​اسرار قتل بن‌لادن / بخش سوم

ترجمه: نادر مازوجی
کمیته تحقیق پاکستان تأکید می‌کند که ضعف سیستم اداری و فساد دستگاه‌های دولتی پاکستان در کنار اهمال و عدم احساس مسئولیت، یک شبکه کامل حمایتی از بن‌لادن در داخل پاکستان به وجود آورد تا جایی که همراهان بن‌لادن برای تأمین مایحتاج زندگی وی حتی در سطح کلان، مشکلی نداشتند.
تاریخ انتشار : دوشنبه ۱ میزان ۱۳۹۲ ساعت ۱۷:۲۲
​اسرار قتل بن‌لادن / بخش سوم
بسیاری بر این اعتقادند که افسانه بن‌لادن با مرگ او به پایان نرسیده‌است. ماشین مخوف ترور و ارعابی که او مهندس و هادی اش بود، هنوز فعال است و بر ادعای پیروزی آمریکا در جنگ با تروریسم خط بطلان کشیده‌است. گذشته از میراث برجای مانده از «سلطان تروریسم»، همچنان هاله‌ای از رمز و راز، گرداگرد ۱۰ سال پایانی زندگی مخفیانه او در کشوری نظامی ـ امنیتی چون پاکستان، عملیات منجر به قتلش و ناگفته‌هایی را که با جسد خود به اعماق تیره و تار اقیانوس برد، فرا گرفته‌است. خواننده گرامی ما در پی، بخش پایانی روایت شبکه الجزیره از لحظات واپسین حیات بن‌لادن را از نظر می‌گذراند، اما مسلماً نه ما و نه حتی گردآورندگان چنین گزارش‌هایی، نمی‌توانند با قطعیت بگویند که پرده از رازهای حیات و مرگ بن‌لادن گشوده‌اند، تا روزی که تاریخ، خود در این باب زبان بگشاید.

شریفه سهام می‌گوید: در همان لحظه صدایی داخل ساختمان پیچید و من جسد پسرم خالد را روی پله‌ها دیدم که در خون غلتیده بود. در حالی که سربازان آمریکایی بالای سر جسد خالد ایستاده بودند، خم شدم و برای آخرین بار پیشانی پسرم را بوسیدم.

زنان و دختران بن‌لادن وقتی با حکم سربازان آمریکایی به طبقه پایین منزل برده می‌شدند، اجساد ابرار و همسرش «بشری» را مشاهده کردند، اما بچه‌های آن دو داخل اتاق بودند و اجساد پدر و مادرشان را ندیدند. زنان بن‌لادن می‌گویند نظامیان آمریکایی از صدا خفه‌کن در سلاح‌هایشان استفاده کردند و هنگامی که خانه را ترک می‌کردند، یکی از آنها به زبان عربی با لهجه لبنانی گفت دو ساعت دیگر بازمی‌گردیم.

زنان و بچه‌های بن‌لادن اذعان کردند که در آن شرایط بسیار ترسیده بودند و بدترین شرایط زندگیشان را تجربه کردند. نیروهای آمریکایی سپس همه آنها را روانه خانه کوچکی که متعلق به ابراهیم و ابرار بود و در داخل ساختمان بزرگ متعلق به بن‌لادن قرار داشت، کردند و آنان به اتفاق بچه‌های ابراهیم و ابرار در آن خانه کوچک به‌طور موقت سکنی گزیدند.

ابراهیم و ابرار، دو برادر از پشتون‌های پاکستان تنها غریبه‌هایی بودند که در منزل بن‌لادن در ابیت‌آباد ساکن بودند. ابراهیم در حمله نیروهای آمریکایی به خانه بن‌لادن، زودتر از دیگران کشته شد، اما همسرش مریم به شدت مجروح شد و از ناحیه صورت، فک و کتف آسیب دید.

ابرار و همسرش بشری نیز در آن زد و خوردها کشته شدند. همان‌طور که پیشتر نیز گفته شد، قبل از ورود نیروهای آمریکایی به منزل بن‌لادن، برق ساختمان کاملاً خاموش بود، چون تقریباً همگی خواب بودند، اما با ورود نیروها برق‌ها روشن شد، اما آمریکایی‌ها به سرعت جریان برق را قطع کردند، چون مجهز به ادوات دید در شب بودند.

* آخرین لحظات

اتاق «امل‌الساده»، کوچکترین زن بن‌لادن در طبقه بالای ساختمان قرار داشت و دو همسر دیگرش یعنی خیریه و شریفه سهام در طبقه اول ساکن بودند.

تمامی اتاق‌ها یک شکل بود، همگی کوچک و جمع و جور بود، اما خانواده بن‌لادن، همین را هم کافی می‌دانست. آن شب، بن‌لادن و همسرش امل‌الساده پس از صرف شام و خواندن نماز، خوابیدند.

کمی از نیمه شب گذشته بود که هر دو به دلیل شنیدن صدایی هولناک از خواب پریدند، صدایی که شبیه توفان بود. حسین، پسر سه ساله بن‌لادن نیز در همان اتاق کنار آنها خوابیده بود.

بن‌لادن و همسرش بلافاصله به سمت تراس رفتند تا ببینند چه خبر است، اما از آنجا که آن شب بسیار تاریک بود و ماه در آسمان نبود، نتوانستند متوجه چیزی شوند. امل‌الساده رفت یک وسیله روشنایی بیاورد اما بن‌لادن وی را از این کار منع کرد. امل‌الساده سپس به سمت دررفت تا خالد را که در طبقه اول همراه با مادرش شریفه سهام خوابیده بود، صدا بزند.

امل‌الساده همزمان به اتاق کناری رفت تا پنج بچه دیگرش را ببیند و از حال آنها با خبر شود. وقتی برگشت، با دختران بن‌لادن، یعنی سمیه و مریم روبرو شد که از اتاق‌شان در طبقه اول بیرون آمده و به سرعت از پله‌ها بالا می‌رفتند و آیات قرآن و شهادتین را زمزمه می‌کردند. همان لحظه بن‌لادن فریاد زد که بالگردهای آمریکایی خانه را محاصره کرده‌اند و از همگی خواست اتاق وی را ترک کنند، آنها تمایلی به ترک اتاق نداشتند. در این گیر و دار، صدای انفجاری در خارج از منزل و همچنین صدای افرادی که به نظر می‌رسید بالای پشت بام هستند، شنیده شد. همچنین صدای پاهایی شنیده شد که در حال بالا رفتن از پله‌های ساختمان بودند. ناگهان امل‌الساده یک سرباز آمریکایی را بیرون از اتاق خواب دید که سلاحش را به سوی بن‌لادن نشانه رفته‌است. امل‌الساده می‌گوید: دیدم نوری قرمز از لوله سلاح آن سرباز خارج شد، بدون این که صدا داشته باشد.

به محض این که این صحنه را دیدم با سرباز آمریکایی درگیر شدم و تلاش کردم تفنگش را بگیرم که آن سرباز با فریاد «نه، نه» یک لگد محکم به من زد و مرا نقش بر زمین کرد. بعد از آن دیگر نفهمیدم چه شد و همان‌طور که در حالت نیمه بیهوشی بودم، صدای نظامیان آمریکایی را می‌شنیدم که از دختران بن‌لادن اسم پدرشان را می‌پرسیدند.

چند ثانیه بعد متوجه شدم که دو زن دیگر بن‌لادن مرا به طبقه اول می‌برند. اندکی بعد نیز صدای انفجار مهیبی را شنیدم که تمامی شیشه‌های ساختمان را شکست و پس از این انفجار، یک سکوت غم‌انگیز بر ساختمان و منطقه حکمفرما شد. حدود یک ساعت بعد نیروهای پاکستانی رسیدند و همه افراد خانواده بن‌لادن را به بیمارستان منتقل کردند. حوالی ۵۰ دقیقه بامداد دوم می ۲۰۱۱، پایان کار بن‌لادن مظنون اول تروریسم جهانی در ابیت‌آباد پاکستان بود. نتیجه این عملیات، کشته شدن پنج نفر شامل بن‌لادن، پسرش خالد، ابراهیم، ابرار و همسر ابرار بود.

نجات‌یافتگان نیز سه همسر بن‌لادن، بچه‌هایش به جز خالد، نوه‌هایش و همچنین بچه‌های ابراهیم و ابرار و نیز همسر ابراهیم بودند.

نیروهای پاکستانی به جز مریم همسر ابراهیم که به دلیل شدت جراحات به بیمارستان منتقل شد، همه اعضای خانواده بن‌لادن را تحویل سازمان اطلاعات پاکستان دادند تا تحت بازجویی کامل قرار گیرند. همچنین آمریکایی‌ها پس از کشتن بن‌لادن و خروج از خانه وی، یک صندوقچه متعلق به او را که شامل جواهرات از جمله زمرد و نیز وصیت‌نامه‌اش بود، با خود بردند.

گفته می‌شود خیریه همسر بن‌لادن این وصیتنامه را خوانده، اما تمایل ندارد جزئیات آن را بازگو کند و فقط به این گفته بسنده کرده که این وصیتنامه، سیاسی نیست و دربارهٔ مسائل خانوادگی بن‌لادن است، اما برخی منابع که ادعا می‌کنند از متن وصیتنامه اطلاع دارند، می‌گویند بن‌لادن در آن به پسرانش توصیه کرده که هرگز در تلاش برای رهبری القاعده نباشند.

* شبکه کامل حمایتی

کمیته تحقیق پاکستان می‌گوید نمی‌توان همه اماکنی را که بن‌لادن در پاکستان به آنجاها رفت و آمد داشت برشمرد، اما آنچه مسلم است، وی در جنوب وزیرستان، پیشاور، سوات و هریپور سکنی گزیده بود. خانواده‌اش نیز مدت‌ها در کراچی، کویته و مرزهای پاکستان ساکن بودند.

بن‌لادن قبل از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، در قندهار افغانستان به سر می‌برد، اما در سال ۲۰۰۲ از کوه‌های «تورا بورا» وارد خاک پاکستان شد. اندکی پس از حملات ۱۱ سپتامبر، خانواده بن‌لادن نیز از قندهار به کراچی نقل مکان کردند و بن‌لادن اواسط سال ۲۰۰۲ با خانواده‌اش دیدار کرد. اما ارائه خدمات به بن‌لادن در پاکستان کار ساده‌ای نبود.

او که پس از حملات ۱۱ سپتامبر به مظنون نخست تروریسم جهانی تبدیل شده بود و همه دنیا برای یافتنش بسیج شده بودند، حالا خدمات گسترده‌ای را طلب می‌کرد و این در حالی بود که او باید مخفیانه زندگی می‌کرد. او در حالی که در خفا زندگی می‌کرد می‌بایست شرایط رفت و آمد و دیدارش با افراد بلندپایه القاعده را فراهم می‌کرد، بدون آنکه آن افراد از مکان زندگی وی با خبر شوند که این امر مستلزم داشتن اتومبیل بود. بن‌لادن همچنین می‌بایست در آن شرایط سخت، شکم خود و زنان و بچه‌هایش را سیر می‌کرد.

او همچنین نیاز به خرید بلیت هواپیما و برگه‌های هویتی شبیه شناسنامه داشت و در عین حال می‌بایست خانه‌ای اجاره می‌کرد که مجهز به سیستم ارتباط و تماس با بیرون باشد. به یقین، فراهم کردن چنین امکاناتی برای این شخص در آن شرایط دشوار، آسان نبود. به همین دلیل همراهانش پرداخت رشوه به مسئولان پاکستانی را آغاز کردند تا ملزومات زندگی بن‌لادن را از طریق غیرقانونی فراهم کنند.

کمیته تحقیق پاکستان تأکید می‌کند که ضعف سیستم اداری و فساد دستگاه‌های دولتی پاکستان در کنار اهمال و عدم احساس مسئولیت، یک شبکه کامل حمایتی از بن‌لادن در داخل پاکستان به وجود آورد تا جایی که همراهان بن‌لادن برای تأمین مایحتاج زندگی وی حتی در سطح کلان، مشکلی نداشتند.

با این وجود، همراهان بن‌لادن نظام پاکستان را شایسته آن نمی‌دانستند که به‌طور کامل به آن اعتماد کنند، به همین دلیل در اندیشه دریافت کمک‌های لجستیکی خارجی برآمدند. حلقه همراهان بن‌لادن را در آن شرایط، این افراد تشکیل می‌دادند که وظیفه تأمین ملزومات زندگی وی را نیز بر عهده داشتند: خالد شیخ محمد (طراح حملات ۱۱ سپتامبر) که رئیس این حلقه بود و در مارس ۲۰۰۳ دستگیر شد، «ابو مصعب‌البلوچی»، «عمر کائیو»، «الیاس عبدالله‌السندی»، «امل احمد»، «ابوالفاتح»، «مصطفی محمدخان»، «حسن گل»، «رمضان ابوحارث»، «عمارشوتو» و دکتر «کمال وحید».

همه این افراد طی سال‌های ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۶ دستگیر شدند و معلوم نشد پس از آنها چه کسانی حلقه جدید همراهان بن‌لادن را تشکیل می‌دادند و آیا از ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۱ که بن‌لادن کشته شد، حلقه همراهان جدیدی وجود داشت یا فقط ابراهیم و ابرار همراه رهبر القاعده بودند.
کد مطلب: 94256
مرجع : الجزیره
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل