​هشدار به طالبان! صلح اولویت مردم افغانستان و منطقه است

طالبان باید درک کند که با سلطه جویی قومی و با زور به مدت طولانی نمی‌تواند در قدرت بماند و صلح پایدار تأمین کند؛ بنابراین مکانیزم مناسب برای جابه جایی قدرت و تأسیس یک نظام مقتدر که قناعت اکثریت مردم افغانستان را حاصل کند ایجاد نماید.
تاریخ انتشار : جمعه ۵ سنبله ۱۴۰۰ ساعت ۱۲:۱۴
​هشدار به طالبان! صلح اولویت مردم افغانستان و منطقه است
در آستانهٔ سقوط جمهوری شر و فساد و دولت دست نشانده آمریکا در افغانستان، عده‌ای در فضای مجازی و حقیقی دهل به گردن آویخته و بر طبل جنگ، مقاومت و حمایت از نظام جمهوری قلابی و دستاوردهای زشت و پلید و ضد شرافت و شریعت آن به نام دموکراسی، حقوق زن، حقوق بشر، آزادی بیان و … می‌نواختند. آنها با تشویق و بزرگ‌نمایی کوچکترین حرکت‌های ضدطالبان و لاف و گزافه گویی‌های برخی فرصت طلبان و قهرمان خواندن رهبران سیاسی و نظامی فاسد از نسل جنگ سالاران فرتوت، کوشیدند مردم را تحریک به مخالفت نموده و آتش جنگ خانمان سوز را دوباره شعله‌ور سازند، آن هم‌زمانی که کار از کار گذشته و سازماندهی مقاومت ممکن نیست.
سلطه سریع و همه‌جانبه طالبان در افغانستان، همه خواب‌ها و رؤیاهای فرصت طلبان داخلی و بازیگران و اشغالگران خارجی را بر باد داد و فرصت عمل را از آن‌ها و حتی خود طالبان گرفت.
اینک بیش از ده روز است همه در حالت بلاتکلیفی بسر می‌برند، بخصوص شهروندان تاجیک، هزاره و ترک‌تبار که در طول تاریخ از سلطه یک‌جانبه قومی به نام اسلام، جهاد، آزادی، وحدت ملی و دموکراسی زخم خورده‌اند بیشتر از پیش نگران آینده خود هستند. متأسفانه بسیاری از روشنفکران، نخبگان مذهبی و غیرمذهبی و رهبران و فعالان احزاب سیاسی که خود در این سقوط تاریخی و برباد رفتن دستاوردهای مبارزه و قربانی‌های مبارزان عدالت‌خواه و متدین این سرزمین نقش داشته و مقصرند، و هنوز هم به خود نیامده اند، تشویش و نگرانی اصلی مردم و مشکل اصلی بحران افغانستان را، سرنوشت دستاوردهای بیست سال گذشته سلطه اشغالگران و مفسدان وابسته به آن‌ها، دانسته و از غم دموکراسی فریب، کار و تحصیل زنان، سرنوشت رسانه‌های مبتذل، موسیقی و رقص، بدحجابی، فساد و فحشا، آزادی بیان برای تحقیر و توهین ارزش‌ها و باورهای دینی، جامعه مدنی و مزخرفاتی دهن پرکن و فریبنده و بی‌ثمری این چنینی، فریاد کشیده و در تب و تابند و در گفت‌وگوها و مذاکرات گذشته و آینده برای حل بحران افغانستان بر سر آن‌ها چانه زده و می‌زنند.
نمی‌دانم چرا نمی‌گذارند که مردم بدانند مشکل اصلی افغانستان مزخرفات پیش گفته نیست. مشکل اصلی افغانستان از بدو تأسیس این کشور، تبعیض و سلطه جویی قومی و مذهبی بوده و می‌باشد. حل این مشکل راهکارها، برنامه‌ها و فداکاری‌های عملی شفاف و صادقانه و به دور از مصلحت‌اندیشی‌های کاذب را می‌طلبد که کسی در طول بحران این کشور به آن توجه جدی و عملی نکرد و همه بخاطر منافع شخصی کلوخ روی آب گذاشته و رد شدند.
حالا شرایط تغییر کرده‌است، بعد از ۴۳ سال جنگ‌های خونین و بی‌نتیجه، دیگر جنگ راه حل نیست، چون که پایان ناپذیر و تباه کننده است. مردم افغانستان و منطقه بیشتر از این توان سوختن در آتش این جنگ بیهوده را ندارند.
در حال حاضر چه کسی را خوش بیاید یا نیاید، طالبان قدرت را مقتدرانه و با مبارزات طولانی با اشغالگران آمریکایی و پیمان ناتو به دست آورده‌است و بر اساس اعتراف دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور سابق آمریکا که این گروه را مبارزان راه استقلال کشورشان خواند (و نه تروریست) و نیز عدم مخالفت عملی اکثریت قاطع شهروندان افغانستان به هر دلیلی با حاکمیت طالبان، این تحریک به نحوی مشروعیت اجتماعی و اخلاقی و حتی مذهبی از نظر فقه اهل سنت به دست آورده‌است. این‌که بعداً چه می‌شود و طالبان چگونه حکومت خواهد کرد باشد برای آینده. در حال حاضر طالبان پیروز، باید به مطالب زیر توجه جدی مبذول دارد که اگر اعتنا نکند افغانستان را بسوی نابودی سوق خواهد داد.
۱- طالبان به محضی که در کابل مستقر شد و قبل از آن‌که تشکیل حکومت دهد تارهای ارتباطی اش با گروه‌های تکفیری به اهتراز درآمد. تکفیری‌های سوریه در شهر حلب آن کشور به جشن و پایکوبی پرداخته و از مساجد شهر صدای الله اکبر را پخش کردند. شیخ عبدالرزاق المهدی مفتی تکفیری‌ها و گروه‌های تروریستی سوریه، پیروزی طالبان را تبریک گفت. رسانه وابسته به طالبان(nunn.asia) گروه‌های تکفیری احرار الشام، جبهه النصره، هیئت تحریر شام و داعش را با احترام انقلابیون سوریه می‌خواند. بی‌جهت نیست که احرار الشام، القاعده یمن، الشباب در سومالی، رهبر جماعت نصرت اسلام و مسلمین وابسته به القاعده در شمال و غرب آفریقا پیروزی طالبان را تبریک گفتند. همچنین اسپوتنیک، ادعا کرد که عربستان هم طالبان را به رسمیت شناخته‌است که بیانیه دو پهلوی آن کشور بعد از فرار اشرف غنی می‌تواند بیانگر این مطلب باشد. اما خیلی شگفت‌انگیز است که سهیل شاهین، سخنگوی طالبان، قبل از همه با رادیو اسرائیل مصاحبه کرد و گفت: افغان‌ها باید متحد شوند و این کشور را بسازند.
۲- آنچه گفته شد به این معنی است که طالبان با گروه‌های تکفیری و تروریستی رابطه دارد و این رابطه می‌تواند یک حقیقت دردناک را به اثبات برساند و آن این که این گروه در عملیات تروریستی و انتحاری که در غرب کابل در مساجد، مدارس، بیمارستان، ورزشگاه و آموزشگاه‌های مربوط شیعیان صورت می‌گرفت در تبانی با نیروهای امنیتی دولت اشرف غنی، دست داشته‌است. توقف این انفجارها و انتحارها بعد از سلطه طالبان بر شهرها و سقوط دولت اشرف غنی و محو شدن یکباره داعش و دیگر تروریست‌های تکفیری مجهول الهویه در افغانستان، این پیام را می‌رساند که طالبان با استفاده از نفوذ و حضوری که در میان نیروهای امنیتی دولتی داشت دست به کشتار دستجمعی شیعیان بویژه جوانان دانش آموز و در حال تحصیل به نام داعش می‌زد. تردیدی نیست که حزب اسلامی حکمتیار و شخص او که بارها در گفتار و نوشتار شیعیان را مشرک و کافر خوانده‌است و سران طالبان به جای محاکمه او به اتهام تسلیم شدن به اشغالگران آمریکایی، پشت سرش نماز می‌خوانند، نیز در کشتار جامعه شیعه در افغانستان در سایه حضور همه‌جانبه آمریکایی‌ها و متحدانش نقش داشته‌است.
عملیات انتحاری شامگاه دیروز (پنجشنبه ۴ سنبله/شهریور ۱۴۰۰) در فرودگاه کابل در میان زنان و مردان بیدفاع، منجر به کشته و زخمی شدن حدود ۲۰۰ تن گردید و جوی خون به راه افتاد. داعش موهوم و بی آدرس در افغانستان، مسوولیت این عملیات را به عهده گرفت. این فاجعه هم به نوبهٔ خود نشان می‌دهد که داعشیان انتحاری در جمع نیروهای آمریکایی و وابسته به غرب و نیز در میان طالبان وجود دارند، چنان‌که امریکایی‌ها، آسترالیایی‌ها و انگلیسی‌ها، قبلاً از وقوع عملیات انتحاری مهیب خبر داده بودند. اما اگر می‌خواستند، چطورنتوانستند در یک منطقه کوچک ومحدود وتحت کنترل بیش از شش‌هزارسربازونیروهای امنیتی مسلح، از وقوع چنین فاجعهٔ دردناکی جلوگیری کنند؟. هرچند این فاجعه به ضررطالبان ارزیابی می‌شود و سخنگوی طالبان آن را محکوم کرد، اما رد پای گروه‌های تکفیری و انتحاری را این تحریک در میان خود باید جدی بگیرد.
۳- طالبان باید در رابطه با روابط خود با گروه‌های تکفیری درآسیا، آفریقا و بویژه با داعش، جبهه النصره، احرار شام و نیز تکفیری‌های افغانی مانند گلبدین حکمتیار، مولوی انصاری و دیگران توضیح داده و از آن‌ها رسماً اعلام انزجار کند و مرز خود را با تکفیری‌های یاد شده تعریف نماید.
۴- عملکرد طالبان در شهر کابل در طی حدود ده روز از سلطه اش هم، نوید آزادی، برابری، برادری و صلح واقعی نمی‌دهد. به نظر می‌رسد که این تحریک هنوز حقوق برابر شهروندی و ملی غیرپشتون‌ها و بخصوص شیعیان و هزاره‌ها را نادیده می‌گیرد. چنان‌که در دعوتی که از علما و ائمه مساجد شهر کابل در خیمه لویه جرگه کرد، علما و ائمه مساجد شیعه را نا دیده گرفت، درحالی که بیشتر از یک سوم جمعیت کابل را شیعیان تشکیل می‌دهند.
با توجه مطالب فوق‌الذکر طالبان باید بداند که اگر حقوق قومی، زبانی و مذهبی قاطبه مردم افغانستان را مانند دوره قبلی حاکمیت خود به رسمیت نشناسد و تغییرات اساسی در ساختار دولت و نظام با مشارکت معقول همه اقوام ایجاد نکند، جنگ در افغانستان ادامه خواهد یافت و ممکن است که کشورهای منطقه را نیز درگیر سازد که در آن صورت طالبان وضع بهتر از داعش و گروه‌های تکفیری و تروریستی نخواهد داشت.
۵- و اما طالبان فرصت طلایی بدست آورده‌است که با استفاده از آن می‌تواند صلح دایمی را در افغانستان برقرار ساخته و این کشور را در مسیر ترقی و پیشرفت واقعی سوق دهد و برای خود هم در تاریخ این سرزمین نام نیک و ماندگار ثبت نماید. برای دست یابی به این هدف باید کارهای زیر صادقانه و شفاف انجام شود:
۱- طالبان باید درک کند که با سلطه جویی قومی و با زور به مدت طولانی نمی‌تواند در قدرت بماند و صلح پایدار تأمین کند؛ بنابراین مکانیزم مناسب برای جابه جایی قدرت و تأسیس یک نظام مقتدر که قناعت اکثریت مردم افغانستان را حاصل کند ایجاد نماید.
۲- افغانستان به صلح و امنیت نیاز دارد و تداوم صلح به یک نظام قدرتمند و تثبیت شده، بنا براین در حال حاضر تنها نیروی که امنیت را می‌تواند برقرار کند و یک نظام قدرتمند را پشتیبانی نماید طالبان است. تمام نیروهای سیاسی و قومی باید به این واقعیت حتی اگر تلخ باشد، تن در دهند.
۳- طالبان می‌تواند در یک دوره معین و قابل قبول رهبری نظام جدید را به عهده داشته باشد تا صلح و امنیت تأمین شود، اما قدرت اجرایی در همه ابعاد سیاسی، نظامی، اجتماعی و فرهنگی آن باید عادلانه و بر اساس صلاحیت علمی و عملی میان همه اقشار و اقوام توزیع گردد.
۴- به تحمیل سلطه زبان پشتو بر زبان فارسی در رسانه‌ها و مطبوعات، اسناد کشوری و لشکری، سیاسی و فرهنگی، تابلوها و عناوین نظامی، علمی و غیره پایان داده شود. بخصوص سرود ملی و نوشته‌های پول ملی باید به زبان فارسی و پشتو باشد.
کلیات آنچه لازم بود ذکر شد، اما تبین، توضیح و تدوین جزئیات آن نیاز به بحث‌های مفصل دارد. آنچه نوشته شد مشکلات اساسی و نیازهای امروز مردم افغانستان برای تأمین صلح و امنیت پایدار در کشور است که امیدوارم مورد توجه جدی همه طرف‌ها بخصوص تحریک اسلامی طالبان که از این به بعد مسئولیت نجات افغانستان را به عهده دارد، قرار بگیرد.
کد مطلب: 97420
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل