خدمات کانون
کانون طی سالهای پس از تأسیس خویش در زمینه گسترش فرهنگ و رشد استعدادها خدمات ذیل را انجام داده است که به طور فشرده ارائه میگردد.
تشکل روشنفکران به ویژه فرهنگیان و زمینه سازی برای آفرینشهاي ادبی _ هنری و انکشاف ارزشهای فرهنگی از طریق راه اندازی کانکورهاي ادبی که در آن محققان، شاعران، نویسندگان و هنر مندان اشتراک داشته اند.
تأسیس کتابخانه وسیع که در خدمت مردم به ویژه استادان و محصلان دانشگاه ها، پژوهشگران، شاعران و نویسندگان قرار داشته است.
ایجاد کتابفروشی و نمایشگاه بزرگ کتاب که کتابهای مورد نیاز مردم را به قیمت نازل در اختیار آنان قرار میدهد.
چاپ آثار نویسندگان، شاعران، محققان به هزینه کانون.
نشر مقالات و آثار ادبی محققان و پژوهشگران در فصلنامه حجت و بازتاب سیمنارهای فرهنگی کشور و احوال و آثار آنان در نشریه مذکور.
معرفی فرهنگ پر غنای کشور از ورای تحلیل و تحقیق در آثار و افکار علما و دانشمندان پیشینه و معاصر افغانستان.
تأمین روابط با کانونهاي فرهنگی کشورهاي مختلف جهان و جلب توجه آنا به میراثهاي فرهنگی افغانستان که هنگام نفوذ طالبان معروض به خطر بوده است.
مروری بر پس منظر تأسیس کانون
قرن بیستم بمثابه آغاز نهضت روشنفکری در افغانستان است. در آن آوان، برخی از روشنفکران تحول طلب و آزادیخواه که از سیادت و حکمروایی استعمار گران برتانوی، کشور را دچار یک انحطاط و بحران عقبگرایانه ميدیدند، در تلاش آن شدند تا سر زمین و ملت خود را با سیر پیشرونده تاریخ و رشد فزاینده علوم و دانشهاي عصر همگام سازند. در چنین احوالی روشنفکران آگاه بر آن شدند تا جنبشهاي ضد استعماری را به راه اندازند تا با تشکل و فشرده گی هم، راهی را به سوی هدف بگشایند.
حضور ملموس و قابل درک این تشکل روشنفکرانه، از عهد امیر حبیب الله خان به گونه جنبش اصلاح طلبانه از فعالیت مطبوعات به خصوص، نشر جریده سراج الاخبار آغاز یافت. اما با نشر شماره هایی از آن به سرمحرری عبدالرؤف خان کندهاری، مخالفتهاي آشکار هند برتانوی بر انگیخته شد و منجر به مصادره آن گردید.
پس از استقرار سلطنت به امیر امان الله، شاه تحول طلب، روشنفکران آگاه، چون محمود طرزی، عبدالرحمن لودین، عبدالهادی داوی و دهها تن از نخبه گان دیگر که اندیشههاي ترقی خواهانه را در ذهن و ضمیر خود جهت دگرسازی کشور و همپا ساختن آن با جهان متمدن دنبال ميکردند، درین راستا، گامهاي آغازین را نهادند.
نشر مجدد سراج الاخبار که اندیشههاي تحول طلبانه و ترقی خواهانه محمود طرزی و همرزمانش در آن بازتاب یافته بود، یکبار دیگر این جنبش روشنفکری را از محدوده پایتخت فراتر برد.
نشر مقالات سیاسی- اجتماعی محمود طرزی به خصوص ترجمه هایی از منابع خارجی و بر رسی عوامل عقبمانیهاي قرون در سر زمین ما، هر چند در محدوده درک معدودی از با سوادان نشر و پخش ميشد اما تأثیر گذاریهاي لازم آن در آگاهی بخشی و تنویر ذهنیتهاي عامه مردم چنان فراگیر بود که در کنار دوستداران پیشرفت و تکامل، برخی از عقبگرایان ضد ترقی و وابسته به استعمار را نیز به مخالفت واداشت تا به ذرایع مختلفی در برابر پیشرویها سرد گردند.
در چنین احوالی، سیر روشنفکری با گسترش و اساسگذاری پایههاي مطبوعات، در برخی از ولایات کشور نیز توأم بود.
تأسیس نشریههاي اتفاق اسلام در هرات، طلوع افغان در کندهار، اتحاد مشرقی در جلال آباد، اتحاد خان آباد در حوزه شمالشرق، بیدار در مزار شریف و برخی دیگر از نشریهها در سالهای ۱۳۰۰ شمسی، دگرگونی خاصی را در رشد اندیشههاي سیاسی- اجتماعی جامعه پدید آورد.
متأسفانه عهد پر درخشش امیر امان الله خان و جنبش قدرتمند مطبوعات آن روز گار که محمود طرزی آنرا بنیاد نهاده بود، مواجه به انقراض گردید و نخبهترين شخصیتهاي اجتماعی _ فرهنگی که قلم و شمشیر پر صلابت داشتند یا به جوخههاي اعدام رفتند و یا در عقب میلههاي زندان پوسیدند. اما این نهضت روشنفکری از پا نه نشست و با اندیشه هایی از قبل خود خوش و کار آزموده که در حلقات و حوزههاي قبیله یی و عشایری به پاسداری از نهضت و فرهنگ همگرایی داشتند، بر رغم موانع و دسایس الحیل گماشته گان حکام و زمامداران فرصت طلب، چراغ معرفت را از تند باد حوادث بر افروخته نگهداشتند، در پر تو نبوغ و درایتی که داشتند، گامهاي استواری را در این راستا برداشتند. در زمره حوزههاي روشنفکری جغرافیای سر زمین ما، یکی نیز حوزه شمالشرق و صفحات شمال کشور است که با حلقات روشنفکری مرکز و سایر ولایات، زنجیرههاي اتصالی را پدید آورده بود.
در نخستین سالهای پس از تأسیس مطبوعات در ولایات بغلان، کندز، بدخشان، تخار و برخی دیگر از محلات دارای قلمرو وسیع که در آن روزگار بمثابه حاکمیت واحدی بنام” قطغن” مسما بود، شخصیتهاي بارز ملی- مذهبی که درک و درایت خاصی در تشکل و همسویی مردم به سوی اعتلای ملی و ترقی اجتماعی داشتند و از نفوذ معنوی و جذبه اعتبار میان اقشار مختلف و به طور اخص مذهبی بهره ور و برخی از آنان با عمق وجدان و وسعت نظر، به خدمتگزاری مردم معطوف بودند. یکی از نخبهترين سیماهاي این عصر روانشاد سید نادر شاه کیانی، رهبر اسماعیلیههاي افغانستان بود که در پرتو آموزشهاي علوم متداوله مذهبی به ویژه اندیشههاي پر بار کلامی حکیم ناصر خسرو بلخی و اندیشوران بزرگ دیگر چون مولانا جلال الدین محمد بلخی، حکیم سنایی، ابوالقاسم فردوسی و سایر بزرگان سخن، بحیث شخصیت مستقل ملی و دارای آگاهیهاي لازم از فنون شعر و عرفان اسلامی متبارز گردید. هر چند پس از سقوط نهضت روشنفکری عهد امان الله خان تا آغاز دهه دموکراسی، یعنی سالهای چهل خورشیدی، در کشور، دوره فترت فرهنگی حکمفرما بود اما مرحوم سید نادر شاه کیانی، بمثابه عنصر خود جوش و خلاق، آثار، افکار و اندیشههاي کلامی قابل ارجی را آفرید که هم اکنون از ابشان حدود۵۳ اثر، شامل دواوین شعر و آثار فلسفی _ مذهبی، حله چاپ در بر کرده اند. این شخصیت اجتماعی که موازی با مسایل مذهبی و امور مردم داری به امر گسترش و پخش فرهنگ و ارزشهاي متعالی آن معطوف بود، نه تنها در محدوده زیستشان یعنی دره کیان و ولایت بغلان بلکه در حوزههاي شمال، شمالشرق و کابل و فراتر از آن سراسر حلقات فرهنگی و مطبوعاتی کشور، شهرت بسزایی یافت. آستان و بارگاه زیست وی نه تنها محل تجمع پیروان مذهبی بلکه یکی از مراکز پر جنب و جوش شاعران، نویسندگان و سایر ادبا و فرهنگیانی بود که با اشعار و سرودههاي موصوف از طریق مطبوعات شناسایی یافته و به شخصیت چندین بعدی ایشان ارج و حرمت فراوان ميگذاشتند.
سید نورالدین رونق نادری یکی از فرزندان این بزرگمرد که خود شاعر فرهیخته و متبارز در حلقات مطبوعاتی کشور و دارای تألیفات مستقل بود، در آغوش چنین آستان پر معرفت خانواده گی بارور شد و مانند پدر، با شاعران معاصر افغانستان نظیر استاد خلیل الله خلیلی، سخنور بی بدیل کشور و دیگران محشور بود. موجودیت چنین فضایی در خانواده مرحوم سید نادر شاه کیانی در محل، تأثیرات ژرف روشنفکرانه یی را پدید آورده بود که تا اکنون نیز محسوس است. چنانکه شاهنامه خوانی و مثنوی خوانی در قراء و قصبات ماحول دره کیان و دوشی ولایت بغلان مرسوم است و روشنفکران دارای طبع شعر و قریحه سخنوری از همین محلات در مطبوعات کشور راه یافته اند. از آغاز دهه دموکراسی یعنی سالهای ۱۳۴۰ خورشیدی تا فرارسیدن انقلابات و سالهای پر آشوب جنگ، فضای مناسبی برای انکشاف نسبی فرهنگ و معارف در کشور پدیدار بود که با گذشت سالها این حلقه فرهنگی خانواده گی در حقیقت امر فراتر از محدوده خانواده، به کانون معرفت و فرهنگ ملی مبدل و از همان آوان زمینه ساز ایجاد یک نهاد مستقل فرهنگی، پر صلابت در کشور گردید، چنانکه بعدها در سال ۱۳۶۷ خورشیدی از بودجه شخصی جناب الحاج سید منصور “نادری” مشعل دار آگاه این خانواده فرهنگ گستر و معرفت پرورکه خود دارای قریحه سرشار ادبی به خصوص دارای طبع شعر است. کانون فرهنگی حکیم ناصر خسرو بلخی بمثابه یک نهاد مستقل فرهنگی وتأسیس و به فعالیت آغاز نمود. در کار ایجاد کانون مذکور دوازده تن از نخبهترين شخصیتهاي سر شناس و طراز اول ادبیات کشور بحیث مؤسسین سهم فعال داشتند. در نخستین کنگره مؤسس کانون، آیین نامه آن دارای سه فصل و بیست و دو ماده به تصویب رسید و جناب الحاج سید منصور “نادری” بحیث رئیس کانون انتخاب گردید
مؤسسين
1- الحاج سيد منصور نادري
2- كانديد اكادميسن داكتر اكرم عثمان
3- كانديد اكادميسن پوهاند مير حسين شاه
4- لطيف ناظمي
5- محمد يوسف كهزاد
6- رهنورد زرياب
7- واصف باختري
8- پوهاند دكتر عبدالحمد جاويد
براي ورود به وب سايت كانون فرهنگي حكيم ناصر خسرو بلخي اينجا كليك كنيد
گرامی باد سالروز ۸ ثور