنون تفکراتش تعدیل شده است. این کارشناس مسائل سیاسی می افزاید: ملا برادر این را پذیرفته و آقای خلیلزاد وی را قانع کرده است. مشکلی که اکنون وجود دارد در این قضیه نیست. مشکل این است که در جناح پشتونی قدرت دو دیدگاه است. دیدگاهی که آقای غنی دارد و دیدگاهی که طالبان دارند. این دو با هم مشکل دارند یعنی آقای غنی نمی تواند طالبان را تحمل کند و آقای ملابرادر غنی را. یعنی جدا از دسته بندی های فکری و ایدئولوژیک و سیاسی و قومی نیاز به یکپارچگی است. آقای غنی احساس می کند که باخته است و معامله ای در حال شکل گیری است که در آن دیگر غنی جا ندارد. جایگاه قابل تصور برای آینده شمالی ها هستند که نمایندگی سه قومیت اصلی و قوم های اقلیت را بر عهده دارند و همین طور طالبان که قومیت پشتون را پشت سر خود دارند. آقای غنی خود را بازنده می بیند به همین دلیل است که هشدار می دهد اگر طالبان مسلط شوند روی قبرستان حکومت خواهند کرد و سلوک قبرستانی را حاکم خواهند کرد. پاکستان و طالبان ملازهی در پاسخ به سؤال که پاکستان اگر تصمیم گیر نهایی باشد به سمت طالبان خواهد رفت یا حکومت مرکزی بیان می کند: سؤال سختی است. پاکستان روی طالبان نفوذ آن چنانی که ما فکر می کنیم ندارد. طالبان تا زمانی که رهبری شان در شورای کویته است از امکانات نظامی و تسلیحاتی پاکستان استفاده می کنند تا حدی حرف شنوی از پاکستان دارند. طالبان اگر در افغانستان به قدرت رسند سیاست هایی را در پیش می گیرند که خیلی با پاکستان همسو نخواهد بود. طالبان ضمن اینکه به نوعی به پاکستان وابسته است اما این وابستگی دائمی نخواهد بود در زمان ملا عمر هم دیدیم که پاکستانی ها خواستند خط جیران را به رسمیت بشناسد ملا عمر گفت این کار ما نیست و ارتباطی به ما ندارد. یعنی نوعی ملی گرایی در طالبان است و ایدئولوژی خود را با ملی گرایی ترکیب کردند. پاکستانی ها اگر صد درصد مطمئن بودند که طالبان به نظامی تبدیل می شود که صد درصد خواسته های پاکستان را اجابت کند اصلاً روی دولت مرکزی افغانستان حساب باز نمی کردند. اینکه می بینیم هم با طالبان کنار می آیند و هم سعی می کنند دولت مرکزی را داشته باشند به نظر می رسد ناشی از نگرانی هایی است که از موضع آینده طالبان خواهد داشت. ملازهی اما خاطرنشان می کند: پاکستانی ها از این مسئله ناراحت نیستند که طالبان قدرت را قبضه کنند. اما طالبان فقط اینها نیستند که با پاکستان کار می کنند طالبانی هم هستند که با داعش کار می کنند و دیدیم ۱۱ کارگر معدن هزاره را در همین روزهای اخیر کشت. دولت پاکستان با تحریک طالبان هم روبه رو است که معتقد است از هند و افغانستان کمک های تسحلیحاتی می گیرند و به دنبال این هستند که قدرت را در اسلام آباد اسلامی کنند؛ بنابراین دو طالب داریم و طالب یکپارچه در اختیار پاکستان نیست. طالب ضدپاکستان هم وجود دارد.