برخیز که هنگامهی ماتم برپاست
گویی که بپا قیامتی کرببلاست
چون باز دمد ماه محرم هر سال
از پار فزون تجسمِ عاشوراست
---------------------
سرم هوای سرِ کوی کربلا دارد
محرم آمد و عالم همه عزا دارد
جهان ز غصه و غم شورِ کربلا دارد
محرم آمد و آتش به انس و جان افکند
چه شعلهها که بدلهای زارِ ما دارد
دوباره از افقِ غم کشیده سر این ماه
چه نینواست که هر کس چو نی نوا دارد
چه ماتم است که مردم همه سیهپوشند
چه محشر است که لاله ز خون قبا دارد
چرا نمیکند امروز آفتاب طلوع
رخ نهان شده در ابر غصهها دارد
چه بود مصلحتی این قیام در عالم
که روزگار ز خون طرح این بنا دارد
فتد خروش نه تنها به کاروان زمین
به چرخ ناله محرم از این درا دارد
ز بسکه شور در افکنده روز عاشورا
قیامتی ز قیامِ حسین بپا دارد
عزا عزای حسین است و ماه ماهِ حرام
مگو مگو که جهان ماتم از کجا دارد
نشان فخر شهیدان و داغِ ننگ یزید
به یادگار محرم ز قرنها دارد
به فرش سوگ نه تنها نشسته این امت
مصیبتست که پیغمبرِ خدا دارد
برابر است نه بر قصههای غصهی آن
فلک به دفتر غم هر چه ماجرا دارد
چنان تپیده به خون قلب عاشقان حسین
که جای اشک رود خون ز دیده جا دارد
به اشک و آه مکن اکتفا، محبّ حسین
ز توتیای عمل دیده را ضیا دارد
کسی به سر حد آزادگی رسد چو حسین
که دل ز بند فرومایگی رها دارد
ثمر دهد به خدا باغِ اجر او به دو کون
هر آنکه حق امام مبین ادا دارد
رسد به قلهی ایثار و عدل و آزادی
کسی که همچو امامی و پیشوا دارد
نماز حریت و عشق را اقامه کند
بر این امامِ هدا هر که اقتدا دارد
به عهدِ خویش وفا کرد و جان به جانان داد
کی جز حسین به عهد این چنین وفا دارد
دلم به عشق حسینِ علی تپد زرگر
سرم هوای سرِ کوی کربلا دارد
علیاحمد زرگر زرگرپور
گرامی باد سالروز ۸ ثور