تصوير لوگوي انجمن به زودي در صفحه درج خواهد شد و اين تصوير براي عكسدار بودن مطلب در سايت درج شده است
انجمن فرهنگی ناظم هروی نخست در ماه سنبلهي 1352 خورشیدی تحت انجمن دوستداران سخن در ولایت هرات تأسیس شد. بعد از کودتای هفتم ثور 1357 و دراز دامنی جنگ بیشترینهي اعضای آن مجبور به ترک وطن شده و به کشور ایران مهاجرت کردند. در شهر مشهد دوباره اعضای پیشین و تازه در کانون انجمن شعرای مهاجر به فعالیت آغاز کردند. در سال 1372 مرکزیت انجمن شعرای مهاجر به شهر هرویوای باستان انتقال یافت و پس از دراز ایامی به انجمن ادبی ناظم هروی تغییر نام پیدا کرد و به طور رسمی در افغانستان برآمد نمود.
در بهار سال 1390 خورشیدی به سبب نیازهای گسترده به کارهای فرهنگی در دوران بحران هویت در میهن طرح گشایش ظرفیتها در انجمن فرهنگی ناظم هروی به میان آمد؛ واژهي فرهنگی پر فراخناتر از اصطلاح ادبی به نظر آمد. مرامنامه و اساسنامهي جدید انجمن که توسط رسول پويان تهیه و تدوین شده بود، در مجلس عمومی مشوره و تفاهم به خوانش گرفته شد. در این مجلس بیشتر شاعران، قلمبه دستان و فرهنگیان هرات شرکت داشتند.
روی نکات اساسنامه و برنامه، در مجلس مزبور بحث و تبادل افکار گردید. یکی از اهداف مهم ما در این مرحله گشایش تأسیس انتشارات انجمن بود.
طرح گشایش ظرفیتها در انجمن فرهنگی ناظم هروی
با تحلیل و بررسی اوضاع عمومی در مييابیم که جنگ و بحران هستیسوز وطن به سبب شاخ به شاخ شدن قدرتهای جهانی و منطقوی بر سر منابع انرژی منطقۀ ما به درازا کشیده است. این زورآزمایی آشکار و پنهان جهانی که مرکز ثقل آن در افغانستان قرار گرفته، همسایههاي ما را به طمع خام انداخته است. فشارهای طاقتفرسای وارده شیرازۀ سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی کشور ما را بسی سست و پاشان کرده است. برای دفاع از موجودیت تاریخی، فرهنگی و تمدنی خود ضرورت به جنبش پرفراخنای فرهنگی و تمدنی میداشته باشیم که از تاریخ چند هزار سالۀ میهن مایه ميگیرد.
در طرح گشایش ظرفیتها در انجمن فرهنگی ناظم هروی این دورنمای اساسی و این استراتیژی بنیادین روشن شده است. اگر زورمندان و زرپرستان بی خبر از ریشههاي اصلی تاریخ، فرهنگ و مدنیت این سرزمین سرگرم مبارزۀ بی نتیجۀ قدرت، حیف و میل دارایی عامه، فساد تباه کنند و پاره پارهسازی قلب میهناند، بیایید ما و شما به همت دانش و قلم رایت فرهنگ و مدنیت این آب و خاک را برافرازیم و عاشقانه در این راه فداکاری کنیم. ما اعضای انجمن فرهنگی ناظم هروی دست همکاری و همیاری به تمام قلم بدستان، شاعران، هنرمندان، عالمان، فرهنگیان و دیگر همو طنان دلسوز داخل و خارج دراز مينماییم و همکاری و همدلی همگان را تمنا داریم. در اینجا یادآوری و مرام فشردۀ انجمن را ميخوانید.
یادآوری:
وطنگاه ما که روزگاری آریانا، زمانی خراسان و اکنون افغانستانش گویند، ریشه در ژرفنای تاریخ و تمدن آدمیزادگان دارد. فرهنگ و مدنیت اوستایی، یونانی، هندی و خراسانی در این مرز و بوم شکل و شکوفندگی داشته و براساس آن امپراتوریهای بزرگی شیرازهبندی شده است. این فرهنگ پردرازنای تاریخی از تمدنهای پرآوازه خاور و باختر تغذیه نموده و به طور استادانه شخصیت حقیقی و مستقل خود را پرورانیده است.
درخت تنومند فرهنگ و مدنیت تاریخی ما در دورۀ اسلامی بار دیگر در پروتو آئین اسلام شکوفه باران شد و در شکلدهی و حیاتمندی تمدن اسلامی نقش اساسی ایفا کرد که مدنیت خراسان کبیر محصول بارز آن بود. بر مبنای فرهنگ و تمدن خراسانی دولتهای قدرتمند و امپراتوریهای پهناوری در سرزمین ما ایجاد شد که ميتوان به دول طاهری، صفاری، سامانی، غزنوی، غوری و تیموری اشارت نمود.
پس از فروپاشی امپراتوری تیموریان هرات، قلمرو مشترک و وسیع خراسان زمین در میان دولتهای نو بنیاد تجزیه و تقسیم شد و فرهنگ و مدنیت خراسان دچار رکود، انحطاط و میرندگی گردید. در این جریان افغانستان بیش از همه از ریشههاي اصلی خود دور و در آتش عصبیتهای گوناگون سوزید؛ خطهای که روزگاری مرکز اصلی و قلب تپندۀ مدنیت خراسان بزرگ نامیده ميشد.
در سدههاي اخیر کشور ما را بسان گندم در زیر سنگهای گران آسیای رقابتهای کشندۀ مذهبی، قومی و قبایلی، خانه جنگیهای تباه کننده، فرهنگزدایی و تاریخکشی آرد کردند و گرد آنرا بر گورستانهای خاموش و فراموش شدۀ فرهنگ و مدنیت اجدادی ما پاشیدند، که دورۀ خونین جنگهای درازدامن و بحران فراگیر کشور نتیجۀ واقعی آن است.
افغانستان کنونی به کودک نوسالی ميماند که از مادر و پدر حقیقی خود دور افتاده و به طور فطری در برابر لالاییهاي بیگانه تندخویی ميکند و احساس نیاز شدید به مادر تاریخی و پدر فرهنگی و تمدنی خویشتن در عصر علم، تکنولوژی، ارتباطات و پیشرفتهای شگفتآور بشری مينماید؛ تا شاید با شناخت، گزینش و بازیافت مجدد این مربیان مهربان بتواند در مسیر غبار کمرنگ شدۀ کاروان ترقی و پیشرفت امروزین چندگامی بردارد و خرابیهاي ناشی از جنگهای هستی سوز و بلاهای وارده را با دیدگان باز، آگاهی زلال، عقل سالم و تلاش شبانهروزی بازسازی و نوسازی کند.
احیای مجدد وطن و ساختن کشوری آزاد و آباد بدون کار درازمدت، عمیق و خستگی ناپذیر فرهنگی و مدنیتی هرگز امکان پذیر شده نميتواند. برای پیدا نمودن ریشههاي اصلی خود و یافتن توان و استعداد بهرهوری از ارزشهای خوب و گزیدۀ تمدن نوین جهان مدرن نخست از همه ميبایست جامعۀ فقیر، عقب مانده و تشنه کام افغانستان را به سرچشمههاي حقیقی تاریخ و مدنیت این مرز و بوم رهنمايی و دامنه مطالعه و پژوهش را در این عرصه گاه پهناور بگسترانیم؛ زیرا با داشتن هویت تاریخی، فرهنگی و مدنیتی ميتوان در کنار ملل دیگر اظهار وجود کرد و در عرصه گاه گسترده، پرکشاکش و پیچیدۀ دادوستد رایج و روابط منطقوی و بینالمللی حاضر شد.
در وطن ویران شدۀ ما دستان مخرب بسیاری در کار است؛ هنوز انگشتان ناپاک از ماشۀ تفنگ دور نشده و هوای قدرت و زراندوزی، شیوع فساد، ارتشاء و حیف و میل دارایی عامه دلهای لطیف و مهربان زیادی را پر از کینه و انتقام ساخته و خالی از عشق و دوستی به مردم و زادگاه کرده است؛ وظیفۀ منورین، پژوهشگران راستین و فرهنگیان دلسوز کشور از جمله هراتیان بسیار سنگین و سرنوشت ساز گردیده و زمان رسالت بس بزرگی را بردوش قلم و قلم بدستان نهاده است.
انجمن فرهنگی ناظم هروی که میراثدار واقعی انجمن دوستداران سخن و انجمن شعرای مهاجر افغانستان است، با درک رسالت انسانی، ملی و فرهنگی بر آن شده تا بیاری سایر فرهنگیان، پژوهشگران، شاعران و خامه بدستان کشور خاصه هراتیان فعالیتهای خود را مطابق به نیازهای زمان در جامعه توسعه بخشد و با طرح گشایش ظرفیتها به میدان آید. از فرهنگیان، روشنفکران، شاعران، هنرمندان، قلم بدستان، کارشناسان و همه مردم وطن خاصه هراتیان تمنا داریم تا در این امر خطیر ما را تنها نگذارند.
مرام ما
1- مطالعه و تحقیقات پیوسته در فرهنگ و تمدن ریشهدار میهن جهت شناخت و دریافت هویت تاریخی، فرهنگی و ملی.
2- پژوهش ژرف در فرهنگ و آداب اقوام و ملیتهای ساکن کشور به ویژه هرات به منظور شناخت، پرورش، شیرازهبندی و غنامندی فرهنگ ملی و معیاری وطن.
3- حفاظت و نگهداری از گنجینههاي پربار زبان و ادب دری (فارسی).
4- تلاش در زمینۀ ایجاد همکاری متقابل محققان، هنرمندان و فرهنگیان در راه اعتلای فرهنگ و مدنیت افغانستان.
5- مطالعه و تحقیق در نظامهای آموزشی جهان به خاطر اصلاح و بالندگی نظام تعلیم و تربیۀ مملکت.
6- کوشش در راه رشد استعدادها و یاری به جوانان و نوجوانان وطن به منظور فراگیری ادب، فرهنگ، هنر، تکنولوژی، صنایع اصیل تاریخی و معماری عنعنوی.
7- نگاه ژرف به ریشههاي مشکلات زنان در کشور جهت گسترش فرهنگ مساوات و تعادل در بین جامعۀ زنانه و مردانه.
8- یاد و بزرگداشت پیشینیان و معاصران فرهنگ و ادب میهن.
9- تشکیل و برگزاری محافل، گنگرهها و نمایشگاههای فرهنگی و هنری.
10- جستجوی منابع کمک به فرهنگیان جامعه و دفاع از حقوق مادی و معنوی آنان.
11- تأسیس انتشارات ناظم هروی و جستجوی منابع و امکانات چاپ و نشر مجلات، کتب و دیگر آثار قلمی، هنری و ارائه فرآوردههاي تزئینی و مستظرفه اعم از داشتههاي معاصران و گذشتگان.
12- تلاش در راه رشد، توسعه و تأمین زمینههاي آزادگی، خودسازی و پرورش روحیۀ علمی و انتقادی، نقد و تحلیل و تحمل و درک همدیگر در همه ابعاد فرهنگی، هنری و اجتماعی.
13- ایجاد روابط فعال با مراکز پژوهشی، فرهنگی و هنری منطقه و جهان به ویژه همسایگان.
14- بیان فواید و اضرار اخذ و تحصیل ارزشهای گزیدۀ تمدن نوین جهانی و ملل دیگر و دفاع از ارزشهای فرهنگ و تمدن خودی در مقابل تهاجم منفی فرهنگ استعماری.
رسول پویان عضو هیئت رئیسۀ انجمن فرهنگی ناظم هروی
20 سرطان 1390 مطابق به 11 ژوئیۀ 2011
محترم جناب أقاي پويان سلامم رابپذیرید همچنین احتراماتم رامحضر حضرت استاد فدا ئ آقای شکوهی آقای رستمی آقای حکیمی آقای رحما نی وتمام اعضای محترم انجمن تقدیم دارید.موفقیت جناب شما واعضای انجمن را خواهانم .ایکاش درمرام نامه ونبشته بالا نام هرات وهرا تی رانمبردید چیزی که عیان است چه حاجت ببیان است امید که انجمن گامِ فراترازهرات وهراتی بردارد.اگر ممکن است اسامی اعضای محترم انجمن را همرای ایمیل من بفرستید ممنون خواهم شد.ناگفته نماند نبشته بالا قابل تحسین است دست شما درد نکند.زیاده جهان بکام تان. علی احمد زرگر زرگرپور
گرامی باد سالروز ۸ ثور