۱
 
همزمان با سالروز عروج ملکوتی علامه بلخی؛

خاطرات آیت‌الله ساجدی از واپسین روزهای زندگی علامه شهید سید اسماعیل بلخی (ره)

پیام آفتاب: همزمان با 24 سرطان؛ سالروز عروج ملکوتی علامه شهید سید اسماعیل بلخی (ره)، آیت‌الله ساجدی و اعضای دفتر ایشان با حضور بر مزار علامه بلخی، به قرائت فاتحه و نثار درود به روح والای ایشان پرداختند.
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۲۴ سرطان ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۲۱
خاطرات آیت‌الله ساجدی از واپسین روزهای زندگی علامه شهید سید اسماعیل بلخی (ره)
در این بازدید پس از قرائت آیاتی از قرآن کریم توسط حجت‌الاسلام و المسلمین مشکور کابلی، آیت‌الله ساجدی به بیان خاطراتی از آخرین روزهای حیات علامه بلخی پرداختند.
این عضو برجسته شورای علمای شیعه افغانستان بیان داشت که در آخرین سفر علامه بلخی به مشهد مقدس، عتبات عالیات و شام، من هم در این سفر حضور داشتم و پس از بازگشت به کابل نیز در برخی مراسم‌ها، مردم شریف، ایشان و ما را با هم دعوت می‌کردند.
آیت‌الله ساجدی آخرین روزهای زندگی علامه بلخی را چنین بیان نمودند: «به خاطر دارم یک روز جمعه در منزل «حاجی حیدرعلی» (یکی از باشندگان وزیرآباد) کربلایی‌ها را دعوت کرده‌ بودند، اما علامه بلخی در این مراسم شرکت نکردند و مردم گفتند که ایشان در جای دیگری هم دعوت هستند و کمی با تأخیر به مجلس می‌آیند، منتهی ایشان آن شب در مراسم شرکت نکردند».


مؤسس حوزه علمیه زینبیه کابل ادامه داد: «روز یکشنبه همان هفته که من در محل درس استادم آیت‌الله افشار حاضر شدم، همانجا شنیدم که آقای بلخی مریض هستند. در روز سه‌شنبه یا چهارشنبه همان هفته بود که ایشان در مدرسه آیت‌الله واعظ حاضر شده و با طلبه‌ها صحبت و آنها را موعظه کردند. تا اینکه در روز یکشنبه هفته بعد از آن اعلام شد که آقا مریض هستند و در شفاخانه علی‌آباد بستری شده‌اند. همین بود که من بدون رفتن به خانه، مستقیم به شفاخانه علی‌آباد رفتم. دیدم که جمعیت انبوهی در داخل و بیرون شفاخانه علی‌آباد تجمع کرده‌اند. در همین احوال بودیم که یکی از بزرگان در حالیکه دست‌های خود را به هم می‌مالید از اتاق ایشان خارج شد و ما یقین کردیم که برای علامه اتفاقی افتاده است. ایشان اعلام کرد که آقای بلخی دار فانی را وداع گفته است. ناگهان صدای گریه و زاری در میان جمعیت بلند شد».
آیت‌الله ساجدی در حالیکه اشک از گونه‌های ایشان جاری بود بیان داشتند: «به خاطر دارم که همان روزها نزدیکان ایشان نقل می‌کردند که آقا در روزهای آخر تشنگی شدیدی داشتند، منتهی داکترها اجازه نوشیدن آب زیاد نمی‌دادند، تا اینکه در آخرین لحظات که برای ایشان آب برای نوشیدن دادند، ایشان امتناع کردند و گفتند که می‌خواهم همانند جدم امام حسین تشنه از دنیا بروم و تشنه هم از دنیا رفتند».


ایشان ادامه داد: «تا زمانی که پیکر ایشان را به افشار منتقل کردند شب شده بود و جمعیت بسیار زیادی در محل جمع شده‌ بودند. در منزل ایشان با حضور شهید علی آقا بلخی (فرزند علامه بلخی که استاد دانشگاه بود به دست کمونیست‌ها شهید شد) در مورد مکان تدفین علامه صحبت شد، برخی پیشنهاد دادند که علامه در زیارت سخی تدفین شوند که در داخل شهر است، اما برادران ما در افشار گفتند که علامه بلخی پس از خلاص شدن از زندان، محل زندگی، سخنرانی و بود و باش خود را همین افشار انتخاب کرده بود و محل تدفین ایشان هم باید در همین افشار باشد. لذا محل زیارتگاه حضرت اباالفضل که چند عالم دیگر از جمله «ملا آقا باباخان» که در زمان خود عالم برجسته‌ای بود هم در آن مدفون بودند، برای تدفین علامه انتخاب شد. مردم افشار حاضر شدند که مقدار دیگری هم زمین خریداری و به این مکان ملحق شود».
آیت‌الله ساجدی ادامه دادند: «در روز بعد آیت‌الله افشار نماز میت را بر پیکر ایشان اقامه کردند و جنازه به محل دفن منتقل شد. به خاطر دارم که گریه‌ها و همهمه مردم اصلا آرام نمی‌گرفت تا اینکه من روی پشت بام زیارتگاه رفتم و بدون داشتن بلندگو در حدود نیم ساعت با صدای بلند به قرائت قرآن پرداختم، تا اینکه پیکر ایشان را آوردند و پدر مرحومم تلقین ایشان را انجام دادند و مثل چنین روزی در 24 سرطان ایشان را به خاک سپردند».
آیت‌الله ساجدی همچنین ضمن بازدید از روند اعمار بناهای اطراف مرقد علامه بلخی، با مسئولان این اماکن متبرکه دیدار کرده و ملاحظاتی را در خصوص نحوه ساخت این بناها ابراز داشتند.

کد مطلب: 53944
 


 
سیدامین هاشمی
Afghanistan
۱۳۹۵-۰۴-۲۵ ۱۱:۵۰:۰۳
عا لی است (17044)
 
نام و نام خانوادگی
ایمیل