تاریخ انتشار :چهارشنبه ۲۳ عقرب ۱۳۹۷ ساعت ۰۹:۲۵
کد مطلب : 85914
حمایت بی‌دریغِ آمریکا از حامد کرزی رئیس‌جمهوری پیشین و نگه داشتنِ او در قدرت سیاسی برای سیزده سال پی هم، از اشتباه‌های فاحش کاخ سفید در افغانستان بود. پس از آن نیز آمریکا عملاً در انتخابات سال ۱۳۹۳ دخالت مستقیم انجام داد و به بهانهٔ میانجی‌گری در حل بحران انتخاباتی، تیمی را به ارگ فرستاد که از میان تقلب و دسیسه سر برآورده بود. نتیجهٔ آن حمایت و ایجاد حکومت توافقی در کشور، چیزی شد که امروز شاهد آن هستیم.
​خلیل‌زاد؛ خالقِ بحران یا پایان‌بخشِ بحران؟
این روزها به صورتِ عجیبی یاد و خاطره‌های تلخِ سال ۱۳۹۳ را در ذهن‌ها زنده می‌کند. در آن روزها هم که بحث انتخابات ریاست جمهوری داغ شده بود، زلمی خلیل‌زاد فرستادهٔ پیشینِ آمریکا به افغانستان آمده بود و با آن‌که هیچ سمتِ رسمی‌یی در تیم دموکرات‌ها نداشت، ولی چنان در مسألهٔ انتخاباتِ کشور دخالت کرد که کُل فضای انتخاباتی را در هم تنید. او مثل این شب و روزها مهمان بزم‌های سیاسی بود و با کنش‌گران سیاسیِ کشور بر سر تکت‌های انتخاباتی چانه‌زنی داشت.
پیامد سفر آقای خلیل زاد در سال ۱۳۹۳ ایجاد یک تکت انتخاباتیِ از قبل برنامه‌ریزی شده بود، که در کارش موفق نیز شد. او توانست در جمع‌ها و مهمانی‌های سیاسی، تخمِ سوءظن و ناباوری را در میان جناح‌ها و ایتلاف‌های سیاسی کشت کند و وضعیت را چنان تغییر دهد که هیچ ایتلاف ملی و مردمی‌یی شکل نگیرد.
آقای خلیل‌زاد در روزهایی مشابه با سال ۱۳۹۳، با برنامه و آجندایی تازه‌وارد افغانستان شده‌است. این‌بار اما یک بار دیگر با سمتِ رسمی یعنی تسهیل‌کنندهٔ گفت‌وگوهای صلح با طالبان وارد کشور شده و در حالِ رای‌زنی و گفت‌وگو بر سر مسایل مختلف و از جمله مذاکره با طالبان و انتخابات ریاست جمهوری است. یکی از روزنامه‌های آمریکایی در مقاله‌اش فاش کرده که آقای خلیل‌زاد این بار می‌خواهد پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، طالبان را وارد قدرت سیاسی کند. این روزنامه نوشته که آقای خلیل‌زاد طرح به تأخیر انداختن انتخابات ریاست جمهوری را به سران حکومت و شخصیت‌های سیاسیِ افغانستان پیشکش کرده‌است. به نوشتهٔ روزنامه، گویا آمریکا تصمیم گرفته که از هر راه ممکن کاری کند که تا رسیدن به توافق با طالبان انتخابات ریاست جمهوری در کشور برگزار نشود. این روزنامه گفته که ظاهراً این طرح مورد استقبال سرانِ حکومت قرار نگرفته‌است.
در همین حال، این روزنامه به طرح‌های بدیلِ دیگری نیز اشاره کرده که احتمالاً آقای خلیل‌زاد در صورت ناکامی در طرح نخست، یعنی به تأخیر انداختن انتخابات ریاست جمهوری، از آن گزینه‌ها استفاده خواهد کرد. برگزاری لویه جرگهٔ اضطراری به هدفِ ایجاد حکومت انتقالی که مورد حمایت حامد کرزی رئیس‌جمهوری پیشینِ کشور هم هست و ایجاد حکومت موقت در ایتلاف با طالبان، به باور نویسندهٔ روزنامه، دو طرحِ دیگرِ آقای خلیل‌زاد در آینده می‌توانند باشند.
این‌که آقای خلیل‌زاد چقدر در پیاده کردنِ طرح‌های خود موفق خواهد شد، برمی‌گردد به جوِ حاکم بر سیاست‌های کشور و بیداری نخبه‌گانِ سیاسی‌یی که در حال گفت‌وگو با وی هستند. آمریکا تا به حال اصلی‌ترین چهره در سیاست‌های افغانستان بوده و شاید به همین دلیل نیز تلاش کرده که همواره دیدگاه‌هایش را به شکل‌ها و از راه‌های مختلف بر سیاست‌مدارانِ کشور تحمیل کند. شاید در سال‌های نخستِ پس از فروپاشی نظام طالبانی در افغانستان، چنین برخوردی می‌توانست به عنوان برخورد پیش‌گیرانه و مهار قدرت‌های محلی و ایجاد ساختارهای سیاسیِ مناسب برای کشوری که همه چیزش را در جنگ طولانی از دست داده، قابل درک و توجیه باشد؛ ولی آنچه که پس از آن سال‌ها اتفاق افتاد، تصویر خوبی از سیاست‌های آمریکا برای شهروندان افغانستان ارایه نکرد.
حمایت بی‌دریغِ آمریکا از حامد کرزی رئیس‌جمهوری پیشین و نگه داشتنِ او در قدرت سیاسی برای سیزده سال پی هم، از اشتباه‌های فاحش کاخ سفید در افغانستان بود. پس از آن نیز آمریکا عملاً در انتخابات سال ۱۳۹۳ دخالت مستقیم انجام داد و به بهانهٔ میانجی‌گری در حل بحران انتخاباتی، تیمی را به ارگ فرستاد که از میان تقلب و دسیسه سر برآورده بود. نتیجهٔ آن حمایت و ایجاد حکومت توافقی در کشور، چیزی شد که امروز شاهد آن هستیم.
امروزِ افغانستان، بسیار دردناک و تأثرآور است. افغانستان از مسیری که می‌توانست به صلح و امنیت نزدیک شود، دور افتاد و یک بار دیگر با بحران‌های وحشتناک و ویران‌گرِ دهه‌های گذشته مواجه شد. چنان به نظر می‌رسد که «دموکراسی افغانی» روزهای پایانیِ خود را سپری می‌کند. هر سه طرحی را که آقای خلیل‌زاد در پی به کرسی نشاندن آن‌هاست، می‌توانند به معنای پایان یافتن دموکراسی در افغانستان تلقی شوند. اما پرسش این‌جاست که آیا این‌بار هم سیاست‌مدارانِ کشور فریب این بازی‌ها را خواهند خورد و در چاه دیگری سقوط خواهند کرد؟
واقعاً پاسخ به چنین پرسشی با شناختی که از سیاسیونِ فعالِ کشور وجود دارد، بسیار دشوار به نظر می‌رسد. آن‌ها به استثنای چند چهرهٔ بادرایت که کمتر در تلاش معامله‌گری بوده‌اند، همواره قربانیِ تصمیم‌های آنی و مقطعیِ خود شده‌اند. در انتخابات سال ۱۳۹۳ کاملاً این وضعیت مشخص بود. اگر در آن انتخابات یک تیم نیرومند ملی شکل می‌گرفت که توانایی مدیریتِ کشور را می‌داشت و از بُعد مشروعیت سیاسی نیز با چالش جدی مواجه نمی‌بود، امروز آقای خلیل‌زاد دربه‌در به دنبال سران طالبان که خود روزی آن‌ها را تروریست می‌خواند، نمی‌گشت.
به‌راستی بعضی وقت‌ها آدم گیج می‌شود که آیا آمریکا در بحران افغانستان گیر مانده‌است یا این‌که این بحران را به نفعِ خود می‌داند؟ … به هر حال آنچه که مهم است، بیداری مردم و نخبه‌گان سیاسی کشور است که این‌بار موفق شوند از مخمصهٔ در حالِ شکل‌گیری جلوگیری کنند و نگذارند که افغانستان دوباره به دست قاتلانِ خود بیفتد!
احمد عمران
http://payam-aftab.com/vdcgty97.ak9nq4prra.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما