ز بس ز گردش این روزگار دلگیرم
چو سالی میگذرد عمر، جشن میگیرم
چنان ز لرزش دیوار عمر افتادم
شکست قابم و پا مال گشته تصویرم
ز شهپر تن ما ساخت تیر خود صیاد
از آن سبب من بیچاره بسته در تیرم
دلم به سینه زند بانگ نوجوانی را
تنم به طعنه نشان میدهد که من پیرم
توان رفتن من نیست گر به خانه یار
ز بار سلسله فقر پا به زنجیرم
نیم ملامت گردون؛ مکن قضاوت بد
به چشم عقل بخوان صفحههای تقدیرم
نذیر ظفر
ایندیانا – 8 جنوری 2012
گرامی باد سالروز ۸ ثور