تاریخ انتشار :پنجشنبه ۱۵ اسد ۱۳۹۴ ساعت ۱۶:۲۷
کد مطلب : 34228
پیام آفتاب: ماه‌ها است که طالبان در شمال کشور ابراز وجود کرده‌اند، در حالیکه پیشتر قلمرو اصلی آنها در مناطق جنوبی کشور بود، دلیل اصلی تغییر تمرکز طالبان در میدان جنگ چیست؟ در این مطلب به بررسی ابعاد مختلف این مسئله پرداخته شده است.
باززایی طالبان در شمال؛ چرا و چگونه؟
به گزارش پانا، افزون بر شش ماه است که طالبان به صورت جدی در شمال کشور گسترش پیدا نموده‌اند. این در حالی است که شمال کشور همواره نسبت به سایر مناطق کشور از امنیت نسبی بهتری برخوردار بوده است. حتی در دوره‌ی اوج قدرت طالبان، شمال کشور به دلیل وجود بسترهای خاص اجتماعی، نسبت به دیگر مناطق کشور دیرتر تحت سیطره طالبان قرار گرفت. اوج گرفتن فعالیت‌های طالبان در شمال کشور به نحوی بوده است که حجم اخبار امنیتی که پیشتر از سمت جنوب کشور بود، در طول ماه‌های اخیر تقریباً تماماً به ساحات شمالی کشور اختصاص یافته است. البته در این مسئله گویا دست‌های پشت‌پرده‌ای با مشارکت حلقات خاص دولتی نیز سهیم هستند که در این پروسه مانع انتشار اخبار امنیتی از ساحات جنوبی کشور می‌شوند؛ کما اینکه به نقل از منابع محلی موثق، حتی درگیری‌ها و حوادث امنیتی شدید نیز از ولایات غزنی و قندهار راه به رسانه‌ها پیدا نمی‌کنند، اما به هر حال حجم حملات طالبان در ولایت‌های شمالی باعث شده است که در ماه‌های اخیر نام ولایت‌های شمالی نظیر بدخشان، فاریاب، کندز، تخار، جوزجان، بغلان، سمنگان و سرپل وِرد زبان رسانه‌ها شود و برخی از ولسوالی‌های این ولایت‌ها ماه‌ها در تصرف طالبان باشند و حاکمیت برخی دیگر بارها میان دولت و طالبان رد و بدل شوند.

علل گسترش طالبان در شمال افغانستان
در این میان برای گسترش طالبان، می‌توان دلایل احتمالی مطرح کرد که در ذیل به مهمترین این دلایل پرداخته شده است:
1- ناتوانی حکومت در پیشگیری از نفوذ طالبان به شمال
یکی از اصلی‌ترین و مهم‌ترین عواملی که زمینه گسترش طالبان در شمال کشور را فراهم می‌کند، ضعف و ناتوانی ادارات حکومتی در مهار این پدیده شوم است.  اگر ناتوانی های ادارات حکومتی و ضعف روز افزون دولتمردان و سیاست مداران نبود، بعید بود که شماری از مناطق بدین سان، شاهد حضور طالبان و قدرت نمایی آنها باشد.
دولت فعلی
افغانستان در حالی که خام طرح پاکستانی صلح با طالبان شده است، این گروه بستر لازم برای فعالیت‌های خود در اقصی‌نقاط کشور را فراهم می‌کند. تا زمانی که صلح به عنوان اولویت دولت افغانستان در هر شرایط و هر زمان و هر وضعیتی باشد و دولت به صورت تک‌بعدی به مسئله صلح توجه مطلق داشته باشد، مطمئناً طالبان با خیال راحت به حملات خود در نقاط مختلف کشور ادامه می‌دهند.
در حالی که دو دستگی سیاستی در قبال طالبان به وضوح در بدنه سیاسی کشور مشاهده می‌شود، نبود یک خط مشی و استراتژی مشخص در مقابله با این گروه سبب شده که هنوز هم تعریف مشخصی از طالبان ارائه نشود و این گروه نیز با حربه‌های مختلف در صدد سربازگیری از میان مردم افغانستان در مناطقی هستند که تاکنون گسترش چندانی نداشته‌اند. این دو دستگی در میان اعضای دولت از یک طرف و اختلافات سیاسی اساسی در میان اراکین دولت وحدت ملی باعث ایجاد یک خلأ عمیق سیاسی در کشور شده است که طبعاً گونه‌های فرصت‌طلبی همانند گروه‌های تروریستی طالبانی و داعشی تنها موجوداتی هستند که در این شرایط به سرعت رشد می‌کنند.
مریم کوفی، نماینده ولایت تخار در شورای ملی تعبیر جالبی در این زمینه به کار برده است: زمانی که «طالبان با دو دهشکه» از «بیرون مرز» می آیند و نیروهای امنیتی با تجهیزات لازم بازمانده از نیروهای خارجی؛ توانایی مقابله با آنها را ندارند؛ این مسئله نشان‌دهنده «ضعف» حکومت است.
این در حالی است که با وجود چنین اوضاع آشفته سیاسی-نظامی حاکم در کشور، جای وزیر دفاع هنوز هم در کابینه دولت وحدت ملی خالی است. کارشناسان مسایل سیاسی و نظامی باور دارند که تعیین وزیر دفاع با صلاحیت‌های عملی، یکی از راهکارهای اصلی برای حل مشکلات شمال کشور در مجموع مقابله با مخالفان خواهد بود.
همچنین ضعف حاکمیت دولت در شمال باعث شده است که با گسترش طالبان در این منطقه، شاهد شدت گرفتن روند ملیشه‌سازی و گسترش فعالیت‌های قوماندانان محلی باشیم، تا حدی که یکی از این قوماندانان در ولایت کندز به صورت علنی با توزیع سلاح در میان ملیشه‌های خود آن‌ها را تشویق نموده بود که با کشتن یا اسارت هر طالب و یا تسخیر تجهیزات نظامی آنها، مقدار هنگفتی جایزه به آنها تعلق خواهد گرفت. این روند اگرچه در کوتاه مدت ابزاری برای مقابله با طالبان است، کما اینکه در مورد مذکور نیز ملیشه‌های این قوماندان محلی مانع تصرف یک ولسوالی توسط طالبان شدند، اما در بلند مدت دارای پیامدهای منفی برای امنیت مردم و زیر سؤال رفتن حاکمیت دولت دارد. این در حالی است که حتی برخی از مقامات اصلی حکومت در بازدیدهای خود از مناطق شمالی کشور، از پروسه دایاگ و طرح جمع‌آوری سلاح توسط دولت در طول 14 سال گذشته به شدت انتقاد کرده اذعان داشتند که این طرح باعث شده مردم امروز با
دست‌های خالی در مقابل دشمنان قرار گیرند. این در حالی است که در صورتی که دولت توان مقابله با تهدیدات و دفاع از حریم و امنیت مردم کشور را داشت، چنین اظهارنظرهایی هم از از زبان یکی از اراکین دولت وحدت ملی خارج نمی‌شد.
این در حالی است که یکی از تحلیلگران سیاسی-اجتماعی، با بررسی اوضاع زورمندان، قوماندانان، ملیشه‌ها و پادشاهان کوچک مناطق شمالی کشور و نابسامانی‌هایی که این افراد در مناطق شمالی کشور در طول سال‌های اخیر فراهم کرده‌اند، این اوضاع را مشابه زمان شکل‌گیری ابتدایی طالبان در قندهار دانسته و اذعان داشته است که طالبان با ایجاد قرابت‌های اجتماعی با مردم شمال، درست همانند تولد ابتدایی خود در قندهار، اقدام به باززایی در شمال کشور نموده و نطفه‌های این باززایی از سال 2013 شکل منعقد شده است. وی معتقد است که این مسئله یگانه عاملی است که باعث شده است که طالبان در شمال کشور و از دل نیروهای ضد طالبان، تولد مجدد یافته و این مناطق را ناامن سازند، که این مسئله محقق نمی‌شد مگر با ضعف حاکمیت دولت در این مناطق که خود منجر به جزیره‌ای شدن قدرت در شمال کشور شده است.
 
2- شمال افغانستان؛ گذرگاه طالبان به آسیای میانه
جاذبیت‌های موجود در کشورهای آسیای میانه برای طالبان را می‌توان از دیگر عوامل تمایل طالبان به شمال کشور دانست.
مقامات کشورهای آسیای میانه نیز نسبت به گسترش طالبان در شمال افغانستان ابراز نگرانی کر‌ده‌اند، از جمله «امام علی رحمان» رئیس‌جمهور تاجیکستان در سفر اخیر خود به ولایت بدخشان این کشور، از بروز ناآرامی‌ها در ولایت بدخشان افغانستان ابراز نگرانی کرد. دولت تاجیکستان در زمینه مقابله با گسترش پدیده تروریسم در این کشور، اقدام به برپایی برنامه‌ای تحت عنوان آگاهی‌بخشی «خانه به خانه» برای مبارزه با تروریسم و با هدف آگاه سازی مردم از خطرات این پدیده و عواقب پیوستن جوانان به این گروه‌ها نموده است.
این در حالی است که تاکنون حضور صد‌ها جنگجوی تاجیکستانی، ازبیکستانی و چچینی برخواسته از میان کشورهای آسیای میانه، از جمله حضور پر‌رنگ جنگجویان وابسته به تحریک اسلامی ازبکستان در کنار طالبان به وضوح مشاهده شده است. اما به نظر می‌رسد که با ظهور پدیده داعش در خاورمیانه و تمایل این گروه جدید تروریستی در کشورهای آسیای میانه و نیز افغانستان، باعث به خطر افتادن منافع طالبان در این کشور شده و طالبان را به تکاپو برای حفظ جایگاه خود در کشورهای آسیای میانه کرده است. این مسئله به خصوص با توجه به گرایش گروه‌های افراطی آسیای میانه برای بیعت با ابوبکر البغدادی، به نظر می‌رسد که باعث تحریک بیشتر طالبان به سمت شمال برای حفظ ارتباط با این گروه‌ها شده است.
 
4- نقش پاکستان
یکی از گزینه‌هایی که از زمان تشکیل طالبان در خصوص خواستگاه این گروه مورد توجه تحلیل‌گران بوده است، مسئله پشتیبانی استخبارات پاکستان از گروه طالبان بوده است، کارشناسان زیادی معتقدند که پاکستان همواره سیاست ناامن‌سازی افغانستان را روی دست داشته و دلیل اصلی اتخاذ این سیاست، مشکل حل نشده‌ی «خط دیورند» است. اگرچه نقش و مداخله پاکستان در سیاست داخلی افغانستان در موارد متعددی به اثبات رسیده است، اما در برخی موارد نیز حکومت افغانستان به دلیل ضعف حاکمیتی خود، سعی دارد تا تمام نواقص موجود در نظام حاکمیتی را بر دوش خرابکاری‌های پاکستان بیندازد. این مسئله که جنگ طالبان در افغانستان یک جنگ نیابتی است، طرفداران زیادی در میان آگاهان امور دارد؛ جنگی که به نیابت از دستگاه استخباراتی پاکستان و کشورهای منطقه علیه نیروهای امنیتی و مردم افغانستان صورت می‌گیرد. شواهد به‌دست‌آمده از نبردهای
رویارویی نیروهای دهشت‌افکن با نیروهای امنیتی در ولایات شمال بیانگر این مسئله است.
به باور کارشناسان، حضور علنی مشاوران پاکستانی طالبان که اکثراً اعضای باتجربة سازمان استخباراتی آی. اس. آی می‌باشند در جنگ‌های رویارویی آنان با نیروهای امنیتی در این ولایات، از دیگر عواملی‌اند که طالبان توانسته‌اند، در برابر دستگاه‌های امنیتی، قد بلند کنند و آتش جنگ را در این جغرافیا گسترش دهند.
تاکنون در ولایات بغلان، کندز، بلخ، سرپل و فاریاب دیده شده است که حرکت‌ها و برنامه‌های جنگجویان طالب، به رهبری و هدایت مشاوران پاکستانی آنان صورت گرفته و ارتباطات آنان همواره در آن‌سوی مرز استوار بوده است. منابع امنیتی در ولایات شمال تأیید می‌کنند که فرماندهی جنگ‌ها و عملیات‌های وسیع طالبان در مقابل نیروهای امنیتی را طالبان خارجی که عمدتاً پاکستانی‌ هستند، در اختیار دارند.
 
3- گسترش داعش
در همین حال برخی آگاهان می گویند که طالبان به منظور پیشگیری از گسترش جنگجویان گروه داعش در شمال افغانستان، امسال عملیات خود را در ولایت‌های شمالی کشور متمرکز کرده‌اند. «وحید مژده» آگاه مسایل سیاسی افغانستان یکی از کسانی است که معتقد است دلیل اصلی توجه طالبان به شمال کشور، گسترش گروه تروریستی داعش در این مناطق است. وی معتقد است که طالبان نمی خواهند که گروه دولت اسلامی یا داعش به عنوان رقیب آن گروه در افغانستان عرض اندام کند، طالبان نمی‌خواستند که کشور به دو منطقه شمال و جنوب تقسیم شود که به واسطه آن جنوب کشور از آن طالبان و شمال کشور در اختیار داعش باشد. وی معتقد است که حکومت افغانستان همواره به مسایل به صورت سطحی نگاه می‌کند و همواره با انداختن بار ملامت به دوش پاکستان، از ساختار، استراتژی و پلان اصلی طالبان بی‌خبر مانده است.
تمام این موارد، از جمله مسائلی بود که عامل قدرت گرفتن طالبان در مناطق شمالی کشور شده است. پیش از مرگ «ملاعمر» پیش‌بینی بر این بود که در صورت ادامه روند فوق، اعتماد مردم نسبت به حکومت مرکزی سست شود، مناطق بیشتری از کشور به تصرف طالبان درآید، طالبان موضع بالاتری در مواجهه با دولت در مذاکرات صلح پیدا کنند و در نهایت سهم‌خواهی آنها از ساختار سیاسی کشور افزایش یابد. البته با مرگ ملاعمر شرایط اندکی تفاوت کرده است. در میان این گروه اندک اختلافاتی مشاهده می‌شود که پیش از اعلام مرگ ملاعمر وجود نداشت. در این شرایط اساس مذاکرات صلح از جانب برخی گروه‌های طالبان زیر سؤال است. از این رو باید نشست و دید که چه آینده‌ای در انتظار این کشور ستم‌دیده و این ملت ستم‌کش قرار دارد؟!
http://payam-aftab.com/vdcivrap.t1a5r2bcct.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما