تاریخ انتشار :سه شنبه ۷ جدی ۱۴۰۰ ساعت ۱۰:۳۹
کد مطلب : 98570

اتحادیه اروپا و مسئله لهستان

امین‌الاسلام تهرانی
کشورهای اروپایی که روزی شعارشان مأخوذ از آرمان‌های اتحادیه اروپا بود، اگر شاهد برآمدن دولت‌هایی باشند که به این شعارها وقعی نمی‌نهند؛ اروپایی که اقتصادش را مبتنی بر اقتصاد آزاد بین دولت‌های اروپایی قرار داده بود، شاهد قدرت گرفتن دولت‌هایی خواهد بود که با یک ملی‌گرایی اقتصادیِ غلیظ (مرکانتیلیستی) پیش می‌روند که جای چندانی برای بازار اروپایی مشترک نمی‌گذارند.
اتحادیه اروپا و مسئله لهستان
چند روز پیش خبر آمد که «یاروسلاو کاچینسکی»، رهبر حزب حاکم قانون و عدالت لهستان، در گفت‌وگو با یک روزنامه دستِ راستی افراطی این کشور گفته، کشورها علاقه‌ای ندارند «رایش چهارمِ» آلمان بر مبنای اتحادیه اروپا ساخته شود؛ وی همچنین افزوده که اگر ما مردم لهستان به چنین فرمان‌برداری و سرسپردگیِ مدرن موافقت کنیم، به طرق مختلف تحقیر می‌شویم، دادگاه عدالت اروپایی به‌عنوان ابزاری برای ایده‌های فدرالیستی مورد استفاده قرار می‌گیرد. در واقع اشاره او برآمدنِ «آدولف هیتلر» (رایش سوم) است و طعنه زده‌است که آلمان در لباس اتحادیه اروپا و ذیلِ عنوان اروپای واحد، می‌خواهد این قاره را مصادره کند چنان‌که در سر هیتلر بود.
چندی پیش از این نیز دادگاه قانون اساسی لهستان طی حکمی‌اعلام کرد، قوانین این کشور بر قوانین اتحادیه اروپا تقدم دارد. در این حکم آمده بود، در صورتی که قوانین وضع شده توسط اتحادیه اروپا با قوانین داخلی لهستان تناقض داشته باشند، قوانین لهستان دارای اولویت خواهند بود. در پی اعلام این حکم، جنجال‌هایی به راه افتاد تا جایی‌که دولت فرانسه در واکنشی تند، لهستان را به خیانت به اتحادیه اروپا متهم کرد. به رغم این «ماتئوش موراویکی» نخست‌وزیر لهستان از این حکم استقبال کرد.
این مسائل رخنه دیگری بر ایده اروپای واحد انداخته‌است. اروپا چند وقتی است که درگیر سریالی از بحران‌هاست که ماهیت اتحادیه اروپا را به خطر می‌اندازد؛ از برگزیت و خروج «بریتانیا» از اتحادیه اروپا تا دعواهای فرانسه و انگلیس بر سر پیمان «آکواس» و جواز ماهیگیری تا درگیری لهستان با اتحادیه اروپا تا دعواهای کشورهای اتحادیه بر سر داشتن نیروهای مستقل اروپایی یا نداشتن آن و… اما چرا مورد لهستان مهم است؟ پاسخ به این پرسش در پی کم- و- بیش روشن خواهد شد.
لهستان از جمله کشورهای اروپای شرقی است که به لحاظ اقتصادی و موقعیت ژئواستراتژیک از اهمیت بالایی برای اتحادیه اروپا برخوردار است. لهستان اما نخستین کشوری است که توافق سبز کمیسیون اروپا را امضا نکرد و عضو منطقه یورو نیست. در بخش شمالی لهستان، منطقه «کالینینگراد» واقع شده که اگرچه ارتباط جغرافیایی با روسیه ندارد اما بخشی از خاک این کشور و از جمله پایگاه‌های نظامی مهم روسیه در قلب اروپا محسوب می‌شود. علاوه بر آن، لهستان از ناحیه شرق نیز با بلاروس، یعنی متحد اول مسکو در اروپا، مرزی گسترده دارد.
لهستان طی دست‌کم دو دهه گذشته، به «هاب» باری اروپا بدل شده و به‌دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی، زیرساخت‌های لازم و البته سیاست‌های اتحادیه اروپا طی سال‌های گذشته، می‌توان گفت که عمده بارهای ورودی به منطقه یورو از شرق، از طریق خاک لهستان وارد شده و از طریق بنادر اصلی این کشور یعنی بنادر گدانسک، گدینیا، شزچین و اوینووجسیه در تمامی اروپا توزیع می‌شوند. این‌گونه است که لهستان نیز در مقابله با اتحادیه دست بسته‌ای ندارد.
البته می‌توان پرتوی بر زاویه‌های دیگر این رخنه‌ها در «آرمانِ اروپای واحد» انداخت. احزاب دست‌راستی، به‌ویژه راست‌های افراطی در اروپا، جدی‌ترین دشمنان این اتحاد هستند. برای نمونه می‌توان به محافظه‌کاران در انگلستان اشاره کرد، محافظه‌کارانی که پروژه برگزیت را کلید زدند، با تمام هزینه‌های احتمالی‌اش آن را پیش بردند و بالاخره آن را به فرجام رساندند. باید توجه داشت که محافظه‌کاران انگلیسی از احزاب راست افراطی شمرده نمی‌شوند و اروپا در خودش احزابی افراطی پرورانده که در حمله به اتحاد اروپا بسیار تندترند؛ مثل احزاب دستِ راستی اتریش و چک که قدرت را در اروپای مرکزی چند وقتی است که به دست گرفته‌اند یا احزاب راستی اسپانیایی که گرچه در ائتلاف با سوسیالیست‌ها هستند، اما نخستین‌بار است که در انتخابات پارلمانی چنین جایگاهی را به دست می‌آوردند، که این خود زنگ خطری برای اتحاد اروپاست. در مورد لهستان هنوز افکار عمومی با دست‌راستی‌ها چندان همراه نیست، اما اگر شکافِ لهستان- اتحادیه از این عمیق‌تر شود، بعید نیست که امثال کاچینسکی مورد استقبال قرار گیرند.
باری، افکار راست‌ها به تضعیف رؤیای اروپای واحد می‌انجامد. کشورهای اروپایی که روزی شعارشان مأخوذ از آرمان‌های اتحادیه اروپا بود، اگر شاهد برآمدن دولت‌هایی باشند که به این شعارها وقعی نمی‌نهند؛ اروپایی که اقتصادش را مبتنی بر اقتصاد آزاد بین دولت‌های اروپایی قرار داده بود، شاهد قدرت گرفتن دولت‌هایی خواهد بود که با یک ملی‌گرایی اقتصادیِ غلیظ (مرکانتیلیستی) پیش می‌روند که جای چندانی برای بازار اروپایی مشترک نمی‌گذارند؛ این‌گونه ممکن است پس از «برگزیت» شاهدِ «پولگزیت» (خروج لهستان از اتحادیه) و… حالا با فرارسیدنِ دورانِ عُسرتِ کرونا به‌نظر می‌رسد مصائبِ این اتحادیه بیش از پیش شده‌است و آینده آن، بیش از پیش، در ابهام و پایانش- نه رسماً، اما در واقع- محتمل است.
منبع : کیهان
http://payam-aftab.com/vdciuwa3.t1avy2bcct.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما