قدرت‌نمایی غنی و نور در میدان بلخ!

آقایان اتمر و کرزی به طور نادرستی بر این باور‌اند که خلیل‌زاد الزاماً بر‌اساس حسن نیت کامل و رعایت منافع علیای افغانستان عمل می‌کند. چنین اعتمادی به دور از تدبیر و تجربه است. هم‌چنان، اشرف غنی بنا بر شخصیت تندخو، تک‌رو و انحصار‌طلب خود گمان می‌برد که به عنوان «عقل کل» همه به او اقتدا کرده و تبعیت کنند.
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۷ حمل ۱۳۹۸ ساعت ۱۲:۵۵
قدرت‌نمایی غنی و نور در میدان بلخ!
رئیس جمهور غنی در اولین روز سال جدید خورشیدی و درحالی که شهروندان بلخ مصروف برگزاری جشن نوروز بودند، به این ولایت سفر کرد، از دستاوردهای حکومتش گفت و مثل همیشه وعده‌های دور و دراز به مردم بلخ سپرد.
سفر رئیس جمهور غنی به بلخ و سخنرانی در بین شهروندان بلخی نوعی قدرت‌نمایی در برابر عطا محمد نور، والی پیشین بلخ و دیگر متحدان سیاسی‌اش می‌تواند به شمار رود.
عطا محمد نور نیز که این قدرت‌نمایی رئیس جمهور را با چشم سر دیده بود در اقدامی تلافی جویانه به بهانه تجلیل از سالگرد درگذشت مارشال فهیم، هواداران خود را به میدان آورد؛ هواداران نور در قالب نمایندگان اقشار مختلف مردم در حمایت از والی پیشین بلخ شعارهایی حماسی سردادند. 
نور با این اقداماتی اینچنینی به خوبی توانسته است اتمر را وادار به موضع‌گیری‌های تند علیه اشرف غنی کند، اعتبار و جایگاهش را از جانب متحد سابق اشرف غنی مورد تأیید قرار دهد و وانمود سازد که تیم صلح و اعتدال به حمایت او نیاز شدید دارد.
 این باعث شده اتمر تحت تأثیر حرف‌های تند و جنجالی عطامحمد نور قرار گرفته و بیش از حد خود را به عطا محمد نور و آرایی که وی از جانب تاجیک‌ها به تیم صلح و اعتدال قول داده، وابسته کند. 
سخنرانی آقای اتمر و اظهارات متحدانش گواه آن است که در چند ماه آینده شاهد جنجال‌های جدی سیاسی در کشور خواهیم بود. این جنجال‌ها به نوبه‌ی خود می‌تواند به بحران‌های زیان‌آوری منتهی گردد. 

اتمر و اتکای بیش از حد به نور 
آقای اتمر، نامزد تیم انتخاباتی صلح و اعتدال برای انتخابات ریاست جمهوری سال آینده، در سخنرانی خود در شهر مزارشریف به صراحت گفت ریاست جمهوری آقای غنی بعد از اول ماه جوزا مشروعیت ندارد. لحن آقای اتمر تا حدودی کلی و آرام بود، ولی آقای نور، از چهره‌های کلیدی تیم انتخاباتی وی، بر‌حسب معمول با لحنی تند و شورش‌آفرین وعده داد اگر آقای غنی ارگ را بعد از اول ماه جوزا به یک حکومت سرپرست ندهد، جلو کارش را خواهد گرفت.
بخشی از این لحن تند به اتفاقات اخیر در این ولایت بر‌می‌گردد. آقای غنی فرمانده امنیه‌ی نزدیک به عطا‌محمد نور، والی سابق بلخ را برکنار کرد. این موضوع باعث خشم آقای نور شد چراکه وی برای مصونیت سیاسی و تجاری خو به حفظ مقامات نزدیک به خود در پست‌های کلیدی این ولایت نیاز دارد. آقای غنی به طور پیوسته کوشیده است جایگاه آقای نور را در بلخ ضعیف سازد و در مقابل آقای نور نیز تلاش کرده است به طور زیگزاگی عمل کند؛ از یک سو بر طبل مخالفت و بحران‌آفرینی بکوبد و از سوی دیگر زیر فشار کابل آهسته‌آهسته عقب نشیند و برای حفظ آبروی سیاسی خود به حداقل امتیاز قناعت کند.
آقای نور به خوبی توانسته است اتمر را وادار به موضع‌گیری‌های تند علیه اشرف غنی کند، اعتبار و جایگاهش را از جانب متحد سابق اشرف غنی مورد تأیید قرار دهد و وانمود سازد که تیم صلح و اعتدال به حمایت او نیاز شدید دارد. این باعث شده است که اتمر زیر سایه حرف‌های تند و جنجالی عطامحمد نور قرار گرفته و بیش از حد خود را محتاج یک قدرت‌مند محلی نشان دهد، کسیکه به خوبی وعده انداختن «آرای تاجیک‌ها» به صندوق اتمر را به تیم صلح و اعتدال فروخته است.
در این‌جا لازم است که آقای اتمر از جنجال‌آفرینی‌ها و پوپولیسم بحران‌آفرین آقای نور فاصله بگیرد. آقای نور به سادگی اوضاع را متشنج می‌سازد و برای امتیازگیری بحران خلق می‌کند؛ امتیازهایی که بیشتر در راستای منافع خودش است. در جنجال اخیر، او حاضر شد به خاطر حفظ یک قوماندان امنیه‌، شهر مزار شریف را تا آستانه یک شورش و درگیری خونین پیش ببرد.
بحث مشروعیت حکومت بعد از اول ماه جوزا یک موضوع بحران‌آفرین است. تیم آقای اتمر به خوبی می‌داند که انتخابات به دلیل فشار امریکایی‌ها به تأخیر افتاده است. آقای خلیل‌زاد امیدوار است تا برگزاری انتخابات، طالبان و جریان‌های سیاسی افغان، به شمول حکومت، باهم توافق کنند و این گروه در قدرت شریک شود. هم‌چنان، گزینه دیگر امریکایی‌ها، تشکیل حکومت موقت است.
اشرف غنی به طور واضح به خواست امریکایی‌ها تن داده و انتخابات را برای چند ماه دیگر به تعویق انداخته است، ولی تیم آقای اتمر وانمود می‌کند که تأخیر در برگزاری انتخابات تصمیم محض آقای غنی بوده است. درخواست آن‌ها برای روی‌کارآمدن حکومت سرپرست با توجه به عدم امکان برگزاری انتخابات در زمان معین آن، منطقی به نظر نمی‌آید.

قانون اساسی آلت دست زورمندان 
تداوم کار حکومت اشرف غنی بر‌اساس قانون اساسی مشروعیت ندارد و آقای اتمر نیز به این نکته اشاره کرد؛ اما مشکل افغانستان پس از تصویب قانون اساسی در سال ۲۰۰۴ میلادی نقض مکرر این قانون بوده است. 
آقای اتمر یکی از چهره‌های کلیدی حکومت وحدت ملی بود که به طور واضح نظام سیاسی و اداری تسجیل‌یافته در قانون اساسی افغانستان را نقض می‌کرد. هم‌چنان، رفتار متحد وی اشرف غنی در طول پنج سال گذشته در راستای نقض قانون اساسی، تضعیف توازن قوا و معامله سیاسی به جای عمل به قوانین نافذه‌ی کشور بوده است. همین حالا پارلمان افغانستان در گروگان کمیسیون‌های انتخاباتی و زد‌و‌بندهای ارگ است. آیا تعطیلی پارلمان افغانستان نقض قانون اساسی نیست؟ آیا آقای اتمر و نور برای بازگشایی دروازه‌ پارلمان تلاش جدی به خرج داده‌اند؟
واقعیت این است که سیاست‌مداران افغان برای حل مشکلات سیاسی خود سازش و امتیازگیری را بر اصل عمل به قانون ترجیح می‌دهند. آقای نور به طور واضح صلاحیت‌های رسمی رییس جمهور را نادیده می‌گیرد و زیر نام «مردم بلخ» حکومت مرکزی و نیروهای امنیتی افغانستان را تهدید می‌کند. 
وی زمانی صحبت از قانون می‌کند که منافع خودش به خطر بیفتد.
مشکل آقای اتمر این است که به خاطر حفظ اجماع داخلی و راضی ساختن اعضای قدرت‌مند تیمش، از گرفتن مواضع اصولی پرهیز می‌کند. او به طور واضح اقدامات بحران‌آفرین آقای نور را تأیید کرده و به آن مشروعیت می‌بخشد. 
آقای اتمر در گذشته یکی از مجریان سیاست تضعیف و براندازی آقای نور و سایر زورمندان محلی از قدرت بوده و دلیل آن را تقویت اعتبار و اقتدار حکومت مرکزی در سراسر کشور می‌دانسته است. اما اکنون آقای اتمر خود در کنار نور برای تضعیف حکومت قرار گرفته است. سوال این‌جاست: آیا وی در صورت پیروزی در انتخابات به افراد قدرت‌مند در ولایات اجازه می‌دهد که فرامین حکومت را نپذیرفته و رییس جمهور را تهدید به براندازی و شورش کنند؟ آیا وی به کسانی مانند عطامحمد نور اجازه خواهد داد که به خاطر حفظ افراد مورد اعتماد‌شان در پست‌های دولتی، شهرها را به آشوب کشیده و در برابر نیروهای امنیتی و فرمان رییس جمهور بغاوت کنند؟
جناح‌های غنی و اتمر در آستانه انتخابات به جان هم افتاده‌اند که پیامد آن بیشتر به نفع طالبان است. دو جناح، به ویژه جناح اشرف غنی، با لجاجت و سخت‌سری غیر‌قابل درکی عمل می‌کنند. ایالات متحده و طالبان روی مسایل عمده‌ای مذاکره می‌کنند که بدون شک روی آینده افغانستان تأثیر تعیین‌کننده دارد. مثلاً، از خشم و انتقاد ارگ و هواداری جریان اتمر-کرزی از مواضع خلیل‌زاد روشن است که بحث حکومت موقت با طالبان مطرح شده است. خلیل‌زاد و طالبان موضوع را انکار می‌کنند، غنی در این مورد آشفته است و اتمر-کرزی از این طرح حمایت می‌کنند.
واقعیت این است که طالبان و امریکایی‌ها منافع خاص خود را دارند. ایالات متحده موضوع خروج خود از افغانستان را نهایی ساخته است و ترمپ هیچ علاقه سیاسی و استراتژیک به مأموریت نیروهای خود در افغانستان نشان نمی‌دهد. البته نهاد‌های امنیتی و استخباراتی امریکا مایل‌اند که نیروهای ضد تروریزم‌شان در چارچوب توافقات آینده در افغانستان بمانند و بدون شک این موضوع از نظر دیپلمات‌های امریکایی نیز لازم است؛ اما ترمپ بیش از حد درگیر مسایل داخلی است و در سیاست خارجی بیش از اندازه روی موضوع ایران و کوریای شمالی تمرکز کرده است.
در این موقعیت منافع ملی افغانستان که باید در چارچوب توافقات عادلانه و بر محور حفظ دست‌آورد‌های ۱۷ سال اخیر، به خصوص حفظ نظام مردم‌سالاری و اصل خدشه‌ناپذیر برابری شهروندان در برابر قانون تضمین گردد، به خطر افتاده است.
مردم افغانستان زمانی می‌توانند در برابر طالبان و امریکایی‌ها از منافع خود دفاع کنند که سیاست‌مداران افغان روی یک سلسله اصول کلی ملی اجماع کرده و به طور دقیق و مشخص در راستای منافع ملی افغانستان هم‌بستهگی لازم را در برابر دشمنان داخلی و خارجی کشور از خود به نمایش بگذارند. فعلاً جریان‌های سیاسی بر‌اساس راه حل غیررسمی خلیل‌زاد به جان هم افتاده‌اند. ارگ و جریان‌های سیاسی مخالف، آن مهارت گفت‌وگو و همکاری را ندارند و همانند سیاست‌مداران خام و لجوج در برابر یک‌دیگر صف کشیده‌اند. در چنین وضعیتی، دشوار است که در مذاکرات آتی حکومت و جریان‌های سیاسی داخلی موضع قوی در برابر طالبان و امریکاییها داشته باشند.
آقایان اتمر و کرزی به طور نادرستی بر این باور‌اند که خلیل‌زاد الزاماً بر‌اساس حسن نیت کامل و رعایت منافع علیای افغانستان عمل می‌کند. چنین اعتمادی به دور از تدبیر و تجربه است. هم‌چنان، اشرف غنی بنا بر شخصیت تندخو، تک‌رو و انحصار‌طلب خود گمان می‌برد که به عنوان «عقل کل» همه به او اقتدا کرده و تبعیت کنند. آقای غنی در این مرحله نشان داده است که رهبر وضعیت‌های دشوار نیست و قدرت ایجاد ایتلاف و هماهنگی را ندارد. او همیشه با همان ژست‌های معروف دستش روی اصول تأکید می‌کند، اما در سیاست تنها موضوع اصول مطرح نیست، بلکه مهارت در عملی کردن خواسته‌ها نیز اهمیت فوق‌‌العاده دارد. فعلاً نتیجه این وضعیت و رهبری ضعیف آقای غنی این شده است که اگر امریکایی‌ها با طالبان روی تشکیل حکومت موقت موافقت کنند، آقای غنی برای جلوگیری از این توافق باید در مقابل امریکایی‌ها، جریان‌های سیاسی داخلی عمده و بخش‌هایی از مردم افغانستان قرار بگیرد که وی را به خاطر قدرت‌طلبی مانع صلح می‌دانند. او همانند نجیب‌الله در روز‌های آخر حکومتش منزوی خواهد شد و در برابر حرکات و توطیه‌های داخلی به شدت آسیب‌پذیر خواهد گردید. آقای غنی متأسفانه به جز از تیم محدود و بی‌تجربه‌اش، متحدی در داخل و خارج ندارد؛ این بزرگ‌ترین خطر برای منافع ملی کشور است که رییس جمهورش این‌قدر منزوی، بی‌ابتکار، عصبانی و احساساتی باشد.
نویسنده: حمید ارجمند 
 
کد مطلب: 89558
گزارشگر : حفیظ‌الله رجبی
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل