نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » مصاحبه » سیاسی و امنیتی

اولیویه روآ: جهادی‌های جدید نسل ناشناخته‎‌ای هستند

۲۹ حمل ۱۳۹۵ ساعت ۱۰:۳۴

پیام آفتاب: «اولیویه روآ»، کارشناس فرانسوی متخصص در مسائل اسلام، افغانستان خاورمیانه و بنیادگرایی دینی است. او به‌شدت با این مسئله مخالف است که بین اسلام و تروریسم پیوندی وجود دارد؛ اما درعین حال معتقد است جهادی‌های جدید نسل ویژه‌ای هستند که کمتر پیش‌زمینه‌های فرهنگی و دینی دارند و این پدیده بیشتر باید به لحاظ روان‌شناسی بررسی شود. ترجمه گفتگوی او را با روزنامه آلمانی «فرانکفورتر آلگماینه» بعد از حوادث اخیر بلژیک می‌خوانید.

«اولیویه روآ»، کارشناس فرانسوی متخصص در مسائل اسلام، افغانستان خاورمیانه و بنیادگرایی دینی است. او به‌شدت با این مسئله مخالف است که بین اسلام و تروریسم پیوندی وجود دارد؛ اما درعین حال معتقد است جهادی‌های جدید نسل ویژه‌ای هستند که کمتر پیش‌زمینه‌های فرهنگی و دینی دارند و این پدیده بیشتر باید به لحاظ روان‌شناسی بررسی شود. ترجمه گفتگوی او را با روزنامه آلمانی «فرانکفورتر آلگماینه» بعد از حوادث اخیر بلژیک می‌خوانید.



به نظر شما چه ارتباطی بین تروریسم و جذب‌نشدن جهادی‌ها در جوامع اروپایی وجود دارد؟

اعتقاد ندارم افراط‌گرایی دینی ریشه در ادغام‌نشدن این افراد در جوامع اروپایی داشته باشد. خیلی از جوانانی که به گروه‌های جهادی می‌پیوندند، زبان فرانسه یا انگلیسی و آلمانی را به خوبی صحبت می‌کنند. حتی داعش مطالب خود را به این زبان‌ها منتشر می‌کند، زیرا می‌داند این جوانان زبان عربی نمی‌دانند، بنابراین مشکل در ادغام‌نشدن فرهنگی آنها نیست. جهادی‌ها با الگوهای فرهنگی غربی بیشتر در ارتباط هستند. آنها هرگز به آداب و رسوم و سنت‌های اسلامی عمل نمی‌کنند. در عوض، فیلم‌ها و ویدئوهای غربی را کاملاً می‌شناسند. آنها بیشتر شبیه قاتلان مسلح آمریکایی یا نروژی هستند.



یعنی بین مهاجرت و تفکر جهادی پیوندی وجود ندارد؟

خیر. چون حتی دیده شده جوانانی که سابقه مهاجرت ندارند، به گروه‌های جهادی می‌پیوندند.



ارتباط آنها را با اسلام چطور توضیح می‌دهید؟

انکار نمی‌کنم که یک بُعد دینی در این کار وجود دارد به‌ویژه اینکه جهادی‌ها فقط از این راه است که می‌توانند مرگ خود را با وعده بهشت توجیه کنند. انتحار برای آنها تضمینی است برای دست‌یافتن به یک حیات کامل، اما این جوانان وابسته به امت اسلامی نیستند و بین خیلی از آنها اثری از فرهنگ اسلامی به چشم نمی‌خورد. آنها به ندرت به مسجد می‌روند و همه‌شان تقریباً مجرمان کوچکی هستند که الکل می‌نوشند یا موادمخدر مصرف می‌کنند. آنها غالباً تحت‌تأثیر جاذبه خشونت‌گرایی هستند.



گذشته استعماری در این میان چه نقشی دارد؟

دیدگاه چپ پسااستعماری بی‌نهایت محدود است. به نظر من نمی‌شود افراط‌گرایی دینی را به سیاست خارجی حال یا حتی دوران استعماری کشورهای غربی نسبت داد. برای مثال این جوانان اصلاً دربارهٔ جنگ الجزایر حرفی نمی‌زنند و حتی به نظر می‌رسد که در این‌باره هیچ اطلاعی ندارند.



چرا دخترها و پسرها به‌طور مساوی به این گروه‌ها ملحق می‌شوند؟

این مسئله خاص آنهایی است که از باورهای نسل پدران‌شان کاملاً به دور هستند. آنها دیگر تحت‌تأثیر فرهنگ دینی پدران‌شان نیستند و در عوض احساس می‌کنند دینداری خودشان از آنها هم بهتر است. خانواده‌های چنین افرادی قبول ندارند که بچه‌های‌شان به گروه‌های جهادی ملحق شوند. این برعکس پدران فلسطینی است که به‌طورکلی موافق هستند بچه‌های‌شان به سمت خودشان کشیده شوند. پدران اروپایی این جهادی‌ها می‌گویند ما نمی‌فهمیم چطور دختر یا پسرمان جذب این گروه‌ها شده‌اند. این مسئله به صورتی روشن جدال بین نسل‌ها را نشان می‌دهد. ستیزه‌جویان وابسته به داعش عمدتاً از بین همین‌ها هستند.



بنابر این، به نظر شما تروریست‌ها زاییده یک نزاع بین نسلی هستند؟

بیشتر جهادی‌ها «متولدان جدید» هستند. آنها در یک نوع اسلام رادیکالی، معنای جدیدی برای زندگی می‌یابند، تعدادشان اندک است و غالباً به نسل دوم مهاجران تعلق دارند. خلاف بعضی معتقدم که باید ریشه‌های آنان را بیشتر شناخت و دربارهٔ آنها بیشتر صحبت کرد. من با روان‌شناسان زیادی صحبت کرده‌ام، زیرا این‌گونه رفتارها در بین جوانان به‌شدت در حال گسترش است. خودکشی برای آنها به‌شدت جاذبه دارد و تا حدود زیادی ذهن‌شان به سمت خشونت گرایش پیدا کرده است.



منظور شما این است که چنین پدیده‌ای در بین همه جوانان شایع است؟

بله؛ برای مثال در ایتالیا دو جوان بدون دلیل یک جوان هم‌سن‌وسال خودشان را کشتند و وقتی از آنها پرسیده شد چرا دست به چنین جنایتی زده‌اند، در جواب گفتند تنها دلیلش این بود که می‌خواستند ببینند یک قتل چگونه اتفاق می‌افتد. روزنامه‌نگاران این حرکت را «دیوانگی محض» توصیف کردند، اما اگر همان دو جوان در هنگام ارتکاب جنایت فریاد مذهبی سر داده بودند، به آنها به‌عنوان دو تروریست نگریسته می‌شد.



شما را متهم به این می‌کنند که بُعد مذهبی تروریسم را دست‌کم می‌گیرید؟

کسانی که مرا به این متهم می‌کنند، باید بیشتر آثار مرا بخوانند. وقتی به بُعد روان‌شناختی قضیه اشاره می‌کنم آنها خوششان نمی‌آید؛ اما به نظرم ما نیاز مبرمی به این داریم که افراط‌گرایی دینی را از زوایای مختلف به‌ویژه از بُعد روان‌شناختی بررسی کنیم.

-روزنامه شرق، ۲۹ حمل ۱۳۹۵