سه سناریو دربارهٔ موج دستگیری‌ها در عربستان سعودی

تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۶ حوت ۱۳۹۸ ساعت ۱۱:۵۰
سه سناریو دربارهٔ موج دستگیری‌ها در عربستان سعودی
ملک سلمان با چند ابزار سرکوب، تطمیع، اجماع نسبی و خرید وفاداری، شاهزادگان را متقاعد کرده که ساختار پیرسالاری عربستان نیازمند تحرک توسط یک شاهزاده جوان از خاندان سدیری است که هم‌زمان با تمامیت سرزمینی، بقای پادشاهی و حفظ قدرت در خاندان سعودی ارتباط وثیقی دارد. کامران کرمی، پژوهشگر مسائل شبه‌جزیره عربی در وب سایت شورای راهبردی روابط خارجی نوشت:موج جدید و بزرگ دستگیری شاهزادگان در عربستان سعودی که رسانه‌های غربی آن را پوشش گسترده داده‌اند را باید نقطه عطفی در فرایند انتقال قدرت در خاندان آل‌سعود به‌حساب آورد. فارغ از صحت‌وسقم این اخبار که همچنان با گمانه زنی‌ها و تأیید و تکذیب‌ها همراه است، توجه به ساختار سیاسی کنونی عربستان و منطق مناسبات قدرت در دوره محمد بن سلمان ولیعهد سعودی ضروری است که از سال ۲۰۱۷ با کنار زدن محمد بن نایف ولیعهد سابق و پاک‌سازی‌های گسترده مقامات و شاهزادگان، بیش از هر زمان دیگری قدرت میل به تمرکز و شخصی شدن پیدا کرده‌است. در این یادداشت به سه سناریو در رابطه با این اقدامات و تحولات کنونی اشاره شده‌است.

سناریوی اول: کودتا

اتهام کودتا و خیانت بزرگ کلیدواژه ای بود برای دستگیری دو چهره اصلی در خاندان آل سعود که محمد بن سلمان از زمان به قدرت رسیدن پدرش در سال ۲۰۱۵ همواره با آن مواجه بوده و محمد بن نایف و احمد بن عبدالعزیز را رقبایی سرسخت در روند به تخت نشستن خود قلمداد کرده‌است. فارغ از این مسئله، موضوع مهم‌تر میزان قدرت و محبوبیت این دو چهره در دربار سعودی و در بین مردم است که همواره بن سلمان از آن احساس خطر کرده‌است، چرا که او از این میزان محبوبیت و شایستگی در بین شاهزادگان برخوردار نیست. مسئله دیگر که تا حدی اقدام به کودتا را واقعی تر می‌سازد، جایگاه بن نایف و احمد و شبکه ارتباطات قوی آنها با شاهزادگان و نهادهای اطلاعاتی و امنیتی در عربستان است. احمد بن عبدالعزیز نزدیک به چند دهه معاون نایف بن عبدالعزیز برادر سدیری خود در وزارت کشور بود و بعد از مرگ نایف نزدیک به دو سال وزیر کشور عربستان در اواخر دوره ملک عبدالله شد. محمد بن نایف نیز بعد از برکناری احمد به وزارت کشور رسید و در دوره ملک سلمان نیز این پست را در اختیار داشت. نقش نایف در سرکوب القاعده در داخل عربستان و ارتباطات قوی با خاندان آل شیخ و همچنین محبوبیتی که در آمریکا پیدا کرد، باعث شد تا او اصلی‌ترین چهره برای پادشاهی عربستان باشد. مضاف بر این در مقطع کنونی سعود بن نایف برادر محمد، امیر استان نفت خیز و شیعه نشین شرقیه است و پسر او عبدالعزیز وزیر کشور عربستان سعودی است. نام نواف بن نایف برادر ناتنی محمد بن نایف نیز در این دستگیری‌ها اعلام شده‌است. از این منظر اگر فرض را بر این بگیریم که احمد بن عبدالعزیز به همراه برادرزاده‌های خود قصدی برای کودتا داشته‌اند، از این پتانسیل برخوردار بوده و هستند که بتوانند ولیعهدی و پادشاهی آینده بن سلمان را به چالش بکشند؛ اما با توجه به حصر خانگی بن نایف از ژوئن ۲۰۱۷ و عدم وجود علامتی مبنی بر تحرک احمد بن عبدالعزیز، اتهام کودتا صرفاً کلیدواژه ای برای از میان برداشتن رقبای سرسخت است.

سناریوی دوم: دستگیری با نظارت پادشاه

سناریوی دوم براین اساس متکی است که موج دستگیری‌ها با نظارت پادشاه صورت گرفته و احکام صادره از سوی ملک سلمان ابلاغ شده‌است. بخصوص که کلیه عزل و نصب‌ها از سال ۲۰۱۵ همگی توسط پادشاه صورت گرفته با این منطق که پسر خود را به پادشاهی آینده برساند. قدرت این سناریو از این نظر است که ملک سلمان با چند ابزار سرکوب، تطمیع، اجماع نسبی و خرید وفاداری، شاهزادگان را متقاعد کرده که ساختار پیرسالاری عربستان نیازمند تحرک توسط یک شاهزاده جوان از خاندان سدیری است که همزمان با تمامیت سرزمینی، بقای پادشاهی و حفظ قدرت در خاندان سعودی ارتباط وثیقی دارد.

سناریوی سوم: کناره‌گیری یا مرگ پادشاه

و سناریوی سوم که تا حدی ضعیف‌تر است این استدلال را مطرح می‌کند که موج دستگیری‌ها با وفات پادشاه یا کناره‌گیری او صورت گرفته و محمد بن‌سلمان برای اینکه در روند بیعت شاهزادگان با او به‌عنوان پادشاه جدید اختلال ایجاد نشود، احمد و محمد را دستگیر کرده تا بدون خطر و با مشروعیت به تخت پادشاهی برسد؛ اما حضور ملک سلمان یک روز پس‌ازاین گمانه زنی‌ها در شبکه‌های خبری این سناریو را تا حدی به حاشیه برد؛ اما هم‌زمان و به دلیل شکننده بودن انتقال قدرت به بن سلمان پس از مرگ پدرش، محتمل خواهد بود که این روند در زمان حیات ملک سلمان و با کناره‌گیری او به نفع محمد و با حمایت آمریکایی‌ها صورت بگیرد تا چالش‌های جانشینی در دربار سعودی با کمترین هزینه محقق شود، اگرچه این فرایند مجدداً بدعتی تازه در منشور ملک عبدالعزیز بنیانگذار عربستان سعودی است.

بگیر و ببندهای بن‌سلمان؛ بهانه‌ای برای واکاوی ساختار سیاسی عربستان

تحولات اخیر عربستان و دستگیری شاهزادگان ارشد آل‌سعود که به فرمان «محمد بن سلمان» صورت‌گرفت بار دیگر نگاه‌ها را به سیاست و حکومت این کشور معطوف کرده‌است. در ساختار سیاسی عربستان قدرت مطلق در دست پادشاه است و همه مناصب راهبردی به دودمان سعودی تعلق دارد. ذیل سایه تسلط پادشاه، شاهزادگان دربارهٔ مسائل گوناگون تصمیم‌گیری می‌کنند. این ساختار به‌طور کلی با شکل‌گیری احزاب و برگزاری انتخابات سراسری بیگانه‌است. به گزارش ایرنا، برپایه طبقه‌بندی و مدل‌های گوناگون، نظام سیاسی عربستان در قالب پادشاهی موروثی و مطلقه تعریف می‌شود. در چنین نظامی پادشاه برپایه قاعده ارشدیت به جانشینی می‌رسد. یعنی بزرگترین فرزند پسر پس از مرگ پدر جانشین وی می‌شود. این ساختار توزیع قدرت در عربستان که به دست ملک عبدالعزیز بنیان‌گذار پادشاهی عربستان ایجاد شد و طبق این ساختار قدرت در میان پسران وی منتقل می‌شد اما «سلمان بن عبدالعزیز» پادشاه کنونی عربستان این روند را تغییر داد و با اعمال مسیر متفاوت بسترهای لازم برای ولیعهدی محمد فرزند خود را فراهم کرد. در این نوع نظام‌ها پادشاه کنترل قوای مقننه، قضاییه و مجربه را در اختیار دارد.

وی برجسته‌ترین و تعیین‌کننده‌ترین کانون قدرت و عنصری اثرگذار در ساختار سیاسی به‌شمار می‌رود و در راس هرم ساختار سیاسی قرار دارد. یکی از ویژگی‌های عربستان این است که ساختارها و جریان‌های اصلی قدرت در انحصار آل سعود است. در این کشور قانون اساسی وجود ندارد و سردمداران ادعا می‌کنند که شریعت اسلامی قانون اساسی این نظام است. معیار گزینش افراد در پست‌های مختلف بیش از آن که منوط به تخصص و قابلیت‌های فردی باشد وابسته به روابط قبایلی و اعضای خاندان حاکم با یکدیگر است و چارچوب و بروکراسی و اجزای دولت ریشه در سیاست‌های قبیله‌ای دارد. تشکیلات و سازمان‌های تصمیم‌گیری نیز بر اساس مراتب قبیله‌ای عمل می‌کنند و به رقم نبود قابلیت و استحقاق برخی افراد فقط به دلیل اینکه عضوی از خانواده سلطنتی یا قبایل حاکم هستند در پست‌های کلیدی منصوب می‌شوند. با توجه به ساختار پادشاهی عربستان، هیچ‌گونه حزب سیاسی و انتخاباتی در حیات سیاسی این کشور وجود ندارد و خاندان سلطنتی، هسته مرکزی نظامی حکومتی و سیاسی را تشکیل می‌دهد و رقابت در قالب جریان‌های درونی آل سعود به گردش درمی‌آید.

پادشاه و ساختار قدرت

در عربستان سخن آخر را پادشاه می‌زند و سخن وی فصل‌الخطاب است. همه امور در کنترل و نظارت پادشاه و با اطلاع وی صورت می‌گیرد. فرمان وی قانونی لازم‌الاجرا است. پادشاه بالاترین مقام سیاسی و عالی‌ترین کانون قدرت است و افزون بر تصدی پست نخست‌وزیری و ریاست هیئت وزیران، قوه مقننه و قوه قضائیه را نیز هدایت می‌کند. پس از پادشاه، ولیعهد اول در مقایسه با دیگر خاندان حاکم و درباریان قدرت فوق‌العاده‌ای دارد؛ ولیعهد عربستان عهده‌دار مشاغل مهمی مانند معاونت اول نخست‌وزیر و فرماندهی گارد ملی و ارتش است؛ ولیعهد برای زمینه‌سازی حکومت خویش دیوانسالاری عریض و طویل اداری ایجاد کرده و خود را برای حکومت آینده آماده می‌کند و به شدت مراقب رقبای احتمالی و دشمنان خود در حکومت است. پس از وی جانشین ولیعهد امور را بر عهده دارد. مرتبه بعدی حکومت در دست هیئت وزیران است. این رکن از حکومت که در سال ۱۹۵۳میلادی و پیش از مرگ عبدالعزیز تأسیس شد تا سال ۱۹۵۸میلادی در دوران ملک سعود فقط نقش مشاوره را ایفا می‌کرد اما پس از آن با سپری شدن زمان و پیچیده شدن مناسبات سیاسی- اقتصادی مستقیماً قدرت اجرایی را احراز کرد. پادشاه همه اعضای کابینه دولت را منصوب می‌کند و آنها تنها به وی پاسخ می‌گویند. این مقامات بیشتر از شخصیت‌های ارشد خاندان آل‌سعود هستند. دوره انتصاب وزراء ۴سال و انتصاب آنها بلامانع است. پس از هیئت دولت عالی‌ترین مقام اجرایی در هر منطقه یا استان امیران مناطقند. امیرمنطقه یکی از اعضای خانواده سلطنتی است که از سوی پادشاه منصوب شده و نماینده پادشاه در منطقه به‌شمار می‌رود و اعمال قدرت می‌کند. آنها وظیفه دارند در برقراری صلح، امنیت و کنترل مردم تحت امر خود بکوشند. امیر مناطق همچنین فرماندهی پلیس و قوای نظامی محل را بر عهده دارد. سیستم قضایی در عربستان وابسته به خانواده سلطنتی و آل شیخ است. شورای عالی قضایی شامل دوازده قاضی ارشد است که همه قضات از جانب پادشاه تعیین و عزل می‌شوند. همچین عزل و نصب وزیر دادگستری نیز به دست پادشاه انجام می‌گیرد. از دوران عبدالعزیز سازمان‌های قضایی عربستان به صورت مرحله‌ای شکل گرفت که سرانجام تشکیلات منسجم و هرمی شکلی چون وزارت دادگستری (عهده‌دار نظارت اداری بر سازمان‌های قضایی)، شورای عالی قضایی (نظارت قضایی بر همه ادارات قضایی)، دادگاه استیناف احکام شرعی صادره در دادگاه‌ها، دادگاه‌های عمومی و دفتر ثبت اسناد ایجاد شد.

طبق عرف حکومتی و سنت خانواده، افراد شورای مذکور را بزرگان آل سعود، علمای وهابی، ثروتمندان و افراد با نفوذ و متنفذان سعودی مورد تأیید و حمایت اعضای دیگر آل سعود تشکیل می‌دهند. حقوق اعضا و وظایف آنان در همه زمینه‌ها به دستور پادشاه مشخص می‌شود و حتی تعیین و برکناری رئیس شورا، معاون و دبیرکل شورا نیز به دستور شاه صورت می‌گیرد. مجلس شورا در عربستان هرچند مجاز به ارائه مشورت و پیشنهاد قانون است اما در اجرا و عملی شدن آراء و نظرات آن هیچ تضمینی وجود ندارد. دولت برای ارتقای مقبولیت خود از نظام مشورتی بهره‌برداری می‌کند و عملاً اجازه دخالت و سهیم شدن در قدرت سیاسی را به مجلس نمی‌دهد. این مجلس در مسائل کلی حکومت، همچون ترسیم خطوط کلی سیاست داخلی، خارجی و نظارت بر انتخاب و عملکرد هیئت وزیران نقش دارد. اگرچه نمی‌توان از نظر سلسه مراتب این مجلس را بالاتر از قدرت پادشاه دانست، می‌توان گفت قدرت این شورا با قدرت پادشاه رابطه معکوس دارد. یعنی هرچه قدرت پادشاه بیشتر باشد این شورا بیشتر جنبه مشورتی و تشریفاتی پیدا می‌کند و هرگاه پادشاه ضعیف باشد این مجلس مشورتی نقش قوی‌تری را ایفا می‌کند؛ همچنان که در سال ۱۹۶۵میلادی با رای این مجلس، ملک سعود به دلیل بی‌لیاقتی عزل شد و ملک فیصل به پادشاهی رسید. خاندان آل سعود گستردگی غیرمعمولی دارد و تعداد مردان شاخه‌های اصلی و فرعی آن بین ۲۰تا ۲۵هزار تن تخمین زده می‌شود. این گستردگی و فراوانی اعضا، امکان توطئه و رقابت‌های شخصی بین خاندان سلطنتی را برای کسب قدرت به ویژه دربارهٔ جانشینی پادشاه افزایش داده‌است. آل سعود به منظور رسمیت بخشیدن به پادشاه و ولیعهد بساط بیعت را در کشور گسترانیده و اعلام بیعت مردم با ولیعهد و پادشاه جدید اعلام مردم مبنی بر پذیرش مشروعیت قلمداد می‌شود و نمایندگان شورای مشورتِ بزرگان قبائل، بازرگانان معروف، شیوخ و علمای دینی و برخی از آحاد مردم، ضمن تماس مستقیم با پادشاه یا ولیعهد، با آنان بیعت می‌کنند. این مراسم به صورت گسترده‌ای در رسانه‌ها به نمایش گذاشته می‌شود. بیعت مردم با پادشاه حقی برای اعضای خاندان سلطنتی تلقی می‌شود. زیرا مردم ضمن بیعت، اطاعت و فرمان‌پذیری خود را اعلام می‌کنند و خاندان آل سعود نیز با بیعت خود، پادشاه را عملاً تأیید می‌کنند. شورای بیعت موظف است پس از مرگ پادشاه بلافاصله ضمن بیعت با ولیعهد وی را جایگزین پادشاه نماید. انتخاب جانشین ولیعهد که پادشاه با مشورت شورای معرفی می‌کند نباید بیش از ۳۰روز از انتخاب پادشاه جدید طول بکشد. پادشاه می‌تواند دست‌کم سه نفر را برای نامزدی معرفی کند و اگر شورا نپذیرفت موظف خواهد بود کاندید خود را به پادشاه معرفی کند و در صورتی که نامزد شورا را هم پادشاه صالح تشخیص نداد در مورد نامزدهای دو طرف رای‌گیری به عمل می‌آید و نامزدی که بیشتری رای را به دست آورد ولیعهد خواهد بود. اکنون و در شرایطی که بسیاری از رسانه‌ها از ناتوانی سلمان برای اداره امور سخن می‌گویند، تدابیر محمد بن سلمان برای از میان برداشتن موانع جانشینی پدر به خصوص عمویش «احمد بن عبدالعزیز» و «محمد بن نایف» که پیش از بن سلمان ولیعهدی را برعهده داشت در قالب دستگیری و بازداشت این افراد خود را به نمایش می‌گذارد.

دو دلیل اصلی بازداشت شاهزادگان

ولیعهد عربستان در ادامه موج بازداشت‌ها در کشورش، به دو دلیل دستور بازداشت دو شاهزاده سعودی را که قرار بود پادشاه و ولیعهد این کشور باشند، صادر کرد. به گزارش ایسنا، روزنامه رأی‌الیوم نوشت: اقدام محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان برای بازداشت احمد بن عبدالعزیز، عموی خود و محمد بن نایف، پسرعمو، ولیعهد و وزیر کشور اسبق و نیز متهم کردن آن دو به «خیانت بزرگ» و تلاش برای کودتا می‌تواند دو دلیل اصلی داشته باشد. دلیل نخست این است که خاندان حاکم عربستان پس از اینکه صبرشان لبریز شده علیه ولیعهد و سلمان بن عبدالعزیز، پادشاه این کشور شورش کرده و دو شاهزاده بازداشتی در رأس این شورش قرار داشته‌اند و از طرفی هم خاندان حاکم توافق کردند به منظور سازماندهی مجدد کاخ سلطنتی، بازگشت به ساختار قبلی دولت یعنی رویکرد مخافظه‌کارانه که با نشستن سلمان بن عبدالعزیز بر مسند قدرت از بین رفته بود و نیز برای پایان دادن به جنگ یمن در سریع‌ترین زمان ممکن، در پیش گرفتن سیاست عربی و بین‌المللی متوازن از جمله آشتی با کشورهای همسایه و کاهش میزان دشمنی با ایران و ترکیه، احمد بن عبدالعزیز را به عنوان پادشاه و بن نایف را به عنوان ولیعهد انتخاب کنند.

دلیل دوم نیز این است که بن سلمان خواست پیش‌دستی کرده و از دست قدرتمندترین دشمنان خود به ویژه شاهزاده احمد، عضو هیئت بیعت که ابداً با او به عنوان ولیعهد بیعت نکرد، خلاص شود و بعد هم به بهانه بیماری پدرش و عدم توانایی او در انجام وظایفش، به عنوان پادشاه بی‌چون و چرای عربستان تاج‌گذاری کند. خبرهای این بازداشت‌های «عجیب» توسط دو روزنامه برجسته آمریکایی منتشر شد؛ نخست روزنامه اقتصادی راست‌گرای «وال استریت ژورنال» روزنامه محبوب خود ولیعهد سعودی و دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا و دومی هم “نیویورک تایمز″ که از این دو مقام انتقاد می‌کند. انتشار اخبار توسط این دو روزنامه نشان می‌دهند که یک طرف ارشد آمریکایی شاید کاخ سفید یا سازمان اطلاعات آمریکا این اخبار را به عمد فاش کرده‌است و شاید هم پیشنهاد خود بن سلمان بوده تا به اعضای عصبانی و مخالف حکومتش در داخل خاندان حاکم این پیام را برساند که سکوت کنند و اگر اقدامی یا اعتراضی کرده یا با بازداشتی‌ها اعلام همبستگی کنند، به همین سرنوشت دچار می‌شوند. از آنجایی که بن سلمان در قتل جمال خاشقجی، روزنامه‌نگار و منتقد سعودی و مثله کردن جسدش در کنسولگری عربستان در استانبول متهم ردیف اول است از کانون توجهات دور شده و شاید به دلایل امنیتی از پشت پرده حکومت را اداره می‌کند زیرا از وجود مخالفان قوی خود به ویژه در محافل خاندان حاکم آگاه است؛ جایی که از وی حراست شده و تعدادی از سازمان‌های اطلاعاتی داخلی و جهانی به ویژه آمریکایی، فرانسوی و انگلیسی در آنجا به او مشاوره‌های امنیتی می‌دهند.

شاهزاده احمد بن عبدالعزیز، برادر پادشاه سعودی و کوچک‌ترین پسر عبدالعزیز از شاهدخت حصه السدیری چه داخل خاندان حاکم و چه در میان مردم از محبوبیت بالایی برخوردار است زیرا با بن سلمان بیعت نکرده و آشکارا در محافل ویژه‌اش مخالفت خود را با او و سیاستش اعلام کرده‌است. هنگام حضورش در لندن فیلم ویدیویی منتشر شد که در آن با معترضان به جنگ عربستان در یمن که در مقابل مقر اقامت شاهزاده احمد شعار سقوط خاندان حاکم سعودی را سر می‌دهند، صحبت کرده و به آنها می‌گفت، پادشاه و ولیعهد مسئول جنگ یمن هستند.

همچنین منابع در کشورهای حوزه خلیج فارس که در دفتر شاهزاده احمد حضور داشتند به روزنامه رأی‌الیوم گفتند، تصویر بن سلمان را در کنار تصویر پدرش در دفتر نصب نکرده و در واقع دفتر وی به مرکز تجمع مخالفان چه در بین شاهزادگان و عموم مردم تبدیل شده‌است. مجازات اتهام «خیانت بزرگ‌» و دست داشتن در تلاش کودتا توسط سه متهم مذکور در عربستان «اعدام» است و ممکن است این مجازات فوراً اجرایی شود یا اینکه متهمان به مدت طولانی زندانی شوند و در هر دو مورد موضوع به تصمیم خاندان حاکم برای دستگیری و سپس صدور این مجازات بستگی دارد. سلطنت پادشاه سلمان و ولیعهد وی این روزها با شرایط دشوار سیاسی و اقتصادی روبه‌رو است زیرا از یک طرف به دلیل شیوع ویروس کرونا قیمت نفت پنج درصد کاهش یافته‌است و از طرفی هم به دلیل مازاد عرضه، اوپک با هدف جلوگیری از سقوط قیمت خواستار کاهش تولید نفت به میزان دو میلیون بشکه در روز است و این امر ممکن است به افزایش کسری بودجه سالانه از ۶۰میلیارد به حدود ۱۰۰میلیارد به ویژه پس از لغو مناسک عمره و در آینده نیز مناسک حج منجر شود چرا که تعداد عمره‌گذاران در سال به ۱۸میلیون و تعداد حجاج دو میلیون می‌رسد که از خارج از کشور آمده و سالانه ده‌ها میلیارد دلار به خزانه عربستان کمک می‌کنند. بن‌سلمان که سیاست «مشت آهنین» را در حکومت در پیش گرفته و ارتش و امنیت کشور را تحت کنترل دارد چندین کمپین بازداشت را در سال ۲۰۱۷راه‌اندازی کرده و بازرگانان، روزنامه‌نگاران، روحانیان، فعالان زن و مرد، حقوق‌دانان و سیاست‌مداران را بازداشت کرد که برجسته‌ترین آنها ولید بن طلال، شاهزاده میلیاردر سعودی و برخی شاهزاده‌های دیگر با اتهام فساد در کنار سلمان العوده، مبلغ سعودی بود اما بازداشت شاهزاده احمد، عمویش و محمد بن نایف، ولیعهد اسبق خطرناک‌ترین و بزرگ‌ترین اقدام از زمان تصرف تاج و تخت سلطنتی توسط پدرش است. عربستان پیش از این موج بازداشت‌ها به دلیل خسارت‌هایی که در جنگ یمن دیده و شلیک موشک‌های انصارالله به ریاض و تأسیسات نفتی آرامکو و اخیراً در بندر ینبع در دریای سرخ با حالتی از «ابهام» و «سردرگمی» روبه‌رو بود و مطمئناً این حالت پس از بازداشت این دو شاهزاده بارز در خاندان سلطنتی وخیم‌تر می‌شود.
کد مطلب: 92271
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل