​ویژگی‌های پیرو علی (ع) از زبان علی (ع)

راستگویی و امانتداری ۲ شاخصه برجسته شیعه بودن - بخش دوم و پایانی

علیرضا یوسفی راستگو

25 اسد 1399 ساعت 11:45

از نظر پیشوای مؤمنان، علی (ع) هر کس در مقام راهنمایی قرار گیرد خواه به‌عنوان مدیر، مسئول، وزیر یا وکیل وچه گوینده، نویسنده، مربی و معلم و خواه در مقام پدری یا مادری، اگر بخواهد به شرط صداقت عمل کند، نه تنها باید به آنچه خود می‌گوید و فرمان می‌دهد، در عمل پایبند باشد؛ بلکه باید از ره پویان و نیروهای تحت امر، جلوتر نیز باشد.


در نخستین بخش از مطلب حاضر (http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/93742) به برخی از ویژگی‌های شیعه واقعی امام علی (ع) در زمینه‌های ولایتمداری، کسب حلال و توجه به خانواده اشاره شد، در ادامه به برخی ملاک‌های مهم دیگر اشاره می‌شود.

***

۴. صداقت و راستگویی
ابن کهمس می‌گوید: به حضرت صادق (ع) عرض کردم: عبدالله بن ابی‌یعفور بر شما درود فرستاد. حضرت فرمود: بر تو و بر او درود باد، وقتی پیش او رفتی سلام مرا به او برسان و بگو: جعفر بن محمد می‌گفت: نیک بنگر هر آن ویژگی که باعث شد تا علی (ع) به آن مقام بلند نزد پیامبر خدا (صلی‌الله علیه وآله) برسد، خود را ملازم آن خصلت نما و یقین بدان هر مقامی که علی (ع) نزد پیامبر (ص) یافت تنها و تنها به‌خاطر راستگویی و امانتداری بود. (الکافی، ج ۲، ص ۱۰۴، ح ۵)
عمق سخن امام صادق (ع) زمانی معلوم می‌شود که موقعیت ممتاز و جایگاه رفیع و منزلت بی‌نظیر حضرت علی (ع) نزد پیامبر اکرم (ص) مورد توجّه قرار گیرد؛ رتبه‌ای که هیچ‌یک از صحابه و مسلمانان از آن برخوردار نبوده‌اند.
مرتبه والا، ارجمند و بی‌همتایی که پیامبر دربارهٔ آن می‌فرماید:. .. وَ اِنَ اللهَ اَعْطَی مُوسَی الْعَصَاءَ، وَ اِبْرَاهِیمَ بَرْدَ النّارِ، وَ عِیسَی اَلْکَلَمَاتِ یُحیِی بِهَا الْمَوتَی وَ اَعْطانَی هَذَا عَلیّا وَلِکُلّ نَبیٍّ آیهٌ وَهَذَا آیَهُ رَبِّی (ینابیع الموده، ج۲، ص۸۳)، … و خداوند به‌عنوان معجزه به موسی عصا و به ابراهیم خنک شدن آتش و به عیسی کلماتی را که به وسیله آن مرده‌ها را زنده می‌کرد، عطا فرمود و به من علی را عطا کرد. برای هر پیامبر نشانه‌ای است و این علی نشانه و معجزه پروردگارم می‌باشد…
همان‌گونه که در روایت ملاحظه شد امام صادق (ع) در میان انبوه فضایل وکمالات والای امام علی به دو شاخصه بسیار مهم و کلیدی: راستگویی و امانتداری، که در ساخت شخصیت والای انسانی نقش بسزایی دارد اشاره می‌کند.
پیشوای راستگویان از صداقت و راستگویی به‌عنوان پایه دین و ستون ایمان یاد کرده و می‌فرماید: اَلصِّدْقُ عِمادُ الاِسْلامِ وَ دَعامَهُ الایمانِ؛ راستی ستون مسلمانی و پایه ایمان است. (غررالحکم، ج۲، ص۴۰)
چنان‌که خیمه بدون عمود و سقف بی‌ستون فروریخته و ویران می‌شود، انسانِ بی‌بهره از صداقت در خانه اهل ایمان و در پناهگاه اسلام جایی ندارد و از سرای سلامت اسلام و امن ایمان بیرون واز صراط مستقیم الهی که همان راه علی (ع) است خارج خواهد بود.
انسان اهل دروغ و ناراستی از نظر زندگی دینی و روح ایمانی، مرده‌ای بیش نیست؛ زیرا که ایمان خالی از صداقت و اسلام بدون راستی در کلام امام علی (ع) بسان پیکر بی‌سراست. (غررالحکم، ج۱، ص۱۲۹)
به سبب صداقت و راستی، انسان بقدری اوج می‌گیرد که به مقام صدّیقین (همانا که از جهت فضیلت و ارجمندی در مرتبه پس از پیامبران الهی قرار دارند) نائل می‌شود و نزد پروردگار عالم به‌عنوان پرافتخار «صدّیق» ملقب می‌گردد. در روایتی از امام باقر (ع) چنین آمده‌است: اِنَّ الرَجُلَ لَیُصَدِّقَ حَتّی یَکْتُبُهُ اللهُ صِدِّیقا؛ آدمی بر اثر صدق و راستی، به مرتبه‌ای می‌رسد که خداوند او را صدّیق می‌نامد. (کافی، ج۲، ص۸۶.)
بر طبق فرموده امام باقر (ع) دستیابی و ارتقا به مقام صدّیقان که مَثَل اعلا و نمونه کامل آن، وجود بی‌بدیل صدّیق اکبر امیر مؤمنان (ع) است، به سبب راستگویی امکان‌پذیر است و نیز این ویژگی مطابق فرموده امام صادق (ع) یکی از دو عامل برخورداری امام علی از جایگاه عظیم و موقعیت بی‌نظیر نزد پیامبر اسلام است.

ابعاد و انواع صداقت
برای پیمودن طریقه صداقت و دستیابی به این گوهر ذی‌قیمت و بنا نهادن زندگی ایمانی، شناخت ابعاد و انواع آن ضروری است. در کتاب‌های اخلاقی برای صداقت، انواع و مراتبی بیان شده‌است که در این مختصر به قسمتی از آنها می‌پردازیم.

الف) صداقت در گفتار
راست گفتاری و سخن برخلاف واقع به زبان نیاوردن، شناخته‌شده‌ترین قِسمِ صداقت و اولین مرتبه آن است. اگر آنچه را که آدمی بر زبان جاری می‌سازد با واقع هماهنگ باشد، کلید گنج سعادت را در اختیار خواهد داشت. در روایتی که محدث بزرگ شیخ عباس قمی از پیامبر اسلام (ص) نقل کرده آمده‌است: مردی به محضر رسول‌الله شرفیاب شد و عرض کرد: ای رسول خدا! خصلتی را که خیر دنیا و آخرت را به همراه داشته باشد به من تعلیم فرما! پیامبر فرمود: دروغ نگو. (سفینهً‌البحار، ج۲، ص۴۷۳)
به فرموده مولاعلی (ع) عظمت، جلال و شوکت آدمی در سایه‌سار راست گفتاری است: مَنْ صَدَقَ فِی اَقْوالِهِ جَلَّ قَدْرُهُ؛ کسی که سخنانش راست باشد مقامش شکوهمند شود. (غررالحکم و دررالکلم، ج۴، ص۲۹۶)

ب) صداقت در کردار
گاهی سخنی را که انسان بیان می‌کند راست و مطابق با واقع است، امّا عمل و رفتار او برخلاف آن است؛ یعنی عملی که انجام می‌دهد، در تضاد با سخنی است که به زبان می‌آورد. چنین شخصی از صداقت و راستی در کردار برخوردار نیست.
آهنگِ گفتار مردان راست کردار با آهنگ کردارشان و خلوتشان با جلوتشان یکسان است و ازقماش کسانی نیستند که: «چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند». از این رو امیر مؤمنان (ع) چنین می‌فرمایند:
ایُّهَا النّاس، اِنّی واللهِ ما اَحُثُّکُم عَلی طاعَهِ الاّ وَأسْبِقَکُمْ اِلَیْهَا، ولاَ أنْهَا کُمْ عَنْ مَعْصِیَهٍ اِلاّ وَأتَنَاهی قَبْلَکُمْ عَنْهَا. (نهج‌البلاغه صبحی صالح، خطبه ۱۷۵). ای مردم! به خدا سوگند من شما را به هیچ طاعتی وادار نمی‌کنم، مگر اینکه پیش از شما خود به آن عمل می‌کنم؛ و شما را از معصیتی نهی نمی‌کنم، مگر اینکه خودم پیش از شما از آن دوری می‌نمایم.
از نظر پیشوای مؤمنان، علی (ع) هر کس در مقام راهنمایی قرار گیرد خواه به‌عنوان مدیر، مسئول، وزیر یا وکیل وچه گوینده، نویسنده، مربی و معلم و خواه در مقام پدری یا مادری، اگر بخواهد به شرط صداقت عمل کند، نه تنها باید به آنچه خود می‌گوید و فرمان می‌دهد، در عمل پایبند باشد؛ بلکه باید از ره پویان و نیروهای تحت امر، جلوتر نیز باشد.

ج) صداقت در پندار
باور و اندیشه برای اعمال انسان به مانند جان است برای تن. انگیزه شخص در انجام کار در واقع سازنده آن کاراست و اعمال و رفتار انسان در حقیقت برآمده از نیت اوست، چنان‌که امام علی (ع) می‌فرماید: الاعمال ثمار النیات؛ اعمال انسان میوه درخت نیت اوست. (غررالحکم، ج۱، ص۷۹)
نه تنها میزان ارزشمندی و گرانقدری عمل انسان به اندیشه و نیّتی بستگی دارد که او را به حرکت و اقدام وامی‌دارد، بلکه قیمت و ارزش انسانیت هرکسی نیز بر اساس اندیشه وانگیزه‌ای است که در سرپرورانده و برای دستیابی به آن می‌کوشد: قَدْرُ الرَّجُلِ عَلَی قَدْرِ هِمَّتِهِ وَ عَمَلِهِ عَلَی قَدْرِ نِیَّتِهِ؛ ارزش آدمی‌به اندازه همّت اوست و عملش به مقدار نییتش. (همان)
فکر و اندیشه تا آنجا در شکل‌گیری شخصیّت انسان مؤثر است که چهره‌های آدمیان درآخرت مطابق نیاتشان مجسّم خواهد شد.
هر کار خوب، خواه در قالب عبادی‌ترین اعمال و خواه به‌صورت چشمگیرترین خدمات اجتماعی همچون دستگیری از نیازمندان، ساخت مدرسه و مسجد، احسان و نیکوکاری‌های مالی در صورتی که بدون انگیزه الهی و قصد قربت و برای خودنمایی وبه رخ کشیدن دارایی‌ها یا کسب شهرت واعتبار باشد، فاقد هرگونه ارزش بوده ودر واقع پوسته‌ای بی‌مغز است. در مقابل هرگاه عمل آدمی‌هرچند اندک و هراندازه کوچک باشد آنگاه که از سر صدق و اخلاق و با انگیزه خدایی انجام گیرد در پرتو ماندگاری و شکوهمندی انگیزه و هدفش، ماندگار و ارزشمند می‌شود. دراین عرصه نیز شخصیت والای امام مخلصین، امیرالمؤمنین (ع) بر قله کوه اخلاص ایستاده‌اند. داستان نبرد خالصانه او با عمرو بن عبدود در جنگ احزاب وجسارت عمرو به مولا و تاّنی حضرت درکشتن او، که مباد از روی خشم نفسانی باشد، معروف و مشهور است.
در نتیجه شاخصه صداقت با همه ابعاد آن، در زندگی علاوه بر آنکه خود ارزش است، حافظ و دربردارنده ارزش‌های بی‌شمار دیگری نیز هست؛ عنصری که امام علی (ع) آن را عامل حفاظت از دین، زیبایی انسان و ستون ایمان می‌داند: اَلصِّدْقُ جَمَالُ الانْسَانِ وَ دَعَامَهُ الاْیمَان؛ راستی مایه زیبایی انسان و ستون ایمان است). غررالحکم، ج۳، ص۱۴۳)
 و در نهایت آن را معیار مسلمانی ذکر می‌کند: ملاک الاسلام صدق اللّسان؛ راستگویی ملاک اسلام و مسلمانی است. (همان)

۵) امانتداری
ارزش و اهمیت امانت در قرآن و احادیث معصومین و سفارش به ادای درست آن، بر کسی پوشیده نیست، زیرا که اعتماد متقابل بین افراد یک جمع و جامعه از مهم‌ترین اصول هم‌زیستی بین افراد است ودر خانواده یا جامعه‌ای که شاخصه امانتداری سست شود ستون اعتماد متزلزل گشته و پیوندهای اجتماعی از هم خواهند گسست. در قرآن کریم یکی از ویژگی‌های مهم مؤمنان امانتداری بیان شده‌است: آنها که امانت‌ها و عهد خود را رعایت می‌کنند. (مومنون/۸)
حضرت علی (ع) در بیانی قابل تأمل، انسان‌های اهل خیانت در امانت را خوار و زبون توصیف می‌کند: «هر که امانت را سبک بشمارد و خود را در وادی خیانت قرار بدهد و خود و آیین خود را از آن پاک نگرداند، در دنیا خود را خوار و پست و رسوا گردانیده و در روز واپسین خوارتر و رسواتر خواهد بود و به راستی که بزرگ‌ترین خیانت، خیانت به امت و زشت‌ترین دغلکاری، دغلکاری زمامداران است» (نهج‌البلاغه صبحی صالح، نامه ۲۶)
آن حضرت یکی از ویژگی‌های اهل تقوا را امانتداری و محافظت از آنچه خداوند به آنها امر کرده می‌داند و می‌فرماید: «... لا یضیع ما استحفظ…؛ پرهیزکار آنچه را به او سپرده‌اند ضایع نمی‌کند. (همان، خطبه۱۹۳)
واضح است که با این نوع نگاه که امام علی (ع) به امانت و ادای صحیح آن دارند، تا چه اندازه عمل به این فضیلت اخلاقی برای تعالی انسان مهم و حیاتی است.

مصادیق امانت

نمازهای پنج‌گانه
خداوند متعال می‌فرماید: بر نمازها و نماز میانه محافظت کنید (بقره/۲۹۳) محافظت بر نماز از صفات اهل ایمان به قرآن و معاد شمرده شده‌است. مراد از محافظت، محافظت بر اوقات و حدود و مراعات آداب و شرائط و مداومت بر آن است و عکس محافظت، سستی و کاهلی در امر نماز و خصوصیات آن است.
کتاب خداوند، پیامبر و اهل‌بیت ایشان (ع)
از بزرگ‌ترین اموری که حفظ آن بر ما واجب است کلام‌الله و خاندان نبوتند. یعنی همان دو گوهر گران‌بهایی که در حدیث ثقلین آمده و حفظ این دو، توجه و عمل به دستورات آنها و محبت آنهاست.
مولا علی (ع) در نهج‌البلاغه می‌فرماید: «واستتموا نعمه الله علیکم بالصبر علی طاعه الله والمحافظه علی ما استحفظکم من کتابه؛ با صبر بر عبادت و بندگی خدا و با محافظت بر کتاب خدا و آنچه از شما در آن خواسته بر آن محافظت کنید، نعمت خدا را بر خود تمام کنید (اگر اطاعت و حفاظت کردید خداوند نعمت خود را بر شما تمام خواهد کرد)» (نهج‌البلاغه، خطبه ۱۷۳)

امانت مدیریت و مسئولیت در نظام اسلامی
طبیعی است که با مسئولیت و قرارگرفتن در زمره کارگزاران نظام بسیاری از اموال و ناموس و حیثیت و شرف و آبرو و مسائل حیاتی مردم و ملت برعهده شخص قرار داده شده‌است و آن کارگزار مسئولیت نگهداری آن امانات و حفظ آنچه که به دست او سپرده شده‌است را دارد. امانتداری نه فقط در بعد مسائل مالی است، بلکه تمام آنچه که شمارش شد، حتی خود پست و مقام که آن هم امانت بسیار بزرگی است، از ناحیه نظام به او واگذار شده و کارگزار موظف است در تمام این ابعاد، ایفای مسئولیت که امانتداری است، بکند.
 زمامداری و مدیریت، از امانت‌های خاص است. مدیران و حاکمان قبل از هر چیز باید به این اصل باور داشته باشند و نگرش خود را بر این بنیاد استوار سازند که مدیریت از دیدگاه اسلامی، امانت است و مدیر، امانت‌دار خدا و مردم.
مولای متقیان علی (ع) در نامه‌ای که به نماینده و فرماندار خود در آذربایجان، به نام «اشعث بن قیس» می‌نویسد، چنین می‌فرماید: «و ان عملک لیس لک بطعمهً و لکنه فی عنقک امانهً و انت مسترعی لمن فوقک لیس لک ان تفتات فی رعیهً…؛ مبادا بپنداری که حکومتی که به تو سپرده شده‌است یک شکار است که به چنگت افتاده‌است؛ خیر، امانتی برگردنت گذاشته شده‌است و ما فوق تو از تو رعایت و نگهبانی و حفظ حقوق مردم را می‌خواهد. تو را نسزد که به استبداد و دلخواه در میان مردم رفتار کنی» (نهج‌البلاغه، نامه ۵)
آن حضرت در بخشنامه‌ای که برای مأمورین جمع‌آوری مالیات نوشته‌است، پس از چند جمله موعظه و تذکر می‌فرماید:
«فانصفوا الناس من انفسکم و اصبروا لحوائجهم فانکم خزان الرعید و وکلاء الامهً و سفراء الائمهً؛ به عدل و انصاف رفتار کنید، به مردم دربارهٔ خودتان حق بدهید، پرحوصله باشید و در برآوردن حاجات مردم تنگ حوصلگی نکنید که شما خزانه داران رعیت و نمایندگان ملت و سفیران حکومتید» (همان، نامه ۵۱)
در منطق نهج‌البلاغه، امام و حکمران، امین و پاسبان حقوق مردم و مسئول در برابر آنها است، از این دو (حکمران و مردم) اگر بنا است یکی برای دیگری باشد، این مسئولان هستند که محکوم به خادمی و نوکری مردمند، نه مردم محکوم برای خادمی مسئولان.
به همین دلیل است که امانت، مسئولیت بسیار سنگین و پراهمیت و خیانت در این امانت  از پست‌ترین رذایل اخلاقی بشمار می‌رود.
امام علی (ع) در این زمینه می‌فرماید:
«إِنَّ أَعْظَمَ الْخِیَانَهِ خِیَانَةُ الْأُمَّهِ وَ أَفْظَعَ الْغِشِّ غِشُّ الْأَئِمَّهً…؛ براستی که بزرگ‌ترین خیانت، خیانت به امت و زشت‌ترین دغلکاری، دغلکاری زمامداران است». (نهج‌البلاغه، نامة ۲۶)
امام (ع) در این نامه، که آن را برای یکی از کارگزاران نوشته‌است، دایره امانت را توسعه بخشیده و پس از بیان نتیجه خیانت در امانت در دنیا و آخرت، بزرگ‌ترین امانت برای کارگزاران را امانت امت اسلامی دانسته‌است و در نتیجه، خیانت به این امانت را بزرگ‌ترین خیانت به‌شمار آورده‌است. «مِنْ أَفْحَشِ الْخِیانَهِ خِیانَهُ الْوَدائِعِ؛ بدترین نوع خیانت، خیانت در امانت‌هاست» (همان، حکمت۶)

بیت‌المال مردم
از مهم‌ترین امانت‌ها، بیت‌المال مردم است. میز، کلاس، آب، برق، وسیله‌های نقلیه عمومی و هزاران وسیله دیگر همگی از اموال عمومی هستند که نزد همه به امانت سپرده شده‌است. البته بعضی از اموال عمومی وجود دارند که به یک گروه خاص یا فرد معینی به امانت داده می‌شوند؛ مثل: مدرسه، اداره، شرکت و… ولی هدف در همه این اموال یکی است و آن پاسبانی و مراقبت لازم و مفید در حفظ و نگهداری از این اموال می‌باشد.
در موضوع حفاظت از بیت‌المال، امام ملاحظه فرزند و برادر یا دوست وفامیل را نداشت و به شدت با کسانی که چشم طمع به بیت‌المال را داشتند برخورد می‌کرد.
 روزی عقیل خدمت حضرت علی (ع) شرفیاب شد و گفت: یا علی، تو برادر منی و خزانه بیت‌المال در دست تو است، من نیز فقیر و عیالوار هستم؛ سهم بیشتری از بیت‌المال به من بده.
حضرت فرمودند: ای عقیل! بیت‌المال، حق عموم مردم و امانت در دست من هست و هرگز چنین کاری را (خیانت در بیت‌المال) مرتکب نخواهم شد. وقتی که اصرار عقیل را می‌بیند، آهنی داغ به کف دست او نزدیک می‌کند. عقیل فریاد می‌زند! حضرت علی (ع) می‌گوید: تو از این آهن داغ این‌گونه فریاد می‌زنی؟ چگونه می‌خواهی مرا با انجام این کار در آتش جهنم بسوزانی؟ (داستان راستان، ج۱)

همسر و فرزند
عده زیادی از مردم گمان می‌کنند که وقتی با زنی ازدواج می‌کنند، مالکش می‌شوند و می‌توانند هرکاری که بخواهند با او بکنند! این براستی فهم نادرستی است. همسر انسان امانتی در دست اوست و شوهران روز قیامت در حضور پروردگار دربارهٔ زنانشان مورد سؤال قرار خواهند گرفت خداوند دربارهٔ عقد ازدواج می‌فرماید: «وَأَخَذْنَ مِنکُم مِّیثَاقاً غَلِیظاً» (نساء/۲۱) و آنها (زنان هنگام ازدواج) از شما پیمان محکمی گرفته‌اند. این پیمان به‌عنوان میثاق و عقد مستحکم نامبرده شده‌است که نباید در حق آن خیانتی روا داشت.
همچنین فرزندان نیز امانتی از جانب خدا نزد ما هستند که باید در تربیت و نگهداری آنان به‌خصوص در شرایط سخت فرهنگی کوشید و به امر خداوند دراین رابطه توجه مضاعف کردکه فرمود: ای کسانی که ایمان آورده‌اید، خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسان‌ها و سنگ‌هاست نگه دارید. (تحریم/۶)
طبق این آیه کریمه وظیفه تربیت دینی فرزندان، برعهده مدیر خانواده است. در تفسیر این آیه از امام علی (ع) چنین نقل شده‌است: «علّموا انفسکم و اهلیکم الخیر و ادّبوهم. به خود و خانواده‌تان خیر بیاموزید و آنان را ادب کنید» (تفسیر نور، ج۱۲، ص۱۲۷)


کد مطلب: 93766

آدرس مطلب: http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/93766/راستگویی-امانتداری-۲-شاخصه-برجسته-شیعه-بودن-بخش-دوم-پایانی

پیام آفتاب
  http://www.payam-aftab.com