آگاهان امور سیاسی نیک میدانند که بیشترین ائتلافها و ا تحادها در چوکات سیاست کشورها و گروههای سیاسی بر مبنای ارزشها و منافع مشترک درون کشوری و درون گروهی صورت میپذیرد. این بدان معناست که گروههای سیاسی کوچک و یا کشورهای متحدالمنافع به منظور تحقق هدف بزرگتری که از عهدهی یک کشور بر نمیآید، باهم متحد میشوند و منافع احتمالی خویش را باهم تقسیم میکنند.
کشورهای ابر قدرت جهان در طول تاریخ منافع خود را در جنگ دیدهاند، به عبارت بهتر معلول جنگ میان اقطاب و گروهها همین منافع ملی و درون کشوری بوده است که برخی از قدرتها برای به کرسی نشاندن آن، دست به اتلافهای سیاسی موقتی میزنند، خواه میان دو کشور باشد یا بیشتر از آن. به همین دلیل است که پس از جنگ سرد میان اقطاب شرق و غرب که بیشترین تلفات مالی و مادی را در پی داشت، کشورهای غرب به منظور جبران این خسارات اعم از مادی، سیاسی و حتی ایدیولوژیکی دست به ائتلاف زدند وسپس به منظور تحقق اهداف این ائتلاف راهکارها و پیش فرضهایی را طرح نمودند تا در گذر زمان و با در نظر داشت جو حاکم آنرا عملی سازند.
از جملهی طرحهای مهم و اساسی ائتلاف غرب و صهیونیزم جهانی یکی هم طرح تجزیهی کشورهایی است که تصور میشود در آینده، افزایش اقتدار سیاسی ایشان منافع این ائتلاف را به مخاطره مواجه سازد. کشورهای اسلامی از جملهی کشورهاییاند که غرب، به ویژه صهیونیزم بینالمللی بیشترین خطر را از این ناحیه احساس میکند و به همین دلیل است که برنارد لوئیس خاور شناس یهودیالاصل انگلیسی خطرناکترین طرح قرن، یعنی تجزیهی جهان اسلام را ریخت.
اکنون عملاً غرب و صهیونیزم بینالمللی پیش زمینههای عملی این طرح را فراهم نمودهاند، چه جدایی شمال کشور سودان از جنوب آن اتفاقی نبوده بلکه جزئی از یک طرح استعماری و صهیونیستی است تا کشورهای اسلامی را به کشورهای مجزا و کوچک تجزیه نماید و زمینهی استیلا و حاکمیت رژیم اشغالگر اسرائیل را درکوتاه مدت بر فلسطین و دردراز مدت بر منطقه فراهم سازد.
برنارد لوئیس طرح تجزیهی کشورهایی چون سودان، عراق، سوریه، لبنان، مصر، ترکیه، ایران، افغانستان، پاکستان و عربستان سعودی را ترسیم نموده، با راهکارهای عملی آن در دست مدیران سیاسی صهیونیزم بینالمللی و امپریالیسم امریکایی داد تا در گذار زمان به طرحهای مذکور جامهی عمل بپوشانند. در این طرح کشور مصر به چهار کشور سینا، تحت نفوذ یهود، کشور مسیحی که پایتخت آن اسکندریه باشد، کشور نوبه، کشور مصر اسلامی تحت اثر اسرائیل. کشورسودان نیز باید به چهار کشور کوچک تقسیم شود که مقدمهی آن جدا شدن بخش شمال آن از بخش جنوب این کشور میباشد. کشور فلسطین باید از نقشه حذف شود و به نقشهی اسرائیل بزرگ وصل گردد.
بنا بر این طرح برخی از اراضی ترکیه باید از آن جدا شده و به قلمرو کردستان محلق گردد و همچنان سوریه باید به چهار کشور ذیل تقسیم شود :
کشور شیعه در سواحل، کشور سنی در حلب، کشور سنی در دمشق و کشور دروزیها در جولان.
و لبنان به کشور سنی در طرابلس، کشور مارونی، کشور علوی دشت بقاع که پایتخت آن بعلبک باشد؛ و کشور عراق به کشورهای شیعه در جنوب بصره و کشور سنی در مرکز عراق در حوالی بغداد.
شبه جزیرهی عربستان و خلیج فارس به کشورهای چون کشور سنی نجد، کشور سنی حجاز، و کشور شیعی احساد که کویت، امارات، قطر، عماو و بحرین را در بر میگیرد.
ایران، پاکستان و افغانستان به کشورهای، کردستان، آذربایجان، ترکستان، عربستان، ایرانستان، بوخوستان، بلوچستان، افغانستان، پاکستان و کشمیر تجزیه خواهد شد.
از این طرح میتوان در یافت که ائتلاف کشورهای غرب و اسرائیل میخواهند هر طور که شده کشورهای اسلامی را به پارچهها تقسیم نمایند تا هر یک از این کشورها با ریشههای ضعیف خویش در تیررس باد قرار گیرد و در برابر طوفان حملات اسرائیل و غرب حیثیت کاهی راداشته باشد که برخی از قسمتهای این طرح در کشورهای عراق، لبنان، ترکیه، فلسطین و افغانستان در حال اجرا است.
محققین و جواسیس ایالات متحدهی امریکا و غرب اکنون در یافتهاند که ترفند طالب سازی و استفادهی ابزاری از آنان دیرینه شده است و اکنون همه میدانند که در رأس این گروهها چه کسانی قرار دارند و از سوی کیها دستور میگیرند حتی برخی از مقامات اینان همچون هیلاری کلینتون بر حقیقت شکل گیری طالبان اعتراف نمودند. از این لحاظ ایجاب مینمود تا ترفندهای جدیدی را روی کار بیاورند و در این مقطع عمدهترین گزینه برای ایشان پیشکش پروسهی صلح با طالبان بود که در تحقق پلان لوئیس ایشان را کمک فراوان مینمود.
بر همین مبنا اینان بدون در نظر داشت حضور دولت افغانستان، با طالبان و گروههای مختلف سیاسی تشنهی قدرت، وارد مذاکره شدند که ایجاد دفتر طالبان در قطر با وجود مخالف بودن دولت افغانستان و دعوت از سران گروههای سیاسی به کشور جرمنی و مذاکرات روی نظام لیبرالیسم در افغانستان، این فرضیه را تقویت میبخشد وگمان میرود که در مرحلهی آغازین برخی از ولایات جنوبی و جنوب شرقی را برای طالبان واگذارند و برخی مناطق شمالی را نیز دراختیار نیروهای شمال بگذارند تا میزان حساسیت مردمان در این مناطق را به بررسی بگیرند و در درازمدت طرح تجزیهی افغانستان را عملی سازند.
اما کشورهای غرب و متحدان ایدئولژیک ایشان فراموش کردهاند که نمیتوان با خرید چند فرد ملتی را سرنگون کرد، ملت افغانستان همواره با وجود مخالفتهای داخلی و مشکلات خانوادگی در برابر بیگانگان یک دست بودهاند. مردم افغانستان رسنی دارند که میتوان از آن به عنوان مرجعیت واحد تامین وحدت و یک پارچه گی یاد آور شد که هر از گاهی مردم این مرز وبوم به آن چنگ میزنند و آن عبارت از قرآن خداست که بر وحدت و یک پارچه گی مسلمانان تاکید میدارد، چنانچه در قران کریم میخوانیم که خالق بزرگ میفرماید: مسلمانان با هم برادرند پس کوشش کنید که میان برادران صلح کنید و در جای دیگری میفرماید به رسن الهی چنگ بزنید و متفرق نشوید.
با در نظر داشت این آیهی متبرک قرآن کریم مسلمانان همواره متحد و یک پارچهاند و هیچ فردی نمیتواند برای ایشان راهکار زندگانی اجتماعی و سیاسی را تعیین نماید چنانچه در نوشتههای قبلی خویش نیز تذکر دادهام شاعر چه زیبا میسراید:
قلب ما از هند و روم و شام نیست
مرزوبوم ما بجز اسلامی نیست
یقین دارم که برادران مسلمان و آگاه ما هیچگاه این اجازه را نمیدهند که خانوادههای شان از هم بپاشد چون کشورها حیثیت خانواده را دارد وبنا بر روایت حدیث شریف دوستی وطن از ایمان است و مردم شریف این کشور همه درگروه دساتیر دینی خویش اند.
خلیل صالح زاده
گرامی باد سالروز ۸ ثور