تاریخ انتشار :چهارشنبه ۲۳ جدی ۱۳۹۴ ساعت ۱۵:۴۷
کد مطلب : 47188
پیام آفتاب: «وحید مژده» کارشناس برجسته مسائل سیاسی کشور، با حضور در جمع خبرنگاران برخی رسانه‌های افغانستان و ایران، به تحلیل آخرین تحولات سیاسی کشور به خصوص تحولات مرتبط با طالبان پرداخت.
مژده: صلح افغانستان در اولویت غرب نیست/ دولت وحدت ملی تعریف واحدی از صلح ندارد/ ایران باید در مذاکرات صلح افغانستان شرکت کند
وی در این کنفرانس خبری که به همت دفتر آسیای مرکزی، افغانستان و شبه قاره هند خبرگزاری فارس در مشهد برگزار شد، اظهار داشت که امروزه رسانه‌ها با تحولات به روز کشور به خوبی آشنایی دارند، اما در زمینه برخی از این تحولات باید تحلیل‌های ژرف‌نگرانه‌ای داشت که البته این امکان هم وجود دارد که اشخاص مختلف در زمینه این تحلیل‌ها اختلاف نظر داشته باشد.
وی ادامه داد که جنگ افغانستان علیه شوروی آخرین جنگ بزرگ قرن بیستم بود که سبب ایجاد تحولات گسترده‌ای در جهان گردید و همچنین نخستین جنگ تأثیرگذار قرن بیست و یکم نیز با حمله آمریکا به افغانستان در همین کشور اتفاق افتاد.
مژده گفت: «در طول سال‌های جنگ افغانستان، چهره‌های مختلفی در کشور حضور یافتند که وقتی به نام‌های آنها نگاه می‌کنیم برخی افراد همچون «خطاب» که در چچن جنگ‌های شدیدی را علیه نیروهای روسیه به راه انداخت از یاران و هم‌سنگران مولوی جلال‌الدین حقانی در خوست بود، «ابومصعب زرقاوی» از هرات به عراق رفت، «ابوعمر بغدادی» و «ابوحمزه المهاجر» از جمله نخستین بنیانگذاران داعش را من در کابل ملاقات کردم و به همین شکل «عبدالحکیم بلحاج» که در لیبی فعالیت می‌کند نیز روزگاری در افغانستان به سر می‌برد و می‌توان این لیست را به همین ترتیب ادامه داد.
وی ادامه که سؤال روی این مسئله است که چطور مسئله جنگ در افغانستان که خواستگاه چنین جریان‌های خطرناکی هستند همچنان ادامه دارد و همه دست‌های دخیل در عرصه کشور به دنبال تداوم جنگ هستند و نمی‌خواهند که این جنگ به پایان برسد، هر بار که گامی به سمت صبح برداشته می‌شود، مجدداً جنگ دیگری آغاز می‌شود و جای سؤال است که چطور شوروی که با هدف جلوگیری از جنگ به افغانستان آمده بود هم نتوانست جنگ را آرام کند و نیروهای غربی که با تکنولوژی‌های پیشرفته و در مقطعی با 130 هزار سرباز به افغانستان آمدند هم هنوز نمی‌توانند صلح را به کشور بازگردانند.
این کارشناس برجسته کشور ادامه داد: «یکی از خصوصیات جنگ جدید افغانستان در 14 سال گذشته این بود که این جنگ علیه «یک مجهول» بود، به این معنی که یک طرف صحنه این جنگ اصلا در صحنه حضور نداشت و اصلا آدرس مشخصی نداشت. به همین جهت این جنگ سال‌ها تداوم یافت. تا اینکه آمریکایی‌ها مجبور شدند که این مجهول را به معلوم تبدیل کرده و یک آدرس مشخص برایش در نظر بگیرند و این زمانی شد که طالبان توانستند برخی افراد را به اسارت بگیرند و در این زمان تصمیم گرفته شد که برای طالبان یک آدرس مشخص در نظر گرفته شود. در سال 2010 نخستین تلاش‌ها برای ایجاد یک دفتر مشخص برای طالبان در خارج از افغانستان آغاز شد و بالاخره این دفتر به ظاهر در قطر ایجاد شد، اما هیچ گاه پذیرفته نشد».
وی ادامه داد که از زمان آغار حمله نظامی آمریکا به افغانستان در سال 2001 تا امروز که 13 جنوری 2016 است قریب به 5206 روز می‌گذرد و بر اساس آمارهای ارائه شده از سوی رسانه‌ها و مجاری رسمی، هر روز در افغانستان بیش از 20 طالب کشته می‌شود و تعداد بیشتری زخمی می‌شوند، پس با یک حساب سر انگشتی می‌توان تخمین زد که ظرف این سال‌ها بیش از 240 هزار طالب در افغانستان کشته و زخمی شده و از صحنه جنگ خارج شده‌اند، اما این چه جنگی است که با چنین ابعاد تلفات وسیعی که رخ داده است، هنوز هم جریان دارد؟


مژده نتیجه گیری کرد که این آمار سرانگشتی نشان می‌دهد که بسیاری از مسائلی که توسط رسانه‌ها در 14 سال گذشته منعکس شد، مبتنی بر واقعیت‌های عینی جنگ افغانستان نبوده است و معنی این آمار این است که «کشتن» منتج به «صلح» نمی‌شود و جنگ ما را به صلح نمی‌رساند.
وی ادامه داد که دو استراتژی عمده برای رسیدن به صلح، «جنگ» و «مذاکره» است، اما کسانی که پیرو استراتژی مبارزه در افغانستان می‌باشند، واقعیت‌های عینی جامعه را در نظر نگرفته‌اند، بنابراین مسئله رسیدن به صلح از راه مذاکره یک مسئله حیاتی برای مردم افغانستان است که هم طالبان، هم دولت و هم خارجی‌ها که در حقیقت بازیگران اصلی صحنه افغانستان هستند، باید به این مسئله توجه کنند.
مژده معتقد است که اگر مسئله صلح افغانستان برای غربی‌ها اهمیت داشت، مطمئنا تاکنون گام‌های مهمی در جهت صلح در کشور برداشته می‌شد، اما متأسفانه آنها چنین اولویتی ندارند.
وی گفت: «منطقه ما شاهد ظهور قدرت‌های جدید است و آمریکا به دنبال اعمال فشار بر این قدرت‌ها است، در این میان «دوام جنگ در افغانستان» یکی از اهرم‌های فشار آمریکا بر این قدرت‌های نوظهور است.
وی ادامه داد: «تمام تلاش ما بر این است که یک در منطقه یک حرکت جدید با مشارکت کشورهای خود منطقه شکل بگیرد و این حرکت جدید از آمریکایی‌ها بخواهند که کاری را که به بهانه مبارزه علیه تروریسم و مواد مخدر در افغانستان آغاز کرد و در حقیقت منجر به تقویت تروریسم و مواد مخدر شد را خاتمه بخشیده و از منطقه خارج شوند و صلح منطقه به ابتکار خود کشورهای منطقه محقق شود».
وی گفت: «آمدن غربی‌ها به منطقه با وجود تمام امکانات و تجهیزات‌شان، هیچ کمکی به صلح نکرد، آمریکا در افغانستان حدود 1 تریلیون دالر پول مصرف کرد، اما مردم افغانستان هنوز هم از کشور فرار می‌کنند، این مسئله نشان می‌دهد که وعده‌های آمریکا در ابتدای جنگ افغانستان، وعده‌های پوچ و توخالی بود که ما امروز به حقیقت آن پی برده‌ایم».
«وحید مژده» در پاسخ به سؤال یکی از خبرنگاران در مورد سرنوشت مذاکرات صلح با وجود تحقق نیافتن خواسته‌های طالبان از جمله خروج نیروهای خارجی و تغییر قانون اساسی گفت: «تاکنون توافقاتی روی برخی از مسائل صورت گرفته است، به عنوان مثال در کنفرانس پاریس طرفین دولت و طالبان به این تفاهم رسیدند که استراتژی جنگ باید به استراتژی صلح مبدل شود، دومین مسئله که روی آن توافق شد این بود که افغانستان نیازمند یک قانون اساسی است و قانون اساسی فعلی باید تغییر کند اما این که چگونه تغییر کند روی آن بحثی صورت نگرفته است اما قطعاً شریعت اسلامی مبنای قوانین کشور خواهد بود، وجود اردوی ملی و پولیس ملی از جمله مسائلی است که هر دو طرف روی آن  توافق دارند، اما طالبان معتقدند که رهبری این نیروها باید واقعا یک رهبری ملی شود. در این زمینه دولت افغانستان به طالبان پیشنهاد داد که قسمت‌هایی از قانون اساسی فعلی که منافی با شریعت است استخراج و مورد بازنگری قرار گیرد. همچنین مسئله نحوه تطبیق شریعت اسلامی در کشور نیز از سوی دولت افغانستان مورد سؤال قرار گرفت. مسائل متعدد دیگری نیز وجود دارد که باید در جلسات بعدی روی آنها بحث صورت گیرد».


وی ادامه داد: «مسئله مهم اینجا است که منظور دولت افغانستان از صلح چیست؟ البته باید به این مسئله توجه کرد که حکومت وحدت ملی تعریف واحدی از صلح در افغانستان ندارد همچنان که در بسیاری از مسائل دیگر وحدت نظر ندارد. اما در مجموع دولت افغانستان از طالبان می‌خواهند که بیایند و سلاح‌های خود را بر زمین بگذارند، اما این درخواستی است که معمولاً از جانب شکست خورده جنگ می‌شود، در حالی که طالبان خود را پیروز میدان جنگ می‌دانند و معتقدند که آمریکا و 49 کشور دیگر را در افغانستان شکست داده‌اند».
وی گفت: «به هر حال تمام این سوء تفاهمات به این دلیل است که تاکنون هیچ گونه مذاکرات جدی صلحی میان طرفین برگزار نشده است، در زمان آقای کرزی، وی با یک دید قومی به مسئله مذاکرات صلح نگاه می‌کرد و کسانی که از قومش در میان طالبان حضور داشت دعوت می‌کرد تا با وی به مذاکره بنشیند و مشکل را از راه قومی حل کنیم، در حالی که این استراتژی اشتباهی بود».
مژده اظهار داشت: «وجود نیروهای خارجی در افغانستان خود مانعی برای تحقق صلح است، البته طالبان نمی‌گوین که نیروهای غربی از افغانستان خارج شوند بعد ما مذاکره می‌کنیم، اما در مذاکرات خواستار تدوین یک جدول زمانی برای خروج نیروهای خارجی از افغانستان شده‌اند. غربی‌ها می‌گویند که ما نیروهای خود را خارج کرده‌ایم، در حالی که اینطور نیست و در حال حاضر در داخل افغانستان ما شاهد حضور گسترده نیروهای خارجی در چارچوب CIA هستیم مثل بلک‌واتر، که در قرارداد امنیتی که با افغانستان امضا شده است، اصلا نامی از این گروه‌های پنهان سازمان سیا نیامده است».
وی گفت: «به همین جهت طالبان خواستار این هستند که قرارداد امنیتی میان افغانستان و آمریکا و تمام قراردادهای امنیتی با کشورهای خارجی باید لغو شوند».
«وحید مژده» در پاسخ به سؤال خبرنگار دیگری در مورد امکان حضور دیگر کشورهای خیرخواه منطقه برای حل معضل افغانستان، گفت: «قطعاً باید کشورهای خیرخواه منطقه برای حل مسئله افغانستان تلاش کنند، اما متأسفانه در مورد این مسئله ما شاهد تکرار تاریخ هستیم، زمانی که نیروهای اتحاد جماهیر شوروی از افغانستان خارج می‌شدند، ما شاهد شکل‌گیری یک مذاکرات چهارجانبه میان اتحاد جماهیر شوروی، آمریکا، پاکستان و دولت حاکم کابل بودیم، امروز دوباره ما شاهد شکل‌گیری مذاکرات چهارجانبه‌ای هستیم که باز هم سه جهت قبلی در آن حضور دارند و به جای شوروی، این بار چین وارد میدان شده است. خواست ما این است که جمهوری اسلامی ایران که همسایه و دوست ما است و در طول 14 سال گذشته به افغانستان کمک شایانی کرده و می‌تواند نقش اساسی و کلیدی در افغانستان داشته باشد هم در مذاکرات صلح حضور یابد. اما برادران ایرانی ما در مذاکرات چهارجانبه برای خروج شوروی شرکت نکردند چرا که معتقد بودند که مجاهدین افغانستان هم باید در آن مذاکرات حضور یابند، اما اگر در حال حاضر نیست بر این عقیده هستند که چون آمریکا در مذاکرات چهارجانبه فعلی صلح افغانستان حضور دارد و باز هم در مذاکرات حضور پیدا نکند، من بیم این مسئله را دارم که بار دیگر به همان دورانی که در گذشته آن را تجربه کردیم بازگردیم.
مژده ادامه داد: «در افغانستان چنین تصور می‌شود که این تنها پاکستان است که می‌تواند صلح واقعی را به افغانستان بازگرداند، از طرفی دیگر کشورهای تأثیرگذار منطقه نظیر ایران نیز پای خود را پس کشیده‌اند، در حالی که باید کشورهای دیگر منطقه گام‌های مهمی در جهت صلح افغانستان بردارند و حدأقل کاری که می‌توان کرد این است که با برگزاری‌ نشست میان گروه‌های مختلف، حدأقل دیدگاه‌های آنها را به هم نزدیکتر کرد».
وی در مورد نقش چین در مذاکرات صلح افغانستان گفت: «چین یکی از دوستان نزدیک پاکستان است و پروژه‌ای اقتصادی مهمی را در پاکستان روی دست دارد از جمله پروژه بندر گوادر در ایالت بلوچستان پاکستان، از طرفی دولت افغانستان معتقد است که چین می‌‌تواند از طریق فشار بر پاکستان، نقش‌سازنده‌ای در مذاکرات صلح بازی کند، اما حقیقت مسئله این است که چین به دنبال اعمال فشار بر هیچ یک از کشورهای منطقه از جمله پاکستان نیست، در عین حال دید چین نسبت به مسائل افغانستان یک دید اقتصادی است، به این معنی که چین آرزومند است که در افغانستان آرامش برقرار شود تا مسیری از راه افغانستان به آسیای میانه باز شده و همچنین از منابع طبیعی افغانستان استفاده کند».
وی ادامه داد: «از طرفی دید طالبان نسبت به چین است است که طالبان به دنبال این مسئله هستند که چین به عنوان یک کشور قدرتمند در منطقه، تعهدات آمریکا را تضمین نماید، که البته این مسئله هم دید اشتباهی است، چرا که چین به دنبال درگیر شدن با آمریکا نیست و آمریکا نیز اهرم‌های فشار دیگری در منطقه علیه چین دارد».
وی گفت: «البته در مورد حضور چین در مذاکرات باید گفت که این بیشتر دولت افغانستان است که خواستار شرکت چین در مذاکرات است و طالبان تقریباً هیچ اطلاعی از حضور چین در مذاکرات چهارجانبه ندارند».
 آقای مژده اذعان داشت: «در صحبت‌هایی که من با طالبان داشتم، طالبان مسئله افغانستان را از دو بعد می‌نگرند، اول بعد مسائل داخلی است که از جمله آنها مسئله قانون اساسی، پولیس ملی و دیگر موارد است. دومین بعد مسائل افغانستان از نگاه طالبان، بعد خارجی آن است که در آن مسئله حضور نیروهای خارجی و پایگاه‌های آنها در افغانستان مطرح است. از این بابت طالبان معتقد است که دولت آقای اشرف غنی نمی‌تواند تنها طرف مذاکرات باشد و باید خارجی‌ها هم نسبت به مسائل مربوط به خود تعهد لازم را بدهند و شاید به همین دلیل مذاکرات چهارجانبه اخیر میان آمریکا، پاکستان، چین و افغانستان برگزار شد».


وی در پاسخ به سؤالی در مورد اینکه آیا نمایندگانی که قرار است پاکستان از طرف طالبان برای شرکت در مذاکرات صلح معرفی کند را می‌توان نمایندگان کل طالبان دانست، گفت: «پاکستان به نام طالب کسانی را به مذاکرات معرفی می‌کند، اما طی صحبت‌هایی که با مقامات دولتی افغانستان داشتیم به آنها گوشزد کردیم که هر جانبی که از سوی پاکستان و از طرف طالبان معرفی می‌شود، ابتدا باید مشخص شود که جایگاهی در تحریک طالبان دارد و چقدر می‌تواند از طرف طالبان نمایندگی کند، چرا که طالبان معتقد است که یگانه محلی که می‌تواند نماینده طالبان باشد، دفتر قطر است».
وی گفت: «تاکنون کسانی را که پاکستان از طرف طالبان به مذاکرات برده است، از جمله ملا محمد رسول که با طیاره پاکستان به مذاکرات ارومچی برده شد، نماینده واقعی طالبان نبوده‌اند، پس طالبانی که درگیر جنگ هستند باید نماینده‌های خود را به مذاکرات معرفی کنند، متأسفانه در سالیان اخیر ما از پاکستان یک قدرت درست کرده‌ایم که تصوی می‌کنیم جنگ افغانستان هم در دست طالبان است و صلح افغانستان هم، و همین مسئله باعث شده است که امروز هر جایی که به مشکل بر می‌خوریم پاکستان مدعی می‌شود که من می‌توانم مشکلتان را حل کنم، و همین مسئله باعث می‌شود که امروز نگاه روسیه نیز به پاکستان تغییر کند و تصور کند که پاکستان بازیگر اصلی این بازی است و پاکستان از این راه امتیازات زیادی گرفته است که دلیل اصلی آن تنها و تنها سیاست‌های خام دولت افغانستان بوده است».
مژده گفت: «من واقعا شک دارم که طالبان بتواند نمایندگان واقعی طالبان را به مذاکرات بیاورد، اما در خیابان‌های پیشاور و کویته افرادی هستند که با لنگی سیاه بیایند و خود را نماینده طالبان جا بزنند».
http://payam-aftab.com/vdch6znk.23nq6dftt2.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما