حضور نظامیان در پست‌های کلیدی کابینه بایدن

روی کار آمدن جو بایدن تا اینجای کار هیچ شباهتی نداشته‌است به آنچه لیبرال‌ها و فمینیست‌ها در توهمات‌شان از یک رئیس‌جمهور دموکرات، ساخته و پرداخته بودند.
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۶ قوس ۱۳۹۹ ساعت ۰۸:۵۸
حضور نظامیان در پست‌های کلیدی کابینه بایدن
روی کار آمدن جو بایدن تا اینجای کار هیچ شباهتی نداشته‌است به آنچه لیبرال‌ها و فمینیست‌ها در توهمات‌شان از یک رئیس‌جمهور دموکرات، ساخته و پرداخته بودند.
به نظر می‌رسد این پیرمرد ۷۸ ساله که حدود یک ماه با کسب عنوان کهنسال‌ترین آمریکایی تاریخ که سوگند ریاست‌جمهوری یاد کرده فاصله دارد، نه تنها علائمی آشکار از زوال عقل از خود بروز می‌دهد بلکه به نظر می‌رسد از آلزایمر سیاسی هم رنج می‌برد.
جوی خوابالو حتی نگذاشت عرق انبوه لیبرال‌ها و دگرباش‌های فعال در رسانه‌های جریان اصلی آمریکا و اروپا که در این ماه‌ها برای او سنگ‌تمام گذاشته‌اند تا بلکه از کابوس ترامپ رهایی یابند، خشک شود و یک ماه پس از انتخابات چهارم نوامبر، با اتخاذ رویکردی سرهنگ‌سالارانه‌تر از ترامپ در چیدمان کابینه آینده‌اش، چنان تفی به صورت همراهانش در حزب زن‌سالار دموکرات انداخت که ائتلاف آبی را یک‌شبه به ۲ جناح بنفش (حاکمیت‌گرا) و صورتی (فمینیست) بخش کرد.
بایدن که حرکتش به سوی کاخ سفید را در هفته پس از انتخابات با همراهی یک تیم انتقالی مملو از عناصر سابق پنتاگون و صنایع نظامی آمریکا از مقر مرکزی حزب دموکرات در خیابان کپیتول جنوبی، پایین‌تر از پارک جلوی کنگره آغاز کرده بود اما تمایل بیشتری داشته تا مسیر شرق به غرب بزرگراه دوایت آیزنهاور را به سمت پل چهاردهم دی سی روی رودخانه پوتوماک امتداد دهد تا به ساختمان پنج‌ضلعی پنتاگون در بخش غربی واشینگتن برسد به جای آنکه راهش را از داخل بزرگراه مزبور به سمت راست کج کند تا از طریق خیابان‌های مین، چهاردهم و پانزدهم به محوطه کاخ سفید برسد. این تمایل بیشتر به اقتدارگرایی تا سیاست‌بازی نزد رئیس‌جمهور آتی آمریکا که قبلاً هم جناح چپ حزب دموکرات در جریان حملات او به نامزدهای مستقل‌تر حزب بویژه برنی سندرز و الیزابت وارن درباره‌اش هشدار داده بودند حالا دارد خود را در آستانه بازگشتش به کاخ سفید پس از ۸ سال نشان می‌دهد. این حقوقدان سرهنگ‌نما این بار برخلاف دوره اوباما، متعاقب تحلیف بر بالای تپه کپیتول و رژه سنتی پیروزی در خیابان فیلادلفیا و ورود از دروازه جنوبی کاخ سفید نه تنها اجازه اقامت در طبقه فوقانی آن را دارد بلکه تنها مقام آمریکایی است که می‌تواند در این بنا با خود اسلحه حمل کند، چرا که این بار رسماً فرمانده کل قواست. کسی که طبق بند اول اصل دوم قانون اساسی این کشور- که اختصاصاً به تعریف قوه مجریه و حیطه اختیارات رئیس‌جمهور می‌پردازد- می‌تواند در صورتی که تشخیص دهد، بزرگ‌ترین ارتش جهان را حتی علیه ایالات پنجاه‌گانه‌ای بسیج کند که از همان قانون اساسی با همه تاکیدش بر فدرالیته، تمرد کرده باشد.
رفتاری اقتدارگرایانه که بایدن با گزینش‌های نظامی در هفته‌های اخیر برای کابینه آینده‌اش و پیش از تحویل گرفتن رسمی این مقام از دونالد ترامپ در روز ۲۰ ژانویه (اول دلو/بهمن) نشان می‌دهد در سطح افکار عمومی هم جلب توجه کرده و حتی شائبه رفتار احتمالی خارج از ادب دیپلماتیک ترامپ مبنی بر عدم حضور در مراسم تحلیف بایدن را کم‌رنگ‌تر جلوه می‌دهد.
تیترهای خصمانه‌ای که در چند روز اخیر، شاخص‌ترین نشریات آمریکا از روزنامه‌های واشینگتن‌پست و نیویورک‌تایمز تا هفته‌نامه‌های تایم و آتلانتیک با آنها انتخاب یک ژنرال ۴ستاره تازه بازنشسته به جای یک گزینه غیرنظامی فمینیست توسط بایدن برای ریاست پنتاگون را هدف قرار داده‌اند، ممکن است نشانه‌هایی از آغاز زودهنگام یک پایان در ائتلاف ناچار میان ۳ قطب رسانه‌ها و فعالان اجتماعی آمریکا، حاکمیت سرمایه‌دار و بدنه بروکراتیک حکومت علیه دونالد مجنون باشد.
این باعث شده صدای جمهوری‌خواهانی از رسته بازهای شکاری که در دولت‌های بوش پسر و ترامپ بر طبل نظامی‌گری در وزارت دفاع می‌کوبیدند نیز در بیاید. پیتر فی ور نومحافظه‌کار که در دولت بوش پسر- که دست‌کم ۳ جنگ بزرگ را در خاورمیانه و شاخ آفریقا به راه انداخت- از اعضای شورای امنیت ملی ایالات متحده بود، معتقد است معرفی ژنرال لوید آستین به عنوان نامزد وزارت دفاع که تا سال ۲۰۱۶ فرمانده قرارگاه مرکزی ارتش آمریکا بوده به منزله تبدیل کردن بدعت خطرناک دوره ترامپ به یک سنت توسط بایدن است. ترامپ ۴ سال پیش با معرفی ژنرال جیمز متیس که کمتر از ۷ سال از حضورش در فرماندهی ستاد کل نیروهای مسلح می‌گذشت، روند ۷ دهه‌ای تصدی یک وزیر سیاسی در راس دستگاه نظامی آمریکا DOD را شکست و تنها به لطف اجماع سناتورهای جمهوری‌خواه که اکثریت را داشتند برای چشم‌پوشی از قانون امنیت ملی ۱۹۴۷ وارد کابینه شد. پس از سگ دیوانه حالا نوبت به یک وزیر یونیفرم‌پوش دیگر رسیده‌است. بدین معنی که جو بایدن، کاملاً هریس و سناتورهای دموکرات، حدود یک ماه و نیم دیگر هنگام رای اعتماد گرفتن برای ژنرال آستین، با وجود آن ژست‌های ضد جنگ و خشونت‌شان نه تنها باید خود بر قانون عدم به‌کارگیری فرماندهان نظامی در کابینه چشم ببندند که حتماً طی یک رسوایی سیاسی از اکثریت جمهوری‌خواه سنا نیز همین را خواهند خواست. در حالی که تا آن رسوایی هنوز چند روزی مانده‌است، همین حالا تشت رسوایی‌های متعدد اقتدارگرایی بایدن، قدیمی‌ترین مقام انتخابی در نظام سیاسی آمریکا که سابقه سناتوری‌اش به اوج روزهای جنگ سرد بازمی‌گردد، از بام افتاده‌است.
او در دهه ۳۰ زندگی‌اش جزو چهره‌های مطرحی بود که در میانه جنگ سرد دهه ۱۹۷۰ میان غرب و بلوک شرق نقش بازی می‌کرد و بعد در دهه‌های ۱۹۸۰، ۱۹۹۰ و دهه اول قرن بیست‌ویکم، هیچ جنگ بزرگی نبود که او به عنوان یک سناتور ارشد دموکرات، دولت‌های جمهوری‌خواه و دموکرات را در آنها همراهی نکند به طوری که اگر بخواهیم نام یک نماینده کنگره را ببریم که از هر ۸ کارزار نظامی مهم دولت‌های متوالی واشینگتن در دوران کارتر، ریگان، بوش پدر، کلینتون و بوش پسر طی ۴ دهه اخیر حمایت کرده باشد، او کسی نیست جز جو بایدن.
با چنین سابقه‌ای بایدن خیلی زود تمایلات نظامی‌اش را نشان داد. در حلقه اصلی کارزار انتخاباتی او تعداد زیادی از چهره‌های کلیدی مرتبط با دستگاه نظامی و صنایع نظامی به چشم می‌خورند.
از نظر کارشناسان نشریه پولیتیکو، مشکل معرفی آستین برای ریاست پنتاگون فقط این نیست که او فرمانده مورد علاقه اوباما برای راه انداختن غائله تروریستی داعش در قالب جنگ‌های نیابتی یک دهه اخیر خاورمیانه در لیبی، سوریه، عراق و یمن در راستای دکترین لیبرالیسم تهاجمی «موازنه کرانه‌های دور» محسوب می‌شده، بلکه این خود بایدن است که با چنین انتخابی در مظان اتهام نظامی‌گری قرار می‌گیرد. در حقیقت آستین تنها یکی از چهره‌های متعددی خواهد بود که دولت بایدن را به دولت ژنرال‌ها و وابستگان نظامی تبدیل می‌کند. چهره‌های اصلی کارزار انتخاباتی بایدن اغلب شامل این تعریف می‌شدند.
تونی بلینکن، مشاور بین‌المللی بایدن در سنا و سپس کارزار انتخاباتی‌اش که حالا نامزد وزارت خارجه کابینه او است از سال۲۰۰۹ یکی از اعضای مؤسس صندوق مشاوران وست اکسس (West Exec) که در جزیره پاین به ثبت رسیده برای سرمایه‌گذاری‌های سنگین (بیش از ۳۰۰ میلیون دلار) در صنایع نظامی بوده‌است. جالب اینکه ژنرال آستین، گزینه وزارت دفاع هم از اعضای همین صندوق تأمین مالی نظامی بوده‌است. آستین با سابقه نفوذ در ساختار پنتاگون و به لطف پول‌های همین صندوق بود که یک سال پس از بازنشستگی به ریاست شرکت نظامی بزرگ ریتئون تکنولوژی رسید. جالب اینکه میشل فلورنی، مشهور به خانم ژنرال که در تمام طول کارزار انتخاباتی بایدن گزینه اصلی او برای وزارت دفاع و مورد حمایت وسیع فمینیست‌های حامی حزب دموکرات به عنوان نخستین زن رئیس پنتاگون بود نیز جزو شرکای بلینکن و آستین در همین صندوق محسوب می‌شود.
فلورنی دست کم طی ۴ سال آینده که دموکرات‌ها قدرت را در دست دارند همچنان یک چهره بانفوذ نظامی در دولت مستقر و دولت سایه واشینگتن باقی خواهد ماند، چنان‌که از همین حالا او را یک سناتور جان مک کین مؤنث، دموکرات و لیبرال در طیف جدید بازهای شکاری دولت سایه واشینگتن می‌خوانند که هر لحظه ممکن است دولت بایدن را به سوی یک جنگ خونین دیگر سوق دهد.
بایدن اما در همان نخستین روزهای پس از انتخابات که رسانه‌های لیبرال و به اصطلاح ضد جنگ، برتری شبهه‌برانگیزش در مجموع آرای الکترال بر ترامپ را جشن گرفته بودند، یک تیم انتقالی عجیب برای ارتباط با دولت مستقر جمهوری‌خواه و دریافت اطلاعات طبقه‌بندی شده معرفی کرد؛ تیمی که تقریباً یک‌سوم اعضای آن از ۳ اندیشکده بشدت امنیتی و نظامی و ۴ شرکت تامین‌کننده محصولات نظامی آمده بودند؛ اندیشکده‌هایی شامل مرکز راهبردی و مطالعات بین‌الملل (سی‌اس‌ای‌اس)، مرکز امنیت آمریکایی جدید (سی‌ان‌ای‌اس) و رند (مرکز مطالعات آینده پژوهی وابسته به نیروی دریایی آمریکا) و شرکت‌های نظامی شامل جنرال داینامیک (ربات‌های نظامی)، ریتئون، نورتروپ گرامان و لاکهید مارتین.
گفته می‌شود غلبه فعالان عرصه نظامی و امنیتی بویژه در بخش ارتباط با پنتاگون در تیم انتقالی رئیس‌جمهور جدید، یکی از دلایل مهم تغییراتی بود که ترامپ در آخرین روزهای ریاست‌جمهوری‌اش در وزارت دفاع اعمال کرد، چرا که او احساس می‌کند بایدن با سرهنگ‌های پرشمار پیرامونش قصد ایجاد تحولات شتابان کودتاگونه در ساختار دپارتمان دفاعی DOD را دارد.
کد مطلب: 94977
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل