پیامدهای مخرب توسعه اشغالگری رژیم صهیونیستی در کرانه باختری

پس از اعلام حاکمیت رژیم صهیونیستی بر جولان، اکنون تحرکات صهیونیست‌ها در حوزه اردن به اجرا درآمده است. از وعده‌های «بنیامین نتانیاهو» نخست‌وزیر صهیونیست‌ها طی سه دور اخیر انتخابات کنست، الحاق بخش‌های مهمی از کرانه باختری شامل دره اردن و شهرک‌های یهودی‌نشین واقع در اراضی اشغالی بوده‌است.
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱ جوزا ۱۳۹۹ ساعت ۰۹:۰۱
پیامدهای مخرب توسعه اشغالگری رژیم صهیونیستی در کرانه باختری
اشاره: در حالی که غرب آسیا با بحران‌هایی مثل استمرار جنایات تروریست‌های اجاره‌ای در عراق و سوریه، نسل‌کشی سعودی‌ها در یمن، سرکوب روزمره فلسطینی‌ها توسط اشغال‌گران صهیونیست و شیوع کرونا دست و پنجه نرم می‌کنند، رژیم‌صهیونیستی به دنبال توسعه اشغال اراضی در کرانه باختری است. هر چند تا کنون اشغال اراضی فلسطینی‌ها در کرانه باختری و قدس در قالب شهرک‌سازی، تداوم داشته‌است، اما اکنون سیاست توسعه اراضی صهیونیست‌ها، ابعاد جدیدی به خود گرفته که ابعاد منطقه‌ای نیز دارد. مطلب حاضر به این ابعاد می‌پردازد.

مقدمه
 پس از اعلام حاکمیت رژیم صهیونیستی بر جولان، اکنون تحرکات صهیونیست‌ها در حوزه اردن به اجرا درآمده است. از وعده‌های «بنیامین نتانیاهو» نخست‌وزیر صهیونیست‌ها طی سه دور اخیر انتخابات کنست، الحاق بخش‌های مهمی از کرانه باختری شامل دره اردن و شهرک‌های یهودی‌نشین واقع در اراضی اشغالی بوده‌است. با توجه به این‌که در گذشته این طرح از سوی سران رژیم اسرائیل مطرح نمی‌شد، اما از زمانی که «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا، قدس را به‌عنوان پایتخت این رژیم، به رسمیت شناخت و سلطه صهیونیست‌ها بر بلندی‌های جولان را رسمیت داد، اقدام برخی کشورهای عربی در جهت عادی‌سازی روابط با رژیم‌صهیونیستی در قالب معامله قرن، عدم اقدام جدی تشکیلات خودگردان فلسطین در مقابل اقدامات تجاوزکارانه این رژیم، این جسارت را به نتانیاهو بخشیده‌است که در جهت تجاوزگری‌های بیشتر گام بردارد. اکنون معطوف شدن توجه جهان به مسئله ویروس کرونا و غفلت سراسری از مسئله فلسطین، به تقویت این مواضع منجر شده‌است؛ به‌ویژه این‌که مطابق نقشه‌ای که در طرح موسوم به معامله قرن ارائه شده‌است، این مناطق باید به قلمرو رژیم‌صهیونیستی الحاق شود. هر چند که پیش از این عنوان می‌شد که ارائه این طرح نوعی شعار انتخاباتی است اما روند تحولات و به‌ویژه مواضع واحد نتانیاهو و گانتس که اکنون تشکیل کابینه ائتلافی را در پیش گرفته‌اند مبنی بر اجرای این طرح ظرف ۶ ماه، بیانگر رویکرد راهبردی این رژیم در قبال دره اردن است. حال این سؤال مطرح است که موقعیت دره اردن و اهمیت آن برای رژیم صهیونیستی چیست و انگیزه‌های این رژیم از طرح این موضوع چه می‌باشد؟ آیا امکان الحاق رسمی‌این منطقه توسط رژیم‌صهیونیستی وجود دارد و در صورت تحقق، این طرح چه پیامدهایی برای فلسطین و این رژیم به همراه دارد؟ و در پایان آن‌که موضع بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای در قبال این طرح چه خواهد بود؟ بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر رژیم‌صهیونیستی پیش از انتخابات پارلمانی این رژیم یکی از ارکان کمپین انتخاباتی خود را الحاق دره اردن قرار داده بود و به‌عنوان مثال، یک هفته پیش از انتخابات ماه سپتامبر ۲۰۱۹، این تعهد را که قبل از انتخابات ماه آوریل ۲۰۱۹ نیز آن را عنوان نمود، تکرار کرد. تلاش‌های او در این راستا حتی در مذاکرات ائتلافی نتانیاهو با بنی‌گانتس رئیس حزب موسوم به «پایداری اسرائیل» ادامه داشت و با توجه به موافقت وی به‌عنوان رقیب سیاسی نتانیاهو با این موضوع، یکی از نکات اختلافی آنان در این رابطه، نه اصل این الحاق و توسعه اشغال‌گری، بلکه در چگونگی آن بود البته در این میان نتانیاهو عنوان کرده که الحاق منطقه مذکور، حتماً با حمایت و موافقت آمریکا همراه خواهد بود و شهر اریحا نیز از آن مستثنی خواهد شد. بر اساس داده‌های اتحادیه اروپا، اکثر عملیات ویران‌سازی و تخریب منازل، از سال ۲۰۰۹ تا کنون، در دره اردن اتفاق افتاده‌است و شمار آن به ۲ هزار و ۴۰۳ منزل می‌رسد

آشنایی با دره اردن
منطقه «غور یا دره اردن» و شمال بحرالمیت که به منطقه الاغوار هم شناخته می‌شود، به موازات رود اردن قرار دارد، حدود یک سوم کرانه باختری معادل ۳۰ درصد آن را تشکیل می‌دهد. این منطقه، با وسعت۱/۶میلیون دونم (هر دونم ۱۰۰۰ متر مربع است)، دارای حدوداً ۱۲۰ کیلومتر طول و حدود ۱۵ کیلومتر عرض می‌باشد بیشتر اراضی غور اردن در منطقه موسوم به «جیم» یا «سی» بر اساس معاهدات اسلو و روند سازش قرار دارند که هم‌اکنون، رژیم‌صهیونیستی عملاً ۶۰ درصد آن را تحت کنترل دارد. رژیم‌صهیونیستی در جنگ سال ۱۹۶۷، کرانه باختری، قدس شرقی، غزه و ارتفاعات جولان سوری را اشغال نمود. این رژیم علی‌رغم مخالفت جامعه بین‌الملل، در سال ۱۹۸۰ رسماً الحاق قدس شرقی و در سال ۱۹۸۱ الحاق ارتفاعات اشغالی جولان به خود را اعلام کرد. مقامات رژیم صهیونیستی هم‌اکنون مانعِ استفاده فلسطینی‌ها از ۸۵ درصد مساحت دره اردن شده و در دسترسی آنان به منابع آبی و ساخت و ساز، محدودیت‌ها و موانع زیادی ایجاد می‌کنند. بر اساس داده‌های اتحادیه اروپا، اکثر عملیات ویران‌سازی و تخریب منازل، از سال ۲۰۰۹ تا کنون، در دره اردن اتفاق افتاده‌است و شمار آن به ۲ هزار و ۴۰۳ منزل می‌رسد. تعداد ساکنان این منطقه از سال ۱۹۶۷ تا ۱۹۷۱، از ۶۰ هزار نفر به ۵ هزار نفر رسید و در سال ۲۰۱۶، در این منطقه، حدود ۶۵ هزار فلسطینی و ۱۱ هزار شهرک نشین اقامت داشته‌اند. اما بر اساس اطلاعات مؤسسه حقوق بشری بتسلم، ۶۵ هزار فلسطینی ساکن این منطقه هستند و الحاق، زندگی آنان را تحت تأثیر قرار می‌دهد. بسیاری از کارشناسان صهیونیست، طرح نتانیاهو برای الحاق این قسمت را، بازنگری شده طرح آلون در سال ۱۹۶۸ می‌دانند با این تفاوت که فلسطینی‌ها در طرح اخیر، اصلاً دسترسی به مرزهای بین‌المللی آلون نخواهند داشت.

جنبه‌های اهمیت دره اردن
این منطقه که از منظر استراتژیک برای رژیم‌صهیونیستی بسیار مهم است و بسیاری از شرکت‌های صهیونیست به‌ویژه شرکت‌های کشاورزی، در آنجا مستقر شده‌اند، از دیرباز مورد توجه سیاستمداران راستگرای این رژیم بوده و آنان معتقدند که به هیچ عنوان نمی‌توان از آن چشم‌پوشی کرد. بر اساس مرکز حقوق بشری «بتسلم»، بخش زیادی از این منطقه، محل مذاکره طرفین فلسطینی و اسرائیلی است و منطقه پرآب و حاصل‌خیزی برای زراعت محسوب می‌شود اما ارتش هم‌اکنون در حال استفاده از آن برای مقاصد نظامی است. به علاوه، بحرالمیت، افزون بر این‌که گردشگران زیادی را به این منطقه جلب می‌کند، امکانات زیادی را برای استخراج نمک و مواد معدنی، فراهم می‌نماید.
دره اردن به دلیل همجواری با مرز اردن اهمیت حیاتی برای رژیم‌صهیونیستی دارد و بحث تسلیح کرانه باختری که در سخنان مقام معظم رهبری نیز به آن اشاره شده، نگرانی‌های زیادی را برای این رژیم ایجاد کرده‌است؛ بنابراین، تضمین کنترل و نظارت بر مرزها برای این رژیم بسیار جدی است. این امر در هنگام حمله زمینی از طرف اردن به اراضی اشغالی، اهمیت زیادی برای آن پیدا می‌کند. این منطقه از دیرباز تا کنون، به‌عنوان حائلی میان اردن و اراضی اشغالی مطرح است. به علاوه گفتنی است که اشغال این منطقه، باعث افزایش عرضیِ مناطق اشغالی و بیشتر شدن عمق استراتژیک آن هرچند به‌صورت اندک می‌شود اما این نکته تأثیر چندانی در پرتاب موشک به این رژیم نخواهد داشت.

واکنش‌ها
  موضوع الحاق دره اردن، فلسطینی‌ها را به خشم آورده‌است و حتی برخی از آنان که حامی‌روند سازش هستند اعلام کرده‌اند که این امر، کل روند سازش را نابود می‌کند. «حنان عشراوی» یکی از مسئولان سازمان آزادی‌بخش فلسطین، بیان می‌کند که این الحاق، نه تنها راه‌حل دو دولتی بلکه همه فرصت‌های صلح را از میان می‌برد. وی افزوده که «این تعهد، بخشی از تلاش رژیم صهیونیستی برای اجبار فلسطینی‌ها به خروج از کرانه باختری است. نتانیاهو به دنبال سیطره بر زمین بدون ملت است». ابومازن رئیس تشکیلات خودگردان هم در این زمینه گفت که در صورت اجرای این امر، دیگر توافق‌های صلح، جاری و ساری نخواهند بود. البته باید به‌خاطر داشت که تهدیدهای ابومازن در رابطه با لغو توافقات و انحلال تشکیلات خودگردان، هرگز جنبه عملی نیافته‌است. شورای ملی فلسطین هم سخنان نتانیاهو دربارهٔ الحاق دره اردن را چالشی جدی برای اراده جامعه بین‌الملل، موسسات و قطعنامه‌های آن دانسته و خواستار پس گرفتن شناسایی بین‌المللی رژیم اشغال‌گر شد. در این میان، محافل عربی و بین‌المللی مثل سازمان ملل، اردن، عربستان، ترکیه و اتحادیه عرب با آن مخالفت کرده‌اند. به‌عنوان مثال استفان دوجاریک، سخنگوی سازمان ملل نیز ضمن هشدار به رژیم صهیونیستی دربارهٔ این طرح اعلام کرد: «موضع دبیرکل همیشه واضح بوده‌است. اقدامات یک‌جانبه به روند صلح کمک نمی‌کند.» همچنین روسیه و اتحادیه اروپا هم بر مرزهای سال ۱۹۶۷ تأکید و هرگونه تغییری را در آن رد کردند».

پیامدهای الحاق دره اردن

تأثیر مخرب بر جمعیت فلسطینی
الحاق دره اردن، زندگی ۶۵ هزار فلسطینی ساکن در منطقه غور اردن را تحت تأثیر قرار خواهد داد و به‌ویژه در این میان، شهر اریحا را به‌صورت جزیره‌ای محاصره شده در مناطق تحت حاکمیت رژیم صهیونیستی درمی‌آورد. «عوفر زالزبرگ» تحلیلگر ارشد گروه بحران‌های بین‌الملل در این رابطه عنوان کرده که «اگر این الحاق عملی شود، فلسطینی‌ها بیشترین طرف آسیب‌دیده خواهند بود زیرا اگرچه اسرائیل هم‌اکنون عملاً بر کرانه باختری سیطره دارد ولی الحاق آن به‌صورت رسمی، نشانگر این خواهد بود که دولت عبری، قصد چشم‌پوشی از این منطقه را ندارد. در این صورت، احتمالاً سطح حمایت فلسطینی‌ها از راه‌حل دو دولتی کاهش می‌یابد و شاید رهبران فلسطینی به سمت اقدامات به اصطلاح منفی سوق یابند». به علاوه، این امر، امکان تشکیل دولت فلسطینی را نیز عملاً از بین می‌برد.

هزینه مالی و امنیتی الحاق
 ژنرال «ایلان فاز» رئیس سابق اداره مدنی کرانه باختری عنوان کرده که الحاق کرانه باختری (اعم از شهرک‌ها و دره اردن)، آن هم در شرایط مبارزه با کرونا، هزینه‌های مالی و امنیتی زیادی برای ما خواهد داشت و به همین خاطر است که فعلاً اقدامات عملی در این رابطه مشاهده نمی‌شود زیرا مطالبات داخلی برای مبارزه با کرونا و صرف بودجه در این مسیر، امکان فعلی الحاق را میسر نمی‌کند. به علاوه، سؤالات زیادی دربارهٔ واکنش‌های فلسطینی‌ها نسبت به این اقدام و رابطه ما با همسایگان عرب‌مان وجود خواهد داشت که امنیت و اقتصاد ما را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

ابهام در سیاست‌گذاری
 در این میان، جمعیت فلسطینی حاضر در غور اردن، یکی از علل اصلی نگرانی در ابعاد امنیتی خواهد بود. این‌که رژیم‌صهیونیستی باید از دیوار حائل عبور کرده و چه تعاملی با این افراد داشته باشد، خود ابهام بزرگی است. آیا باید به آنان تابعیت اسرائیلی بدهد که البته در این صورت، نگرانی‌های جمعیتی و افزایش شمار عرب‌ها در برابر یهودیان وجود دارد و این‌که آیا باید آنها را به مناطق تشکیلات خودگردان یا اردن اخراج نماید که در این صورت نیز، نگرانی‌های مربوط به انتقال جمعیتی و تبعات بین‌المللی ایجاد می‌شود. دیوید هرست، تحلیلگر انگلیسی میدل ایست آی، با توجه به همین نگرانی‌ها، الحاق دره اردن به رژیم‌صهیونیستی را مرگی تدریجی برای آن می‌خواند.

مسائل داخلی
به‌نظر می‌رسد که بیش از هر چیز دیگر، مسئله الحاق، مصرف داخلی داشته و به‌عنوان یک وعده انتخاباتی، در تلاش برای جلب آرای شهرک‌نشینان و جذب بنی گانتس رقیب سیاسی نتانیاهو عنوان شده‌است. به گفته عوفر زالزبرگ تحلیل‌گر گروه بحران‌های بین‌الملل، «این الحاق برای شهرک‌نشینان به آن معناست که دیگر در این منطقه، نه وزارتخانه‌های رژیم صهیونیستی و نه ارتش آن نقش تعیین‌کننده ندارند و از این رو، دریافت مجوزهای ورود به اراضی اشغالی برای آنها ساده‌تر خواهد بود. آنچه که برای صهیونیست‌ها مهم است آن است که شهرک‌نشینان احساس کنند واقعاً تحت حاکمیت اسرائیل قرار گرفته‌اند». با این حال، «میخال چاین» گزارشگر کانال ۱۲ تلویزیون رژیم‌صهیونیستی معتقد است که با الحاق غور اردن، نگاه بین‌المللی به این شهرک‌نشین‌ها، تغییر خواهد یافت.

ابعاد بین‌المللی الحاق
یکی از نگرانی‌های مهم صهیونیست‌ها در رابطه با الحاق دره اردن و عموماً کرانه باختری، ترس از پیامدهای بین‌المللی و تعارض شدید قانون صهیونیستی با قانون بین‌الملل است لذا آنان تلاش دارند که حتماً با حمایت آمریکایی‌ها، قضیه را پیش ببرند به همین خاطر قبل از انتخابات اعلام کرده که اجرای این قضیه را به بعد از انتخابات و تشکیل ائتلاف حکومتی موکول می‌کند. در همین راستا، روزنامه الشرق الاوسط به نقل از منابع سیاسی صهیونیست گزارش داد که نتانیاهو، نظرات مشاوران حقوقی خود دربارهٔ پیامدهای بین‌المللی الحاق دره اردن را پذیرفته و هر اقدام اجرایی را در این زمینه متوقف کرده و بر پرونده جنایات جنگی رژیم‌صهیونیستی در دادگاه بین‌المللی لاهه متمرکز شده‌است. این در حالی است که اصولاً دولت ترامپ که هم‌اکنون در آستانه انتخابات قرار دارد و به حمایت صهیونیست‌ها نیازمند است، اصولاً شهرک‌سازی در کرانه باختری را نقض قانون بین‌الملل ندانسته و خواستار ادامه آن شده‌است. در حالی که صهیونیست‌ها، چشم به حمایت آمریکا در این رابطه دوخته‌اند، مارک میلمان و آنه لوییس روسای گروه موسوم به «اکثریت دمکراتیک برای اسرائیل» که یک گروه آمریکایی صاحب نفوذ و حامی‌این رژیم است، طی نامه‌ای هشدار دادند که الحاق دره اردن می‌تواند آسیب‌های جدی در درازمدت به ائتلاف آمریکا و رژیم‌صهیونیستی وارد نماید. به گفته آن‌ها، طرح الحاق دره اردن، بر اساس طرح صلح ترامپ بوده اما ترامپ به تنهایی آمریکا را اداره نمی‌کند. به علاوه، نامه‌هایی هشدارآمیز هم از سوی ۱۳۰ تن از یهودیان آمریکایی به همین مضمون برای رهبران صهیونیست از جمله نتانیاهو و رقبای سیاسی وی یعنی گانتس و یئیر لاپید هم ارسال شده‌است.

نتیجه‌گیری
با توجه به آنچه ذکر شد می‌توان گفت که اقدام رژیم صهیونیستی در اجرای طرح الحاق دره اردن به حاکمیت این رژیم، ورای شعارهای انتخاباتی نتانیاهو بوده و جنبه راهبردی برای این رژیم دارد. رویکردی که آن را می‌توان مکمل اقدام آمریکا در به رسمیت شناختن پایتختی قدس برای رژیم صهیونیستی و نیز تأیید حاکمیت این رژیم بر جولان دانست. اقدامی که بخشی از طرح معامله قرن بوده و حمایت برخی کشورهای عربی نظیر عربستان، امارات و بحرین از معامله قرن این روند را تسریع کرده‌است. در همین حال این الحاق شاید در کوتاه‌مدت به تثبیت قدرت نتانیاهو منجر شود اما می‌تواند به مولفه‌ای برای تشدید جریان انتفاضه و کاهش سطح بازیگری پیروان سازش در فلسطین تبدیل شود و در حوزه منطقه‌ای نیز به تشدید تنش میان اردن و رژیم صهیونیستی و حتی اردن و سایر کشورهای عربی خط سازش همچون عربستان بیانجامد. رویکرد اردن به توسعه روابط با عراق، سوریه و قطر به‌عنوان مخالفان سیاست‌های سعودی و آمریکا در منطقه را می‌توان از پیامدهای این الحاق دانست.
به هر تقدیر، مجموعه‌ای از مخالفت‌ها با این طرح در درون رژیم صهیونیستی، به‌دلیل هراس از پیامدهای آن در تشدید حرکت مسلحانه فلسطینی‌ها، مخالفت گسترده فلسطینی‌ها با این طرح، جبهه‌گیری اردن و برخی کشورهای عربی علیه طرح، مخالفت‌سازمان ملل، روسیه و اتحادیه اروپا بخشی از موانع نتانیاهو برای تحقق آن است هر چند که ادعا کرده‌است طی ۶ ماه آن را اجرا خواهد کرد.
منبع: تبیین
کد مطلب: 92848
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل