پایگاه خبری پیام آفتاب 20 عقرب 1391 ساعت 14:10 http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/19499/عصر-وحشت-عبدالله-وفا-نورستانی -------------------------------------------------- عنوان : عصر وحشت/ عبدالله وفا نورستانی -------------------------------------------------- متن : به زیر دست آن مهتاب؛ شوم چون بره قربانی ز تیغش خون من ریزد به رنگ لعل و مرجانی به چشمش چشم دوزم تا مرا از چشم؛ نیندازد که آن دلبر شده قاتل؛ بدستش؛ تیغ؛ رمانی ز هجر خانه سوزش؛ نعره و ایها د سر دادم چه سازم بخت و اقبالم شده محبوس و زندانی نهان در خانۀ دل؛ ناله و فریادها دارم ولی در ظاهرم بینی همی لبخند و شادمانی دل صد پارۀ خود را بدست دوست؛ چون دادم که تا پیوند کند او را؛ به تار و پود (درخانی) کی ام من؛ رهرو گم کرده راهی در بیابانی من و در عصر وحشت؛ ناظر کشتار انسانی تو ای مظلوم ظلم ظالم ظلمت پرست؛ دهر نشان از بی گناهی داری و تابع فرمانی خدا را تا به کی در هجروغم تا انتها سوزیم زمین و آسمان؛ در ماتم و اندوه و حیرانی ز بس اهریمن وحشت ز ماتم؛ دامن افشانده گل و باغ و درخت و ابر؛ دراندوه وگریانی بساط سبزه و گل؛ رخت ماتم را؛ به تن کرده فضای عید و جشن و شادی ما؛ گشته ظلمانی در آن امواج آتش؛ می توان چون آب با هم بود مگر با وحدت و یکتا شدن؛ چون تیغ برانی دراین بیهوده هستی؛ رنگ و بوی نیست ای رهرو نه نامی از وفا باشد؛ نه عید و جشن باستانی عبدالله وفا نورستانی ویانا 1/11/201