ملت

ملت، عبارت از اشتراک پایدار افراد بشر که طی تکامل تاریخی ایجاد شده است و بر اشتراک زبان و سرزمین و حیات اقتصادی و عوامل روحی و یک سلسله ویژگی ها و خلقیات ملی که در فرهنگ ملی تجسم آن است پدیدار گشته است...
کد خبر: ۱۱۵
تاریخ انتشار: ۱۳۸۶/۸/۲۶ - ۰۶:۵۱
تعداد بازدید: ۲۳۸

«ملت، عبارت از اشتراک پایدار افراد بشر که طی تکامل تاریخی ایجاد شده است و بر اشتراک زبان و سرزمین و حیات اقتصادی و عوامل روحی و یک سلسله ویژگیها و خلقیات ملی که در فرهنگ ملی تجسم آن است پدیدار گشته است. قبل از پیدایش ملت، شکلهای تاریخی دیگر اشتراک افراد، مثل طایفه و قبیله و قوم وجود داشته است.» ( فرهنگ اصلاحات سیاسی،             )

تعریف ملت
» در علوم اجتماعی، در تعریف ملت، عواملی مانند شخصیت ملی یا قومی و زمینه های مشترک فرهنگی و اقتصادی در نظر گرفته می شود؛ زیرا ملت سرانجام ترکیبی از همه ی این عوامل است. مؤلفه ها و عناصر پیدایی ملت را متفاوت بیان و تبیین می کنند، ولی امرسون پژوهشگر علوم سیاسی درباره ی مفهوم ملت در اندیشه ی اروپایی که به سایر مناطق دنیا کشیده شده است می نویسد: « مدل آرمانی ملت که در اندیشه ی اروپایی سابقه دارد (هرچند که به درجه یک دستی کامل نرسیده است و وجود نداشته است) عبارت است از یک قوم واحد که بر حسب سنت، در مرز و بوم معین زندگی می کنند، به یک زبان سخن می گویند (و چه بهتر که این زبان همان زبان ویژه ی قوم باشد) و فرهنگ خاصی را دارا می باشند و از یک تجربه ی مشترک تاریخی که از نسل های بسیار به ارث رسیده بهره می برند. تجربه ی تاریخی مشترکی که آنان را در یک قالب ریخته و همانند ساخته از روحیات یکسانی برخوردار گردانده است. »
اما، به عقیده ی همین امرسون، به کار بردن این مدل برای اقوام بیرون از مدار اروپایی اغلب خطا است؛ زیرا در بیرون از اروپا کم تر ملتی را می توان یافت که از این ویژگی ها به طور جمعی و یا مجموعی برخوردار باشند. ملت ها در بیرون اروپا مانند ملت کنونی ایران تنها در تجربه ی تاریخی مشترک هستند و از نظر قومی و زبانی از وحدت برخوردار نمی باشند. با این همه امرسون، به رغم در دست نبودن سنجه های استوار برای مفهوم ملت بر آن است تا بگوید که : « ملت جماعتی است از مردم که حس می کنند از دو وجه به یک دیگر تعلق دارند؛ یکی آن که از عناصر مهم و ژرف یک میراث مشترک سهم می برند، و دیگر این که سرنوشت مشترکی در آینده دارند». وی در ادامه می افزاید: « ساده ترین بیانی که از ملت می توان کرد آن است که آنان جماعتی از مردم اند که احساس کنند یک ملت هستند». (نگاه کنید: آشوری؛ داریوش، دانش نامه سیاسی، ص ۳۰۷ تا ۳۰۸)
در این تفسیر و تبیین اخیر امرسون از ملت آن چه در تشکیل ملت از نقش مهم و کلیدی برخوردار است احساس روانی و روحی است. در حقیقت عناصر و مؤلفه هایی که برای همگرایی ملی بیان شده است همه به عنوان عناصر و متغیرات غیرفعال معرفی می شوند؛ بنابراین نمی توان از آن ها به عنوان عناصر و عوامل ایجاد ملت و پیدایش آن یاد کرد. هر یک از عناصر و عوامل و مؤلفه های یاد شده می تواند جای خود را به دیگری بدهد. نقش کلیدی روحی و روانی احساس و عاطفه را نمی توان نادیده گرفت ولی پرسش این است که این عاطفه و احساس همگرایی روانی چگونه و به چه علتی پدید می آید؟ چه عناصر و عواملی موجب می شود تا چنین احساسی برای بخشی از انسان ها پدید آید و آنان را در یک مجموعه ی جغرافیایی گردهم آورد. این گونه است که هر یک از عوامل و عناصر پیش گفته خود را به عنوان عناصر مؤثر نشان می دهد. در حقیقت زبان مشترک و یا منطقه جغرافیایی خاص طبیعی و یا تجربه های مشترک و گاه قومیت و نژاد موجب می شود تا چنین احساسی در جمعی از انسان ها پدید آید و آنان را به سوی یک دیگر بکشاند و به جای واگرایی به همگرایی متمایل سازد و از دیگری جدا نماید. از عناصر و عوامل مؤثر می تواند عنصر هدف مشترک و یا روش مشترک باشد. به این معنا که هرگاه گروهی از انسان ها دارای هدفی مشترک باشند و روشی خاص و ویژه ای را برای رسیدن به این هدف در پیش گیرند آنان را به سوی هم می کشاند.
این گونه است که سعادت به مثابه ی یک فضیلت و ارزش مهم، هدف گروهی از انسان ها را شکل می بخشد و آنان برای رسیدن به این هدف گرد هم می آیند. این گردهمایی موجب می شود تا در فرآیند طولانی و پیچیده از روحیات مشترکی برخوردار گردند و راه و روش خاصی را برای رسیدن به مقصد در پیش گیرند. راه و روشی که اهل تدبیر آن مردم با توجه به بسترها و زمینه های درونی و بیرونی مانند جغرافیا و شرایط محیطی و زیستی و زمانی در پیش گرفته اند موجب می شود تا از فرهنگ خاصی برخوردار گردند و از تجربیات مشترکی نیز بهره برند. این گونه است که گروهی از مردمان در سرزمین خاص از تجربیات و فرهنگ مشترکی برخوردار می گردند و احساس یگانگی به ایشان دست می دهد و خود را به جهت همین اختلاف روشی و فرهنگی و تجربه ای از سایر مردمان جدا می سازد. بنابراین عوامل فرهنگی و جغرافیایی و روشی و گاه زبانی و مانند آن موجب می شود تا چنین احساس و عاطفه ای روحی و روانی در جمعی پدید آید که می توان آن را ملت واقعی نامید. ملت به معنای گروهی است که از احساس مشترک برخوردار اند و از روش خاص و تجربیات واحدی با توجه به شرایط زیستی بهره می جویند. این جمع انسانی هر چند که از دولت مشترکی برخوردار نمی باشند ولی از مدیران و رهبران خاصی سود می برند که امور ایشان را تدبیر می کنند و در آن چارچوب و اهداف مشترک مسایل و امور اجتماعی را سامان می دهند.»
نویسنده : مهدی حسینی.


منبع : www.maarefquran.com

نام و نام خانوادگی :
آدرس پست الکترونیک :
متن نظر :

گرامی باد سالروز ۸ ثور

طراحی و تولیدwebsource.ir