​شأن امّت و علی (ع)

امام موسی صدر
ما در این ماه و با روزه‌ای که در این ماه می‌گیریم، می‌توانیم بر سرنوشت خویش مسلط شویم، به‌طوری که می‌توانیم از هواها، ستمگری‌ها، ضعفها و نیازها و از ذوب شدن در بستر زندگی روزمره و عادی خویش آزاد شویم و از آزادگانی شویم که بر آیندهٔ خود مسلط‌اند و سرنوشت خویش را رقم می‌زنند.
تاریخ انتشار : سه شنبه ۱۴ ثور ۱۴۰۰ ساعت ۱۵:۴۷
​شأن امّت و علی (ع)
برادران مؤمن، در این ساعات پایانیِ شب، می‌خواهم از امام سخن بگویم، در حالی که آن حضرت در این ساعت‌ها لحظات پایانی عمر خود را می‌گذراند. آیا این که دستی آلوده به گناه در شب نوزدهم ماه رمضان اقدام به ترور امام می‌کند، امری تصادفی است؟ آیا این که دستی جنایتکار در شب نوزدهم ماه رمضان امام را ترور می‌کند و آن حضرت در شب بیست‌ویکم به ملاقات با خدای خویش می‌رود، و نیز بر اساس یک سنّت، شب سومِ شهادت او در بیست‌وسوم واقع می‌شود، اتفاقی و تصادفی است؟

در روایات ما احتمالاتی وجود دارد که این سه شب لیله‌القدر باشد و روزهای آن روزهای قدر. آیا این همزمانی و تقارنِ حادثهٔ ضربت خوردن و شهادت امام علی با شبهای قدر، تصادف است یا علی (ع) قدْر و قَدَرِ این امت است؟ آیا علی (ع) برای شبهای ظلمانی این امت نوری بود که سرنوشت آن را رقم می‌زد و دعایی بود که نیازهای او را برآورده می‌ساخت و عزتی بود که ذلت او را می‌زدود و مایهٔ بقای این امت می‌شد؟

به اعتقاد من این صحیح و حق است. میان علی و سرنوشت این امت ارتباطی وجود دارد. میان علی و شب قدر پیوندی ناگسستنی است. قدر چیست؟ آیا همان‌گونه که «قَدَری» های این امت می‌پندارند، قدر عبارت از تقدیرهایی است که اجرا می‌شود؟ یا عمرها و روزی‌هایی است که معین شده و سعادت و شقاوت ما در غیاب ما و در شبی که آن را نمی‌شناسیم، رقم می‌خورد؟ اگر چنین باشد، با آینده‌ای روبرو خواهیم شد و در انتظارِ سرنوشتی هستیم که در تعیین و ترسیم آن هیچ دخالتی نداریم.

اگر معنای لیله‌القدر این باشد، میان این شب و علی (ع) هیچ رابطه‌ای نیست؛ چراکه ما خداوند را به حاکمی دنیوی تشبیه کرده‌ایم که قانون بودجه را در دست گرفته و روزی و عمر و خوشبختی و بدبختی را بنا به میل و هوس خود، بدون ارتباط با مردم، مقرّر می‌کند! اما مفهوم قدْر در معنای اسلامی و قرآنی آن، دست‌کم بر اساس تشخیص اندک این‌جانب، یکی از معانی سه‌گانهٔ زیر است:

اول) قدْر و لیله‌القدر به معنای شب نزول قرآن است، به این اعتبار که قرآن در شب قدر نازل شده‌است: «انّا انزلناهُ فی لیله القدر: ما آن را در شب قدر نازل کردیم.» (قدر، ۱). همچنین آن‌گونه که قرآن می‌فرماید، شب قدر: «فیها یُفرَقُ کل أَمر حکیم: در آن شب هر فرمانی بر حسب حکمت صادر می‌شود.» (دخان، ۴). هنگامی که در آیهٔ قبل می‌بینیم که می‌فرماید: «انّا کُنّا مُنذِرین: ما بیم‌دهنده بوده‌ایم» (دخان، ۳)، پس «یُفرَق کل أمر حکیم» در مقام تشریع است و معنای آن این است که قرآن کریم و مفاهیم و احکام موجود در آن، همه چیز را معین و مقدَّر و خطوط کلی زندگی انسان را ترسیم می‌کند و هیچ تر و خشکی نیست مگر اینکه در «کتاب مبین» موجود است. قرآن منافع انسان و راه و روش زندگی او را مشخص می‌کند؛ بنابراین شب قدر و شب نزول قرآن، زمان تعیین‌کردن و روشن‌کردن تقدیر و اندازه‌گیری همهٔ امور و همهٔ چیزهاست. این است معنای لیله القدر.

معنای زنده‌ماندن شب قدر در این امت، آن‌گونه که از روایات متعدد استفاده می‌شود، این است که امت آن را با شبهای دیگر مقایسه می‌کند و آن را زنده نگه می‌دارد. پس، از این شب بهره می‌گیرد؛ زیرا او در فضای نزول قرآن به سر می‌برد و خود را در مقابل این آینه ارزیابی می‌کند تا سیر و سلوک و راستی و کژی خویش را مشاهده کند.

دوم) شب قدر با مفهوم دعا مرتبط می‌شود. دعا نشانه‌ای است از نشانه‌های این ماه. آیه‌ای در بارهٔ دعا در میان آیات روزه وارد شده‌است. آیهٔ اول این است: «کُتب علیکم الصیام کما کُتب عَلی الذین من قبلکم: روزه داشتن بر شما مقرر شد، همچنان که بر کسانی که پیش از شما بوده‌اند، مقرر شده بود.» (بقره، ۱۸۳). و آیهٔ دوم: «أیاماً معدودات: روزهایی معدود» (بقره، ۱۸۴) و آیهٔ سوم: «شهر رمضان الذی أنزل فیه القرآن: ماه رمضان، که در آن قرآن نازل شده‌است» (بقره، ۱۸۵) و آیهٔ چهارم: «و اذا سألک عبادی عنی فإنّی قریب أجیب دعوه الداع اذا دعان: چون بندگان من دربارهٔ من از تو بپرسند، بگو که من نزدیکم و به ندای کسی که مرا بخواند، پاسخ می‌دهم.» (بقره، ۱۸۶). آیهٔ پنجم دربارهٔ روزه و مسافرت است: «… و علی الذین یطیقونه: بر آنان که روزه برایشان مشقت دارد.» (بقره، ۱۸۴) و دیگر احکام روزه.

آیا اینکه خداوند آیهٔ دعا را در بین آیات روزه ذکر کرده‌است، امری تصادفی است؟ و در اینجا هیچ رابطه‌ای وجود ندارد؟ خیر، چنین نیست. تقدم و تأخر و عطف و فصل قرآن دارای مفهوم و هدف است. پس «روزه» با «دعا» مرتبط است و دعا در این ماه یکی از ارکان مهم به‌شمار می‌رود. با دعای صحیح، نه تصنعی، انسان می‌تواند سعادت یا شقاوت خود را بنا کند.

سوم) معنای تربیتی عملی شب قدر است. شب قدر با روزه ارتباط دارد و روزه، همان‌گونه که می‌دانیم، یعنی تزکیه و تربیت. روزه خروج از زندگی روزمره است؛ لحظه‌ای اندیشیدن و تأمل کردن خارج از عادات روزمرهٔ انسان است. انسان برای یک لحظه، یک ساعت، یا ماهی از ماه‌ها، با پروردگار خود پیوند ویژه‌ای می‌خورد. انسان پیوند خود را با زندگی معمولی و روزمره قطع می‌کند، سپس در جهت تنظیم این روابط و غلبه بر این وابستگی‌ها و این احساس که او آزاد است، تلاش می‌کند. او شخصیت خود را کامل می‌کند. خود را از نو می‌سازد و نفس خویش را تزکیه می‌کند. «قد أفلح من زکّاها. و قد خاب من دسّاها: هر که در پاکی آن [نفس] کوشید، رستگار شد و هر که در پلیدی‌اش فروپوشید، نومید گردید.» (شمس، ۹–۱۰).

پس تزکیه راه سعادت انسان است. ما در این ماه و با روزه‌ای که در این ماه می‌گیریم، می‌توانیم بر سرنوشت خویش مسلط شویم، به‌طوری که می‌توانیم از هواها، ستمگری‌ها، ضعفها و نیازها و از ذوب شدن در بستر زندگی روزمره و عادی خویش آزاد شویم و از آزادگانی شویم که بر آیندهٔ خود مسلط‌اند و سرنوشت خویش را رقم می‌زنند. بر این اساس، حضرت علی (ع)‏ قدر و قدر (شأن و سرنوشت) این امت است و علت آن به‌وضوح در داستان غم‌انگیز این شب روشن است.

در این شب از ماه رمضان، امیرالمؤمنین، پسرعموی پیامبر اکرم (ص)، در محراب عبادت، هنگام سجده و نماز، به شهادت می‌رسد. این، حقیقتی است که میان علی (ع) و شب قدر پیوند می‌زند و به ما می‌آموزد که در این شب مبارک و پاک می‌توان از علی (ع) بهره‌ای گرفت، و امیدی هرچند اندک در دل ما ایجاد می‌شود که می‌توانیم بر اسرائیل بشوریم و بر آن پیروز شویم. اما باید میعادگاه ما و سخن و اندیشهٔ ما در این شامگاه، آغاز یک حرکت باشد. مثل معروفی هست که می‌گوید: «پیمودن هزار کیلومتر، با گام نخست آغاز می‌شود.» ما گام نخست را در این شب برمی‌داریم و از نتایج آن هم ناامید نیستیم؛ زیرا ایمان داریم که خداوند از ما کریم‌تر است. پس اگر برای او گام برداریم، او این حرکت ما را ده چندان خواهد کرد: «من جاء بالحسنه فله عشر أمثالها: هر کس کار نیکی انجام دهد، ده برابر به او پاداش دهند.» (انعام، ۱۶۰) و «و لینصرن الله من ینصره إن الله لقوی عزیز٫ الذین إن مکّناهم فی الأرض أقاموا الصلاه و آتوا الزکاه و أمروا بالمعروف و نهوا عن المنکر و لله عاقبه الأمور: خداوند هر کس را که یاری‌اش کند، یاری می‌کند و خدا توانا و پیروز است. همان کسان که اگر در زمین مکانت‌شان دهیم نماز می‌گزارند و زکات می‌دهند و امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند. و سرانجام همهٔ کارها با خداست.» (حج، ۴۰–۴۱).

* ادیان در خدمت انسان

ترجمه سید عطاءالله افتخاری
کد مطلب: 96220
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل