در جهان امروز تواناییهای علمی، یکی از مولفههای بسیار اساسی در استقلال و همچنین میزان قدرت جوامع محسوب می گردد. از سوی دیگر اما، ضعف علمی و وابستگی حکما، علما و دانشمندان و مجامع و محافل علمی کشورهای اسلامی ابتدا عزت و شرافت مسلمانان و سپس منابع و سرمایههای آنان را در برابر مستکبرین سلطهجو به تاراج می گذارد و به این ترتیب زمینهی تسلط و استعمار آن ها را فراهم می سازد. از ترفندهای اساسی کشورهای استعماری و استکباری در طول تاریخ کشتن روحیهی خودباوری و تلقین عدم توانایی انجام امور کشورهای مسلمان بدست ساکنان آنها بوده است. در دوصدهی گذشته این سیاست یا مستقیما توسط خود مستکبرین القاء شده یا توسط حکماء دست نشانده و عمال پیدا و پنهان آنها در بوق و کرنا شده است.
از جمله عواملی که باعث بقاء انقلاب اسلامی ایران و گسترش روزافزون داخلی و بین المللی آن گشته و توانسته آن را به عنوان الگویی در برابر مسلمانان جهان عرضه و مطرح نماید و از این منظر، حیات سیاسی و منافع اقتصادی استکبار جهانی را با چالش اساسی مواجه نماید، تعالی و توسعه علمی وفناوری بوده است که در پرتو اعتقاد عمیق به اصل دقیق علم اندوزی و تسخیر قلل دانش ولو در چین و از ثریا در اسلام راستین و فرمایش نبی عربی امی هاشمی حاصل شده است. ثمرهی این اعتقاد در سه دههی گذشته احیای روحیهی خودباوری و برطرف کردن نیازهای داخلی و تصاحب تخصص و صدور آن در بسیاری از رشتههای راهبردی علی رغم همهی تحریمهای انفعالی ناشی از عصبانیت غرب بوده است (قل موتوا بغیظکم). از جملهی این رشته ها می توان به پزشکی، زیست فناوری، میکروالکترونیک، هوافضا، سلولهای بنیادی، انرژیهای نو، نانوفناوری و... اشاره نمود. براساس گزارش مجلهی معتبر و بین المللی "Nature" که رشد کمی تولیدات علمی کشورها را در تمام دنیا رصد و ارائه می نماید، در سال 2011 ایران با انتشار 17 هزار و 598 مقالهی علمی توانسته است 3/1 درصد انتشارات علمی دنیا را به خود اختصاص داده و رتبهی خیره کنندهی 20 را در میان کشورهای جهان کسب نماید. 
به نظر نگارنده یکی از دلایلی که رهبر جمهوری اسلامی میتواند در پرتو آن؛ شجاعانه، عزتمندانه، حکیمانه و علناً سخن از فاز تهاجمی انقلاب به بیوت عنکبوتی صهیونیزم عنود ایراد نماید؛ شکوفا شدن روحیهی خود باوری و کسب توانمندیهای علمی و فنی در عرصههای مختلف می باشد. پیامد این روحیه، خارج شدن انقلاب از مهجوریت و غربت در بهار عربی و نیز بازشدن دریچهی قلوب مسلمانان سراسرجهان به سمت الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت بوده است.
بنائاً برخلاف برآورده نشدن توقعات در توسعهی زیرساخت ها، آنچه در کشورعزیزما افغانستان کورسویی از امید به آینده را پس از سقوط طالبان در دل مردم شعلهور ساخته، رشد کمی چشمگیر دانشگاههای دولتی و به خصوص خصوصی افغانستان در سالهای اخیر و تغییرات محسوس در آموزش عالی افغانستان بوده که باعث حضور بیشتر جوانان افغان برای تحصیل در مقاطع بالاتر تحصیلی شده است و کارشناسان افغان معتقدند که دانشگاههای خصوصی نیز در افغانستان فرصتی عالی برای جوانان افغان فراهم ساخته است.
حضور تقریباً هم پای دختران افغان در این عرصه نیز امیدها را برای رشد و بالندگی این قشر واپس مانده و هویت بخشی به آنها و نسلهای بعدی فزاینده می سازد. البته متاثر از آموزههای دینی، تحکیم بنیاد خانواده نباید از سوی جامعهی زنان مسلمان داوطلب حضور در فعالیتهای سیاسی-اجتماعی مغفول واقع شود. هم اکنون بنابر آمار وزارت تحصیلات عالی افغانستان از حدود 50 هزار پذیرفته شدهی سالیانهی دانشجویان در دانشگاههای سراسری تقریبا %25 پذیرش را دختران به خود اختصاص می دهند. ادامه این روند و به ویژه، توجه به رشد کیفی آموزش عالی و توسعه مراکز تحقیقاتی، بستر ثبات در جامعه ای که سه دهه جنگ آسیبهای جدی به ساحت علم و دانش آن وارد ساخته را نیز فراهم خواهد ساخت. بدیهی است بومی سازی اساتید و متخصصین و تکریم آنها و جهتدهی اعتبارات بین المللی به امور آموزشی راهبرد اول در این راستا می باشد. سرمایهگذاری روی نسل آیندهساز، شایستهسالاری و لحاظ بدون تبعیض استعدادها و عدم توجه به مقولههای تنشزا از قبیل قبیله گرایی و قومیت سالاری و ایجاد جو سالم رقابت در میان جوانان نیز سهم عمدهای در بازپروری روحیهی مردم، بازتولید ثروت و پیشرفت جامعه خواهد داشت. حفظ فارغالتحصیلان داخل و علیالخصوص نخبگان آنها از راه ایجاد اشتغال برای آنها و فراهم سازی تمهیدات لازم و ترغیب تحصیل کردگان خارج به بازگشت و فعالیت در داخل وطن نیز نباید از نظر دور داشته شود. پر واضح است که وجود رغبت عودت و روحیهی ایثار در میان این گروه از افغانها شرط لازم برای توقع پیاده سازی راهکار قبلی است. انعقاد تفاهمنامههای علمی و ایجاد پلهای ارتباطی با دانشگاهها و مراکز آموزش عالی کشورهای اسلامی و استفاده از تجربهی آنها نیز میتواند به اعلاء و اعتلای آموزش عالی افغانستان و ارتقاء فرهنگ جامعه کمک شایانی نماید.
البته اظهر من الشمس است که عملی سازی مقولههای متقابلا تاثیرگذار فوق فقط درصورت ارادهی اداره کنندگان و سیاست گذاران و همدلی و همراهی اقشار مختلف جامعه به خصوص بزرگان و دانشمندان میسور و مقدور خواهد بود که به فرمایش گهربار پیامبر :
صنفان من أُمّتي إذا صلحا صلحت أُمّتي، وإذا فسدا فسدت أُمّتي: الامراء و العلماء
سیدعلی حسنی
دانشکدهی فنی دانشگاه تهران
این موضوع در بطن خود زیبا بود اما انشا ی جناب آقای دکتر حسنی به زیبای آن افزوده. شخص ایشان یکی از بزرگان عرصه علم بوده، که سرمشق عده کثیری از جوانان در داخل و خارج میباشند. از خداوند منّان برای ایشان توفیق بیشتر و برای دانشمندان مخلص جهان اسلام موفقیت و سرافرازی مسئلت دارم!
گرامی باد سالروز ۸ ثور