سرمست زباده باش که عمر در گذر است/ چنگ به ساغر بزن که ساقی همسفر است/ در کـنج مسجد خشکــید، سجـادهی ریاکار/ لیک دامــن متـقی، از می مینا تر است
شبی مردی به رویای پریشان/تکلم داشت با ابلیس و شیطان/از او پرسید کای ابلیس بد کار/چرا طاعت نکردی بهر دادار؟
در دیار غربت، کنار ساحلی/ تنها و محزون خاطرههایی از نوجوانیام را/ در گذرگاه ذهن خود تجدید میکردم/ که ناگهان پرسید از کجا آمدهای؟/ ولی جوابش ندادم و... نگفتم از سرزمینی که/ نغمهی «بلبل» گلها را پژمرده میسازد
در من هوای دیدن تو چون نفس شده/ بوی خوش و فضای لطیفت هوس شده/ ای آنچه از فراق تو جانم شده ملول/ «اتریش» با شکوه به من چون قفس شده
کودک الو الو، سلام، کسی آنجا نیست، الو الو، مگه آنجا خانهی خدا نیست، پس چرا کسی جوابم نمیده، الو.
لیک شیادان؛ غافل زین سخن/ شیعه و سنی بود یک روح و تن/ شیعه و سنی همه یکسان بود/ پیرو اسلام و از قران بود
در کــجا شاکی شــویم از کارهایت ای خــدا/ ملک ما را کردی ویران، خلق ما از هم جدا/ این هـمه کشتار را خـود اراده کردی، چـون/ از درخـت برگی نافــتد تا نگــردی تو رضا
کربلا را از بنا باید شناخت/ مظهر عشق خدا باید شناخت/ گر بخواهی معرفت با شاه دین/ از بیان مصطفی باید شناخت
برخیز که هنگامهی ماتم برپاست/ گویی که بپا قیامتی کرببلاست/ چون باز دمد ماه محرم هر سال/ از پار فزون تجسمِ عاشوراست
هر ماه محرم به خدا ماه حسین(ع) است/ در فا جعهی کرب و بلا آه حسین(ع) است/ هر جا که ز حریت و توحید علمهاست/ گمره نشود هیچ کسی؛ راه حسین(ع) است.
گرامی باد سالروز ۸ ثور