دکتر بهرام زاهدی: در دو دههٔ گذشته صدها سازمان بین‌المللی با هدف نابودی فرهنگ افغانستان تأسیس شد

در دو دههٔ گذشته در افغانستان نیز صدها سازمانهای بین‌المللی آمریکایی و اروپایی با هدف اضمحلال فرهنگ اسلامی و بومی در افغانستان تأسیس شد (با هدایت سرویسهای جاسوسی غربی). این سازمان‌ها در راستای ترویج گفتمان فمنیسم، کانون خانواده را تضعیف کرده و مشکلات امنیتی زیادی نیز درست کرده‌اند.
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۲ سنبله ۱۴۰۰ ساعت ۰۳:۵۸
دکتر بهرام زاهدی: در دو دههٔ گذشته صدها سازمان بین‌المللی با هدف نابودی فرهنگ افغانستان تأسیس شد
افغانستان در پنج دهه‌ی اخیر، شاهد فراز و فرود‌های گسترده، دست اندازی‌های کشور‌های مختلف و نزاع‌های قومیتی و داخلی بوده‌است. از منظری دیگر، می‌توان گفت این تحولات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی می‌تواند نقطه‌ی عطفی در تاریخ این ملت باشد. زیرا از یک سو، دولت‌های اشغالگر هزینه‌های زیادی را بر این کشور تحمیل کردند و از سوی دیگر، افزایش آگاهی مردم کشور افغانستان و رشد جامعه‌ی نخبگانی می‌توان به نقش آفرینی هر چه بیشتر ملت افغانستان در سرنوشت خود امیدوار بود. به تبع، مسئله‌ی زنان نیز با چالش‌های گوناگون و افت و خیز‌هایی همراه بوده‌است. در حال حاضر، با ورود مجدد طالبان در عرصه‌ی سیاسی دیدگاه‌های گوناگونی و ابهاماتی در ارتباط با وضعیت زنان وجود دارد.

در همین رابطه موسسه‌ی آینده پژوهی جهان اسلام نشستی تخصصی در ارتباط با «حقوق زنان در افغانستان» برگزار کرد. این نشست که در تاریخ ۱۶ شهریور ۱۴۰۰ برگزار شد، بر آینده‌پژوهی و نیز دستاورد‌های گذشته و چشم انداز آینده تأکید داشت. یکی از مهمانان این نشست آقای دکتر بهرام زاهدی، کارشناس حوزه‌ی افغانستان و پژوهشگر موسسه‌ی مطالعات راهبردی اندیشه سازان نو بود.

دکتر بهرام زاهدی در این نشست ضمن اشاره به این سخن آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی که «فاطمهٔ زهرا (سلام‌الله‌علیها) یک زن اسلامی است، زنِ در بالاترین طراز زن اسلامی، یعنی در حدّ یک رهبر، امّا همین زنی که از لحاظ فضایل و مناقب و حدّ وجودی می‌توانست پیغمبر باشد، همین زن مادری می‌کند، همسری می‌کند، خانه‌داری می‌کند؛ ببینید اینها را باید فهمید… یک عدّه‌ای به‌عنوان دفاع از حقوق زن حرفهایی می‌زنند که نه‌فقط احترام به زن نیست [بلکه] تضعیف زن است.» گفت در جامعه‌ای مثل جامعه افغانستان عزیز، مطرح کردن حقوق زن در قالبی اسلامی از اهمیت فوق‌العاده ای برخوردار است چرا که در حدود نیم قرن اخیر دوگانگی‌های نامطلوبی در این زمینه بروز کرده‌است. یک طرفِ این دوگانه غربگراهای مقلد هستند. امان‌الله خان -پادشاه افغانستان مقارن با رضاخان و آتاتورک- که پروژه کشف حجاب را رقم زد و بعدها هم مارکسیستها و سپس تر طرفداران غرب که خواستند تمام هویت زن مسلمان افغان را در هویت غربی مضمحل کنند و به اسم تمدن و حقوق بشر او را از گوهر پاک خود دور کنند. طرف دیگر هم برخی سنتهای جامعه یا برداشتهای ناقص از منابع دینی که زن افغان را نه به حجاب و حیا و عفاف، بلکه به نیاموختن و نشناختن فراخوانده اند و او را از مسیر کمال شایسته بازداشته اند. در واقع این هر دو روش مانعی بر سر راه کمال آدمی (مرد و زن) هستند، چه روش تسلیم شدن در برابر فرهنگ منحط غربی و بنده شهوات و نفسانیات شدن و چه روش خام نگه داشتن ذهن و بسنده کردن به سطحی ابتدایی از دین و آیین و مناسک.

پس ما وقتی از حقوق زن صحبت می‌کنیم الگویی مانند زن در جوامع غربی را به عنوان یک معیار برنگزیده ایم، چرا که او در معرض شدیدترین خشونتهای اجتماعی است و به مراتب وضعی بسیار خطرناکتر و دردمندانه تر از زنان جوامع سنتی دارد. امواج پیاپی افکار و دستورالعمل‌های غلط زن غربی را از حداقلهای آسایش محروم کرد و او را از کانون گرم خانواده دور کرده‌است. چنین اموری پیشتر تحت تأثیر «دیکتاتوری خواهر بزرگتر» به امری مذموم تبدیل شده بود. (در مطالعات فمنیسم «دیکتاتوری خواهر بزرگتر» کنایه از تحمیل دیدگاه‌های فمنیسیتی به زنان غربی معمولی است که قصد ازدواج و مادر شدن و خانه‌داری را داشته اما تحت تأثیر آن دیکتاتوری گفتمانی، خجل و از خواست خود منصرف شده‌اند)

در دو دههٔ گذشته در افغانستان نیز صدها سازمانهای بین‌المللی آمریکایی و اروپایی با هدف اضمحلال فرهنگ اسلامی و بومی در افغانستان تأسیس شد (با هدایت سرویسهای جاسوسی غربی). این سازمان‌ها در راستای ترویج گفتمان فمنیسم، کانون خانواده را تضعیف کرده و مشکلات امنیتی زیادی نیز درست کرده‌اند.

شبکه‌های تلویزیونی مانند طلوع نیوز و برنامه‌های امثال «قسیم جان» نیز از عوامل زدودن هویت زن مسلمان افغان هستند. نهادهای به اصطلاح حقوق بشری هم که در بیست سال گذشته نسبت به کشتار و بمبارانهای نیروهای ناتو در افغانستان ساکت بودند این روزها برای پنهان کردن آن حقیقت بزرگ، مدام نسبت به مسائل گوناگون داخلی افغانستان توجه نشان می‌دهند. در ایام پیش رو باید به دور از این نهادهای وابسته به آمریکا و بلکه از طریقی مقتضای باورها و فرهنگ اسلامی موضوع مهم حقوق زن و مطالبه گری در این راه مطرح شود. بایستی به طالبان هم قدری فرصت داد و دید که چه می‌کنند کمااینکه در مقام لفظ حرفهای خوبی زده‌اند و تأکید بر جواز تحصیل تا دکتری برای همه و به شرط رعایت پوشش حجاب اسلامی را داشته‌اند.

در نوزده سال اخیر حضور زنان در عرصه‌های مختلف اجتماعی بیشتر شده‌است اما همزمان شاهد رواج بی ببند و باری نیز هستیم (و نیز حداقل سه میلیون نفر معتاد). زنانی نیز معمولاً از سوی حکومت برگزیده می‌شوند و در مناصب سیاسی قرار می‌گیرند که تقیدی به حفظ پوشش شرعی نداشته باشند. طالبان در آخرین موضع گیریهای رسمی خود اعلام کرده «مدار برتری در دین اسلام مرد بودن یا زن بودن نیست. چه بسا زنانی که هزاران بار برتر از مردان هستند…».

بنابراین، می‌بایست با درنگ و تأمل و با حزم و احتیاط به سمت جلو رفت و در دام کسانی نیفتاد که از جهت سیاسی و نظامی به دنبال جنگ داخلی و تجزیه افغانستان هستند و از جهت فرهنگی و اجتماعی هم فقط غرب را الگوی خود قرار داده و به همین جهت قانون اساسی کنونی افغانستان را دچار وضعیتی پارادوکسیکال کرده‌اند و امروز با سپر قرار دادن بانوان و مسئله حقوق زنان به دنبال منافع خود هستند. جمهوری اسلامی ایران هم می‌تواند ضمن حفظ روابط معمولی با آرایش سیاسی جدید در افغانستان، به شکلی معقول و غیر حساسیت زا به دنبال اصلاح امور و بهتر شدن شرایط برای همه مردم افغانستان باشد و فراموش نکند که هدف نهایی در همه جا کمال انسان است پس بایستی کمک به بازتعریف هویت زن مسلمان افغان و مطالبه گری از نوع مکتبی و خردمندانه آن کند. امروز امثال بنیاد هیفوس و هزاران پادوی رسانه ای غرب نظیر مصی علینژاد مترصد سوء استفاده از بحث مهم حقوق زنان هستند و با مبنایی غربی، الگوی غلط حکومت غربگرای غنی را به عنوان الگویی موفق به مردم افغاستان و مردم ایران قالب می‌کنند و این امر هوشیاری دوچندانی مؤمنین افغان و ایرانی در برابر این توطئه را می‌طلبد.
کد مطلب: 97616
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل