تاریخ انتشار :شنبه ۲۵ جدی ۱۴۰۰ ساعت ۱۰:۵۸
کد مطلب : 98739
سخن‌چینان آتش‌بیاران معرکه و هیزم‌کشان دوزخ
زبان، شمشیر دو لبه‌ای است که می‌تواند همان اندازه که برای دشمن خطرناک باشد، برای خود شخص نیز خطرناک باشد؛ همچنین همان طوری که بهترین ابزار ارتباطی است، بدترین ابزار ارتباطی است؛ زیرا به همان آسانی که می‌تواند محبت ایجاد کند، دشمنی برانگیزاند.
برخی برای زبان نزدیک هفتاد گناه مطرح کرده‌اند؛ یعنی ممکن است از کوچک‌ترین عضو انسان، بیشترین گناه صادر شود؛ از همین روست که بسیاری از عالمان ربانی گفته‌اند کسی که بتواند زبان خودش را نگه دارد، دینش را نگه داشته‌است؛ و برهمین اساس گفته شده که سکوت و خاموشی از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین عبادت‌ها است که انسان را به کمالاتی شایسته و بایسته می‌رساند.
یکی از گناهان زبان، نمّامی یا همان سخن چینی و خبرچینی است. نویسنده در این مطلب به آثار زیانبار سخن‌چینی پرداخته‌است.

***

حقیقت سخن‌چینی و خبرچینی
خدا در قرآن از رفتارهای نادرست و گناهانی از جمله «نمیمه» سخن به میان آورده و بصراحت می‌فرماید: و از هر قسم‌خورنده فرومایه‌ای فرمان مبر که عیب‌جو و تندزبان است و برای خبرچینی و سخن‌چینی گام برمی‌دارد، به‌شدت بازدارنده ]مردم[ از کار خیر و متجاوز و گناهکار است. (قلم، آیات ۱۰ تا ۱۳)
در فرهنگ فارسی دربارهٔ سخن‌چینی آمده‌است: سخن‌چینی، عمل و کیفیّت سخن‌چین، نمّامی و خبرکشی است. سخن‌چین، کسی است که سخن کسی را به دیگری گوید و موجب اختلاف آنان گردد. (فرهنگ فارسی، ج ۲، ص ۱۸۴۳، «سخن چینی»؛ دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژه خبرکش، ۱۳۷۷ش، ج۶، ص۹۵۰۸؛ و نیز: ذیل واژه خبرچین، ۱۳۷۷ش، ج۶، ص۹۵۰۶.)
همچنین گفته‌اند: سخن‌چینی غالباً به این گفته می‌شود که سخن کسی را که پشت سر دیگری گفته به وی بازگوید، مثلاً بگوید فلانی دربارهٔ تو چنین و چنان گفت! یا نسبت به تو چنین و چنان کرد، و بدین‌سان نوع خاصی از افشاء سرّ و پرده‌دری و همچنین متضمن بدگوئی و سعایت است. (جامع‌السعادات، مهدی نراقی، ترجمه سید جلاالدین مجتبوی، انتشارات حکمت، ۱۳۷۶، ج۲، ص ۵۴۴)
پس سخن‌چینی به معنای بازگو کردن سخنان فردی نزد دیگری به قصد برهم زدن روابط دوستانه آنان است؛ البته سخن‌چینی به گفتار محدود نمی‌شود و نوشتن یا اشاره را نیز دربر می‌گیرد؛ همچنین پرده‌برداشتن از چیزهایی که شخص علاقه به آشکار شدنشان ندارد را سخن‌چینی می‌گویند. (فیض کاشانی، المحجهً‌البیضاء، مؤسسهً النشر الاسلامی، ج۵، ص۲۷۷؛ نراقی، جامع‌السعادات، ۱۳۸۳ق، ج۲، ص۲۷۴.)
فیض کاشانی می‌گوید: کسی که به قصد برهم زدن روابط دوستانه اشخاص، سخن هر یک را نزد دیگری بازگو می‌کند، سخن‌چین یا نمَّام نام دارد. از نظر او سخن‌چینی در مواردی با افشای سر، تهمت، نفاق، حسادت، دروغ و غیبت همراه است. (فیض کاشانی، المحجهً‌البیضاء، مؤسسهً النشر الاسلامی، ج۵، ص۲۷۸)
از نظر فیض کاشانی، سعایت نیز نوعی سخن‌چینی است. سعایت به این معنا است که شخص، سخن دیگران را نزد کسی که از او می‌ترسند بازگو کند. (المحجهً‌البیضاء، ج۵، ص۲۷۹)
نراقی سعایت را بدترین نوع سخن‌چینی و گناه آن را از انواع دیگر سخن‌چینی و نمیمه بیشتر دانسته و بر این باور است که آن از طمع و حسد ناشی می‌شود. (جامع‌السعادات، ۱۳۸۳ق، ج۲، ص۲۷۹)
واژه قرآنی «نمیم» از ریشه «ن‌م‌م» است. «النَّمّ» درخشندگی سفیدی در سیاهی یا سیاهی در سفیدی است. همچنین نام گیاهی است که تخم آن مانند ریحان خوشبو است. وقتی به باد نسبت داده می‌شود، به این معنا است که بوی آن چیز پراکنده شد، یا باد حرکت کرد و با خود بویی را آورد.
به نظر می‌رسد که علت اینکه سخن چین و خبر چین به عنوان «نَمّام» معرفی شده، به دلیل همان برجسته شدن مطلبی در سخن اوست که آسیب‌زا است، یا به این دلیل است که این بادی که از دهان شخص به شکل کلمات خارج می‌شود، همچون بویی است که فضا را از بوی بد و تند اختلافات آکنده می‌کند؛ پس آن که با دیگران سخنی می‌گوید و میان آنان فتنه برپا می‌کند، بوی تند زشت اختلافات را در فضای اجتماع می‌پراکند.
خدا در آیه ۱۱ سوره قلم، از «همّاز» سخن به میان آورده‌است. ریشه این کلمه «همزه» است که چیز تند و تیز را می‌گویند، مانند ابزار سیخونک زدن به اسب که برای تحریک او به کار می‌رود؛ بنابراین، همزه سخنی تند و تیز را می‌گویند که انسان را به درد می‌آورد. در اصطلاح فارسی همان زخم‌زبان را می‌گویند. حال چنین شخصی در میان مردم می‌گردد و به این سو و آن سو در حرکت است تا اخبار این را به آن برساند و با سخن‌چینی و خبرکشی و خبرچینی بوی بد اختلافات و فتنه را در میان مردم بپراکند.
پس اینکه از ابن عبّاس نقل شده‌است که مراد از «همزة» سخن‌چینان است (روض‌الجنان، ج۲۰، ص ۳۹۶؛ الدرالمنثور، ج ۸، ص ۶۲۴) به همین اعتبار می‌باشد.

آثار زیانبار سخن‌چینی و خبرکشی
از نظر آموزه‌های قرآن، سخن‌چینی، صفتی ناپسند از نظر اخلاقی است (قلم، آیات ۱۰ و۱۱) و از نظر حکم شرعی نیز گناه زبانی است که به عنوان منکر می‌بایست از ارتکاب آن پرهیز شود.
کیفر الهی آن در قیامت، آن است که این افراد با ذلت و خواری به سوی دوزخ برده می‌شوند؛ یعنی در حالی که بینی آنان همچون خرطوم فیل، بزرگ شده به زمین کشیده و به دوزخ انداخته می‌شوند (قلم، آیات ۱۱ تا ۱۶)؛ باید توجه داشت که واژه «سنسمه» از «وسم» با مصدر «سمه» به معنای علامت روشن و آشکار نهادن بر چیزی است. در این آیه بیان شده که خدا بر بینی که مایه جمال است، افزون بر آنکه آن را خرطوم می‌کند، نشانه و داغی بر آن می‌نهد که بیانگر نهایت خواری است. به سخن دیگر، خود اطلاق خرطوم بر بینی، بیانگر نهایت خواری و ذلّت است؛ چه برسد به اینکه بر آن خرطوم، نشانه می‌گذارد. (الکشّاف، ج ۴، ص ۵۸۸؛ روح‌المعانی، ج ۱۶، جزء ۲۹، ص ۴۸–۴۹)
باید توجه داشت که خدا به گناهان کبیره وعده دوزخ داده، و سخن‌چینی در روایات به عنوان یکی از رذایل اخلاقی و گناهان کبیره دانسته و نکوهش شده‌است. (کافی، ج ۲، ص ۳۶۹) برخی از روایات سخن‌چینی را یکی از عوامل عذاب قبر بیان کرده‌اند (تحف‌العقول، ص ۱۴)؛ در برخی دیگر هم تمایل به آن از ویژگی‌های منافق معرفی شده‌است. (مصباح الشریعه، ص ۱۴۵)
امام صادق (ع) می‌فرماید: إِنَّ مِنْ أَکْبَرِ السِّحْرِ النَّمِیمَهً یُفَرَّقُ بِهَا بَیْنَ الْمُتَحَابَّیْنِ وَ یُجْلَبُ الْعَدَاوَهً عَلَی الْمُتَصَافِیَیْنِ وَ یُسْفَکُ بِهَا الدِّمَاءُ وَ یُهْدَمُ بِهَا الدُّورُ وَ یُکْشَفُ بِهَا السُّتُورُ وَ النَّمَّامُ أَشَرُّ مَنْ وَ طِئَ الْأَرْضَ بِقَدَمٍ؛ از بزرگترین سحر و جادو، سخن‌چینی است؛ زیرا با سخن‌چینی، میان دوستان جدایی می‌افتد، دوستان یکدل با هم دشمن می‌شوند، به واسطه آن خون‌ها ریخته می‌شود، خانه‌ها ویران می‌گردد و پرده‌ها دریده می‌شود. سخن‌چین، بدترین کسی است که روی زمین راه می‌رود. (احتجاج، طبرسی، ج ۲، ص ۳۴۰؛ بحارالانوار، ج ۶۰، ص ۲۱، ح ۱۴)
در این روایت از سخن‌چینی به عنوان سحر کلامی مطرح می‌شود چون دیگری را مسحور می‌کند، و زمام اختیار را از کف شخص بیرون می‌برد تا جایی که بر اساس سخنان خبرکش عمل می‌کند و عقل خود را به دست جادوگری به نام سخن چین و نمام می‌سپارد.
براساس تعالیم دینی جز راست نبایست گفت، ولی هر راست هم نشاید گفت؛ زیرا برخی از راست‌ها موجب اختلاف می‌شود، بنابراین سکوت کردن بهتر از سخن راست گفتن است.
از آنجا که فتنه‌گری بدتر از قتل است (بقره، آیه ۱۹۱)، سخن‌چینی و خبرچینی یکی از مصادیق فتنه‌گری است که خدا آن را بس دشمن می‌دارد. از همین رو پیامبر از هر گونه سخن‌چینی در نزد خود نهی می‌کند و به مردم می‌فرماید: لا یُـبَلِّغُنی اَحَدٌ مِنْکُم عَنْ اَحَدٍ مِن اَصحابی شَیئا، فَاِنّی اُحِبُّ اَنْ اَخْرُجَ اِلَیکُم و اَنَا سَلیمُ الصَّدرِ؛ کسی از شما حق ندارد از هیچ‌یک از یارانم چیزی به من بگوید؛ زیرا دوست دارم، در حالی که چیزی از شما در دلم نیست، به سویتان بیایم. (سفینه‌البحار، ج ۲، ص ۶۹۳)

سنگینی گناه سخن‌چینی
باید توجه داشت که سخن‌چین و خبرچین گاه در میان دوستان اختلاف می‌افکند و گاه در میان امت. بی‌گمان هر چه دایره اختلاف‌افکنی بیشتر و گسترده‌تر باشد، گناه آن عظیم‌تر و عذاب آن نیز سنگین‌تر خواهد بود.
رسول خدا (ص) فرمود: آیا شما را به بدترین افرادتان آگاه نکنم؟ عرض کردند: بله ای رسول خدا. فرمود: بدترین افراد آنهایی هستند که به سخن‌چینی می‌روند و در میان دوستان جدایی می‌افکنند و در جست‌وجوی عیب برای افراد صالح و پاکدامن‌اند. (کافی، ج۲، ص۳۶۹)
و در ضمن حدیثی از رسول خدا نقل شده‌است که فرمود: دشمن‌ترین شما نزد خدا کسانی هستند که برای سخن‌چینی بین دوستان کوشش می‌کنند و جمعیت‌های متشکل را پراکنده‌می‌سازند و کارشان تفرقه‌افکنی میان انجمن‌ها و عیب‌جویی از پاکان و نیکان است. (مستدرک الوسائل، ج۹، ص۱۵۰)
باز از آن حضرت نقل شده‌است که فرمود: إِنَّ عَذَابَ الْقَبْرِ مِنَ النَّمِیمَهً وَ الْغِیبَهً وَ الْکذِبِ؛ عذاب قبر به خاطر سخن‌چینی و غیبت و دروغ است. (مستدرک الوسائل، ج۹، ص۱۵۰)
در روایات متعددی به این مطلب تصریح شده‌است که سخن‌چین و کسی که برای برهم زدن وحدت مردم قدم برمی‌دارد و عامل تفرقه و جدایی بین مسلمین می‌شود، اهل بهشت نیست. رسول اکرم فرمود: لَا یدْخُلُ الْجَنَّهَ نَمَّامٌ؛ سخن چین وارد بهشت نمی‌شود. (بحارالانوار، ج۷۲، ص۲۶۸)
و در حدیث دیگری فرمود: لَایدْخُلُ الْجَنَّهً قَتَّاتٌ؛ سخن چین وارد بهشت نمی‌شود. (بحارالانوار، ج۷۲، ص۲۶۵)
واژه «قتات» نام دانه بیابانی و گیاهی دارای صمغ است؛ از آن رو به سخن‌چین، قتات می‌گویند که همانند صمغ به انسان می‌چسبد و با سخنان آزاردهنده خویش، دست از انسان برنمی‌دارد و روحیه و روان دیگران را به هم می‌ریزد.
امام باقر (ع) فرمود: الْجَنَّهً مُحَرَّمَهً عَلَی الْقَتَّاتِینَ الْمَشَّاءِینَ بِالنَّمِیمَة؛ بهشت بر قتّاتین یعنی کسانی که برای فساد بین مردم گام برمی‌دارند حرام است. (وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۳۰۶)
امام صادق (ع) فرمود: أَرْبَعَهً لَایدْخُلُونَ الْجَنَّهً الْکاهِنُ وَ الْمُنَافِقُ وَ مُدْمِنُ الْخَمْرِ وَ الْقَتَّاتُ وَ هُوَ النَّمَّامُ؛ چهار کس از رفتن به بهشت محرومند: کاهن، منافق، دائم‌الخمر، آنکه به خوردن شراب معتاد است و سخن چین. (وسائل الشیعهً، ج۱۲، ص۳۰۹)
پیامبر اکرم (ص) فرمود: یقُولُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ حَرَّمْتُ الْجَنَّهَ عَلَی الْمَنَّانِ وَ الْبَخِیلِ وَ الْقَتَّاتِ وَ هُوَ النَّمَّام؛ خدای عزّوجلّ می‌فرماید: بهشت را بر چند گروه حرام کرده‌ام که یکی از آنها سخن چین است. (بحارالانوار، ج۷۲، ص۲۶۴)
مرحوم شهید ثانی روایتی نقل می‌کند که رسول خدا فرمود: أَنَّ اللَّهَ تَعَالَی لَمَّا خَلَقَ الْجَنَّهَ قَالَ لَهَا: تَکلَّمِی! فَقَالَتْ: سَعَدَ مَنْ دَخَلَنِی، قَالَ الْجَبَّارُ جَلَّ جَلَالُه: وَعِزَّتِی وَجَلَالِی لاَ یسْکنُ فِیک ثَمَانَیهً نَفَرٍ مِنْ اْلنَّاسِ… وَلَا قَتَّاتٌ وَ هُوَ النَّمَّام؛ هنگامی که خدای عزوجل بهشت را آفرید به او فرمود: سخن بگو. بهشت این‌گونه سخن گفت: هر کس وارد بر من شود سعادتمند است. سپس خدای جبّار فرمود: به عزّت و جلالم سوگند هشت نفر در تو سکنی نمی‌گزینند… یکی از آنها قتّات، یعنی همان نمّام است. (کشف الریبهً، ص۴۲)
از برّاء بن عازب نقل شده‌است که معاذ بن جبل در منزل أبو ایوب انصاری نزد رسول خدا (ص) نشسته بود. معاذ عرض کرد: یا رسول اللّه نظر شما دربارهٔ این آیه که می‌فرماید: «یوْمَ ینْفَخُ فِی الصُّورِ فَتَأتُونَ افْواجا» (نباء، آیه ۱۸) چیست؟ فرمود:... ده صنف از امّت من پراکنده محشور می‌شوند و خداوند آنان را از دیگر مسلمانان جدا کرده و چهره‌هایشان را مسخ نموده‌است. بعضی از آنان به صورت میمون هستند، بعضی به صورت خوک،... آنگاه رسول خدا فرمود: آنان که به صورت میمون محشور می‌شوند، نمّام و سخن‌چینان هستند. (بحارالانوار، ج۷، ص۸۹)
مطابق با روایتی گناه سخن‌چینی چندان زیاد است که اگر یک نمّام در میان مردمی زندگی کند، رحمت خدا شامل حال آنان نخواهد شد: در زمان حضرت موسی (ع) در میان بنی اسرائیل خشکسالی شدیدی روی داد. حضرت موسی برای دعای باران به همراه عده‌ای دیگر بیرون رفت، ولی هر چه دعا کرد اثری نبخشید و باران نیامد. حضرت در این باره مناجات کرد، از جانب پروردگار به او وحی شد: در میان شما یک نفر هست که زیاد سخن‌چینی می‌کند و به خاطر او دعای شما را مستجاب نمی‌کنم. حضرت موسی از خدا خواست او را معرفی کند تا وی را از میان خویش بیرون کنند. خدای متعال فرمود: من شما را از نمّامی نهی می‌کنم، چگونه او را به شما معرفی کنم و خود مرتکب نمّامی شوم؟ حضرت موسی این مطلب را با قوم خود در میان گذارد، کسی که نمّام بود متنبّه شد و توبه کرد، آنگاه خداوند باران رحمت خود را بر آنها فرو فرستاد. (بحارالانوار، ج۷۲، ص۲۶۸)
باید توجه داشت که براساس آموزه‌های قرآن، افرادی از این دست به یک معنا آتش بیار معرکه هستند و به اختلافات بین دوستان یا امت دامن می‌زنند. از همین رو در قرآن زن ابولهب به سبب آنکه آتش بیار معرکه میان پیامبر (ص) و مردم بود، به عنوان «حماله الحطب» معرفی می‌شود (مسد، آیه ۴)؛ البته این بنا بر احتمال آن است که مراد از «حمّالهً الحطب» این باشد که زن ابولهب بین مردم سخن‌چینی می‌کرد و آتش دشمنی را میان آنان با پیامبر (ص) شعله‌ور می‌ساخت. (مجمع البیان، ج ۹–۱۰، ص ۸۵۲؛ الکشاف، ج ۴، ص ۸۱۵) در حقیقت بر اساس آیات قرآن، زن ابولهب به سبب آنکه همسرش یا دیگران را تشویق به دشمنی با پیامبر (ص) می‌کرد، به عنوان «حماله الحطب» معرفی می‌شود که کنایه از همان نمام و سخن‌چین بودن اوست.
سعدی علیه‌الرحمهً دربارهٔ سخن‌چینی شعر زیبایی سروده‌است:
یکی گفت با صوفی‌ای در صفا
ندانی فلانت چه گفت از قفا
بگفتا خموش، ای برادر، بخفت
ندانسته بهتر که دشمن چه گفت
کسانی که پیغام دشمن برند
ز دشمن همانا که دشمن ترند
کسی قول دشمن نیارد به دوست
جز آن کس که در دشمنی یار اوست
نیارست دشمن جفا گفتنم
چنان کز شنیدن بلرزد تنم
تو دشمن‌تری کآوری بر دهان
که دشمن چنین گفت‌اندر نهان
سخن چین کند تازه جنگ قدیم
به خشم آورد نیکمرد سلیم
از آن همنشین تا توانی‌گریز
که مر فتنهٔ خفته را گفت خیز
سیه چال و مرداندر او بسته پای
به از فتنه از جای بردن به جای
میان دو تن جنگ چون آتش است
سخن‌چین بدبخت هیزم کش است
http://payam-aftab.com/vdcf1ed1.w6dcmagiiw.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما