یک کارشناس مسائل سیاسی در واکنش به خبر سفر هیئت سیاسی گروه طالبان به تهران گفت: تغییرات سیاسی در آمریکا ما را ترغیب میکند نگاهی متفاوت به سفر سال گذشتهٔ «ملا برادر» به تهران داشته باشیم؛ سفری که در قوس/آذرماه ۹۸ به انجام رسید.
پیرمحمد ملازهی، کارشناس شبه قاره بر این عقیده است که: «طالبان، نگران بازنگریهایی در توافقات ترامپ و گروه طالبان در گفتگوهای صلح دوحه است و به همین دلیل نگاهِ جدیدی در مناسبات سیاسی خود لحاظ کردهاست.»
پیرمحمد ملازهی دربارهٔ سفر هیئت طالبان به تهران و تفاوتهای آن با سفر قوس/آذر ۹۸ میگوید: تفاوت اساسی شرایطی است که الان وجود دارد. با تغییر ریاست جمهوری در آمریکا بحثی است دربارهٔ معاهدهای که بین طالبان و آمریکا به وسیله آقای خلیل زاد و ملابرادر بسته شدهاست. ظاهراً آمریکاییها میخواهند تجدید نظری در آن توافقنامه داشته باشند و این باعث نگرانی طالبان شدهاست.
این کارشناس مسائل سیاسی میافزاید: چون طالبان فکر میکردند که با آن قرارداد در موضع مسلط قرار میگیرند و میتوانند امارت اسلامی خود را در افغانستان چه از طریق سیاسی چه از طریق نظامی احیا کنند؛ به نظر میرسد موضع طالبان در قبال صلح در افغانستان تحت تأثیر نگاهی که در آمریکا به وجود آمده قرار میگیرد و طالبان گمان میکنند احتمالاً موضع دولت مرکزی افغانستان در مذاکرات آینده قویتر خواهد شد.
ملازهی ابراز میدارد: معتقدم طالبان بسیار هوشمندانه نسبت به این قضیه برخورد کردند و سعی میکنند اگر آن ابتکار آمریکایی به نوعی با شکست رو به رو شد ابتکاری که ایرانیها مطرح کرده بودند که صلح افغانستان را بین الافغانی کنند و ابتکار کشورهای منطقهای را به جای ابتکار آمریکایی به کار برند و الان شاهدیم بیشتر در این زمینه کار میکنند که موضع خود را تقویت کنند؛ بنابراین تفاوت بین آن مقطع زمانی با حالا در این است که اکنون طالبان نگراناند که سیاست خارجی آمریکا تغییر کند و توافقی که طالبان در آن متعهد شده بودند که اجازه نمیدهند گروههای رادیکال اسلامی در افغانستان علیه آمریکا یا متحدان او فعال شوند و در ازای آن آمریکا تعهد داده بود که نیروهای خود را از افغانستان خارج کند دستخوش تغییر شوند و این نگرانی سبب شدهاست که به تهران سفر کنند و احتمالاً این هیئت به جاهای دیگر مثل عربستان، امارات و ترکیه نیز خواهند رفت.
ملازهی در ادامه و دربارهٔ مقایسه شرایط افغانستان در زمان دو سفر طلبان به تهران و در واکنش به ترورهای هفتههای اخیر در مناطق مختلف اظهار میدارد: طالبان ترورهایی که انجام شدهاست را نمیپذیرند و داعش مسئولیت آن را به عهده گرفتهاست. نگاه جریان رادیکال اسلامی که تحت عنوان جهادیها هستند نسبت به آنچه که طی نوزده سال گذشته اتفاق افتاده نگاهی منفی است. سطح آزادی که رسانهها و مطبوعات پیدا کردند، وضعیت زنان جامعه و وضعیت شیعهها که در قانون اساسی مذهب شان رسمیت پیدا کرده از نظر آن جریان رادیکال اسلامی قابل قبول نیست و سعی میکنند با این گروهها برخورد کنند.
کارشناس ارشد مسائل شبه قاره اذعان دارد: شاهدیم در این ترورهای هدفمند شیعهها، روزنامهنگارها و جریاناتی که با طالبان مشکل دارند هدف قرار گرفتند. مفهومش این است که آنها میخواهند این هشدار را به جامعه افغانستان دهند که اگر ما به قدرت رسیم این سطح آزادی را نمیتوانیم قبول کنیم و جامعه افغانستان در این زمینه است که نگرانی دارد چون میدانند اگر طالبان شریک قدرت شوند این شانس را دارند که در مراحل بعدی قدرت را قبضه کنند و بعد به طرف تسلط کامل و نادیده گرفتن حقوق بقیه بخشهای سیاسی، قومی و مذهبی گام بردارند.
وی تأکید میکند: البته شرایط به گونهای نیست که طالبان فکر میکنند چون الان سه گروه داوطلب قدرت هستند: طالبان، جریان جهادی شمال به نمایندگی عبدالله عبدالله و دیگری جریان لیبرال-دموکراتها به نمایندگی اشرف غنی. اگر بخواهد راه حلی متصور باشد باید یک قدرت متوازنی به وجود آید که طالبان باید مواضع خود را تعدیل کنند.
این کارشناس مسائل سیاسی دربارهٔ موافقت آمریکا نسبت به واگذاری ابتکار عمل صلح در افغانستان به مثلث ایران، هند و پاکستان خاطرنشان میکند: به نظر سخت است. این گونه نیست که کلا اجازه دهند ابتکار بهطور کامل از دست آمریکاییها خارج شود. حتی در زمان ترامپ هم در پشت پرده در توافق طالبان درصدی از حضور آمریکاییها در افغانستان را پذیرفتند؛ بنابراین آمریکاییها حتماً دو پایگاه را نگهمیدارند. به نظر میرسد آقای بایدن و تیمش روی مسائل گستردهتر و عمیقتری فکر میکنند. بحث اصلی آمریکاییها در منطقه نفوذ چین است که چینیها از طریق جاده کمربند در بندر گوادر و در صدد افزایش نفوذ به چابهار و جاسک و خلیج فارس هستند. در ایران هم بحث معاهده ۲۵ ساله با چین مطرح است؛ بنابراین آمریکاییها مسئله شان تنها افغانستان نیست و نوعی رقابت بین چین، روسیه و آمریکا و اروپا در منطقه در حال شکلگیری است که پاکستان، افغانستان و ایران محل دعوای اصلی در این قضیه هستند.
ملازهی ادامه میدهد: شواهد نشان میدهد که در بیست ـ سی سال آینده چینیها قدرت اول جهانی خواهند بود و آمریکاییها درصدد هستند جلوی چینیها را در این منطقه بگیرند. دو ائتلاف میخواهد شکل گیرد یک ائتلاف دموکراسی که آمریکاییها شروع کردند یعنی هدف خاورمیانهای است که اسرائیل و عربستان سعودی و کشورهای حاشیه خلیج فارس را به هند متصل کردند و از آنجا این ائتلاف به طرف شرق منتقل میشود و کره جنوبی، ژاپن و استرالیا را در برخواهد گرفت که چین را کاملاً محاصره کنند در خشکی هم سه کشور دیگر هستند که مد نظر آمریکا است: افغانستان، مغولستان و دانمارک. آمریکاییها میخواهند هم از طریق خشکی هم از طریق دریا به کریدور جنوب دست یابند؛ بنابراین فقط مسئله افغانستان نیست دعوای کلیتری در سطح بینالملل است و ما رگههایی از آن را میبینیم که در افغانستان خود را نشان دادهاست.
پیرمحمد ملازهی دربارهٔ اینکه آیا سفر اخیر طالبان به ایران میتواند به دلیل موضوعات مطرح شده دربارهٔ بازنگری در توافق طالبان با ترامپ توسط بایدن، صورت گرفته باشد میگوید: این برداشت درست است. طالبان محاسبات خود را دارند و میدانند اگر آمریکاییها به سمت تجدید نظر در توافقنامهای که با طالبان امضا کردند روند معنایش این است که توجه بیشتری به حمایت از دولت مرکزی افغانستان شده و آن امتیازاتی که طالبان به دست آوردند و امارت اسلامی که در آن توافق گنجاندند به نظر میرسد در زمان بایدن این گونه نباشد و با احیای امارت اسلامی موافقت نشود. آقای خلیلزاد کاری کرده بود که دولت نقش حاشیهای پیدا کرده بود و تا الان هم به جایی نرسیدهاست. تیم آقای بایدن منتظر ارزیابی جدید است. سفر طالبان به تهران به این دلیل است که طالبان فکر میکنند ایران به نوعی میتواند نقش مثبتی را در روند صلح داشته باشد. اما در هر صورت این نگرانی برای طالبان وجود دارد که آمریکا ممکن است حامیان افغانستان را که عمدتاً پاکستان و عربستان سعودی هستند تحت فشار بیشتری قرار دهند و آنها را مجبور کنند که در مناسباتشان با طالبان تجدید نظر کنند. با توجه به حالتی که ترامپ ایجاد کرده بود و آمریکا منزوی بود با اروپاییها نمیتوانست کار کند و با بقیه کشورها مشکل داشت اما بایدن و دموکراتها سیاستهایشان به طرف همکاری در درجه اول با اروپاییها و بعد با مناطق دیگر است و این به نفع طالبان نیست.
پیرمحمد ملازهی در واکنش به این سؤال که آیا افغانستان به یک حکومت فدرالی نزدیک میشود؟ میگوید: این برداشت درست است. تحلیل من این است که طالبان نمیتوانند در هیچ شرایطی یکهتاز قدرت شوند و ایران هم حمایتی نخواهد کرد. گروههای اصلی که به شکل سنتی با ایران نزدیک هستند گروههای شیعه مذهب یا جبهه شمالی هستند که جمعیت اسلامی به رهبری ربانی در راس آن است و اینها تجدید امارت اسلامی را نخواهند پذیرفت و این احتمال وجود دارد که اگر طالبان به این سمت حرکت کنند آنها سلاح به دست گیرند و در این شرایط تجزیه افغانستان محتمل است.