امام‌ مجتبی (ع) و حیات / آیت‌الله العظمی جوادی آملی

راه را خدا مشخص کرد، چراغ را در درون ما روشن کرد؛ با وحی از بیرون و با فطرت و عقل از درون این چراغ روشن و شفاف را به ما داد تا راه را ببینیم، برویم، نه راه کسی را ببندیم، نه بیراهه برویم.
تاریخ انتشار : جمعه ۳ عقرب ۱۳۹۸ ساعت ۱۸:۵۶
امام‌ مجتبی (ع) و حیات / آیت‌الله العظمی جوادی آملی
امام حسن مجتبی (ع) همانند سایر ائمه (ع) انسان کاملی است که از او به عنوان «کوْن جامع» یاد می‌شود؛ و منظور از کوْن جامع آن است که مظهر غیب و شهادت ذات اقدس الهی باشد؛ جهان را طرزی می‌بیند و اداره می‌کند که هم با گذشته هماهنگ باشد، هم با وضع فعلی و هم با آینده یعنی ابدیت. دودمان خاندان عصمت و طهارت به ما فهماندند که انسان، مرگ را می‌می‌راند نه بمیرد، چون انسان برای همیشه به اذن خدا زنده است، از دنیا به برزخ و از برزخ به ساهره معاد و از صحنه معاد به بهشت می‌رود، پس موجودی است دائمی.

دوام حیات انسان به ادامه ذات اقدس الهی است. آن‌که «حی لا یموت»(۱) بالذات است، خداست و خدا انسان را طرزی آفرید که هنرمندانه مرگ را می‌می‌راند و با مُردن از پوست به درمی‌آید نه بپوسد. آن‌که فکر می‌کند مرگ پایان راه است، خیال می‌کند انسان با مرگ می‌پوسد؛ ولی آن‌که الهی فکر می‌کند، می‌گوید بیان امام‌حسین (ع) در روز عاشورا این است: «صبراً بنی‌الکرام ما الموتُ الا قنطره:(۲) بردبار باشید، ای فرزندان کرامت! مرگ پل است»، گودال نیست و انسان که می‌میرد، از این پل عبور می‌کند، نه در گودال فرو برود. این تفکر، انسان را الهی بار می‌آورد و امام‌مجتبی (س) با این تفکر الهی، رهبری امت را بعد از امیر مؤمنان (ع) به عهده گرفت. در دوران خردسالی و نوجوانی و جوانی و میانسالی در همه مراحل با غیب و شهادت همراه بود؛ در کودکی حرفی می‌زد که بر اساس غیب و شهادت بود؛ در میانسالی بشرح ایضاً، در هنگام وصیت هم بشرح ایضاً.

آسمان غیب

کسی از شام آمده مدینه سؤال‌هایی را از محضر امام‌مجتبی پرسید، یکی از آن سؤال‌ها این بود: «میان آسمان و زمین چقدر فاصله است؟» فرمود: «دعوه المظلوم و مَدّ البصر».(۳) اگر منظورتان آسمان ظاهر است تا آنجا که قلمرو دید است، اگر منظور آسمان غیب و باطن است، آه مظلوم؛ آه مظلوم به آسمان می‌رود و بساط ظالم را برمی‌چیند، این از غرر روایات ماست. امام‌مجتبی (ع) در دوران کودکی یا در دوران نوجوانی و همچنین در دوران جوانی و میانسالی، هم آسمان ظاهر را می‌بیند که کافر و مسلمان می‌توانند پرواز کنند و با سفینه‌ها مطلع بشوند و هم آسمان غیب را می‌بینند که خدا در قرآن فرمود درهای آسمان غیب به روی کفار باز نمی‌شود: «لا تُفتّحُ لهُم ابوابُ السماء».(۴) آه مظلوم، در آسمان را باز می‌کند و به اجابت می‌رسد. این امام‌مجتبی، هم آسمان غیب را می‌بیند، هم آسمان شهادت را.

مرحوم کلینی از امام‌مجتبی (ع) نقل کرده‌است که انسان دو صحنه دارد: اندیشه و انگیزه. با صحنه اندیشه، عالم می‌شود، دانشمند می‌شود و می‌فهمد و با صحنه انگیزه، وارسته می‌شود و کار خیر انجام می‌دهد. مرحوم کلینی از حضرت نقل کرده که فرمود: «کونوا أوعیه العلم و مصابیحُ الهُدی»(۵) یعنی در بخش اندیشه، ظرف دانش باشید و مغزتان را، جانتان را، پایگاه علمی‌تان را با قصه و خرافات و حرفهای باطل و عاطل پر مکنید، یا بفهمید یا گوش کنید تا بفهمید: «کونوا أوعیه العلم»؛ ظرف دانش باشید، این بخش اندیشه. «و مصابیحُ الهُدی»؛ چراغ هدایت باشید تا هم راه خود را ببینید و هم به دیگران راه بدهید، نه بیراهه بروید و نه راه کسی را ببندید، این بخش انگیزه.

راه را خدا مشخص کرد، چراغ را در درون ما روشن کرد؛ با وحی از بیرون و با فطرت و عقل از درون این چراغ روشن و شفاف را به ما داد تا راه را ببینیم، برویم، نه راه کسی را ببندیم، نه بیراهه برویم.

در زیارت جامعه به اهل بیت عرض می‌کنیم: «السلام علیکم یا ساسه العباد»:(۶) ای سیاستمداران بندگان الهی! از امام‌مجتبی (س) سؤال کردند: «سیاست چیست؟» فرمود: «أن ترعی حقوق الله و حقوق الاحیاء و حقوق الاموات». (۷) سیاست را در اضلاع سه‌گانه این مثلث بابرکت معنا کرد و فرمود: رابطه خود را با خدا از نظر شناخت خدا، اسما و اوصاف خدا، افعال و اقوال و آثار خدا، رهنمودهای خدا، عمل به دستورهای خدا مستحکم کنید؛ رابطه‌تان را با زنده‌ها، آن‌که انسان است، رابطه انسانی‌تان را با او حفظ کنید، به کسی خیانت مکنید، در عهد و پیمان خود وفادار باشید، خیر دیگران را بخواهید و حقوق احیا را زنده کنید؛ برخی‌ها مسلمان‌اند، برخی‌ها اهل کتاب‌اند، برخی‌ها کافرند، فرمود شما به احدی ظلم مکنید، ظلم حرام است ولو نسبت به کافر، مگر اینکه آن کافر بخواهد محارب باشد و حمله کند و مسلمان‌ها را آزار برساند.

بخش سوم و ضلع سوم، اموات‌اند، حقوق اموات را رعایت کنید. آنها که کاری کردند، کتابی نوشتند، مدرسه‌ای ساختند، راهی احداث کردند، پلی ساختند و خدماتی به جامعه عرضه کردند، حق آنها را رعایت کنید. سیاست آن است که این انسان با خدایش رابطه ناگسستنی داشته باشد اولا، با جوامع بشری در سه بخش (هم بخش ملی و محلی، هم بخش منطقه‌ای، هم بخش بین‌المللی) حفظ کند. در بخش مسلمان‌ها که بخش ملی و محلی ماست، در بخش با اهل کتاب که خدا و وحی و نبوت را قبول دارند بخش منطقه‌ای ماست. بخش سوم بخش بین‌المللی ماست، زیرا خداوند پیغمبر را به عنوان رحمه للعالمین(۸) فرستاد، کتاب او را ذکری للبشر(۹) فرستاد، نذیرا للبشر(۱۰) فرستاد، للعالمین نذیرا(۱۱) فرستاد، کافه للناس(۱۲) فرستاد، ما باید پیغمبری فکر کنیم؛ یعنی با جهان، رابطه حسنه داشته باشیم، مگر آنها قطع کنند که ما ناچاریم قیام کنیم، وگرنه اساس بر این است که ما نسبت به تمام مردم روی زمین عاقل و عادل باشیم: «لا ینهاکُمُ اللهُ عن الذین لم یُقاتلوکُم فی الدین و لم یُخرجوکُم من دیارکُم أن تبروهُم و تُقسطوا الیهم ان الله یُحب المُقسطین».(۱۳) فرمودند مردم روی زمین چند بخشند: یک عده را نه می‌شناسید، نه شما آنها را می‌شناسید و نه آنها شما را می‌شناسند، از نزدیک رابطه‌ای ندارید؛ ولی اگر خواستید رابطه برقرار کنید، باید عاقلانه و عادلانه باشد. یک عده هستند که با آنها اختلاف دارید، یک عده مخالف شما هستند، یک عده محارب شما هستند، یک عده دوستان شما هستند؛ پنج گروه روی کره زمین زندگی می‌کنند که برای این اقوام پنج‌گانه، قرآن و روایات اهل بیت (ع) دستوری دادند که با این پنج گروه چگونه زندگی کنید: «ان ترعی حقوقُ الأحیاء»؛ نه حقوق مسلمان‌ها را، نه حقوق اهل کتاب را، حقوق زنده‌ها را.

بخش سوم هم «أُن ترعی حقوق الأموات»؛ به یاد گذشتگان باشید، آنها که سهمی در سعادت این مملکت داشتند، مخصوصاً مراجع ماضین، بالأخص امام، شهدا، کسانی که پیشگامان شهادت بودند که این کشور را از ذلت به عزت درآوردند؛ همواره باید حقوق اینها را رعایت کنید، وصیت‌نامه‌های اینها را محترم بشمرید، راه اینها را پُررهرو قرار بدهید.

سیاست دینی

فرمود: «سیاست دینی یعنی رعایت حق الله، رعایت حق الناس، رعایت حق اموات؛ این معنی سیاست است». می‌بینید امام از غیب و شهادت خبر می‌دهد، مؤمن به غیب است، مؤمن به شهادت است، او هرگز خود را مُرده نمی‌بیند. حرف بلند حکیم سنایی این است که خیلی‌ها از مرگ می‌ترسند و حق هم با آنهاست که از مرگ می‌ترسند؛ ولی از این زندگی باید بترسند، چون زندگی اینها مرگ است، مگر اینها زنده‌اند؟ «از این زندگی ترس که اکنون در آنی». عده‌ای بین صفا و مروه زندگی می‌کنند، عده‌ای بین مسجد و مرکز علمی زندگی می‌کنند، عده‌ای بین تجارتخانه و مسجد به سر می‌برند، عده‌ای بین مرکز اداری و مسجد به سر می‌برند. دو حد دارند؛ امام‌علی (ع) در جریان نقد خلافت کسی فرمود: کارگزاران او دو حد داشتند: «بین نثیل و معتلف». (۱۴) شتر بیش از دو حد ندارد. حیوانات تمام تلاش و کوشش‌شان این است که کجا مرتع است، علف خوب دارد بخورند و بعد از اینکه علف را خوردند، کجا خود را خالی کنند! بعضی‌ها تمام زندگی‌شان بین آشپزخانه و دستشویی است. حرف حکیم سنایی این است که از مردن باید ترسید؛ ولی از این زندگی بترس! مگر تو زنده‌ای؟! «از این زندگی ترس که اکنون در آنی». کسی که تمام همت و مقصدش بین آشپزخانه و دستشویی است، زنده نیست.

امام‌مجتبی (ع) در تبیین سیاست فرمود: حق مُرده‌ها را، حق زنده را، حق الله را در رأس رعایت کنید. هم حکم اندیشه را بیان کرد، هم حکم انگیزه را؛ هم حکم دنیا را بیان کرد، هم حکم آخرت را و در همه محورها فرمود: ای انسان! تو مرگ را می‌می‌رانی، برای اینکه وقتی مرگ پیش آمد، در مصاف با مرگ مقداری آسیب می‌بینی، ولی مرگ را مچاله می‌کنی، زیر پایت دفن می‌کنی. وارد برزخ می‌شوی: تو هستی و مرگ نیست. وارد صحنه معاد می‌شوی: تو هستی و مرگ نیست. ان‌شاءالله وارد بهشت می‌شوی: تو هستی و مرگ نیست. مرگ این طرف است نه آن طرف. انسان است که مرگ را می‌می‌راند، انسان است که مظهر حیات ابدی ذات اقدس الهی است و نمی‌میرد: «آن‌که نمرده‌ست و نمیرد، خداست» و بنده خدا هم در سایه لطف خدا این آثار را دارد.

مرحوم ابن‌بابویه قمی که هزار سال قبل زندگی می‌کرد، در طی این هزار سال هر روز بارها در حوزه‌های علمیه گفته می‌شود «ابن‌بابویه (ره) چنین گفت»، یا «کلینی (ره) چنین گفت»، یا «محقق و علامه حلی (ره) چنین گفتند». افرادی این‌چنین که عالمانه خدمت کردند و دیگران که مثل اینها هستند، همواره زنده‌اند: «العُلماءُ باقون ما بقی الدهر».(۱۵)

پی‌نوشت‌ها:

۱٫ فرقان، ۵۸٫رر ۲٫ معانی الاخبار، ص۲۸۹٫رر ۳٫ تحف‌العقول، ص۲۲۹٫رر ۴٫ اعراف، ۴۰٫رر ۵٫ الکافی، ج۱، ص۳۰۱٫رر ۶٫ من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۶۱۰٫رر ۷٫ الحیاه، ترجمه احمد آرام، ج۶، ص۶۲۰٫رر ۸٫ انبیاء، ۱۰۷٫رر ۹٫ مدثر، ۳۱٫رر ۱۰٫ مدثر، ۳۶٫رر ۱۱٫ فرقان، ۱٫رر ۱۲٫ سبا، ۲۸٫رر ۱۳٫ ممتحنه، ۸٫رر ۱۴٫ نهج‌البلاغه، خطبه۳٫رر ۱۵٫ نهج‌البلاغه، حکمت۱۴۷٫
کد مطلب: 91063
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل