همایش یاد یار/15

دکتر عصمت‌اللهی: ایادی کمونیسم از شخصیت شهید مصباح در هراس بودند

تاریخ انتشار : شنبه ۱۶ جوزا ۱۳۹۴ ساعت ۱۲:۰۱
دکتر عصمت‌اللهی: ایادی کمونیسم از شخصیت شهید مصباح در هراس بودند
دکتر محمد هاشم عصمت‌اللهی، استاد دانشگاه کابل، در مصاحبه با پایگاه اطلاع‌رسانی پیام آفتاب، به مناسبت برگزاری همایش «یاد یار» در تجلیل از شخصیت علامه شهید سید محمدحسین مصباح، اذعان داشت:


گرامی می‌داریم یاد شهدای گران‌سنگ و گرانقدر خطه خونبار افغانستان و در رأس ‌آن‌ها شهدای روحانی و علمای دینی که جان خود را برای دفاع از اسلام، قرآن، مکتب و همه ارزش‌ها سپر قرار دادند.
همچنین گرامی می‌داریم خدمات و مبارزات «شهید حجت الاسلام و المسلمین آقای مصباح» را که به حق محور حرکت‌های بزرگ سیاسی در برابر هجمه و هژمونی کمونیسم بین‌الملل در عصر خود بود. دهه‌های 40 تا 70، دوره‌های سلطه کمونیسم در افغانستان بود، سلطه‌ای که تنها سلطه نرم نبود، بلکه سلطه سیاسی و امنیتی و اطلاعاتی کمونیسم را نیز شمامل می‌شد که سایه بسیار عجیبی بر فضای کشور افکنده و درحال نابود کردن همه ارزش‌ها بود. از جهات مختلف احزاب خلق و پرچم، شعله جاوید و دیگر ایادی کمونیسم، همه در خدمت ترویج اندیشه مارکسیسم و لنینیسم بودند. در برابر چنین تهاجمی شخصیت‌های بزرگ کشور ما از جمله شخصیت بزرگوار، حضرت حجت‌الاسلام و المسلمین آقای مصباح رحمت‌الله علیه،‌ تمام هم و غم خود را به مبارزه علیه کمونیستم و سلطه و هژمونی آنها متمرکز کرده بود. به حق منبرهای ایشان در وزیرآباد و جای‌جای کابل، بسیار با عظمت بود و ایشان، جوانان و علاقمندان به دین و دیانت و مخالفان سلطه کمونیسم را به عنوان یک محور دور خود جمع کرده بود. ایشان نه تنها در بعد سیاسی، مبارزاتی علیه کمونیسم داشت، بلکه در بعد فلسفی و فکری نیز تمام عقاید کمونیسم را چه در بعد فلسفه اندیشه مارکسیسم و لنینیسم، چه در بعد اقتصادی و چه در بعد تاریخی، نشانه گرفته بود و پوچی و بی‌محتوایی این اندیشه را نقد می‌کرد و در مقابل آن، ایده‌های ناب اسلامی را برای مردم تشریح می‌کرد. این صحبت‌ها محوری را ایجاد می‌کرد که همه جوانان با درد، با احساس، وطن‌پرست و با دین و دیانت را جمع و فضای بسیار قوی مبارزاتی و فرهنگی ایجاد کرده بود. مبارزات ایشان بسیار عمیق و همه‌جانبه بود. ایادی کمونیسم در آن روز از شخصیت آقای مصباح در هراس بودند و شهید مصباح برای آنان به عنوان خطر بزرگی برای سلطه کمونیسم تلقی می‌شد.
مضاف بر این، می‌بینیم که تمام دیدگاه‌های حضرت حجت‌الاسلام والمسلمین آقای مصباح، همسو و هم‌جهت و عیار با افکار امام خمینی (ره) بود. به یاد دارم که نماینده‌هایی از طرف حضرت امام می‌آمدند و مسائل را با شهید مصباح هماهنگ می‌کردند، بنابراین ابعاد مبارزاتی شهید مصباح اگرچه از لحاظ مکانی در حوزه افغانستان بود، اما ابعاد آن فراتر از افغانستان و در دفاع از اندیشه‌های ناب اسلامی و مکتب تشیع بوده و در راستای اندیشه‌های امام خمینی (ره) که اندیشه‌های فراملی و فراقومی داشت هدایت می‌شد. این مبارزات تا زمان کودتای رژیم کمونیستی افغانستان ادامه داشت و این رژیم افرادی را هدف قرار داد که در رأس آن‌ها، سلسله جلیله روحانیت قرار داشت. روحانیت، به خصوص روحانیتی که افکار سیاسی و انقلابی داشتند هدف قرار گرفته و در این راستا، شهید مصباح پس از تعقیب‌های فراوان، دستگیر و به شهادت رسید که روحش شاد و یادش گرامی باد. جای ایشان تا امروز به عنوان یک روحانی مبارز و انقلابی و همسو با افکار ناب امام خمینی در افغانستان خالی است.
من خودم روزی خدمت حضرت حجت‌الاسلام و المسلمین شهید مصباح رسیدم و از ایشان خواهش کردم که کابل را به قصد بیرون از شهر که علاقمندان زیادی داشتند ترک کنند، این درست همان روزی بود که شاهد حضور نماینده‌های امام در کابل بودیم. آن زمان امام در کویت بودند و عراق را ترک کرده بودند، در آن زمان نماینده‌های آقا رسیدند و هماهنگی‌هایی را در راستای مبارزه با استکبار جهانی با شهید مصباح کردند.
ایشان ویژگی‌های منحصر به فردی داشتند، سید و اولاد پیغمبر بودند و دارای قد و اندام بسیار زیبایی بودند و به همان مقیاس، رفتارهای اجتماعی بسیار قابل توجهی داشتند. تا جایی که من سراغ دارم، ایشان نسل جوان آن روز را هدف قرار داده بود و نظرش این بود که جوانان را از به دام افتادن در دام کمونیست‌ها نجات دهد.
ویژگی دیگر ایشان این بود که همواره در برابر توطئه‌‌ها و فتنه‌های اجتماعی، علمای بزرگ را دعوت و هماهنگی‌های لازم را با ایشان انجام می‌داد و همچنین از طریق منابر زیادی که داشتند مردم را ارشاد می‌کردند. از لحاظ فصاحت و بلاغت و متانت گفتار، واقعاً در بین بسیاری از علما برجسته بودند، موضوعاتی را که مطرح می‌کردند نه تنها به دنبال بیان مطلب بودند، بلکه به دنبال تفهیم و ترکیب و تحلیل مطلب نیز بودند و نظریات خود را هم در کنار آن بیان می‌کردند و نقد و تحلیل ایشان بر مطلب، یکی از ویژگی‌هایی بود که منبر ایشان را ممتاز می‌کرد و بعث می‌شد که مخاطب زیادی را به خود جلب کنند.
از ویژگی‌های بارز شهید مصباح روحیه نترسی و شجاعت ایشان بود. پس از کودتای کمونیست‌ها، آقای مصباح با جرأت و شجاعت کامل به نقد و بررسی وضعیت حاکمیت و وابستگی و نوکری کمونیست‌ها می‌پرداخت.‌ اطرافیان و دوستداران ایشان همواره هراس داشتند که ایشان با این انتقادات خود گرفتار کمونیست‌ها شده و دستگیر شوند، اما ایشان با این که خطر کمونیست‌‌ها را درک کرده بود، با اقتدای به جدش امام حسین(ع)، بدون ترس و با سینه‌ای فراخ و روحیه‌ای بلند و عظمت انقلابی، در برابر سلطه کمونیسم سینه سپر می‌کرد و کسانی که در ضدیت با کمونیست‌ها با ایشان همسو می‌شدند را مورد حمایت قرار می‌داد.
ایشان هم در ابعاد شخصیتی و اجتماعی و هم در برقراری روابط با علما و به خصوص دانشگاه‌ها و به طور مشخص دانشگاه کابل،‌ خبره بودند. از ویژگی‌های دیگر حضرت حجت‌الاسلام و المسلمین شهید مصباح به روز بودن منبرهای ایشان بود، یعنی بر اساس مسائل روز و مسائل سیاسی و مسائل عمیق اجتماعی منبرهای خود را تنظیم می‌کرد. صحبت‌های ایشان همیشه نو و به روز بود، صحبت‌های ایشان تنها یک منبر علمی و آکادمیک نبود،‌ بلکه روز و عملی بود.
در منبرهایش جهت‌دهی، روشنگری و موضع‌گیری بود، افهام و تفهیم بود، سخنرانی‌های ایشان با موضوع مبارزات همه‌جانبه در برابر استعمار و پوچی مکتب کمونیسم بود و من فکر می‌کنم که فرازی از تاریخ سیاسی کشور ما را تشکیل می‌داد. در نگاه خود، می‌خواست که زیربنای کمونیسم را هدف قرار دهد و چهار اصل ماتریالیسم را آگاهانه مطالعه، نقد و رد می‌کرد. این مسئله نشان می‌داد که ایشان از تبحر بالایی برخوردار بودند که پوچی و بی‌محتوایی مکتب کمونیسم را اثبات و در مقابل جهانی‌بینی اسلامی را تبیین می‌کرد. این مسئله نشان می‌داد که ایشان یک شخصیت پویای مکتبی بود، در بعد مذهبی پیرو اندیشه‌های امام حسین(ع) و در بعد سیاسی همسو، هم‌نظر و پیرو امام خمینی(ره).
در زمان شهید مصباح دو مکتب ایده‌های خود را در دنیا پیاده می‌کرد، کاپیتالیسم غرب و سوسیالیسم شوروی، سلطه این دو مکتب بر دنیا سایه افکنده بود. شهید مصباح در برابر هر دوی اینها برنامه داشت و هر دو را رد می‌کرد، معتقد بود که باید اسلام و ارزش‌های دینی احیا شود، می‌خواست به دنیا بگوید که اسلام می‌تواند اداره امور دنیا را به شایستگی انجام دهد و اعتقاد داشت که مارکسیسم و کاپیتالیسم نمی‌تواند جوامع امروز بشر را هدایت کند. ایشان معتقد بود که علیرغم اینکه این دو مکتب جهان را در سلطه خود گرفته و مردم جهان را گروگان گرفته است، اما شایستگی اداره جوامع انسانی ندارند و این تنها اسلام است که می‌تواند شفابخش تمام نیازها و دردها و مصیبت‌های جوامع امرو باشد، این درست همان چیزی بود که حضرت امام خمینی (ره) هم معقتد به آن بود و آن را به صورت عملی دنبال می‌کرد.
کد مطلب: 33145
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل