​صلح افغانستان؛ پروسه یا پروژه؟

9 عقرب 1398 ساعت 8:41

متأسفانه تاریخ و تجربه چندین ساله روند صلح و تمام فعالیت‌های مرتبط با این موضوع نیز نشان می‌دهد که هر کسی قدمی در این مسیر برداشته است، تنها به خاطر ساختن یک پروژه جانبی و اهداف خاص بوده‌است.


آخرین سخن مهم دربارهٔ صلح افغانستان را حمدالله محب مشاور امنیت ملی افغانستان بر زبان آورده‌است. وی گفته‌است که سفر اخیر خلیلزاد پس از یک وقفه یک و نیم ماهه به کابل صرفاً به خاطر رهایی انس حقانی بوده‌است و به روند صلح ارتباط نداشته‌است. استقبال سرد ارگ از نماینده خاص ایالات متحده در این دور نیز همین نکته را می‌رساند که گویا وی چیزی برای دولت افغانستان در زمینه صلح نداشته‌است. او فقط می‌خواسته‌است چیزی بر سفر خویش بیفزاید و بدین ترتیب دستاوردی هر چند کوچک برای آن دست و پا کند. رهایی انس حقانی یکی از خواسته‌های اصلی طالبان و احتمالاً همکاران و حامیان منطقه‌ای این گروه است. مهم جلوه دادان این سفر از سوی اپوزیسیون داخل نظام و گرفتن عکس‌های فیسبوکی با وی نه توانست موقعیت انتخاباتی آنان تقویت کند و نه به منزلت سفر آقای خلیلزاد افزود. این سفر اما به این پرسش اساسی یک بار دیگر دامن زد که چرا صلح افغانستان ره به جایی نمی‌برد؟ چرا هرچه زمان می‌گذرد و هرچه تلاش بیشتر صورت می‌گیرد، ما بیش از آن که به سمت صلح برویم، از آن دورتر می‌شویم و صلح دست نیافتنی‌تر می‌گردد؟
اگر واقعاً سخن مشاور امنیت ملی افغانستان درست باشد که هدف آقای خلیلزاد از سفر اخیرش به منطقه و کابل صرفاً به خاطر رهایی انس حقانی بوده‌است و دربارهٔ صلح کدام پیام روشنی نداشته‌است، ما را در یافتن پاسخ به پرسش فوق کمک شایانی می‌کند. پاسخ کوتاه آن پرسش این است که متأسفانه صلح افغانستان بیش از آن که یک پروسه باشد، تبدیل به یک پروژه شده‌است. به این معنی که همه کسانی که در این روند دخیل هستند، تنها به دنبال آن می‌گردند که از این بازی چه چیزی نصیب آنان می‌گردد. در آخرین مورد ما اجلاس چهارجانبه در مسکو را داشتیم که تنها به خاطر اظهار وجود روسیه در عرصه بین‌المللی بود و چنان حرف مهمی در آن مبادله نگردید. حتی اجلاس آینده به خاطر صلح افغانستان در چین نیز در همین راستا قابل تحلیل است. اکنون چین هم می‌خواهد به نحوی در برابر رقبای بین‌المللی خود عرض اندام کند تا از دیگران عقب نماند. ارتباطات ایران با طالبان و حمایت‌های پیدا و پنهان از این گروه نیز به خاطر این است که از این نمد برای خویش کلاهی بسازد. به همین خاطر هر کسی به دنبال ساختن پروژه است و یکی از جذاب‌ترین موضوعاتی که پروژه‌های سیاسی را قابل اعتنا و توجیه پذیر می‌سازد، صلح افغانستان است.
متأسفانه تاریخ و تجربه چندین ساله روند صلح و تمام فعالیت‌های مرتبط با این موضوع نیز نشان می‌دهد که هر کسی قدمی در این مسیر برداشته است، تنها به خاطر ساختن یک پروژه جانبی و اهداف خاص بوده‌است. از روزی که شورای عالی صلح تأسیس گردید تا کنون ما حتی شاهد یک نقطه مثبت در زمینه صلح نبوده‌ایم و هیچ دستاوردی این شورا تا کنون نداشته‌است. حتی برخی بزرگان در این زمینه جان خویش را نیز از دست دادند ولی در اصل صلح هیچ پیشرفتی حاصل نشد و هیچ نتیجه‌ای به دست نیامد.
واقعیت این است که نهادهای مرتبط با صلح تا کنون کوچک‌ترین نتیجه‌ای در زمینه صلح نداشته‌اند و تنها شاهد مصرف بیهوده و عبث بودجه‌های کلان تحت عناوین مختلف بوده‌ایم. همه بزرگانی که تا کنون در راس شورای عالی صلح قرار گرفته‌اند تنها به خاطر حفظ مصالح و قناعت بخشی آنان در این سمت قرار گرفته‌اند و هیچ‌کدام ابتکاری نداشته‌اند که به صلح کمک کرده باشد. درست است که اکنون این شورا تقریباً بیکاره است و چندان هزینه ای هم احتمالاً بر دوش بیت المال نداشته باشد. اما در سال‌های گذشته هزینه‌های گزافی در این زمینه مصرف شده‌است که نتیجه عملی آن واقعاً صفر است. اگر کدام دستاوردی در سال‌های گذشته در زمینه صلح وجود داشته باشد نتیجه فعالیت‌های بخش‌های دیگر مثل امنیت ملی و دیگر نهادهای مرتبط است نه نتیجه کار شورای عالی صلح.
ناکامی چندین ساله افغانستان در زمینه صلح علی‌رغم تأسیس نهادهای مختلف و مصرف هزینه‌های هنگفت و تحلیل عوامل شکست در این عرصه، نشان می‌دهد که متأسفانه تا کنون به رون صلح افغانستان به عنوان یک پروژه منفعت آور دیده شده‌است تا یک روند طبیعی و هدفمند که منجر به آرامش و امنیت افغانستان گردد.
- محمد هدایت / افغانستان ما


کد مطلب: 91110

آدرس مطلب: http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/91110/صلح-افغانستان-پروسه-یا-پروژه

پیام آفتاب
  http://www.payam-aftab.com