پایگاه خبری پیام آفتاب 28 اسد 1399 ساعت 11:35 http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/93794/غیرت-تعص-ب-نگاه-آموزه-های-دینی -------------------------------------------------- عنوان : ​غیرت و تعصّب از نگاه آموزه‌های دینی -------------------------------------------------- در روایات اسلامی اهمیت بسیار زیادی به مسئله غیرت به عنوان یک فضیلت داده شده و حتّی از خداوند به عنوان غیور (کسی که بسیار غیرت دارد) یاد شده‌است. متن : واژۀ غیرت به فتح غین و را در لغت به معنی حمیّت و غضب،[۱] ناموس پرستی و رشک بردن است و به انسان بسیار غیرتمند و ناموس پرست غیور می گویند [۲] و در اصطلاح، صفتی است که انسان را وادار به دفاع شدید از دین و آیین، عِرض و ناموس، مال و کشور خود کند، بویژه این واژه در مواردی به کار می رود که چیزی حقّ اختصاصی شخص یا گروهی است و دیگران می خواهند حریم آن را بشکنند و صاحب آن به دفاع شدید برمی خیزد.[۳] واژۀ تعصّب از مادۀ عصب در لغت به معنی پی هایی است که مفاصل را به هم ارتباط می دهد، سپس هرگونه ارتباط و به هم پیوستگی (مثبت و منطقی یا منفی و غیر منطقی) را تعصّب نامیده اند[۴] و به تعبیری دیگر به معنای جانبداری کردن از کسی یا از طریقه و مذهبی، حمایت و یاری کردن، به چیزی دلبسته و مقیّد بودن و سخت از آن دفاع کردن است.[۵] واژۀ حمیّت از مادّۀ حمی به معنی حرارت است و سپس در معنی غضب و سپس به معنی نخوت و تعصب آمیخته با غضب به کار رفته است،[۶] این واژه، گاه در همین معنی مذموم و گاه در معنی ممدوح و پسندیده به کار می رود واشاره به غیرتِ منطقی و تعصّب در امور مثبت و سازنده است.[۷] قرآن می فرماید: (به خاطر بیاورید) هنگامی را که کافران در دلهای خود خشم و نخوت جاهلیّت داشتند و (در مقابل)، خداوند آرامش و سکینۀ خود را بر فرستادۀ خویش و مؤمنان نازل فرمود و آنها را به حقیقت تقوا ملزم ساخت و آنان از هر کس شایسته تر و اهل آن بودند و خداوند به همه چیز داناست.[۸] تقسیم واژه ها و اشتراکات و تفاوت آنها هر سه واژه تقریباً در معنی خشم و غضب، هم خانواده و مشترک بوده و هر سه واژه ریشه در خشم و غضب دارند که غیرت، تعدیل قوۀ خشم است و جنبۀ افراط آن جنگ و خونریزی است و جنبۀ تفریط آن بی غیرتی است.[۹] و هر یک به دونوع تقسیم می شوند: ۱. منطقی (مثبت، پسندیده و بدون افراط)؛ ۲. غیر منطقی (منفی، ناپسند و افراطی) و در آیه فوق ضمن عدم تصریح به موضوع مورد بحث با کلمۀ حمیّت جاهلی قسم دوّم حمیّت غیرمنطقی را می گوید،[۱۰] و می رساند که حمیّت غیرجاهلی هم داریم که همان غیرت (تعصّب یا حمیّتِ) منطقی باشد.[۱۱] این صفت اگر به صورت معتدل در انسان باشد، فضیلتی بزرگ است. چه فضیلتی از این بالاتر که انسان اجازه ندهد بیگانه ای به حریم ناموس یا کشور یا دین و آیین او هجوم برد، بلکه در مقابل او بایستد و تا سرحد جان دفاع کند. متأسفانه در دنیای امروز که ارزش های اخلاقی کم رنگ شده و انحرافات اخلاقی، خانواده هایی را فراگرفته، بویژه در غرب که ارتباط زنان و مردان با افراد بیگانه ناپسند شمرده نمی شود، این واژه (غیرت) بتدریج به فراموشی سپرده می شود و گاه در نظر بعضی، ضدارزش وناشی از تعصّب کور قلمداد می شود و این یک فاجعه عظیم است در حالی که بدون غیرت، حمایت و دفاع قوی از ارزش ها و افتخارات امکان پذیر نیست. این غیرت خدایی که سبب دفاع شدید از عِرض و نوامیس و کیان مسلمانان می شود، سرمشقی برای همه در مسألۀ غیرت دینی و ناموسی است و نشان می دهد که در برابر اراذل و اوباش و منافقان کوردل و بیماردلان نباید بی تفاوت یا خونسرد بود، این تعبیر با آنچه از فعل پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ در تاریخ نقل شده که در این گونه موارد سختگیر بود و با متخلّفان برخورد شدید می کرد. نشان می دهد که این مسئله به عنوان یک فضیلت اخلاقی و وظیفۀ اجتماعی پذیرفته شده است[۱۲] برخورد قاطعانه قرآن به عنوان غیرت دینی در برابر مزاحمان و منافقان و شایعه پراکنان این گونه بیان شده است:اگر منافقان و بیماردلان و آنها که اخبار دروغ و شایعات بی اساس در مدینه پخش می کنند، دست از کار خود برندارند، تو را بر ضد آنان می شورانیم، سپس جز مدّت کوتاهی نمی توانند در کنار تو در این شهر بمانند و از همه جا طرد می شوند و هر جا یافت شوند گرفته خواهند شد و به سختی به قتل خواهند رسید؛ این سنّت خداوند در اقوام پیشین است و برای سنّت الهی هیچ گونه تغییر نخواهی یافت.[۱۳] تعبیرات سه گانه دراین آیه، یعنی: الْمُنافِقُونَ، الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ، الْمُرْجِفُونَ ممکن است همه اشاره به گروه معیّنی باشد که با انواع کارهای خلاف به تضعیف مسلمانان می پرداختند، ولی ظاهر آیه و پاره ای ازشأن نزول ها نشان می دهد که اشاره به سه گروه مختلف است: منافقان با پخش شایعاتی دربارۀ غزوات پیامبر ـ ص ـ در مدینه سعی داشتند روحیۀ مسلمانان را تضعیف کنند و گروهی از اراذل و اوباش با ایجاد مزاحمت در مورد زنان مسلمان اسباب ناراحتی آنها را فراهم می کردند و گروه دیگری با پخش شایعات دربارۀ زنان با ایمان، آنها را سخت آزار می دادند. آیه هر سه گروه را تهدید به مجازات شدید، تبعید و قتل می کند و مفهوم غیرت همین است گرچه آیه تصریح به غیرت ندارد.[۱۴] غیرت در روایات اسلامی (غیرتِ بجا و بیجا) ۱. در روایات اسلامی اهمیت بسیار زیادی به مسئله غیرت به عنوان یک فضیلت داده شده و حتّی از خداوند به عنوان غیور (کسی که بسیار غیرت دارد) یاد شده است [۱۵] از جمله: ۱. امام صادق ـ ع ـ می فرماید: اِنَّ اللهَ غَیُورُ یحبُّ کُلَّ غَیُورٍ و لِغیرَتِهِ حَرَّمَ الفَواحِشَ ظاهِرَ ها و باطِنَها؛ خداوند غیور است و هر غیوری را دوست دارد و به خاطر غیرتش تمام کارهای زشت را اعم از آشکار و پنهان تحریم فرموده است.[۱۶] ۲. در حدیث دیگری همان بزرگوار می فرماید: اِذا لَم یَغُرِ الرَّجُلُ فَهُوَ مَنکُوسُ القَلْبِ؛ اگر انسانی غیرت نداشته باشد قلب و فکرش وارونه است.[۱۷] به گفته علامۀ مجلسی منظور از قلب وارونه در اینجا این است که همانند ظرف وارونه است که چیزی در آن جای نمی گیرد، قلب افراد فاقد غیرت نیز تهی از صفات و اخلاق بر جستۀ انسانی است. [۱۸] این تعبیر نشان می دهد که صفت غیرت رابطۀ نزدیکی با سایر اوصاف برجستۀ انسانی دارد. ۳. پیامبر اکرم ـ ص ـ می فرماید: کان ابراهیمُ اَبی غَیُوراً و اَنَا اَغْیَرُ مِنهُ وَ اَرْغَمَ اللهُ اَنْفَ مَن لا یُغارُ مِنَ المؤمنینَ؛ پدرم ابراهیم مرد غیوری بود و من از او غیورترم. خداوند بینی مؤمنانی را که غیرت ندارند به خاک بمالد.[۱۹] ۴. در حدیث دیگری از امیرمؤمنان علی ـ ع ـ آمده است که ضمن نکوهش بعضی مردم عراق که زنانشان در بیرون منزل به صورت زننده ای با مردان اختلاط داشتند، فرمود: لَعَنَ اللهُ مَنْ لایُغارُ؛ خدا لعنت کند کسی را که غیرت ندارد.[۲۰] و در حدیثی از امام سجاد ـ ع ـ رسیده است که فرمودند: لَم یَدخُلِ الجِنَّۀ حَمّیَّهً غیر حَمّیَّهً حمزۀ بن عبدالمطلب هیچ حمیّتی به بهشت نرود، مگر حمیّت حمزهً بن عبدالمطلب زمانی که برای حمایت پیامبر ـ ص ـ خشم کرد و مسلمان شد، در داستان شکمبه ای که (توسط ابوجهل) بر سرپیغمبر انداختند.[۲۱] (این حمیّت و غیرت به جا است) ناگفته نماند که در نکوهش غیرت بیجا هم سخنانی از ائمه معصومین ـ علیهم السّلام ـ داریم از جمله اینکه علی ـ ع ـ می فرماید: ... و ایّاک و التّغایر فی غیر موضع غَیرَهً فَاِنَّ ذلکَ یَدْعُوا الصَّحیحَهً الی السقم و البَریّهً اِلی الرَّیب بپرهیز از اینکه در غیر موردش غیرت کنی، زیرا غیرت نابه جا، زنان پاک را به ناپاکی و بی گناهان را به آلودگی سوق می دهد.[۲۲] یا امام صادق ـ ع ـ فرمود: لا غیرهً فی الحلال در امور حلال، غیرت ورزی بی مورد است.[۲۳] پی نوشت ها: [۱]. ابن منظور، لسان العرب، بیروت، داراحیاء التراث العربی، چاپ اول، ۱۴۰۸ ه . ق، ج ۱۰، ص ۱۵۶ و ۳۴۸؛ تاج العروس، ج ۷، ص ۳۳۳؛ طریحی، فخر الدین، مجمع البحرین، قم، مؤسسه البعثه، چاپ اوّل، ص ۴۶۲. [۲]. عمید، حسن، فرهنگ عمید، تهران، انتشارات امیرکبیر، اول ۱۳۶۳، ص ۸۹۶. [۳]. مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، قم، مدرسۀ الامام علی بن ابیطالب، چاپ اول، ۱۳۸۰، ج ۳، ص ۴۳۱. [۴]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، قم، دارالکتب الاسلامیهً، ۱۳۶۲، ج ۱۵، ص ۳۵۳، و جمعی از نوسندگان؛ المعجم الوسیط، ج ۲، ص ۶۱۰؛ و ابن فارس، مقاییس اللغه، تحقیق عبدالسلام محمد هارون، دارالکتب العلمیه اسماعیلیان، ج ۴، ص ۳۴۰ ۳۳۶. [۵]. فرهنگ عمید، همان، ص ۴۰۴ و ۴۰۳. [۶]. راغب اصفهانی، ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ القرآن، مترجم سید غلامرضا خسروی حسینی، کتابفروشی مرتضوی، ۱۳۶۲ج ۱، ص ۵۷۹ ۵۷۷، [۷]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، همان، ج ۲۲، ص ۱۰۰ و ۹۹. [۸]. فتح/ ۲۶. [۹]. فیض کاشانی، محسن، اخلاق حسنه، ترجمه محمد باقر ساعدی، نشر کانون، انتشارات پیام عدالت، چاپ دوّم، ۱۳۷۵، ص ۵۳ ۵۶. [۱۰]. کلینی، اصول کافی، ترجمه سید جواد مصطفوی، انتشارات گلگشت، چاپ اوّل، ۱۳۷۵، ص ۴۱۹، پاورقی مترجم با اندکی تغییر. [۱۱]. قریشی، علی اکبر، قاموس قرآن، تهران، انتشارات دار الکتب الاسلامیه، چاپ ششم، ج ۱ ۲، ص ۱۸۶ با کمی تغییر. [۱۲]. مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، ج ۳، ص ۴۳۳ ۴۳۱. [۱۳]. احزاب/ ۶۰ تا ۶۲. [۱۴]. همان، اخلاق در قرآن، ص ۴۳۴ و ۴۳۳. [۱۵ و ۱۶]. همان، ص ۴۳۶. [۱۷ و ۱۸]. الکافی، همان. [۱۹ و ۲۰]. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، ۱۴۰۴ ق، ج ۱۰۰، ص ۲۴۸. [۲۱]. الکافی، همان، ج۲، ص ۳۰۸. [۲۲]. نهج البلاغه، قم، دارالهجره، ص ۴۰۵. [۲۳]. الکافی، همان، ج۵، ص ۵۳۷.