رئیس دانشکده ژونالیزم دانشگاه کلمبیا: طالبان به دست آی‌اس‌آی پاکستان اینقدر فربه شده‌است

تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۹ جدی ۱۳۹۷ ساعت ۰۹:۳۵
رئیس دانشکده ژونالیزم دانشگاه کلمبیا: طالبان به دست آی‌اس‌آی پاکستان اینقدر فربه شده‌است
پروسه صلح افغانستان در سال جاری انگار سردرگم‌تر از هر زمان دیگری شده‌است؛ زلمی خلیل‌زاد، نماینده ویژه امریکا در امور صلح افغانستان در سه دور سفر منطقه‌ای خود با نمایندگان طالبان و برخی کشورهای منطقه‌ای که گمان می‌رود در کشاندن طالبان به میز مذاکره نقش دارند، سخت در تلاش است به هر ترتیبی که شده طولانی‌ترین جنگ ایالات متحده در افغانستان را از طریق یافتن یک راه حل سیاسی به پایان برساند. 
جدای از اینکه مذاکره امریکا با طالبان تا چه حد در راستای منافع این کشور یا کمک به برقراری صلح در افغانستان صورت می‌گیرد، نکته‌ای که برجسته می‌نماید عدم تمایل طالبان به گفت‌وگوی مستقیم با دولت کابل است.
در مذاکره مستقیم اخیر امریکا با طالبان در ابوظبی امارات، طالبان حاضر به گفت‌وگو با هیأت مذاکره کننده دولت افغانستان نشد.
در کنار تلاش‌های امریکا برای مذاکره با طالبان، دولت وحدت ملی هم به تکاپو افتاده تا در این پروسه مهم ملی و بین‌المللی به انزوا کشانده نشود؛ رئیس جمهور غنی در این راستا دو چهره ضد پاکستانی را در وزارت‌های داخله و دفاع ملی جابه‌جا کرده و محمد عمر داوودزی را نیز به عنوان نماینده خاص خود در ایجاد اجماع منطقه‌ای گمارده‌است. 
به گزارش پیام آفتاب، هفته‌نامه امریکایی «نیوزویک» در مصاحبه با استیو کول، رئیس دانشکده ژورنالیزم دانشگاه کلمبیا، اماواگرهای پروسه صلح افغانستان با طالبان، نقش امریکا و پاکستان و دیگر کشورهای منطقه در گفت‌وگوهای صلح را بررسی کرده که در زیر می‌آید: 

 آخرین بار که با «نیوزویک» به گفت‌وگو نشستید ۲۰۱۴ بود. از آن زمان تا به حال چه تغییراتی آمده است؟

استیو کول: فکر می‌کنم دو تغییر مهم رخ داده است. ارتش پاکستان نفوذ اش را در سیاست و جامعه پاکستان بیشتر کرده است که پیامد‌های عمدتاً زیان‌بار در سیاست و نهاد‌های سیاسی پاکستان داشته است. از آزادی رسانه‌ها کاسته شده است، گفتمان عمومی محدودتر شده است و سیاست در پاکستان حالت رقابتی اش را از دست داده است. تغییر دومی این است که امنیت بهتر شده است. واضح است که ارتش، امنیت پاکستان را در مقایسه با امنیت افغانستان در اولویت قرار داده است. ولی برای این تغییر، قسمتی از مشکل را وارد افغانستان کرده اند.
 
ادعاهای فراوانی وجود دارد که ارتش، انتخابات را به نفع عمران خان دست کاری کرده است. برداشت شما از این اظهار نظر‌ها چیست؟

استیو کول: هر چند مشکل است تا بفهمی که ارتش چگونه در روز انتخابات به نفع عمران خان مداخله کرده است، اما پر واضح است که ارتش با تحت فشار قراردادن اعضای سایر احزاب برای جلب حمایت آن‌ها برای عمران خان، راه پیروزی او را هموار کرده است. شواهد فقط نیت ارتش [در دست کاری انتخابات] را می‌رساند. آن‌چه در این انتخابات اتفاق افتاد، مرا به یاد مداخله ارتش از طریق بسیج مجلس متحد برای عمل (متحده مجلس عمل) در سال ۲۰۰۲ می‌اندازد. مطمئناً دست‌کاری‌های خرد و کوچکی در روز انتخابات رخ داده است اما قسمت زیاد دست‌آورد قبل از قبل از طریق تعیین کاندیدان، حوزه‌های انتخاباتی و تعیین نتیجه پیش از وقت به دست آمده است.
 
با در نظر داشت این که عمران خان کاندید مورد علاقه‌ی ارتش بود، فکر می‌کنید وجود او به صلح در افغانستان کمک می‌کند یا مانع آن می‌شود؟

استیو کول: به نظر می‌رسد عمران خان وسیله‌ی خوبی برای ریسک کردن باشد به خاطر این که او رخ قابل دید سیاست ارتش است. اما فکر می‌کنم اصولاً ارتش باید تصمیم بگیرد که در افغانستان چه می‌خواهد. آیا ارتش مایل است که ریسک کند و طالبان را وادار به مذاکره کند؟
 
برای کتابی که شرح جنگ امریکا در افغانستان است، «ریاست اس» نام عجیبی به نظر می‌رسد؟ آیا می‌شود شرحی در باره‌ی این عنوان برای خواننده‌گان بدهید؟

استیو کول: ریاست اس نامی است که امریکایی‌ها برای شعبه‌ی عملیات مخفی «آی‌اس‌آی» داده بودند. شعبه‌ای که گفته می‌شود جنگ‌جویان را در افغانستان حمایت می‌کرد. بعد از سال ۲۰۰۶ سیا و ایالات متحده امریکا دریافت که پناه‌گاه‌های امن و حمایتی که طالبان در پاکستان برای نبرد با ناتو در افغانستان دارند به شکل وحشت‌ناکی تکرار همان استراتژی است که «آی‌اس‌آی» در همکاری با سیا برای نبرد با شوروی در افغانستان تدوین کرده بودند.
 
ارتش و حکومت غیر نظامی هر دو شدیداً [حمایت از] طالبان را رد کرده‌اند. چرا نباید به حکومت غیر نظامی اعتماد کرد؟

استیو کول: شواهد زیادی دال بر این حمایت وجود دارد: تعداد رهبران طالبان که در کراچی یا کویته پاکستان برای مدت طولانی بدون آزار زند‌گی کرده‌اند، توانایی که آن‌ها از خود در برگزاری جلسات و رهبری این تحریک از خودشان نشان داده‌اند؛ شفاخانه‌هایی که برای مداوای طالبان استفاده می‌شوند و دست نخورده باقی مانده‌اند. در تاریخ شما با روایت‌های مستند بی‌شماری برمی‌خورید که نشان می‌دهند ارتش پاکستان چگونه تماس‌شان را با طالبان از طریق «آی‌اسی‌آی» به نمایش گذاشته است. در واقع رییس ارتش، جنرال کیانی، بیانیه‌ی را تحت نام ملا عمر در نشستی در بروکسل به وزیر خارجه‌ی آن وقت ایالات متحده جان کری تسلیم کرد و گفت آن‌ها قادر بوده‌اند تا طالبان را تا این حد پیش بیاورند.
 
شما در پاکستان متهم به بدبینی و پارانویا نسبت به «آی‌اس‌آی» هستید. پاسخ شما به این اتهام چیست؟

استیو کول: خوانش منصفانه‌ی کتاب من چنین بیانات را تایید نمی‌کند. از منظر یک پاکستانی، کتاب، عنوان تحریک کننده‌ی دارد و من این مسوولیت را به دوش می‌گیرم. اما به جد باور دارم که روایات تاریخی کتاب متوازن است.
برای امریکایی‌ها کتاب خوش‌آیند نیست. ناکامی‌های مکرر در تصمیم‌گیری‌ها در واشنگتن، مصروفیت مهلک ایالات متحده در عراق و بی میلی در برگزینی استراتژی سیاسی که تکمیل کننده استراتژی نظامی باشد از جمله دلایل نامطبوعی کتاب است. و به همین گونه مطالب زیادی درباره ناکامی رهبری افغان‌ها و فساد و ارجحیت منافع شخصی که مکرراً دولت افغانستان را تحت تاثیر قرار داده است، در این کتاب وجود دارد. من این عنوان را انتخاب کردم چون فکر می‌کردم کانونی‌ترین مفهوم در گفتمان جنگ [امریکا در افغانستان] و سیر وقایع این جنگ بوده است. و می‌دانید که هر کتابی قطعاً نیازی به عنوانی دارد.
 
شما در کتاب اظهارات مقامات هندی را بر می‌شمارید که در حمله‌ی کشتی‌های جنگنده‌ی ناکام «پی‌ان‌اس» ذوالفقار، تسلیحات هسته‌ای شامل بوده است. آیا تسلیحات هسته‌ای پاکستان امن است؟ آیا باور دارید که در ذوالفقار تسلیحات هسته‌ای وجود داشت؟

استیو کول: من در مورد وجود تسلیحات هسته‌ای در آن کشتی آن گونه که هندی‌ها ادعا می‌کنند چیزی نمی‌دانم. هندی‌ها علاقه‌مند بالا نشان دادن سطح این گونه تهدیدات هستند. اما هیچ جای پرسشی نیست که تسلیحات هسته‌ای پاکستان به خاطر علاقه‌ی ارتش در ساختن سلاح‌های کوچک تاکتیکی خطرناک‌تر می‌شود. شما حالا سلاح‌های تاکتیکی کوچک در دریا و خشکه دارید که ماهیتاً به خاطر اندازه‌ی کوچک و ارسال‌شان قبل از عملیات محفوظ نیستند.
 
باور رایج این است که راه حل سیاسی در افغانستان تنها راه حل است. برداشت شما از عادی‌سازی نظامی‌گری در افغانستان و پاکستان چیست؟

استیو کول: عادی‌سازی نظامی‌گری سیاست اصلی ارتش پاکستان برای به پیش راندن سیاست‌هایش بوده است که هزینه‌ی گزاف اجتماعی داشته است. پاکستان ملتی با نفوس توانا و مهاجران توانا است. اما اگر قرار باشد که فقط بر پروژه‌های ایدولوژیکش که دیر وقتی است از حاشیه به متن آمده است- تمرکز کند، ظرفیت پیش‌رفت اقتصادی‌اش باز داشته می‌شود.
در افغانستان سیاست عادی‌سازی نظامی‌گری قدری متفاوت است. آن‌جا جنگ داخلی خشونت‌باری به شکل دوام‌دار پس از اشغال توسط شوروی بوده است و طالبان بخش مهم آن است. می‌توانید نسخه‌ی چیزی که در پاکستان دارید را در آن‌جا تصور کنید. جایی که هنجار‌های شهر در مقابل روستا قرار می‌گیرد. این تصویر درست امروز افغانستان است: تفاوت هنجارها میان قندهار روستایی و مزار شهری. فکر می‌کنم یک راه حل این است که درباره موضوعات پایدار سیاسی در قانون اساسی مذاکره شود تا نگرانی درباره‌ی این که هنجارها در افغانستان تا چه حد یک دست است.
 
صلح چگونه به نظر می‌رسد؟

آخرین باری که گفت‌وگو‌ها جدی بود (۲۰۱۳)، دیدگاه پاکستان- در واقع دیدگاه رییس ارتش- این بود که بیایید تدریجاً اعتمادسازی کنیم. ما می‌خواهیم که نتیجه مذاکرات افغانستان متحد باشد، ما قطعاً تکامل طبیعی شرق و جنوب را می‌خواهیم و به دنبال افغانستان متوازن هستیم. اما نباید همه مواد قانون اساسی را فعلاً به مذاکره بگیریم. بیاید آتش‌بس و سیاست‌های مدیریت شده را تجربه کنیم و تدریجاً اعتمادسازی کنیم.
خواست امریکایی‌ها مذاکره‌ی رسمی در حد قانون اساسی بود. و حقیقتاً هیچ وقت تغییر نکرد. فکر می‌کنم افغان‌ها هم در مورد بازنویسی قانون اساسی و قدرت بی‌ثبات‌کننده‌ی آن مشوش بودند. همین گونه رییس جمهور کرزی فکر می‌کرد که ممکن است این مذاکرات به قیمت خودش تمام شود و یکی از دلایل به هم زدن مذاکرات همین بود.
حالا سال‌ها گذشته است و جان‌های زیادی گرفته شده‌اند و شما واضحاً حسرت توافق در افغانستان را می‌بینید. شما این را در آتش‌بس عید و تصویر افغانستان بدیل که در هر طرف کشور فوران می‌کرد دیدید.
 
نماینده ویژه صلح زلمی خلیل‌زاد هفته‌ی گذشته از خوش‌بینی محتاطانه در مورد صلح حرف زد. خلیل‌زاد را بنا بر دلایلی به عنوان چهره‌ی ضد پاکستان می‌شناسند. فکر می‌کنید دلایلی برای خوش‌بینی وجود دارد؟

استیو کول: خب اداره‌ی فعلی امریکا نسبت به این مذاکرات به حدی جدی است که هیچ اداره‌ی دیگری نبوده است. شما این بار قوی‌ترین مذاکره‌کننده‌ی جمهوری‌خواه ادراه‌ی ترمپ را در مذاکرات دارید که اهرم فشار جالبی است. اما همه می‌دانند که رییس جمهور ترمپ علاقه‌ای به جنگ افغانستان ندارد. نظامیان و دیپلومات‌های حکومت ترمپ می‌دانند که زمان در حال گذر است.
 
آیا افزایش بمبارد‌های سال گذشته که منتج به افزایش تلفات ۳۹ درصدی غیر نظامیان شد، بخش از این تلاش برای آوردن طالبان به میز مذاکره بوده است؟

استیو کول: تا چه اندازه نگهداری از شهر‌ها توسط بمباردمان جنگ چریکی که با غیر نظامیان گره خورده است مطمین است؟ فکر می‌کنم نسبتاً غیر قابل اتکا است. فکر می‌کنم اصلی‌ترین نگرانی در مذاکرات این است که هر کس می‌داند که جنگ در جانب حکومت افغانستان خوب پیش نمی‌رود و طالبان قطعاً عقب‌نشینی نمی‌کنند. برای حکومت افغانستان و ایالات متحده امریکا زمان اهمیت زیادی دارد. هر چند مطمین نیستم که طالبان هم همین باور را دارند. و در نهایت ترمپ. ادبیات تهاجمی ترمپ در برابر پاکستان بسیاری‌ها را برآشفته کرده است و به نظر می‌رسد که دقیقا در مقابل خوش‌بینی محتاطانه خلیل‌زاد قرار دارد. ترمپ به دنبال چه چیزی بود؟
فکر می‌کنم قبل از گفتن این قبیل حرف‌ها او چندان عمیق فکر نمی‌کند. ترمپ از حمایت فراوانی برای فشار بر پاکستان برخوردار است که باعث می‌شود این گونه توییت کند. اما فکر نمی‌کنم سازنده باشد یا ماموریت خلیل‌زاد را ساده‌تر سازد. دشواری هنوز پابرجا است.
قابل ذکر است استیو کول رییس دانشکده ژورنالیزم دانشگاه کلمبیا از دهه هشتاد قرن گذشته تا به حال جنوب آسیا را پوشش داده است. کتاب «جنگ اشباح» او که درباره‌ی اسامه بن‌لادن، سازمان سیا، افغانستان و یازده سپتامبر است، جایزه پولتزر را در سال ۲۰۰۵ دریافت کرد. به همین گونه، تازه‌ترین کتاب او به نام «ریاست اس» به عنوان اثر معتبر درباره‌ی جنگ امریکا در افغانستان مورد تمجید فراوان قرار گرفته است. 
برگردان: ضیافت‌الله سعیدی

 
کد مطلب: 87533
مرجع : نیوز ویک
گزارشگر : حفیظ‌الله رجبی
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل