پایگاه خبری پیام آفتاب 21 اسد 1399 ساعت 11:54 http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/93721/صبور-مقاوم-باشیم -------------------------------------------------- بایدهای روابط همسران عنوان : صبور و مقاوم باشیم محمدمهدی رشادتی -------------------------------------------------- این را باید بدانیم که زندگی در دنیا، به شکل صفر و صد نمی‌باشد. این‌طور نیست که سراسر زندگی بد و ناراحتی باشد و این‌طور هم نیست که همه‌اش خوب و راحتی است. بلکه دنیا آمیخته‌ای از هر دو است. فراز و نشیب دارد. گاهی ناراحتی و گاهی خوشی است. متن : تصورات نادرست وقتی که دختر و پسر با هم ازدواج می کنند، در سر آرزوهای بسیار و خواسته های فراوانی دارند. تصور می کنند که وارد دنیای دیگری شده اند، دنیایی مملو از زیبایی ها و آسایش ها و خوشی ها. شاید گمان اولیه آن ها، این است که دوران سختی و ناراحتی تمام گشته است. این تصور نادرست دربارهٔ یکدیگر نیز کم و بیش وجود دارد. روزهای آغازین زندگی مشترک دختر و پسر، گمان می کنند که همسرشان هیچ گونه عیب و نقصی ندارد. گویی بیشتر کمالات انسانی در وجود شریک زندگی اش یک جا جمع شده است. به نظر می رسد که حداقل دو نگرش نادرست در اذهان بیشتر انسان ها وجود دارد و با همان نگرش ها نیز وارد زندگی مشترک می شوند. الف) تصور نادرست از زندگی و دنیا (دنیاشناسی) ب) تصور نادرست از شخصیت و خصوصیات یکدیگر (انسان شناسی) این دو تصور ناصحیح اگر اصلاح نشود، قطعاً زندگی آن دو دیر یا زود با چالش مواجه خواهد شد. دنیاشناسی و انسان شناسی صحیح ۱- این را باید بدانیم که زندگی در دنیا، به شکل صفر و صد نمی باشد. این طور نیست که سراسر زندگی بد و ناراحتی باشد و این طور هم نیست که همه اش خوب و راحتی است. بلکه دنیا آمیخته ای از هر دو است. فراز و نشیب دارد. گاهی ناراحتی و گاهی خوشی است. حتی پیامبران الهی (ع) و معصومین (ع) نیز در عین این که گناه و خطا از آن ها سر نمی زند، اما در زندگی گرفتار انواع ناملایمات و سختی می گردند و چه بسا بیش از مردم اذیت و آزار می بینند. بیماری، مرگ عزیزان، فقر و نداری، آزار دوستان و خویشان و همسایگان، ظلم های اجتماعی، نقص عضو، شکست در کسب و کار، حوادث طبیعی مانند سیل، زلزله، طوفان، پیری و از کار افتادگی و از الزامات و نتایج اجتناب ناپذیر دنیاست امیرالمؤمنین علی (ع) در نهج البلاغه مباحث بسیار ارزشمندی در باب شناخت ماهیت و حقیقت دنیا مطرح می کند. در خطبه ۱۱۱ می فرماید: دنیا شادی اش دوام ندارد؛ و هیچ کس از اندوه آن ایمن نیست. کسی از دنیا شادابی ندید، جز آن که پس از آن با اشک و آه روبه رو شد. هنوز به خوشی های دنیا نرسیده است که با ناراحتی ها و سختی ها مواجه می شود. شبنمی از رفاه و خوشی دنیا بر کسی فرود نیامد، مگر آن که سیل بلاها، همه چیز را از بیخ و بن می کنند. دنیا اگر از یک طرف شیرین و گوارا باشد، از سویی دیگر تلخ و ناگوار است. کسی از فراوانی نعمت های دنیا کام نگرفت جز آن که مشکلات دامن گیر او شد. (نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، خطبه۱۱۱) بنابراین اگر این تصور و شناخت را از حقیقت زندگی و دنیا داشته باشیم، در آن صورت تحمل مشکلات برای ما آسان می شود. زیرا انتظارمان از دنیا واقعی شده است. یعنی زن و مرد، دختر و پسر جوان، این توقع را ندارد که دنیا تمامش بر پاشنه خوشی یا ناراحتی بچرخد. ۲- اگر شناخت مان از ماهیت انسان واقعی شد و با عینک شفاف و سالم به یکدیگر نگاه کردیم، قدر مسلم هم دیگر را بهتر و آسان تر تحمل می کنیم. انسان شناسی به ما می گوید که همه انسان ها به غیر از انبیاء و اولیاء الهی، کم و بیش در خود آلودگی ها و نقص هایی در افکار و اعمال و اخلاق دارند که اکثر آن ها را فقط خدا می داند و البته از باب لطف و کرم خویش، از دید مردم پنهان ساخته است و از رهگذر ستاریت الهی، آبرویمان بین عالم و آدم محفوظ مانده است. امام جواد (ع) در یک بیان شگفت انگیز می فرماید: اگر عیب های هر یک از شما برای دیگری آشکار می گردید، حاضر نمی شوید که یکدیگر را دفن کنید. (منتهی الامال، شیخ عباس قمی، ص۵۲۲) به طور قطع چنین نگرش و شناختی از انسان، میزان تحمل پذیری زن و مرد را از یکدیگر بالا می برد و اگر نقص و ضعفی از همسر خود دید، تعجب نکرده و غافلگیر نمی شود. زیرا از قبل می داند که همسرش نیز مانند خود او نقاط ضعف فراوانی دارد و باید به کمک هم در اصلاح و رفع آن ها بکوشند. در واقع با ازدواج وارد مرحله تازه ای از زندگی شده ایم که دارای مسائل خاص خود است و ما خودمان را برای بسیاری از ناملایمات احتمالی آماده نموده ایم. خوب می دانیم که زندگی هیچ خانواده ای بی عیب و نقص نیست، لذا در مقابل رخدادهای آینده صبور و مقاوم خواهیم بود. ناگفته نماند که در اینجا مشکل سومی هم وجود دارد. دختران و پسران نسل های گذشته از همان اوان کودکی به همراه پدر و مادر مشغول کار و تلاش بودند و با سرد و گرم روزگار آشنا می شدند و لذا در زندگی زناشویی نیز با وضع آن چنان جدیدی مواجه نمی گشتند. اما جوانان امروزی غالباً فقط درس می خوانند و در کنار سختی های زندگی یار و همراه والدین خود نیستند. به همین علت در مواجهه با زندگی جدید، با کم ترین دشواری ها، زود از کوره در می روند و تحمل و ظرفیت کمی از خویش نشان می دهند و در نتیجه آسیب آن ها در وضعیت جدید، به مراتب بیش از گذشتگان است. حقیقت صبر صفت صبر ارتباطی با بدن قوی و نیرومند، جسم چالاک و هیکلی تنومند ندارد بلکه یک حالت روحی و یک ویژگی درونی می باشد؛ و به تعبیر علامه طباطبایی، صبر مصداقی از عزم و تصمیم جدی قلب است. (المیزان، علامه طباطبائی ج ۱۶ ص ۳۲۶) صبر و استقامت، بیش از همه به نوع تفکر و جهان بینی انسان مربوط می شود. به عبارت دقیق تر، عنصر صبر و بردباری، نتیجه و محصول یک نوع معرفت است و بستگی کامل دارد که در کدام محیط تربیتی و خانوادگی پرورش یافته باشد. به نظر می رسد که صفت صبوری، عمدتاً اکتسابی است و با تربیت صحیح و در خانواده ای سالم و فعال، با ممارست و تمرین می توان فرزندان را به زیور زیبای شکیبایی و صبوری آراسته نمود. در مقابل صفاتی مانند شجاعت که امری ذاتی و غیراکتسابی است. امام علی (ع) صبر را نتیجه یقین و از دستاوردهای ایمان به شمار می آورد. الصبر ثمرهً الیقین و الصبر ثمرهً الایمان (غررالحکم، آمدی، ج ۱ ص ۶۰۶) البته معرفت مراتبی دارد و بالاترین مرتبه آن یقین است. هر اندازه کفه ایمان سنگین تر باشد و هر اندازه درجه معرفت بیشتر باشد، مقاومت و صلابت انسان در برابر ناملایمات، افزون تر می شود و جدیت و سخت کوشی او در راه رسیدن به زندگی سعادتمند بیشتر و بیشتر خواهد شد. در داستان حضرت موسی و خضر (ع) می خوانیم، موسی (ع) خطاب به خضر (ع) می گوید: آیا اجازه می دهی از تو پیروی کنم تا از آنچه به تو تعلیم داده شده، به من بیاموزی؟ خضر پاسخ داد: تو هرگز نمی توانی با من شکیبائی و صبوری کنی، و چگونه می توانی در برابر چیزی که از آن آگاه نیستی شکیبا باشی؟ (کهف ۶۶ ۶۸) بنابراین معلوم می شود که علم و معرفت، مقدمه صبر و عامل اصلی مقاومت انسان در برابر ناهنجاری های گوناگون زندگی است. کدام ایمان و کدام معرفت؟ جا دارد که سؤال شود، کدام ایمان و معرفت می تواند ویژگی صبر و تحمل را در وجود آدمی افزایش دهد؟ پاسخ این است که: اعتقاد محکم و جدی به خداوند مهربان و نیز باور عمیق به روز قیامت، از مهم ترین عوامل رشد و بالندگی صفت صبر در انسان است. زن و مرد مؤمن، خدا را ناظر و حاضر در تمام صحنه های زندگی می دانند و او را حامی و پشتیبان خود می شناسند. با وجود خدا هیچ گاه احساس تنهایی و بی کسی نمی کنند. به یقین می دانند که نتیجه زحمات و تحمل سختی های خود را در قیامت خواهند دید. اگر باور داشتیم که خدا پاداش صابران را بدون حساب و بی شمار می دهد. (زمر- ۱۰) در ناملایمات زندگی، حتماً کمکمان خواهد کرد. (آل عمران -۱۲۵) او در همه مراحل، همراه و یاور صبرکنندگان است. (انفال-۴۶) خدا بنده خود را دوست دارد و می خواهد با اهرم صبر، مقام وی را ارتقاء داده و مقاومتش را افزون کند و در محضر پروردگار مقرب تر باشد. پاداش صابران در قیامت آن قدر زیاد و برجسته است که اهل عبادت به آن غبطه می خورند. اگر مؤمن اعم از زن یا مرد در مقابل سختی های زندگی و بلاها مقاومت نماید، پاداش هزار شهید خواهد داشت. این را نیز به خوبی می داند که همراه هر غمی، شادی و توأم با هر سختی، راحتی و همراه با هر رنجی، آسایشی وجود دارد. (شرح ۵ و۶) زن و شوهر به انسان های مؤمن نگاه می کنند که با تحمل سختی ها به سعادت و خوشبختی رسیده اند. این گونه معرفت و ایمان، آدمی را مانند کوه استوار می سازد و با تکانه های زندگی، به هم نمی ریزد و خود را نمی بازد، بلکه با هوشیاری کامل برای هر مسئله و معضلی در زندگی، راه حل مناسبی پیدا می کند و با سلامت از آن ها عبور می کند. (معراج السعادهً، ملا احمد نراقی ص ۷۰۳ تا ۷۰۷ و اخلاق شبرّ، عبدالله شبرّ ص ۳۵۸ تا ۳۶۵) وقتی کارگر می داند که در پایان کارش، مزد خود را کاملاً می دهند، با هر سختی وظیفه اش را انجام می دهد. یک ورزشکار همه مشکلات را تحمل می کند، زیرا یقین دارد که در صورت موفقیت مدال طلای قهرمانی را کسب خواهد کرد. خلاصه علم و معرفت به آینده روشن و ایمان و باور به زندگی سعادت مند، آدمی را در پذیرش انواع رنج ها، آماده می سازد. صد هزار کیمیا حق آفرید کیمیایی هم چون صبر آدم ندید عاقبت جوینده یابنده بود که فرج از صبر زاینده بود(مثنوی معنوی) آمادگی برای شرایط جدید برادر و خواهر گرامی، با توجه به اصلاح نگرش مان به حقیقت دنیا و ماهیت انسان و نیز نداشتن تجربه عملی برای مواجه گشتن با مشکلات، از این لحظه به بعد، ضروری است خود را با شرایط جدید آماده و منطبق نماییم. قطعاً در زندگی هرکدام از ما، انواعی از مسائل به وجود می آید، برخی از آنها به اختیار خودمان است. مانند: بداخلاقی، تنبلی، کوتاهی در انجام وظایف زناشویی، عدم ارتباط صحیح با اشخاص خارج از منزل، عدم مدیریت درآمدها و هزینه ها، اسراف و بی خیالی و برخی دیگر از مسائل به اختیار ما نمی باشد، مانند: حوادث طبیعی، پیری، بیماری، مرگ، دخالت افراد بیرون از منزل و در اینجا قصد نداریم که یک یک مشکلات را شماره کنیم، لذا به همین مقدار اکتفا کرده و عرض می شود: اولا، برای مسائلی که بیرون از اراده و اختیار ماست، کسی را سرزنش نمی کنیم، در برابر آنها با خون سردی و هوشیاری و همکاری زن و شوهر، مواجه گشته و با مشورت و حوصله برای گشودن گره های احتمالی و فائق آمدن بر آنها، ضمن تدابیر عاقلانه، از خدا و اهل بیت (ع) استمداد می جوییم. ثانیاً، برای مسائلی که ناشی از عملکرد خودمان بوده و متأسفانه باید گفت، عمده تنش ها در همین قسمت خود را نشان می دهد، چه واکنشی خواهیم داشت؟ آیا مقابله به مثل می کنیم؟ آیا همسرمان را سرزنش و توبیخ می کنیم؟ با او قهر کرده و از خانه اخراج می نمایید؟ دعوا و مجادله به راه می اندازیم؟ کم محلی می کنیم؟ به پدر و مادر همسرمان توهین کرده و بی ادبی می کنیم؟ مشکلات درون خانواده را پیش این و آن فاش می سازیم؟ مدیریت خانه را به حال خود رها می نماییم؟ و ده ها رفتار ناشایست دیگر که حاصل آنها جز این که زندگی مان را بیش از پیش تلخ تر و تاریک تر کند و کشمکش را افزون تر نماید، چیز دیگری نیست. به عنوان پیشنهاد و از باب نمونه به برخی از راهکارهای کاهش مشکلات به اختصار اشاره می شود. ۱-با همسرمان مدارا و سازش کنیم. همان طور که در فصل مربوط به سازش پذیری کاملاً توضیح داده شد. ۲- با رفتار مهربانانه و دوستانه و با نهایت تواضع و در شرایط مناسب، تقاط ضعف و منفی همسرمان را گوشزد نماییم و در اصلاح رفتار او نهایت همکاری را داشته باشیم. البته هیچ گاه انتظار نداشته باشیم که او سریع خود را اصلاح کند، بلکه تغییر رفتار، نیازمند زمانی طولانی است که به تدریج حاصل می شود. چنانچه بعضی از رفتارها ممکن است هیچ گاه اصلاح کامل نشود، اما ما با درایت و هوشمندی و مهربانی، می توانیم در عملکرد همسرمان تعدیل ایجاد نماییم. ۳- ضروری است در برابر رفتار همسرمان صبوری به خرج دهیم. ظرفیت خود را افزایش دهیم. از خود مایه بگذاریم. زود از کوره در نرویم. مقابله به مثل و تلافی نکنیم. ملاطفت و مهربانی و نرمی نشان دهیم. در کارها به او کمک نماییم. به حرف هایش خوب توجه کنیم. هم دردی نماییم. به خانواده و اقوام وی احترام بگذاریم. رفتارهای خوب او را تشویق نماییم. برخی اعمال نادرست وی را ندید بگیریم، مطابق مثل معروف شتر دیدی، ندیدی. خوب است، بسیاری از مواقع سکوت اختیار کنیم که بی نهایت مؤثر است. مچ گیری نکنیم. مرتب و پیوسته ایراد نگیریم. سرزنش نکنیم. به نظرات وی احترام بگذاریم. خواسته های او را حتی المقدور برآورده نماییم. اگر چنین عمل کردیم، او نیز انسان است و این نوع توجهات و واکنش ها را درک خواهد کرد و در مقابل عملکرد مثبت، عکس العمل مناسب نشان می دهد. ۴- چنانچه رفتار همسرمان را به خاطر خدا و برای رضای او تحمل کردیم، در مقابل خدا نیز به طور قطع یاری مان می کند، زیرا ما رفیق و محبوب خدا شده ایم و پیوسته و در همه جا همراهمان خواهد بود. ۵-آیه الله بهجت (ره) توصیه می کند: دعایی که هم مختصر باشد و هم نتیجه مفصل داشته باشد، ذکر صلوات است. کسی که می خواهد دوستی و محبتش زیادتر شود، چیزی آسان تر از زیاد صلوات فرستادن نیست. آثار ذکر صلوات بسیار است از جمله موفقیت در تحصیل علم، حلم و بردباری، نفی خواطر از ذهن، درمان خشم و عصبانیت، ایجاد مهر و محبت میان زن و شوهر، برطرف شدن مشکلات زندگی و رهایی از اعتیاد. آری ذکر صلوات کارها را بسیار آسان می کند. صبر در برابر نعمتها این نکته را نیز اضافه نماییم که گرچه کاربرد صفت صبر بیش تر در مقابل سختی ها و ناراحتی ها به ذهن می رسد، اما در پرتو نعمت های الهی مانند: ثروت، شهرت، قدرت، مقام و تمام آنچه دردنیا لذت بخش است، نیز باید صبر پیشه کرد. نعمت ها از آن جهت که مطابق میل و طبع آدمی است، چه بسا اگر کنترل نشود، کارش به طغیان و سرکشی منتهی گردد؛ لذا قرآن می گوید: همانا، انسان اگر خود را بی نیاز احساس کند، طغیان خواهد کرد. (علق- ۶ و ۷) از همین رو یکی ازعرفا می گوید: مؤمن می تواند در مقابل بلا صبر کند اما در عافیت ها جز صدیقین کسی را یارای صبر نیست. (اخلاق شبر، عبدالله شبر، ص ۳۶۰) امیرالمؤمنین (ع) در اهمیت اقسام صبر می فرماید: صبر در بلا و گرفتاری نیکو و زیباست، اما زیباتر و نیکوتر از آن صبر از محرمات الهی و چشم پوشی از گناه است. (غررالحکم، آمدی ج ۱ ص ۶۰۹) همسر صبور ابوطلحه از یاران پیامبر (ص) زنی به نام ام سلیم داشت. آن ها پسری داشتند که بسیار مورد علاقه آن دو بود. از قضا بر اثر یک بیماری فوت می کند. مادر جنازه پسر را در پارچه ای پیچید و آن را در اتاقی مخفی کرد. سپس غذایی مطبوع تهیه نمود و خود را نیز آراسته و خوش بو کرد. ساعتی بعد شوهرش آمد و پرسید: فرزندمان کجاست؟ زن گفت: او آرام گرفت و سپس غذا را آورد و با هم خوردند و بعد هم بستر شدند. لحظاتی بعد ام سلیم گفت: آیا اگر به تو اطلاع دهم که امانتی نزد ما بود و آن را به صاحبش رد کردم، ناراحت می شوی؟ مرد گفت: نه، ناراحتی ندارد. امانت مردم را باید پس داد. زن گفت: سبحان الله، خدا فرزند ما را که پیش ما امانت بود، پس گرفت و برد. شوهر از بیان زن تکانی خورد و گفت: به خدا سوگند، من از تو که مادر هستی، باید بیش تر صابر باشم. بلند شد و غسل کرد و بعد دو رکعت نماز خواند و خدمت پیامبر (ص) رسید و تمام ماجرا را شرح داد. حضرت فرمود: خداوند امروز شما را قرین برکت کند و نسل پاکیزه ای نصیب شما گرداند. خدا را سپاس می گویم که در امت من امثالی مانند شما مردان و زنان صبور قرار دارد. (حکایت ها و هدایت ها، شهید مطهری، ص ۲۷۰) آزار مادر زن و مقام تجرد روح مرحوم آیت الله سیدهاشم موسوی حداد از عرفای بزرگ اسلام است که در سال ۱۳۶۱ هجری شمسی وفات یافت. این عارف بزرگ به یکی از مقامات برجسته عرفانی یعنی تجرد روح رسیده بود. وی به خاطر تنگی معیشت، حدود دوازده سال در منزل پدر زن خود در اتاقی زندگی کرد. مادر خانم از داماد خود یعنی سیدهاشم بدش می آمد و انواع اذیت ها را نسبت به ایشان روا می داشت. از جمله فحش دادن و ناسزا گفتن، داد و فریاد کردن، تحقیر نمودن و ناراحتی مادرزن هم به خاطر فقر داماش بود. آقای حداد نقل می کرد: عیال من هم تحمل و صبر می کرد ولی بالاخره صبرش محدود بود. چند بار از استاد خودم آیت الله قاضی خواستم اجازه بدهد تا همسرم را طلاق دهم. آقای قاضی پرسید: آیا تو زنت را دوست داری؟ آری. آیا زنت هم تو را دوست دارد؟ آری. فرمود: ابداً نباید طلاق بدهی. برو صبر پیشه کن، زیرا تربیت و ادب و کمال تو به دست زنت است. باید تحمل کنی و بسازی و شکیبایی پیشه کنید. من هم از دستورات آقای قاضی هیچ گاه سرپیچی نکردم. تا این که یک شب تابستان، پاسی از شب گذشته بود که خسته و گرسنه و تشنه به منزل آمدم. مادر زنم تا مرا دید، شروع کرد به ناسزا گفتن. من هم بدون این که پاسخی بدهم، ابتدا بر پشت بام رفتم ولی او با صدای بلند به من بد و بی راه می گفت به نحوی که همسایه ها هم می شنیدند. حوصله ام سر رفت و از منزل خارج شدم و در خیابان راه می رفتم. ناگهان دیدم، دو نفر شده ام. یکی سیدهاشمی که مادرزن به او ناسزا می گوید و بسیار ناراحت و گرفته است؛ و یکی هم من هستم که بسیار خوشحال و سبکبال در مقام عالی و مجرد سیر می کنم و ابداً فحش های او به من نمی رسد. در همان حال دانستم که این حال بسیار خوب و سرورآفرین من به خاطر تحمل آن ناسزاها و اذیت های مادرزنم است. فوراً به خانه برگشتم و روی دست و پای مادرزنم افتادم و مرتب می بوسیدم و گفتم: از شما هیچ ناراحت نیستم، از این پس هرچه می خواهی به من بگو که آنها برای من فایده دارد. (روح مجرد، علامه سیدمحمدحسین حسینی تهرانی، ص ۱۷۶ ۱۷۲) یار آن بود که صبر کند بر جفای یار ترک رضای خویش کند در رضای یار (سعدی) نتیجه گیری خواهر و برادر گرامی، در حدیث داریم که صبر و مقاومت در کارها به منزله سر نسبت به بدن است. هرگاه سر از بدن جدا شود، بدن نیز از بین می رود، صبر نیز وقتی در متن زندگی نباشد، آن خانواده قطعاً گرفتار آشفتگی و پریشانی خواهد شد. امام صادق (ع) فرمود: ما صابر هستیم اما شیعیان ما از خود ما صبورترند. زیرا ما از مصائب، پیش از وقوع آنها باخبریم و حکمت آنها و پاداش و عواقب آنها را می دانیم و همه این معرفت ها در آسان شدن تحمل مصائب، مؤثر است؛ ولی شیعیان از این مواردی که ما اطلاع داریم، بی خبرند، در عین حال تحمل و صبر می کنند. (درس هایی از اخلاق، علی مشکینی ص ۱۰۶ و ۱۰۷) بنابراین برای سعادتمندی و حفظ اهداف زندگی، باید دستگیره صبر را محکم بگیریم، تمرین و ممارست کنیم. از مشکلات هراس نداشته باشیم. البته کسی از بلاها و بداخلاقی ها استقبال نمی کند، اما اگر ناخواسته وارد زندگی مان شد، با حوصله و هوشیاری با آن مواجه می شویم. از مشورت با دلسوزان و آگاهان دریغ نمی کنیم و بالاتر از همه از خدای بزرگ و اولیاء مقرب او کمک می گیریم تا معضلات زندگی مان سامان یابد. در پایان تأکید می شود که مسائل و ناهنجاری ها را برای خود فرصت تلقی کنیم و نه تهدید. چنان چه این نگاه را داشته باشیم، امید است به تدریج در برابر سختی های زندگی، مقاومت مان، افزون تر گردد. صبر کن حافظ به سختی روز و شب عاقبت روزی بیآبی کام را (حافظ)