​دو دیدگاه متضاد دربارهٔ حضور نظامی آمریکا؛

آیا وقت خروج از افغانستان فرا رسیده‌است؟

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا در توافقی با گروه شبه‌نظامی طالبان قول داده تا ماه مه ۲۰۲۱ همه نیروهای آمریکایی را از افغانستان خارج کند.
تاریخ انتشار : سه شنبه ۳۰ جدی ۱۳۹۹ ساعت ۱۱:۰۹
آیا وقت خروج از افغانستان فرا رسیده‌است؟
هنوز مشخص نیست جو بایدن، رئیس‌جمهور منتخب آمریکا پس از ورود به کاخ سفید چه سیاستی را در قبال افغانستان اتخاذ می‌کند اما استمرار حضور نظامی آمریکا در این کشور موافقان و مخالفان زیادی دارد. پایگاه خبری تحلیلی «ریل کلیر ورلد» در گزارشی به دفاع از پایان دادن به «جنگ ناتمام» در افغانستان پرداخته و ادعا می‌کند این جنگ هیچ ربطی به آمریکا ندارد! در این گزارش آمده‌است: در پی هجوم حامیان دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا به ساختمان کنگره، تدابیر امنیتی مراسم تحلیف رئیس‌جمهور منتخب جو بایدن به طرز چشمگیری افزایش یافته‌است. بیش از ۲۰ هزار نیروی گارد ملی برای تأمین امنیت این رویداد مورد استفاده قرار می‌گیرند. این تعداد بیش از دو برابر سربازان مستقر در عراق و افغانستان است؛ بنابراین برای محافظت از واشینگتن دی سی، که حدود ۶۱ مایل مربع وسعت و بیش از ۷۰۰ هزار نفر جمعیت دارد، این تعداد نیرو لازم است. افغانستان حدود ۲۵۰ هزار مایل مربع مساحت و بیش از ۳۶ میلیون نفر جمعیت دارد. پس چرا بسیاری از سیاستگذاران و صاحب‌نظران همچنان اصرار دارند که حضور گروه کوچکی از نیروهای آمریکایی در افغانستان می‌تواند در جلوگیری از خشونت در این کشور مؤثر باشد؟ بدیهی است که چنین چیزی درست نیست و حفظ نیروها در افغانستان برای امنیت ملی ایالات متحده ضرورتی ندارد. مأموریت آمریکا در افغانستان در کمتر از یک سال به سرانجام رسید. رهبری القاعده از بین رفت یا پنهان شد و رژیم طالبان به جرم پناه دادن به اسامه بن‌لادن و پیروانش از حکومت برکنار شد. با این حال آمریکا به جای اینکه پایان موفقیت‌آمیز این مأموریت را اعلام کند، آن را تبدیل به مأموریت بزرگ‌تری شامل ملت‌سازی و مقابله با شورش کرده‌است. کسانی که با خروج نیروهای آمریکا از افغانستان مخالفند همچنان حاضر نیستند واقعیتی را که از ابتدا وجود داشت، بپذیرند: ما هرگز نتوانستیم به پیروزی نظامی دست پیدا کنیم. چرا؟ از یک‌سو، مقابله با شورش مسلحانه نیازمند عنصر نظامی است. تاریخچه مقابله موفق با شورش‌های مسلحانه-که اغلب از سوی انگلیسی‌ها انجام شده- نشان می‌دهد به ازای هر ۱۰۰۰ غیرنظامی به ۲۰ نیروی نظامی نیاز است؛ بنابراین آمریکا باید ۷۲۰ هزار نیرو در افغانستان داشته باشد تا بتواند به این هدف دست یابد اما این رقم قطعاً بسیار دور از دسترس است. تا پیش از سال ۲۰۱۹ آمریکا میزان تصرفات شورشیان را رصد و اعلام می‌کرد چقدر از خاک افغانستان تحت کنترل دولت و چقدر از آن در دست طالبان (و دیگر گروه‌ها) است اما از ۲۰۱۹ به بعد دیگر این کار را انجام نمی‌دهد. با این حال براساس آخرین برآوردها حدود ۳۷ درصد از جمعیت افغانستان، یعنی حدود ۱۳میلیون نفر، در مناطقی زندگی می‌کنند که در دست دولت نیست. مقابله با شورشیان در این مناطق به ۲۶۰ هزار نیرو نیاز دارد؛ این رقم دو برابر بیشترین تعداد نیروی اعزامی آمریکا به افغانستان در سال‌های ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱ است. با این حال همه‌چیز در تعداد نیروها خلاصه نمی‌شود. مقابله موفق با شورش اغلب نیازمند استفاده از نیروی نظامی خشن و انجام حملاتی است که شبه نظامی را از غیرنظامی تشخیص نمی‌دهد. سرکوب شورش مائو مائو در کنیا به دست نیروهای انگلیسی در دهه ۱۹۵۰میلادی نمونه بارز این نوع مقابله با شورش محسوب می‌شود. این نوع اقدامات شاید دشمن را از میان بردارد اما اغلب منجر به کشته شدن غیرنظامیان بی‌گناه نیز می‌شود. در ماه ژانویه حمله پهپادی آمریکا در هرات ۱۶ شبه‌نظامی طالبان را هدف قرار داد و کشت اما در این حمله ۱۰ غیرنظامی افغان نیز کشته شدند. براساس آخرین گزارش نمایندگی سیاسی سازمان ملل در افغانستان از ماه ژانویه تا سپتامبر ۲۰۲۰ دست‌کم ۵۹۳۹ غیرنظامی کشته یا زخمی شده‌اند ۲۱۱۷ کشته و ۳۸۲۲ زخمی). ۲۸درصد از این کشته‌ها و زخمی‌ها مربوط به نیروهای هوادار حکومت بوده‌اند. نتیجه‌ای که حاصل می‌شود عصبانیت نیروهای غیرنظامی و در نهایت گرایش آنها به سمت اخراج اشغالگر خارجی است. مشکل افغانستان این است که اشغال نظامی آن به دست نیروهای خارجی اساساً یک اشتباه راهبردی است حتی اگر برای مقابله با خشونت درست‌ترین راهکار نظامی تاکتیکی باشد. اشغال افغانستان به دست نیروهای خارجی این ذهنیت را تقویت می‌کند که دولت کابل از سوی آمریکا تقویت و کنترل می‌شود و یک دولت مستقل بر مملکت اسلامی حکومت نمی‌کند. در نتیجه، نیروهای اشغالگر افغانستان مثل آهنربا نیروهای افراط‌گرا را به خود جذب می‌کنند.

در نهایت اینکه مقابله موفق با شورش مسلحانه نیازمند بیش از یک راه‌حل نظامی است: باید برای آن راه‌حل سیاسی داشت. باز هم باید تجربه انگلیسی‌ها را مثال زد چراکه این یکی از درس‌های توافق بلفاست بود. ارتش جمهوری‌خواه ایرلند شکست نخورد اما صلح با مذاکره به دست آمد. پس از ۱۹ سال حضور در افغانستان و صرف بیش از ۹۷۸ میلیارد دلار هزینه مستقیم (که با دیگر هزینه‌ها به ۲ تریلیون دلار هم می‌رسد) باید به این نکته توجه داشت که ارتش انگلیس نیز ۳۸ سال در ایرلند شمالی باقی ماند. هر کسی که خواستار تمدید حضور نظامی آمریکا در افغانستان است باید این واقعیت را مدنظر قرار دهد.

نکته مهم‌تر اینکه نه فقط آمریکا نمی‌تواند در افغانستان به پیروزی برسد بلکه اصلاً نیازی هم به آن ندارد. درگیری افغانستان، جنگی نیست که بقای ملی آمریکا به آن بستگی داشته باشد. طالبان تهدید وجودی علیه آمریکا نیست. خشونت در افغانستان حاصل یک جنگ داخلی درازمدت در درون جهان اسلام است. جنگ آمریکا نیست که بخواهد در آن مبارزه کند یا پیروز شود. تنها افغان‌ها می‌توانند نتیجه این جنگ را تعیین کنند. باید بدانیم که ادامه حضور نظامی امریکا- هر چقدر هم که با نیت خیر باشد و حتی اگر در سطوح تاکتیکی و عملیاتی با موفقیت اجرا شود- راه‌حل درستی نیست و در واقع بخشی از خود مسئله است. این حضور نه تنها در میان مردم افغانستان بلکه در کل جهان اسلام باعث ایجاد خشم و نفرت علیه آمریکا می‌شود. عملیات ضدتروریستی را بدون حضور نظامیان روی زمین نیز می‌شود انجام داد. آمریکا باید به اصل احترام به حق تعیین سرنوشت پایبند باشد و به دولت افغانستان اجازه دهد مثل یک دولت واقعاً مستقل عمل کرده و خودش تصمیم بگیرد حتی اگر این تصمیمات چیزی نباشد که واشینگتن می‌خواهد. تنها معیار واقعی آمریکا باید این باشد که دولت افغانستان- حتی با حضور نمایندگانی از طالبان- به گروه‌های تروریستی که ممکن است به خاک آمریکا حمله کنند، پناه ندهد و کشور را به مأمنی برای آنها تبدیل نکند.

آمریکا باید به مقابله با تروریسم ادامه دهد

در عین حال پایگاه خبری تحلیلی هندی «دکن کرونیکل» در گزارشی خواستار استمرار حضور نظامی آمریکا در افغانستان شده و ابراز امیدواری کرده که دولت جو بایدن پس از ورود به کاخ سفید رفته رفته سرمایه‌گذاری جدی خود روی مقابله با تروریسم در افغانستان را آغاز کند. این وب‌سایت در گزارشی نوشت: هنوز مشخص نیست بایدن تا چه حد قصد دارد سیاست ترامپ مبنی بر خروج کامل نیروهای آمریکایی از افغانستان تا ماه مه را دنبال کند اما این مسئله‌ای است که به‌شدت دولت اشرف غنی درکابل را نگران کرده ا و هند نیز در مورد این مسئله با او هم‌نظر است. این نگرانی به ویژه با توجه به خشونت تروریستی گسترده‌ای که با وجود توافق سال گذشته صلح میان ترامپ و طالبان افغانستان را درهم کوبید، چندان بیراه نیست. در ۳ ماهه آخر سال ۲۰۲۰ بیش از ۵۰۰ غیرنظامی در افغانستان کشته و بیش از ۱۰۰۰ نفر زخمی شدند. چندین سیاستمدار، فعال اجتماعی و خبرنگار برجسته ترور شده‌اند. عمرالله صالح، معاون رئیس‌جمهور که به مقابله‌اش با سیاست گسترش تروریسم و افراط‌گرایی در پاکستان شهرت دارد به سختی از ترور جان سالم به در برد. عبادتگاه‌ها و موسسات آموزشی نیز با بمب هدف قرار گرفته‌اند. همین هفته پیش نزدیک بود چند تن از مقامات دیپلماتیک ارشد آمریکا در کابل ترور شوند.

روز ۱۳ ژانویه و در پی تماس تلفنی بین آجیت دووال، مشاور امنیت ملی هند و اشرف غنی، رئیس‌جمهور افغانستان، دولت کابل در بیانیه‌ای اعلام کرد: در این گفت‌وگو هر دو طرف به بحث درخصوص همکاری علیه تروریسم و تلاش برای ایجاد اتفاق نظر منطقه‌ای در حمایت از صلح در افغانستان پرداختند. غنی همچنین اعلام کرد هند و افغانستان با همکاری مشترک با ناتو و آمریکا می‌توانند در نبرد با تروریسم موفق شوند. هند به عنوان یکی از بازیگران منطقه‌ای مهم در بحث صلح افغانستان باید دولت جدید آمریکا را قانع کند که بار دیگر تمرکز خود را روی مقابله با تروریسم در منطقه قرار دهد و اقدامات صلح‌طلبانه خود را با کابل و دیگر بازیگران منطقه‌ای هماهنگ کند.
کد مطلب: 95313
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل