رابطه پیچ تاریخی و ماندن اسد در قدرت/ بهمنیار

تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۷ جدی ۱۳۹۱ ساعت ۰۹:۱۶
رابطه پیچ تاریخی و ماندن اسد در قدرت/ بهمنیار
با ماندن بشار اسد در قدرت و پیروزی‌های ارتش سوریه، انقلاب‌های عربی که چندی است به سوی جنگ نیابتی بین ایران و امریکا کشیده شده است، و باعث توقف آن در سوریه شده بود، دوباره راه خودش را پیدا کرده و وارد سرزمین‌های حجاز و کشورهای حوزه خلیج فارس شده است، و پیچ تاریخی که مقام معظم رهبری (حفظه اله) وعده آن را داده بودند، با ماندن اسد در قدرت جهش زیادی گرفته است، دقیقا زمانی این پیچ تاریخی شروع شد که پهباد ایرانی وارد حریم هوایی فلسطین اشغالی شد، و تا نزدیک پایگاه اتمی دیمونا پیش رفت، با وارد شدن پهباد ایرانی به عمق حریم هوایی اسرائیل پیچ تاریخی که مقام معظم رهبری وعده آن را داده بودند عملا شروع شده بود، و تکه‌های پازل این پیچ تاریخی زمانی تکمیل خواهد شد که همراه با آن تثبیت قدرت و پیروزی بشار اسد را هم در سوریه در پی خواهد داشت، که هم اکنون شاهد آن هستیم و از آن طرف هم شکست مخالفان اسد یک به یک کلید می‌خورد، همه این‌ها از عمق و نفوذ راهبردی ایران حکایت می‌کند. 
تصمیم جبهه غربی و عربی به همراه ترکیه برای برداشتن نظام بشار اسد، و شکست و فروپاشی ارتش سوریه، در واقع حمله‌ای ناجوانمردانه، همه جانبه و حساب شده به عمق راهبردی جمهوری اسلامی ایران بود، که ضرورت اولیه آن در مرحله اول تضعیف مقاومت اسلامی و مهار کردن جمهوری اسلامی ایران را شامل می‌شد، در واقع فقط اسرائیل و غربی‌ها بودند که در صورت تضعیف مقاومت و جمهوری اسلامی ایران از این اوضاع در سوریه سود می‌برند، متاسفانه هر چقدر زیادتر کشورهای منطقه اختلاف عمیق تری پیدا کنند، منافع صهیونیست‌ها و غربی‌ها بیشتر تامین می‌شود، ولی کشورهای عربی و ترکیه هم دیگر نمی‌توانند بیشتر از این ریسک کنند چرا که هر چقدر زمان می‌گذرد، اوضاع به نفع نظام بشار اسد، و استحکام ارکان و پایه‌های نظام سوریه به پیش می‌رود و دست آن‌ها کاملا خالی تر می‌شود.
اگر سوریه تا الان دوام آورده، به این خاطر است که مثل ایران و حزب الله لبنان توانسته از یک رهبری خوب بهره ببرد، و گرنه به سرنوشت کشورهای انقلاب شده عربی همچون لیبی و تونس و یمن دچار شده بود، و اگر تمام مخالفان بشار اسد به جد هدف خود را در مرحله اول رفتن اسد اعلام می‌کنند، چون به خوبی میدانند سوریه بدون رهبری مردمی و قهرمان مردمی از هم خواهد پاشید، تاریخ نشان داده است که هیچ ملتی بدون رهبری نمی‌تواند حیاتی جاودانه داشته باشد.
انقلاب اسلامی ایران اولین بار نفوذ معنوی خودش را در زمان انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی در منطقه به دنیا نشان داد و دومین بار بعد از جنگ سی و سه روزه لبنان بود که جغرافیای سیاسی جدیدی در منطقه و کل خاورمیانه و آسیای غربی را مجددا تعریف کرد و حالا به عنوان حرکتی عمیق و تأثیرگذار در معادلات سیاسی منطقه و جهان و به عنوان الگویی خاص اسلامی مطرح شده و به برکت پیشرفت‌هایش در اکثر زمینه‌ها خوشبختانه به رشد و بالندگی‌هایی هم دست یافته است.
مرحله دوم جهش انقلاب که با پیروزی در جنگ سی و سه روزه لبنان آغاز شده بود اینک در سوریه با منافع سلطه طلبان جهانی به سرکردگی آمریکا گره خورده است و در آخرین مراحل از مرحله دوم نفوذ قدرتمند ایران در منطقه و جنگ نیابتی ایران و امریکا قرار دارد.
شاید صحبت از پیروزی در سوریه زود باشد ولی در داخل سوریه تحرکات میدانی به نفع ارتش سوریه در جریان است و در خارج سوریه تحرکات دیپلماتیک دمشق با حمایت ایران و روسیه و چین به نفع نظام اسد به خوبی در جریان است، اینک در سوریه هیچ کس نیست که همچون اسد از محبوبیت مردمی برخوردار باشد ماندن اسد در قدرت هم اینک همچون استخوانی است که در گلوی مخالفانش به خصوص ترکیه و عربستان و قطر گیر کرده و نه می‌توانند بیرونش بدهند نه می‌توانند هضمش کنند آن‌ها نه تنها لقمه‌ای بزرگ‌تر از دهان خود برداشته‌اند که داخل لقمه استخوانی است که در گلویشان گیر کرده و در صورت بیرون آمدن و یا نیامدن این استخوان در گلو، باعث ضربه خوردن به خودشان می‌شود.
جدا از شکست مخالفان داخلی بشار اسد در سوریه، اینک آبروی کشورهای همسایه مخالف نظام سوریه که مخالفان اسد را مسلح می‌کنند، با نرفتن بشار اسد، و استحکام بیشتر قدرت اسد در داخل و خارج سوریه، در خطر قرار گرفته است، ترکیه بعد از آن همه سخنرانی‌های خشمگینانه اردوغان، دیگر مردم ترکیه حتی نمی‌توانند او را ببخشند، چرا که آقای اردوغان و به خصوص حزب عدالت و توسعه سرنوشت خودشان را به صورت بدون بازگشتی به بحران سوریه گره زده‌اند.
اگر ترکیه در رویاهای خود و به دنبال سیاست‌های نو عثمانی گرایی خودش، و نیز با استفاده از فضای بوجود آمده بهار عربی در منطقه، به دنبال به قدرت رساندن اخوانی‌ها در سوریه و افزایش نفوذ خود در منطقه است، باید گفت که این سیاست‌ها عملا به تقابل میان آنکارا و دو همسایه قدرتمندش تهران و مسکو انجامیده، تا جایی که تلاش بین المللی برای رسیدن به یک راه حل مسالمت در بحران سوریه و اوضاع سیاسی منطقه ناکارامدتر شده، و همچنین بدون تاثیر مانده است.
از طرفی دیگر سران کشورهای مرتجع منطقه عرب هم، تمام آبرو و اعتبار خودشان را در میان مردم و نخبگانشان و هم پیمانانشان در گرو رفتن بشار اسد گذاشته‌اند، و با ماندن اسد در قدرت سران عربستان، قطر، بحرین و همه ملت‌های مرتجع منطقه خلیج فارس، بیشتر از قبل در مقابل مردمشان تحقیر زدگی را حس خواهند کرد، چرا که سید حسن نصرالله به عنوان الگوی شجاعت و شهامت، در میان ملت‌های عرب کم بود که اینک بشار اسد، قهرمان ضد اسرائیلی دیگری هم در دل ملت‌های منطقه جا باز کرده است، و مقایسه این دو نفر سید حسن نصرالله و بشار اسد با سران کشورهای مرتجع منطقه، ملت‌های عرب منطقه خصوصا مردم عربستان و قطر را آزار می‌دهد، و باعث می‌شود که سرانشان در بین مردمشان به عنصری نامطلوب در بین مردم، و ملت‌های عرب منطقه تبدیل شوند. 
اگر می‌بینیم دو کشور عربستان و قطر هنوز هم با همه قدرت خودشان را به هر دری می‌زنند و از هیچ اقدامی برای شکست دادن ارتش سوریه و برکناری اسد فروگذاری نمی‌کنند باید دانست که آن‌ها می‌خواستند این جنبش عظیم انقلابی عربی را در سوریه نگه دارند تا از رمق بیفتد تا بتوانند آن را مهار کرده و نگذارند وارد سرزمین حجاز و کشورهای حوزه خلیج فارس شود.
ماندن اسد در قدرت یعنی شکست امریکا و هم پیمانانش، آن‌ها حاضرند از خیلی از خواسته‌های خود عقب نشینی کنند، فقط برای اینکه اسد برود، با ماندن اسد در قدرت هم پیمانان منطقه‌ای و عربی امریکا به خصوص کشورهای منطقه خلیج فارس دیگر به راحتی گول وعده‌های آمریکا را نخواهند خورد، به خصوص که از جریان صدام هم به شدت از امریکائی‌ها گله مندند، ماندن اسد در قدرت به پاشنه آشیل شکست جبهه غربی، عربی و ترکی تبدیل شده است.
از این رو ایران در راستای بازگشت صلح و ثبات به منطقه، طرح شش ماده‌ای مشتمل بر آتش بس فوری و حفظ حقوق انسانی و کمک‌های اقتصادی گسترده به شهروندان سوری را ارائه داده است، این طرح در راستای طرح ژنو می‌تواند در فرایند تشکیل دولت انتقالی و برقراری صلح میان طرفین منازعه ثمربخش باشد، و در حمایت از این طرح، سوریه به تازگی طرح سه ماده‌ای خودش را برای گفتگوها اعلام کرده است که می‌تواند با طرح شش ماده‌ای ایران بهترین طرح برای عبور از این مرحله کشتارهای زیاد باشد.
این طرح بشار اسد که در راستای طرح همکاری شش ماده‌ای ایران بود، همچون طرح ایران شامل مواردی چون عدم دخالت خارجی و اهمیت تفاهم و همکاری بین همسایگان بود، چرا که تاریخ ثابت کرده هر کجا که خارجی‌ها برای حل اختلافات داخلی به میدان آمده‌اند، فقط اختلافات را بیشتر کرده و برای منافع خودشان اختلافات قوم گرایی و طایفه‌ای را با ارسال سلاح و پول برای مخالفان بدتر کرده‌اند.
بی شک تصمیم گیران ارشد جمهوری اسلامی ایران و حتی مردم در همیشه صحنه ایران در این سی و سه سال به خوبی به نیات پلید دولت آمریکا پی برده‌اند، و از اقدامات آن‌ها برای اختلاف افکنی آگاهی دارند، دولتمردان ایرانی به خوبی میدانند که آخرین و مهم‌ترین ابزاری که آمریکا و صهیونیسم برای ضربه زدن به جمهوری اسلامی در حال حاضر روی او حساب ویژه‌ای باز کرده‌اند، چیزی نیست جزء برداشتن اسد از قدرت به هر صورت ممکن، و این در حالی است که آن‌ها هیچ برنامه‌ای برای اصلاحات در سوریه و پایان کشتارها و خونریزی ها مطرح نکردند، و از همان ابتدا فقط خواستار سرنگونی دولت بشار اسد شدند، گویی با رفتن بشار اسد سوریه تبدیل به گلستان می‌شود، البته شاید برای آن‌ها همچین معنی داشته باشد، ولی به طور یقین با رفتن بشار اسد، فقط مردم سوریه هستند که در این بازی‌های سیاسی کوچک‌ترین سهمی ندارند.
به برکت بیداری اسلامی، افکار ملت‌های منطقه به خصوص مردم سوریه، به این باور تلخ رسیده‌اند که دشمنان آن‌ها همیشه برای ضربه زدن به مردم و نظام سوریه از جمله ما دوستدار مردم سوریه هستیم استفاده می‌کنند، در حالی که اگر محالی ممکن شود و عربستان بتواند حکومتی باب میل خودش در سوریه بوجود بیاورد، حتی اجازه نخواهد داد در سوریه یک انتخابات برگزار شود، و همچون مردم خودش که حتی بدتر به بهانه قوم گرایی به صورت وحشیانه‌ای با مردم سوریه رفتار خواهد کرد.
یا همین ترکیه در صورت برپایی نظام جدید در سوریه مناطق مورد اختلافی خودش با سوریه را که شامل بندر اسکندرون می‌شود و جز سوریه بوده و بعد از نابودی امپراطوری عثمانی با خیانت فرنسویها به ترکیه داده شده را به کمک امریکائی‌ها رسما و کتبا و برای همیشه به کشور خودش ملحق خواهد کرد.
قطر و بحرین و بقیه کشورهای مرتجع منطقه هم برای جلوگیری از ورود انقلاب‌های عربی به داخل سرزمینشان، آخرین تلاش خود را برای برداشتن اسد به کار گرفته‌اند، و در این جا تنها چیزی که به حساب نمی‌آید مردم سوریه هستند، و همه این کشورهایی که خودشان را دوست مردم سوریه میدانند فقط به فکر منافع نامشروع خودشان هستند و ذره‌ای به مردم سوریه اهمیت نمی‌دهند.
خود امریکا و کشورهای غربی هم بیشتر خواستار نابودی زیر ساخت‌های اصلی و تاسیسات زیر بنایی سوریه هستند، تا همچون لیبی سال‌ها این کشور را درگیر بازسازی و سازندگی خودش بکنند، و ساخت تاسیسات جدید را با روی کار آمدن دولتی دست نشانده بر عهده بگیرند، و وزن سیاسی سوریه را در منطقه پایین بیاورند و آن را تبدیل به کشوری مستعمره بکنند تا امنیت رژیم جعلی را برای سال‌های بیشتری تامین کنند. 
ماندن بشار اسد در قدرت این بشارت را می‌دهد که شروع انقلاب‌های عربی، که چندی بود به سوی جنگ نیابتی ایران و امریکا کشیده شده است، را دوباره به حرکت در آورد و توقف آن را در سوریه تمام کند، و دوباره راه خودش را پیدا کرده و راهی سرزمین‌های حجاز و حوزه خلیج فارس شود.
در واقع زمانی ایران به ماندن و قدرت بشار اسد در سوریه اطمینان پیدا کرد، که پهباد ایرانی با وارد شدن به عمق حریم هوایی اسرائیل پیچ تاریخی را که مقام معظم رهبری (حفظه اله) وعده آن را داده بودند شروع شد و این پیچ تاریخی در یک پروسه زمانی نه چندان دور با پیروزی قاطع بشار اسد به انجام خواهد رسید، و شکست علنی مخالفان بشار اسد شروع می‌شود.
در واقع شروع پیچ تاریخی مهمی که در شرف اتفاق افتادن است، با نرفتن بشار اسد و ماندن او در راس نظام سوریه استارت آن ماه‌ها قبل زده شده است، و ظاهرا این اتفاق خوش یمن و به عبارتی بهتر این پیچ تاریخی خوش یمن لحظه‌ای و آنی و گذرا نخواهد بود، بلکه در یک فرایند زمانی آگاهانه شکل واقعیت به خود خواهد گرفت، که به ترتیب و کم کم باعث قدرت خارق العاده محور مقاومت علی الخصوص ایران و شکست تمام دشمنان غربی و منطقه‌ای ایران و سوریه و پیروزی بهت آور و بسیار شیرینی برای محور مقاومت می‌شود، دشمنانی که با تمام قوا نزدیک به دو سال است، علیه نظام مردمی بشار اسد صف آرائی کرده‌اند، و اتحادشان با هم می‌تواند هر کشوری در منطقه و حتی جهان را از سر راهشان بردارد یا به شدت تضعیف کند تا مجبورش کنند خواسته‌های نابجایشان را بپذیرد، ولی ایران و سوریه توانسته اند با کمک محورهای اصلی مقاومت و قدرت‌های خارق العاده نرم و سختی که در منطقه در اختیار دارند، از این نیرو استفاده کنند، و این قدرت‌های سلطه طلب و مرتجع را به شکستی فاحش بکشانند، چه از لحاظ سیاسی و چه از لحاظ نظامی با فرستادن یک پهباد ایرانی بر فراز فلسطین اشغالی، که تا عمق اسرائیل و نزدیک پایگاه اتمی دیمونا پیش رفته است، که این خود از لحاظ نظامی معانی فاجعه باری برای اسرائیل و غربیان به همراه داشت، کم‌ترینش اینکه دیگر اسرائیل وراجی علیه تهدید تاسیسات ایرانی نمی‌کند.
ماندن اسد در قدرت و خفظ نظام فعلی سوریه، یعنی پیروزی خیلی خیلی شیرین تر از جنگ سی و سه روزه لبنان، یعنی تضعیف و فرو ریختن ارکان قدرت و امنیت رژیم جعلی اسرائیل، یعنی نزدیک شدن به فرج آقا امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف) یعنی اینکه کلید پیچ بزرگ تاریخ در دمشق چرخانده شده است.


داریوش احمد رضا بهمنیار
کد مطلب: 20382
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل