پایگاه خبری پیام آفتاب 7 اسد 1397 ساعت 10:19 http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/82453/معرفی-کتاب-ت-لک-گرگ -------------------------------------------------- عنوان : ​معرفی کتاب تَلک گرگ -------------------------------------------------- «تلگ گرگ» سومین مجموعه داستان عبدالواحد رفیعی است که توسط انتشارات تاک به چاپ رسیده‌است. این مجموعه که به تازگی به بازار کتاب عرضه شده‌است، از سوی خوانندگان و علاقه‌مندان به ادبیات داستانی مورد استقبال قرار گرفته‌است. متن : تلگ گرگ سومین مجموعه داستان عبدالواحد رفیعی است که توسط انتشارات تاک به چاپ رسیده است. این مجموعه که به تازگی به بازار کتاب عرضه شده است، از سوی خوانندگان و علاقه مندان به ادبیات داستانی مورد استقبال قرار گرفته است. این مجموعه در کل هشت داستان کوتاه را در خود جا داده که سه داستان آن زیر مجموعه آشار نیز است. تلگ گرگ همچنان مانند دو مجموعه دیگر بازتاب حادترین موضوعات اجتماع و جامعه افغانستان است، هرچند داستان هایی را که این نویسنده خلق می کند، هرکدام جایگاه خاصی در بین خوانندگان و مردم جامعه دارد؛ ولی گفته می توانیم که تلگ گرگ زیباتر از مجموعه های دیگر نگاشته شده است. رفیعی در داستان هایی که خلق می کند نه تنها بعد اجتماعی را به بهتر وجه منعکس می کند؛ بلکه موضوعات سیاسی، فرهنگی، رسم و رواج عامیانه، چگونگی نوع زندگی در دهات و فقر را گاهی با زبان طنز و گاهی با زبان ساده و روان مردمی، به زیباترین شکل بیان می کند. او در این مجموعه اخیر (تلگ گرگ) علاوه بر سه داستانی که به صورت تکرار آمده داستان های جدید با موضوعات جدید چون (گلاب چرسی، تفنگ یازده تیر، رقعه، تلگ گرگ و میرآب هم مرد) را نیز آورده است که هر یک از این داستان ها داغ ترین موضوعاتی را منعکس می کند که امروز زبان زد مردم است. نخستین داستان این مجموعه به نام واسکت بَرک است که روایتی است از دشتی به نام باغ عطار؛ دشتی که راه زنان و دزدان همیشه در آن جا به سر می برد و سال های سال آن دشت شاهد هزاران جنازه و گم شده ای بوده است و این بار نیز از این دشت جنازه ای پیدا می شود که معلوم نیست از کدام گوشهٔ این سرزمین به خاطری به دست آوردن لقمه نانی راهی دیار مسافرت شده است و سرانجام جنازه اش به این جا رسیده است. دومین داستان این مجموعه داستان نادرگاو است، روایت چند همسایه که مشغول کارهای دهقانی و زمین داری اند، خانواده های زنان بخش بزرگ آنان را در سهیم شدن زمین داری تشکیل می دهند. در این داستان نادر گاو مردی است عصبانی، او با طعنه زنی دیگران که چرا خانمت غذا و چای را سر وقت نمی آورد، عصبانیتش بیشتر می شود به فحش و دشنام خانمش شروع می کند تا این که خانمش با چندین فرزند خُرد سالش غذای چاشت را آماده کرده و می آورد؛ اما نادرگاو عصبانیتش را کنترول نکرده به لت وکوب خانمش شروع می کند که در عین زمان صدای شیلیک گلوله ها و بمب های دشمن نیز آغاز شده و سرانجام نادرگاو به ضرب گلوله دارفانی را وداع می گوید. سومین داستان این مجموعه داستان گلاب چرسی است در این داستان نیز نویسنده با مهارت خاص به یکی از رذیل ترین موضوع اخلاقی و اجتماعی پرداخته است و با زبان ساده و روان واقعیت ها را به تصویر کشیده است. موضوع این داستان نیز روی همان نابسامانی و بی عدالتی اجتماع می چرخد. گلاب چرسی شخصیت است که نقش منفی را در این داستان دارد و قصه او زبان زد تمام اهالی قریه شده و نقل هر مجلسی است. گلاب شخصی معتادی است که به دختر سیزده ساله تجاوز می کند تا که سرانجام به سنگسار محکوم شده، زنده به گور می شود. به همین ترتیب داستان دیگری این مجموعه نیز منعکس کننده داغ ترین موضوعات جامعه است. تلگ گرگ، شروع شد، تفنگ یازده تیر، میرآب هم مرد داستان هایی است که نمی شود گنجایش یک صفحه کرد. تمام شخصیت هایی که در مجموعه داستان تلگ گرگ آمده است مردان و زنان است که به نحوی در هر داستان از طریق گفتگو به روایت آن می پردازد. البته یکی از ویژگی های عمده این مجموعه و مجموعه های دیگر عبدالواحد رفیعی همانا گفتگو در داستان است که رنگِ زیباتری به داستان هایش بخشیده است، زنانی که از گوشه یک دهکده یا همان چهارچوب خانه، دردها، رنج ها و تمام نابسامانی های اجتماع را روایت می کنند؛ دردی که نه تنها درد خودشان، بلکه درد تمام زنانی است که در این جامعه جنگ زده دچار بدبختی و مشقت شده اند. درونمایه اصلی این مجموعه در مشترک مردان و زنان جامعه افغانستانی است، چون فضای تمام داستان هایی را که این نویسنده آفریده است، همین جامعه رنج دیدهٔ افغانستان است؛ بنابراین، درونمایه اصلی داستان ها را نیز درد و رنج همین ملت تشکیل می دهد و هرآن رنجی که مردم جامعه شاهد آن است و نابسامانی هایی که جامعه دچار آن گردیده استف بیان می کند. زبان این مجموعه به صورت کامل روشن و روان بوده و دور از تمام پیچیدگی های لفظی و معنوی است. زیبایی دیگر مجموعه داستان های این نویسنده همین زبان داستانی اش است که با کاربرد واژه ها و گویش عامیانه رونق بیشتر به داستان هایش می بخشد. نویسنده در این مجموعه کوشش کرده است که با استفاده از زبان طنز و گویش عامیانه به مشکلات اجتماعی جامعه پرداخته و وقایع و حوادث جامعه را به صورت واقعی و اندک طنزگونه بیان کرده است.