​اربعین؛ تجلّیِ جاذبهٔ مغناطیس حسینی

اگر ملت‌های مسلمان در همهٔ این منطقهٔ وسیع از کرهٔ زمین، نه در جزئیات بلکه در جهت‌گیری‌های کلی با یکدیگر همراه باشند، دنیای اسلام به اوج ترقی و تعالی خواهد؛ و اربعین یک ظرفیت بسیار خوب برای این هم‌گرایی و هم‌سخنی و هم‌جهتی برای ما فراهم کرده‌است.
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۴ میزان ۱۳۹۸ ساعت ۰۰:۳۶
​اربعین؛ تجلّیِ جاذبهٔ مغناطیس حسینی
اشاره: کتاب «جاذبهٔ حسینی» گزیده‌ای از بیانات آیت‌الله خامنه‌ای در دو موضوع اربعین و زینب کبری (س) است که از کتاب مرجع امام حسین (ع) تحت عنوان «آفتاب در مصاف» استخراج گردیده و تنظیم شده‌است. آنچه در ادامه می‌آید، مروری بر گفتار دوم این کتاب است که ایشان به تحلیل مسئلهٔ اربعین و اهمیت آن پرداخته‌است:

نگاهی تاریخی
از نظر آیت‌الله خامنه‌ای به‌لحاظ تاریخی، اصل این‌که اهل‌بیت امام حسین (ع) در روز اربعین به کربلا آمده‌اند، مسلّم است؛ اما اینکه سالِ اول بوده یا سال دوم، از سوی برخی از مورخان محل تردید است؛ که ایراد کرده‌اند چطور ممکن است اهلبیت علیهم‌السلام تا اربعین به کربلا رسیده باشند؟ ایشان می‌فرماید مرحوم شهید آیت‌الله قاضی طباطبایی (ره) یک تحقیق مفصّلی دارد که به‌لحاظ تاریخی اثبات می‌کند بله ممکن است. از سوی دیگر، این از مسلّمات تاریخی است که جابربن‌عبدالله انصاری که از اصحاب بدر و صحابهٔ بزرگ پیامبر بود، به‌همراه عطیّهٔ عوفی که از تابعین بزرگ بود و در آن زمان جوان‌تر از جابر بود، در همان اربعین اول خودشان را به کربلا رساندند. همچنین مرحوم سیّدبن‌طاووس –و بزرگان- نوشته‌اند که وقتی کاروان اسرا -یعنی حضرت زینب (سلام‌الله‌علیها) و بقیه- وارد کربلا شدند، در آنجا فقط جابر و عطیّه نبودند؛ بلکه «جماعة من بنی‌هاشم» یعنی عده‌ای از بنی‌هاشم و محبّان اهل‌بیت بر گردِ تربت سیدالشهدا علیه‌السلام جمع شده بودند و به استقبال زینب کبری (س) آمدند. پس به‌لحاظ تاریخی تقریباً می‌توان گفت که تردیدی در اصل مسئله نیست. اما از بُعد تاریخی که بگذریم، ابعاد دیگر مسئله اهمیت پیدا می‌کنند که آیت‌الله خامنه‌ای به تشریح اهمیت آن می‌پردازد:

در جست‌وجوی یک راز
وقتی چنین حرکتی توسط شخصیتی مثل امام سجاد (علیه‌السلام) یا زینب کبری (سلام‌الله‌علیها) صورت می‌گیرد، این را نباید بر همین مسائل عادیِ رایجِ ظاهری حمل کرد. بلکه باید در رفتار ایشان رازهای بزرگتری را جست‌وجو نمود. برای آن‌که این راز را بفهمیم، باید به وجهِ دیگر مسئله توجه کنیم و آن اینکه:

اگر برفرض پس از رخدادِ چنان شهادت عظیمی در تاریخ، بنی‌امیه موفق می‌شدند همچون جسم مطهّر اباعبدالله علیه‌السلام و اصحابش، یاد آنها را هم از خاطرهٔ نسل بشر محو کند، آیا دیگر این شهادت فایده‌ای برای تاریخ و عالَم اسلام داشت؟ آیا این اتفاق بزرگ، می‌توانست برای گرفتاری‌ها و سیاهی‌ها و تاریکی‌های دوران آیندهٔ تاریخ اثری روشن‌گر و افشاکننده داشته باشد؟ اینجا مسئلهٔ مهم دیگری مطرح می‌شود: در طول تاریخ شهیدان چقدر اسوه شدند؟ همواره در تاریخ چنین بوده که سیرهٔ آن شهیدی درس می‌شود که شهادت او و مظلومیّت او را نسل‌های معاصر و آینده بدانند و بشنوند. سیرهٔ آن شهیدی اسوه می‌شود که خون او بجوشد و در تاریخ سرازیر گردد.

لذا می‌بینیم تمام دستگاه‌های تبلیعاتی برای منزوی کردن و در ظلمت نگه داشتن مسئلهٔ عاشورا و کلاً مسئله اهل‌بیت تجهیز شده بودند تا نگذارند مردم بفهمند که چه شد و قضیه چه بود؛ و حاضر بودند هرچه دارند، خرج کنند به قیمت اینکه نام و یاد حسین (ع) و خون حسین (ع) و شهادت عاشورا مثل درس در مردمِ آن‌زمان و ملت‌های بعد باقی نماند. به همین دلیل می‌بینیم که در اواسط دوران بنی‌عباس، حتی قبر حسین‌بن‌علی را هم ویران کردند و بر آن آب انداختند و… تا بتوانند آن را از خاطره‌ها محو کنند.

اربعین به‌مثابه امتداد عاشورا
اینجاست که رازِ آن حرکت امام سجاد (ع) و زینب کبری (س) نمایان می‌شود. ایشان با این کار خواستند به ابناء بشر و به همهٔ تاریخ تفهیم کنند که حادثهٔ عاشورا تمام نشده‌است. مسئله با کشته‌شدن، دفن‌کردن و اسارت گرفتن و بعد رها کردنِ اسیران خاتمه پیدا نکرده. بلکه به شیعیان یاد دادند که اینجا محل اجتماع شما است. اینجا میعادگاه بزرگی است که با جمع‌شدن در این میعاد، هدف جامعهٔ شیعی و هدف بزرگ اسلامیِ جامعهٔ مسلمین را باید به یادِ هم آورد و برای تحقق آن کوشید و هزینه داد؛ لذا در این روز، با تدبیر الهیِ خاندان پیامبر، یاد نهضت حسینی برای همیشه جاودانه شد و این کار پایه‌گذاری گردید. اگر این حرکت نبود، دستگاه عظیم تبلیغاتی دشمن که بسیار فعال بود، وانمود می‌کرد که حسین‌بن‌علی (ع) کسی بود که بر ضدّ دستگاه عدل و حکومت اسلامی و برای دنیا قیام کرده‌است! و مردم هم باور می‌کردند و عاشورا اندک‌اندک از خاطره‌ها پاک می‌شد؛ بنابراین مسئلهٔ اربعین در واقع امتداد حرکت عاشورا بود. خصوصیت اربعین اینست که در اربعین حسینی، یاد شهادت حسین زنده شد.
پس زینب کبری (سلام‌الله‌علیها) دو حرکت انجام داد: یکی حرکت اسارت بود به کوفه و شام و آن روشنگری‌ها و آن بیانات که مایهٔ افشای حقایق شد. دوم، آمدن به زیارت کربلا در اربعین بود. حالا یا اربعین اول یا دوم.

و اربعین آن روزی است که برافراشته‌شدنِ پرچم پیام شهادت کربلا در آن آغاز شد. حالا چه در اربعینِ اول خانوادهٔ امام حسین به کربلا آمده باشند و چه نیامده باشند. اما اربعینِ اول آن روزی است که برای اولین‌بار زائرانِ شناخته‌شدهٔ حسین‌بن‌علی به کربلا آمدند. پس درس اربعین اینست که باید یاد حقیقت و خاطرهٔ شهادت را در مقابل طوفان تبلیغات دشمن زنده نگه داشت.

جاذبهٔ مغناطیس حسینی
اربعین در حادثهٔ کربلا، خودش یک شروع و یک آغاز بود. شروع جاذبهٔ مغناطیس حسینی، در روز اربعین است. این جاذبه است که جابربن‌عبدالله انصاری را از مدینه بلند می‌کند و به کربلا می‌کشد. این مغناطیس پُرجاذبه، اولین دل‌ها را در اربعین به سوی خودش جذب کرد. رفتن جابر و عطیّه به زیارت امام حسین در همان اربعین اول، سرآغاز حرکت پربرکتی بود که در طول قرن‌ها تا امروز، پیوسته و پی‌درپی ادامه دارد.

لذا می‌بینیم مثل کسی به زیارت می‌روند که می‌خواهد خانهٔ خدا را طواف و زیارت بکند. عطیّه می‌گوید که وقتی خواستیم به آنجا برویم، جابر گفت: اول دم شطّ برویم و غسل کنیم. در شطّ فرات غسل کرد، سپس قطیفه‌ای به کمر پیچید و قطیفه‌ای هم بر دوش انداخت.

آتش عشق
کربلا کعبهٔ دل‌هاست. اینکه از اقطار عالَم انسان‌هایی با اشتیاق و به آن کیفیت به سمت این کعبه حرکت می‌کنند، این نه صرفاً از ایمان و باور، بلکه از «عشق» نشأت می‌گیرد. این محبت و این عشق یک آتشِ سوزنده است که روزبه‌روز اشتعالش بیشتر می‌شود و اصلاً فرونشستن ندارد؛ لذا می‌بنیم برخلاف وضع طبیعیِ عالَم که هرچه از زمان یک حادثه می‌گذرد دایرهٔ تأثیرگذاری‌اش هم کوچک‌تر می‌شود، در این حادثه، هرچه زمان گذشته‌است، موجش بلندتر، نمایان‌تر، ماندگارتر، زاینده‌تر و جوشنده‌تر شده‌است.

جهانِ امروز در امتداد اربعین
این خصوصیّت اربعین است؛ یعنی در اربعین هم افشاگری هست، هم عمل هست، هم تحقق هدف‌های آن افشاگری وجود دارد؛ لذا جلوه‌ای از این اهمیتی که دربارهٔ اربعین گفته شد، در انقلاب اسلامی خودمان [در ایران] هم محقق شد. عینِ همان قضیه در اربعینِ تبریز اتفاق افتاد. اگر حادثهٔ ۲۹ بهمن (دلو) ۵۶ در تبریز پیش نمی‌آمد و یادِ شهدای قم به‌وسیلهٔ تبریزی‌ها آن‌طور با فداکاری زنده نگه‌داشته نمی‌شد، ممکن بود جریان مبارزات انقلابی [در ایران]، مسیر دیگری را طی کند. ماجرای خون‌های ریخته‌شده در قم را قیام تبریز زنده و احیا کرد، هزینه‌های سنگینی هم دادند، اما نتیجه این بود که کلّ کشور [ایران] بیدار شد و برای شهدای تبریز هم چندین اربعین گرفته شد و مسیر ادامه پیدا کرد.

لذا ما از این ظرفیت بزرگ تاریخی بهرهٔ مهمی برای اسلام و پیروزی امّت اسلامی می‌توانیم ببریم. اگر ملت‌های مسلمان در همهٔ این منطقهٔ وسیع از کرهٔ زمین، نه در جزئیات بلکه در جهت‌گیری‌های کلی با یکدیگر همراه باشند، دنیای اسلام به اوج ترقی و تعالی خواهد؛ و اربعین یک ظرفیت بسیار خوب برای این هم‌گرایی و هم‌سخنی و هم‌جهتی برای ما فراهم کرده‌است.
کد مطلب: 91005
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل