مجموعه حقوق زن – قسمت ۵ و ۶ (ارث و دیه)/ رستم پیمان

زن مانند مرد دارای حق ارث از اقارب متوفی خود می باشد. ولی مقدار حق ارث زن نسبت به حق ارث مرد کمتر می باشد، و این از خود دلیل و منطق دارد که بعداً بیان خواهند شد.
کد خبر: ۱۷۱۳۰
تاریخ انتشار: ۱۳۹۰/۱۰/۲۸ - ۱۲:۱۵
تعداد بازدید: ۴۰۴

حق میراث
یادداشت:

زن بحیث یک انسان دارای حقوق متعدد است و از طرف دیگر، صحبت کردن از حقوق زن به صورت عام تمام حقوق را در بر می گیرد که یک شخص بحیث یک انسان دارا است. بناً تعداد حقوق که در این مجموعه درج گردیده اند، به هیچ صورت جامع افراد نمی باشند.
از طرف دیگر؛ بحث مفصل پیرامون هر حق زن بسیار گسترده بوده و سیاه کردن چند صفحه در این مجموعه به معنی پوشش کلی حقوق متذکره نمی باشد. بل بحث مختصر است که فقط می توان آنرا یک رویکرد گذرا یاد کرد.
در این مجموعه کوشیده شده است که هر حق با در نظرداشت اصول علمی حقوق تعریف شده و بعداً پیرامون آن از چهار منبع مهم ( قانون، آیات قرآن کریم، احادیث رسول الله و کنوانسنیون های بین المللی) اسناد جمع گردند و در اخیر هم، موضوع مرتبط تحت عنوان «متفرقه» درج گردد.
«مجموعه حقوق زن» در قالب 16 قسمت بدست نشر سپرده خواهد شد. نگارنده از تمام اشخاص که این مجموعه را مطالعه می کنند، صمیمانه خواهشمند است که لطف نموده نظریات شان را پیرامون کمی و کاستی های آن با نگارنده از آدرس های ذیل شریک سازد.
Rustam.paiman@gmail.com
www.rpaiman.blogspot.com
0093-799-810766
------------------------------------------

سوم: حق ارث زن
زن مانند مرد دارای حق ارث از اقارب متوفی خود می باشد. ولی مقدار حق ارث زن نسبت به حق ارث مرد کمتر می باشد، و این از خود دلیل و منطق دارد که بعداً بیان خواهند شد.


تعریف حق ارث زن:
حق ارث زن عبارت از بخش مال موروثه اقارب متوفی زن میباشد که بعد از فوت متوفی باقی مانده و زن مطابق به احکام شریعت و یا قانون مستحق آن پنداشته می شود. در مال مورورثه امکان دارد که اشخاص متعدد مستحق باشد که یکی از این اشخاص عبارت از زن می باشد.


مبنی حق ارث زن:
الف) آیت: بر علاوه که زن به حیث یک زوجه از مال زوج میراث می برد، به حیث یک اولاد هم از اموال موروثۀ والدین میراث میبرد. بناً دختران از اموال پدر و مادر میراث برده که در این مورد خداوند(ج) می فرماید: " لِّلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِّمَّا تَرَك الْوَلِدَانِ وَ الاَقْرَبُونَ وَ لِلنِّساءِ نَصِيبٌ مِّمَّا تَرَك الْوَلِدَانِ وَ الاَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثرَ نَصِيباً مَّفْرُوضاً" (1)؛  ترجمه: "براى فرزندان پسر, سهمى از ترکه والدین و خویشان است و براى فرزندان دختر نیز سهمى از ترکه والدین وخویشان, چه مال اندک باشد یا بسیار, نصیب هر کس از آن معین گردیده.". البته در صورت که والدین دارای دختر و پسر باشد، حق موروثۀ هر پسر دو چند حق موروثۀ هر دختر می باشد. اما اگر والدین دارای پسر نباشد تمام اموال موروثه بین دختر ها به صورت  مساویانه تقسیم می گردد.
هم چنان والدین از اموال اولاد ارث می برند. بناً مادر مانند پدر از اموال موروثۀ پسر و یا دختر میراث برده که در این مورد حق موروثۀ مادر مساوی به حق موروثۀ پدر می باشد یعنی پدر و مادر از از اولاد شان به صورت مساویانه میراث می برند. چنانچه خداوند در آیه یازدهم سورۀ النساء می فرماید: "لِكلِّ وَحِدٍ مِّنهُمَا السدُس"؛ ترجمه: "و فرض هر یک از پدر ومادر, یک ششم ترکه است."
ب) حدیث: حدیثی از رسول الله(ص) روایت شده است: "شش صفت را برای من تعهد کنید تا بهشت را برای شما تعهد کنم , هنگام تقسیم ارث به یکدیگر ستم نکنید , با مردم به انصاف رفتار کنید و هنگام جنگ با دشمن ترسان نباشید و در غنائم خیانت نکنید و ظالم را از مظلوم دفع کنید." (2). در حدیث فوق، یکی از صفات که پیامبر در قبال آن تعهد جنت را می کند عبارت از تقسیم ارث است. و در آیه فوق هم دیدیم که برعلاوۀ مرد، زن نیز ارث می برد و باید که در زمان تقسیم ارث حق ارث زن نیز در نظر گرفته شود. و اگر شخص ز ن را  از مال موروثه که مطابق به قانون و شریعت حقوق حقه اش می باشد، محروم کند. از تعهد پیامبر مبنی بر تعهد جنت بی فیض خواهد ماند.
ج) قانون: شاید ارث بردن زوجه از مال زوج متوفی در جامعه افغانستان یک امر نادر باشد و یا حتی که بعضی از اشخاص مخالف این امر باشد. در حالیکه مطابق به احکام شریعت اسلامی و قوانین افغانستان، زوجه مستحق یک بخش مال مَوروثۀ زوج متوفی خود می گردد. که البته این حق در همه حالات یکسان نیست بل تابع اوضاع است.
1- اگر زوج فوت نماید و از زوج اولاد باقی نماند، زوجه مستحق یک بر چهارم حصه مال موروثۀ زوج می باشد.
مثلاً: اگر از زوج 1000 افغانی میراث باقی بماند و زوج کدام اولاد نداشته باشد، حق میراث زوجه یک بر جهار حصه این پول یعنی 250 افغانی می باشد.
2- اگر زوج وفات نماید و از زوج اولاد باقی بماند، زوجه مستحق یک بر هشتم حصه مال موروثۀ زوج می باشد.
مثلاً اگر از زوج 1000 افغانی میراث باقی بماند و زوج دارای اولاد باشد، حق موروثۀ زوجه یک بر هشتم حصه این پول یعنی 125 افغانی میباشد.
چنانچه زوجه از مال زوج میراث می برد، زوج هم از مال موروثۀ زوجه میراث می برد. میراث بردن زوج از مال زوجه متوفی اش نیز در تمام موارد یکسان نیست بل مانند میراث بردن زوجه از مال زوج، تابع اوضاع می باشد
1- اگر زوجه وفات نماید و از زوجه اولاد باقی نماند، زوج مستحق یک دوم حصه مال مورورثۀ زوجه می باشد.
مثلاً : اگر از زوجه 1000 اقغانی میراث باقی بماند و زوجه کدام اولاد نداشته باشد، حق میراث زوجه یک بر دوم حصه این پول یعنی 5000 افغانی می باشد.
اگر  زوجه وفات نماید و از زوجه اولاد باقی بماند، زوج مستحق یک بر چهارم حصل مال موروثۀ زوجه می باشد.
مثلاً: اگر از زوجه 1000 افغانی باقی بماند و زوجه دارای اولاد باشد، حق میراث زوج یک بر چهارم حصه این پول یعنی 250 افغانی می باشد.
در موارد فوق می بینم که در هردو حالت حق میراث مرد دو برابر حق میراث زن است، که این امر از خود دلیل و منطق دارد. و یکی از عمده ترین دلایل آن، این است که در نظام حقوقی اسلام، مسؤلیت تهیه نفقه بدوش مرد است و زن در این باب هیچ کدام مسؤلیت ندارد و باید که مرد در این چنین موارد از حصۀ بزرگتر نسبت به زن برخوردار باشد تا بی تواند که نفقۀ خانواده را خوبتر تهیه نماید. 
و مطابق به حکم مادۀ سی و سوم قانون منع خشونت علیه زن، اگر شخصی زنی را که مستحق میراث بوده،  از تصرف در مال موروثه منع نماید،  مرتکب جرم شده و به جزای حبس قصیر  که از یک ماه کمتر نباشد (از دوازده  ماه بیشتر نباشد) محکوم می گردد. و مطابق به مادۀ سی و هشتم این قانون، اگر شخص زن را به هدف محرومیت از ارث، نفی قرابت نماید یعنی قرابت او را با شخص که از او میراث باقی مانده است نفی نماید، حسب احول به حبس قصیری که از شش ماه بیشتر نباشد، محکوم می گردد.
د) کنوانسنیون های بین المللی: در مادۀ ششم اعلامیه حقو ق بشر اسلامی  بر تساوی حقوق و تکالیف، زن و مرد تأکید شده است. ودر  قبال تمام وظایف زن حقوقی به رسمیت شناخته است. هم چنان در این ماده ذکر گردیده، که زن دارای حق استقلال مالی، نام و نسب خویش می باشد.
اعلامیۀ جهانی حقوق بشر نیز بر تساوی زن و مرد تأکید داشته است.(3) و هم چنان مطابق به مادۀ ششم این اعلامیه، همه حق دارد که حقوق شان از حمایت قانون برخوردار گردند.


متفرقه (حق ارث زن بحیث دختر، مادر و خواهر):
1- حق ميراث دختر: زن به عنوان یک دختر نیز از مال موروثۀ والدین ارث می برد که چرایی و چگونی این حق در کلام خداوند که ذیلاً نقل میگردد، نهفته است.
ترجمه :" خداوند متعال به شما درمورد اولاد حکم مي نمايد که هرگاه مرد باشد دوحصه نسبت به زن اخذ نمايد وهرگاه زنان ازدونفربيشتر باشند حق آنها دوثلث ازمتروکه واگريک دختر باشد نصف متروکه راخذ نمايد."
2- حق ميراث خواهر: زن به عنوان یک خواهر هم میتواند که از اموال موروثۀ برادر و یا خواهر ارث ببرد. که دلیل، منطق و مقدار آن در آیت ذیل بیان گردیده است
ترجمه:" هرگاه مردي بميرد که مادر،پدرواولاد نداشته باشد يا زن بميردکه برادر، خواهر ازوي باقي بماند دراين حال حق هريک ازانها 6/1مال متروکه مي باشد وهرگاه ازاين زياد باشد تمام انها درثلث شريک مي باشند."
3-  حق ميراث مادر: چنانچه زن می تواند بحیث یک زوج، خواهر و یا دختر ارث ببرد، بحیث یک مادر هم از می تواند، از اموال موروثۀ اولاد ارث ببرد که مبنی آن در این آیت ذکر گردیده است.
ترجمه:" هرگاه ميت اولاد داشته باشد هريک ازپدرومادرمستحق ششم حصه،متروکه مي باشد در صورتيکه تنها پدر و مادر باقي مانده باشد، مادر مستحق سوم حصه، متروکه مي باشد."

 


چهارم: حق دیه (خونبها) زن
جامعه بشری عاری از جرایم نبوده، نیست و نخواهد بود. گاهی جرایم فقد در بین یک جنس محدود نشده، بل در بعضی موارد امکان دارد که یک یک زن توسط یک مرد به قتل برسد و یا برعکس. البته مطابق به فقه احناف، دیه زن و مرد برابر بوده، مرد در مقابل زن و زن هم در مقابل مرد قصاص می شود. ولی مطابق به فقه جعفری اثنا عشریه، دیه مرد و زن برابر نبوده بل دیه مرد دو چند دیه زن می باشد و به همین دلیل هم، زن در مقابل مرد قصاص نمی شود. هر دو دیدگاه فقهی از خود دلایل دارد که خارج از موضوع مورد بحث بوده و از بحث در این مورد صرف نظر می کنیم.


تعریف حق دیه زن:
حق دیه و یا خونبها عبارت ازمال می باشد که در عوض حق قصاص اولیای دم زن، از طرف قاتل بر آنها پرداخته می شود.


مبنی حق دیه زن:
 الف) آیت: از نگاه جمهور فقه ها، حق دیه زن و مرد مساوی است. و زن در مقابل مرد و مرد در مقابل زن قصاص می شوند، به این معنا که اگر مرد توسط زن به قتل برسد و شرایط قصاص تکمیل گردد، زن در مقابل مرد قصاص می شود و یا اگر یک زن توسط مرد به قتل برسد و شرایط قصاص تکمیل گردد، زن در مقابل مرد قصاص می شود. و در حالت فوق اگر صاحب الدم از حق قصاص گذشت نماید و قاتل را قصاص نکند، خون بهای مرد و زن مسای اند. دلیل آنهم  کلام الله است و خداوند (ج) بار بار در قرآن کریم بر مساوی بودن زن و مرد اشاره داشته است. خداوند (ج) در مورد می فر ماید:" يَأَيهَا النَّاس اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِى خَلَقَكم مِّن نَّفْسٍ وَحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنهَا زَوْجَهَا وَ بَث مِنهُمَا رِجَالاً كَثِيراً وَ نِساء "(1)؛  ترجمه: "اى مردم از پروردگارتان بپرهيزيد. همان کسى‏که همه شما را از يک انسان آفريد و همسر وى را از جنس او خلق کرد و از آن دو، مردان و زنان فراوانى منتشر ساخت."
مقدار دیه در قرآن کریم معین نشده است، و فقط در آیه ۹۲ سوره نساء در مورد دیه صحبت ‏شده است: "وَ مَا كانَ لِمُؤْمِنٍ أَن يَقْتُلَ مُؤْمِناً إِلا خَطئاً وَ مَن قَتَلَ مُؤْمِناً خَطئاً فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُّؤْمِنَةٍ وَ دِيَةٌ مُّسلَّمَةٌ إِلى أَهْلِهِ إِلا أَن يَصدَّقُوا فَإِن كانَ مِن قَوْمٍ عَدُوٍّ لَّكُمْ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُّؤْمِنَةٍ وَ إِن كانَ مِن قَوْمِ بَيْنَكمْ وَ بَيْنَهُم مِّيثَقٌ فَدِيَةٌ مُّسلَّمَةٌ إِلى أَهْلِهِ وَ تحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُّؤْمِنَةٍ فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ شهْرَيْنِ مُتَتَابِعَينِ تَوْبَةً مِّنَ اللَّهِ وَ كانَ اللَّهُ عَلِيماً حَكيماً."؛ ترجمه: "براى هيچ فرد با ايمانى مجاز نيست كه فرد با ايمانى را به قتل برساند، مگر اينكه اين كار از روى خطا و اشتباه از او سر زند و كسى كه فرد با ايمانى را از روى خطا به قتل برساند بايد يك برده آزاد كند و خونبهائى به كسان او بپردازد مگر اينكه آنها خونبها را ببخشند - و اگر مقتول از جمعيتى باشد كه دشمنان شما هستند  ولى مقتول با ايمان بوده بايد  يك برده آزاد كند و اگر از جمعيتى باشد كه ميان شما و آنها پيمانى برقرار است بايد خونبهاى او را به كسان او بپردازد و يك برده آزاد كند، و آن كس كه دسترسى ندارد دو ماه پى در پى روزه مى گيرد - اين توبه الهى است و خداوند دانا و حكيم است" در این آیه از قرآن مقرر شده است که اگر فرد مسلمانی یا کسی که با مسلمین پیمان دارد از روی خطا و غیر عمد به قتل رسید به غیر از کفاره که آزاد کردن برده است ‏باید دیه‏ای به خانواده مقتول پرداخت‏شود. در شأن نزول آیه را هم عموم مفسرین گفته‏اند که، این آیه  در مورد مردی است که شخص مسلمان‏شده‏ای را به خیال اینکه همچنان کافر است‏به قتل رسانده و بعد که خبر به پیامبر(ص) رسید، پیامبر(ص) ناراحت‏شدند و آیه نازل شد که باید دیه پرداخت گردد. (2)در این آیه از قرآن کریم که از دیه نام برده شده فقط دیه نفس یعنی دیه مربوط به کشتن انسان به صورت خطا ذکر شده است. و گرنه در این آیه نه میزان دیه تعیین شده و نه صریحا تفاوت بین زن و مرد از لحاظ مقدار دیه ذکر شده است، البته لفظ به کار رفته در مورد مقتول به صورت مذکر " وَ مَن قَتَلَ مُؤْمِناً " آمده و شأن نزول آیه هم در موردی است که کسی مردی را به قتل رسانده بود ولی پیداست این نوع بیان نمی‏تواند دلیل بر آن باشد که عنایت قرآن فقط به مرد بوده و زنان را از حکم خارج کرده است. در اینگونه خطابات اگر لفظ مذکر هم به کار رفته باشد منظور فقط جنس مذکر نیست و مذکر و مؤنث را شامل می‏شود مگر اینکه قرینه خاصی دلالت ‏بر این اختصاص نماید. و با توجه به آن معین گردد، که این خطاب به مرد اختصاص دارد.
ب) حدیث:  در مورد مقدار دیه حدیث از ابن علیه و ابوبکر اصم نقل شده است  که پیامبر فرمود :"دیه زن مثل دیه مرد است"; و در این حدیث پیامبر(ص) به طور مطلق فرمود ه است دیه نفس مؤمن صد شتر است (3). البته تفاوت بین دیه زن و مرد قائیل نشده است.
ج) قانون: حق دیت از جمله موارد است که قبلاً توسط شریعت اسلامی معین شده و قانون در آن حق دخالت در آن را ندارد. اما اگر شرایط قصاص تکمیل نگردد، قانون دان می تواند که مرتکب  قتل نفس را تعزیراً مجازات نماید که در این مورد در بحث حق حیات بیشترتر خواهیم پرداخت.
د) کنوانسنیون های بین الملل: مواد متعدد در اعلامیۀ حقوق بشر اسلامی در مورد حرمت حق حیات انسان ذکر گردیده است و در تمام مواد، حق حیات یک موهبت الهی و حق غیر قابل لغو بدون مجوز قانونی ذکر گردیده است. دول عاقد این اعلامیه مکلف اند که تمام حقوق انسان ها را خصوصاً حق حیات آنها را مورد حمایت قرار دهد.


متفرقه (دیه عضو):
در کنار دیه نفس که فوقاً تقدیم گردید، در اسلام دیه عضو هم مطرح میباشد. به این معنا که اگر شخصی عضو از بدن شخص دیگر را صدمه برساند، نیز قابل مجازات می باشد چنانچه خداوند (ج) فرموده است: "...أَنَّ النَّفْس بِالنَّفْسِ وَ الْعَينَ بِالْعَينِ وَ الاَنف بِالاَنفِ وَ الاُذُنَ بِالاُذُنِ وَ السنَّ بِالسنِّ وَ الْجُرُوحَ قِصاصٌ..."(4) ؛ ترچمه: " … نفس را در مقابل نفس قصاص کنید و چشم را به مقابل چشم, و بینى را به بینى, و گوش را به گوش, و دندان را به دندان ,و هر زخمى را قصاص خواهد بود..." با قیاس به مساوات حق دیت نفس مرد وزن، میتوانیم که به عرض رسانیم: دحق دیت عضو بدن زن و مرد نیز مساوی میباشد.

 

مؤخذ قسمت پنجم:
1. سوره النساء، آیه 7.
2. نهج الفصاحه ، ح 322.
3. مادۀ اول اعلامیه جهانی حقوق بشر.

مؤخذ قسمت ششم:
1. سوره النساء آیه 1.
2. محمد حسین طباطبایی ، تفسیر  المیزان، جلد ۵، ص ۴۱: نقل شده حارث بن یزید، عیاش ابن ابی رببعه را که مسلمان شده بود، شکنجه و آزار داده بود، بعدها حارث مسلمان شده و به سوی پیامبر(ص) هجرت می‏کرد که در محلی عیاش او را دید و با این پندار که همچنان کافر است او را به قتل رساند سپس نزد پیامبر(ص) آمد و جریان را نقل کرد که آیه فوق نازل شد.
3. ابن قدامه، المغنی، جلد۷، ص‏۷۹۷.
4. سورۀ مائده آیه 42.


مؤخذ کلی «مجموعه حقوق زن»:
1- قرآن کریم؛
2- احادیث نبوی؛
3- عبدالقادر عدالت خواه. حقوق فامیل: کابل: انتشارات میوند، 1387؛
4- پوهاند عبدالعزیز. احکام میراث از نگاه فقه و قانون، کابل: ادارۀ علمی نشراتی التقوی، 1421 ق؛
5- حسین وارث آدم. داکتر علی شریعتی، تهران: بنیاد فرهنگی شریعتی، 1385؛
6- مکارم شیرازی. تفسیر نمونه، قم: سمت، 1382؛
7- قانون مدنی افغانستان؛
8-  قانون جزای افغانستان؛
9-  قانون اصول محاکمات مدنی افغانستان؛
10- قانون کار افغانستان؛
11- قانون منع خشونت علیه زن افغانستان؛
12- وبسایت وزارت عدلیه افغانستان؛
13- وبسایت وزارت امور زنان افغانستان؛
14- وبسایت کمیسون مستقل حقوق بشر افغانستان؛
15- وبسایت تحقیقاتی حوزه؛
16- وبسایت پزوهش؛
17- وبسایت باشگاه؛
18- منشور سازمان ملل متحد؛
19- اعلامیه جهانی حقوق بشر؛
20- اعلامیه حقوق بشر اسلامی؛


تتبع و نگارش: رستم پیمان

نام و نام خانوادگی :
آدرس پست الکترونیک :
متن نظر :

گرامی باد سالروز ۸ ثور

طراحی و تولیدwebsource.ir